درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 مساله وحدت و تقريب مذاهب اسلامی، از ديرباز همواره جز اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌های مصلح سياسی و مذهبی بوده و تلاش برای تحقق آن در اعصار گوناگون، با نشيب و فراز فراوان روبرو گرديده است. از ابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی ايران نيز وصول به اين هدف مقدس، که متکی به ريشه های استوار در کتاب و سنت می باشد، يکی از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خمينی (ره) بوده است.

 

طرح مساله تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معنای «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت يکديگر به منظور دستيابی به تئالف و اخوت دينی بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی»، در پی ناهمسازگري ها و تفرقه های موجود ميان جوامع مختلف اسلامی آغاز گرديد. تبعات ناشی از اين مسئله، در روابط قومی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان هويدا گرديد. به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگی و وحدت ميان مسلمانان از سوی دانشمندان و مصلحان جامعه اسلامی نيز آغاز شد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجری شاهد تلاقی گسترده انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامی هستيم. در اين دوران، وجود مناظره های علمی بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد واقع گرايی و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمی و پژوهشی بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکی و همسازگرايی فرق گوناگون اسلامی دارد.

 

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

جمعه 15 آذر 1398 8 ربیع‌الثانی 1441 Friday 6 December 2019
خونابه های پس از عاشورا
1398/06/17 331

خونابه های پس از عاشورا

 

 

آن­گاه که حسین را می­کشند زمان زمین­گیر می­شود، و از شرم، چشمان خون­آلود خویش را در زیر سنگ­ریزه­های زمین پنهان می­کند[1] و در انتظار قیامت می­نشیند. اکنون زمین با خود نجوا دارد و از درون می­سوزد و در انتظار: «إذا زلزلت الأرض زلزالها و أخرجت الأرض أثقالها» می­ماند. به راستی باید چه می­کرد…؟

 

آری آن روزها دیوار شهر ما از خونابه­های خورشید، رنگ خون گرفته بود.[2]

 

آن روزها حتی حیوان­ها هم بوی خون گرفتند و فلسفه خلقتشان را به دست فراموشی سپردند[3] و به دستور آیه: «و تأکلون لحما طریا»[4] تمکین نکردند.

 

در اثر غبار غمگین زمین[5]، ماجرا به آسمان نیز کشیده شد و فریاد فرشتگان را بر آورد. با اینکه در بارگاه قدس جای ملال نیست اما سرهاي قدسيان بر زانوي غم بود و با غم­انگيزترين موسيقي، ترانه «یا ربنا هذا الحسین» مي سرودند.[6]

 

ای زداغ تو روان خون دل از دیده حور

 

بی تو عالم همه ماتمکده تا نفخه صور

 

آری در همین هنگام بود آنکه دستش به خون حسین آلوده بود، نور شدیدی در آسمان مشاهده کرد که آدم و نوح و ابراهیم و جبرئیل و محمد(ص) با گروهی از فرشتگان به زمین آمدند و سر مقدس حسین را در آغوش گرفتند و بوسیدند[7].

 

در این میان، آسمان چاره­ای جز سکوت نداشت. سکوتی که خونابه­هاي پس ازعاشورا بر چهره­اش نشانید[8] و آفتابش را تیره و تار کرده بود[9]. این سکوت اثر نویدی بود که خداوند در زیر سایه شمشیر قائم آل محمد(عج) پنهان کرده بود[10]. اینجاست که تو باید پس از این همه سال، زمزمه «أین الطالب بدم المقتول بکربلا» سر دهی و با دعای ندبه­ات، منتظر او بمانی و در برابر فرصتی که خدا به دشمنان حسین داده است بگویی: فانتظروا إنا منتظرون. آری این مطلب، همان است که زینب در خطبه حیدریه­اش به یزید گوشزد کرده بود که: «آنان که به راه کفر رفتند، گمان نکنند مهلتی که به آنان داده­ایم به حال­شان بهتر خواهد بود، بلکه مهلت برای امتحان است تا بر سرکشی خود بیفزایند و آنان را عذابی خوارکننده است»[11].

 

 

 

[1]) در روایت محمدبن شهاب زهری آمده است: «لم ترفع حصاة ببیت المقدس إلا وجد تحتها دم عبیط». (مجمع الزوائد هیثمی، ج9/169). سنگی در بیت المقدس برداشته نشد مگر اینکه خون تازه از زیر آن نمایان می گشت.

 

[2]) در گزارشی از طبری از حصین می خوانیم: «فلما قتل الحسین لبثوا شهرین أو ثلاثة کأنما تلطخ الحوائط بالدماء ساعة تطلع الشمس حتی ترتفع» آن زمان که حسین کشته شد گویا دیوارها تا دو ماه و یا سه ماه در ساعت های اولیه طلوع خورشید، خون آلود بود. (تاریخ طبری، ج4/296).

 

[3]) ابوبکر هیثمی می گوید: آن گاه که حسین کشته شد شتری را از لشکر آن حضرت به سرقت بردند. زمانی که آن حیوان را ذبح کردند و پختند، گوشت آن به خون تبدیل شده بود. «لما قتل الحسین(ع) انتبهت جزوره من عسکره فلما طبخت إذا هی دم». (مجمع الزوائد هیثمی، ج9/169).

 

[4]) فاطر/12.

 

[5]) «و ارتفعت فی ذلک الوقت غبرة شدیدة سوداء مظلمة فیها ریح حمراء لا یری فیها عین و لا أثر» در آن وقت غبار شدیدی توأم با تاریکی و طوفان سرخی که امکان دیدن به هیچ چشمی نمی داد، آسمان را فرا گرفت. (به نقل از لهوف ترجمه علیرضا رجالی تهرانی انتشارات نبوغ صفحه 170).

 

[6]) ابوطاهر برسی در کتاب معالم الدین از امام صادق(ع) نقل می کند: «لما کان من امر الحسین ما کان، ضجت الملائکة و قالوا: یا ربنا هذا الحسین صفیک و ابن صفیک و ابن بنت نبیک» وقتی کار حسین تمام شد، فرشتگان گریه کنان گفتند: ای پروردگار ما این حسین برگزیده توست…الخ». (به نقل از لهوف ترجمه علیرضا رجالی تهرانی انتشارات نبوغ صفحه 171).

 

[7]) (به نقل از لهوف ترجمه علیرضا رجالی تهرانی انتشارات نبوغ صفحه 224).

 

[8]) ام حکیم می گوید: «قتل الحسین(ع) و أنا یومئذ جویریة فمکثت السماء أیاما مثل العلقه». (مجمع الزوائد هیثمی، ج9/196). ام حکیم می گوید: وقتی حسین کشته شد من در آن زمان زن جوانی بودم و (به خوبی یاد دارم) که آسمان چند روز مانند خون علقه، سرخ بود.

 

[9]) ابو قبیل گوید: «لما قتل الحسین بن علی(ع) انکسفت الشمس حتی بدت الکواکب نصف النهار حتی ظننا أنها هی». (مجمع الزوائد هیثمی، ج9/197). آن هنگام که حسین کشته شد خورشید به اندازه ای تیره شد که ستارگان در وسط روز دیده شدند و گمان بردیم که این، همان روز قیامت است.

 

[10]) ابوطاهر برسی در کتاب معالم الدین از امام صادق(ع) نقل می کند: «فأقام الله ظل القائم(ع) و قال: بهذا أنتقم لهذا» خداوند در  برابر ضجه ملائک، سایه حضرت قائم را به آنان نمایاند و فرمود: توسط این مرد بزرگ انتقام خواهم گرفت. (به نقل از لهوف ترجمه علیرضا رجالی تهرانی انتشارات نبوغ صفحه 171).

 

[11]) «و لا یحسبن الذین کفروا أنما نملی لهم خیر لأنفسهم؛ إنما نملی لهم لیزدادوا إثما و لهم عذاب مهین» (آل عمران/178).

 

 نویسنده : حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابوالحسینی

0 نظر

  1. محبوب‌ترین‌ها
  2. آخرین‌ها
  3. ویژه‌ها