درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 مساله وحدت و تقريب مذاهب اسلامی، از ديرباز همواره جز اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌های مصلح سياسی و مذهبی بوده و تلاش برای تحقق آن در اعصار گوناگون، با نشيب و فراز فراوان روبرو گرديده است. از ابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی ايران نيز وصول به اين هدف مقدس، که متکی به ريشه های استوار در کتاب و سنت می باشد، يکی از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خمينی (ره) بوده است.

 

طرح مساله تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معنای «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت يکديگر به منظور دستيابی به تئالف و اخوت دينی بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی»، در پی ناهمسازگري ها و تفرقه های موجود ميان جوامع مختلف اسلامی آغاز گرديد. تبعات ناشی از اين مسئله، در روابط قومی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان هويدا گرديد. به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگی و وحدت ميان مسلمانان از سوی دانشمندان و مصلحان جامعه اسلامی نيز آغاز شد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجری شاهد تلاقی گسترده انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامی هستيم. در اين دوران، وجود مناظره های علمی بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد واقع گرايی و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمی و پژوهشی بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکی و همسازگرايی فرق گوناگون اسلامی دارد.

 

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

شنبه 31 شهريور 1397 11 محرم 1440 Saturday 22 September 2018
جهنمی از نفوذ و سلطه  (مصداق‌ها و ابزارهای سلطه گری صهیونیستی)
1394/12/18 2683

جهنمی از نفوذ و سلطه (مصداق‌ها و ابزارهای سلطه گری صهیونیستی)

صهیونیسم نام خویش را از کوه صهیون در بیت المقدس گرفته است. صهیون به معنای مکانی است که آفتاب بسیاری بر آن می‌تابد، به علاوه، این کوه، مرکز فرمانروایی سلیمان نبی و داود پیامبر بود.

 

 

چکیده

صهیونیسم نام خویش را از کوه صهیون در بیت المقدس گرفته است. صهیون به معنای مکانی است که آفتاب بسیاری بر آن می‌تابد، به علاوه، این کوه، مرکز فرمانروایی سلیمان نبی و داود پیامبر بود. به این طریق، صهیونیست‌ها در پی مذهبی جلوه دادن خویش‌اند، اما صهیونیسم، جنبش واپس‌گرایانه و قدرت‌طلبانه‌ای است که در تلاش است با درهم‌آمیختن آموزه‌های توراتی و انگیزه‌های سیاسی، بر منطقه خاورمیانه، جهان اسلام و سپس، بر جهان، سلطه یابد. میل به سلطه بر جهان، بیش از آن که نشأت‌گرفته از تعالیم دین یهود باشد، در انگیزه‌های قدرت‌طلبی صهیونیست‌ها نهفته است، گرچه، در راه دست‌یابی بر حاکمیت دنیا، از آموزه‌های دین یهود هم سود جسته‌اند. سلطه بر جهان، از آن رو، برای آنان از اهمیت استراتژیک برخوردار است که بود و نبود خود را در گرو آن می‌بینند، بنابراین، در این جهت، خود را به هیچ قاعده بین‌المللی و یا دین یهودی پای‌بند نمی‌بییند و از انجام هیچ جنایتی خودداری نمی‌ورزند. ولی در این راه، از چه ابزارهای سلطه‌گرایانه و جنایت‌کارانه‌ای بهره می‌گیرند؟ این سؤالی است که مقاله حاضر در پی پاسخ گفتن به آن است:

 

کلید واژه‌ها: یهود، صهیون، صهیونیسم، اسرائیل، آمریکا، نفوذ و سلطه.

 

مقدمه

نزدیک به یک قرن است که دنیا با پدیده شومی به نام صهیونیسم آشنا است. این پدیده نامبارک، از زمان تأسیس در سال 1898 و به ویژه از زمانی که بر فلسطین سلطه یافت، می‌کوشد با کنترل برخی از منابع مالی و تجاری جهان و با در اختیار گرفتن تعدادی از رسانه‌های خبری و تبلیغی جهانی، به اهداف خود که تسلط مادی و معنوی بر ملت فلسطین، مردم منطقه خاورمیانه و حتی جهان است، دست یابد، از این رو امروز شاهد واقعیت تلخ سلطه رو به رشد صهیونیسم بر جهان هستیم. از نمونه‌های بارز نفوذ صهیونیسم باید از رخنه در دستگاه هیئت حاکمة آمریکا و نیز چنگ اندازی بر مراکز عمده و مهم تولید سلاح و هم‌چنین تلاش برای تسلط بر مراکز اقتصادی و خبری جهان، نظیر صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و چهار خبرگزاری مهم جهانی نام برد.

 تلاش برای سلطه بر جهان از اندیشه برگزیدگی یهود و صهیونیسم ناشی می‌شود. در بند 8 پروتکل‌ها آمده است: «ما صهیونیست‌ها برگزیدة خداوند هستیم و پراکندگی‌مان در سراسر جهان از عنایات اوست. پراکندگی ما در چشم همگان نوعی ضعف به شمار می‌آید، در حالی که این خود برای ما نوعی قدرت است، زیرا ما اکنون در آستانة فرمانروایی بر سراسر جهان قرار گرفته ایم.» (صفاتاج، 1384، ص29). تفکر برتر بودن صهیونیسم و تسلط بر جهان، آن چنان آنها را دچار توهم نموده که برای هیچ قومی حق حاکمیت نمی‌شناسند مگر این که تحت سلطة آنها قرار بگیرند و اگر غیر از این باشد محکوم به فنا و نابودی خواهند بود. در همین باره در پروتکل شمارة 15 آمده است:«برای رسیدن به هدف‌های مهم باید از هر وسیله‌ای استفاده کرد و قربانیان فراوانی را برای رسیدن به هدف‌ها فدا کرد.» هم چنین، در قسمتی از پروتکل شمارة 14 آمده است:«هنگامی که حکومت شاهنشاهی ما آغاز شود، همة ادیان باید از بین بروند به جز دین ما که همانا اعتقاد به خدای یگانه است. بی‌شک سرنوشت قوم ما به عنوان قومی برگزیده، با وجود خدا گره خورده است و هم اوست که تقدیر کار جهانیان را با سرنوشت ما پیوند داده است، لذا ریشة هر گونه عقیده ای باید از بیخ و بن کنده شود حتی اگر این کار به انکار وجود خدا که ما امروز شاهد آنیم، بینجامد.‌» اکنون باید دید که آ‌نها برای سلطه بر جهان از چه ابزارها و روش‌هایی استفاده می‌کنند:

 

مصادیق سلطه‌گری صهیونیستی

سلطه پنهان صهیونیسم به شکل‌های مختلفی صورت می‌گیرد، از جمله:

1-      نفوذ در سینما و تلویزیون

در فتنة اخیر پیدایش صهیونیسم و تشکیل دولت غاصب و نامشروع اسرائیل، یهودیان به همان راه‌ها و شیوه‌های شیطانی خویش روی آورده‌اند که خلاصة این افکار شیطانی در کتاب «پروتکل‌های حکمای یهود» نشان داده شده است. در این کتاب آمده است که برای تشکیل یک حکومت و دولت جهانی یهودی باید بر وسائل ارتباط جمعی و وسائل اعلام جهانی از قبیل سینما، تلویزیون، مطبوعات و کتاب‌ها و همة وسایلی که به نحوی با گوش و چشم و ذهن جوامع ارتباط دارد، تسلط پیدا کرد. اگر قرار باشد یهودی بدنام، آواره، ترسو، بدسابقه، بزهکار و شریک خون عیسی†و قاتل پیامبران، خودش را به عنوان یک قوم و نژاد برتر معرفی کند لازم است قبل از هر چیز قیافة زشت و پلید خود را آرایش کند و سابقة زشت خود را پاک کند که صهیونیست‌ها با تشکیل یک دولت یهودی در صدد یافتن راه‌حلی برای این مشکل برآمدند، چنان که در سال 1248ش. /1869م. در کنفرانسی که در شهر پراگ برگزار شد خاخام یهودی«راشورن»گفت:«در حالی که تسلط بر طلا قدرت اول ما از طریق سلطه بر جهان باشد، دومین وسیلة ما باید تسلط بر مطبوعات جهانی باشد. » (دعوتی، 1376، ص28). در اولین کنگرة صهیونیسم که به ریاست تئودور هرتصل تشکیل شد وی دربارة اهمیت تبلیغ و نقش آن در تبادل اندیشه ارتباط یهودیان پراکنده در نقاط مختلف جهان گفت:«ما هنگامی موفق به تشکیل دولت اسرائیل خواهیم شد که به وسائل اعلام جهانی و مطبوعات عالم تسلط داشته باشیم. »

بنابراین، هدف مشخص است؛ آنان قصد دارند با از میان بردن آداب و ارزش‌های اسلام، مسلمانان را بار دیگر به سمت کفر و شرک بکشانند و با استفاده از این تهاجم تبلیغاتی چهرة زشت و ماهیت پلید اشغال‌گران را در نزد افکار عمومی جهان زیبا جلوه دهند و برعکس، برای نازیبا جلوه دادن اعراب و مسلمانان تلاش می‌کنند. آنها در تهاجم تبلیغاتی خود قصد دارند تاریخ اسلام را مسخ و خطر دین اسلام را به مسیحیان اروپا و آمریکا گوشزد کنند. صهیونیست‌ها سعی می‌کنند اعراب را به عنوان مردمی عقب‌افتاده، شهوت‌طلب، زناکار، می‌گسار، قمار‌باز، جاهل و خالی از عواطف انسانی معرفی کنند. به همین دلیل برخی‌ها در آمریکا و اروپا با عینکی که تبلیغات صهیونیستی برای آنها تهیه کرده، بدبینانه به مسلمانان نگاه می‌کنند.

صهیونیسم بر شبکه‌های تلویزیونی آمریکا، سیطرة نسبی پیدا کرده است. در آمریکا بین 700 تا 1100 شبکة پخش امواج تلویزیونی وجود دارد که سه شبکة مهم A.B.C، C.B.S و B.C از مشهورترین آنها محسوب می‌شود و این شبکه‌ها هر سه، تحت نفوذ صهیونیسم هستند. برای درک میزان خطر سلطة صهیونیسم بر این شبکه‌های سه‌گانه، کافی است اشاره شود که آنها توجیه سیاسی افکار و دیدگاه‌های مردم آمریکا‌، به علاوة میلیون‌ها نفر دیگر در اروپا، کانادا و . . . . را به عهده داشته و به آنها جهت می‌دهند. «آدریان ارکاند» از متفکران مسیحی غرب در یکی از جشن‌های عمومی نیویورک در سال 1937چنین گفت: «یهود به وسیلة خبرگزاری‌های جهانی، شما را شست‌وشوی مغزی داده و وادار می‌کند که جهان و واقعیات آن را آن‌گونه که آنان می‌خواهند، ببینید نه آن‌چه در حقیقت وجود دارد. یهود به وسیلة فیلم‌های سینمایی افکار جوانان و فرزندان ما را تغذیه می‌کند و آنها را از آن‌چه خود می‌خواهد، سرشار می‌سازد و جوانان را به گونه‌ای تباه و فاسد می‌سازد که هماره برده و بندة آنان باشند. صهیونیسم در خلال تنها دو ساعت که مدت نمایش یک فیلم سینمایی است آداب و فرهنگی را که معلم و مدرسه و خانواده و مربی طی ماه‌ها تعلیم و تربیت در اذهان جوانان ما و نسل برومند ما ایجاد کرده‌اند، می‌زداید.‌» (رفاعی، 1381، ص50). در انگلستان نیز که پایتخت فیلم و سینما به حساب می‌آید «لرد آلفونت» یهودی به تنهایی صاحب 280 سالن سینما می‌باشد و خودش به طور شخصی به نمایش فیلم‌ها می‌پردازد و از میان فیلم‌ها، همواره زشت‌ترین و خشن‌ترین و مؤثرترین آنها را انتخاب می‌کند، مثل فیلم: زنی به نام گلدا.

فیلم تلویزیونی «زنی به نام گلدا»، زندگی گلدا مایر[2] را به صحنة تلویزیون می‌آورد. این فیلم، از خطرناک‌ترین فیلم‌های تبلیغاتی صهیونیسم می‌باشد که فرهنگ جهان عرب را مورد هجوم قرار داده و زن یهودی را به عنوان زن نمونه معرفی می‌کند. این فیلم بالغ بر چهار میلیون دلار هزینه در بر داشته و ساخت شرکت پارامونت است که یهودی میلیونر«هود کنسون» مالک آن می‌باشد. این فیلم انسان یهودی را به عنوان انسانی قهرمان، متواضع، کاردان، دارای حکمت و در عین حال دارای قدرت معرفی می‌کند. در این فیلم یکی از نمایندگان کنگرة آمریکا که از مخالفین گلدامایر بوده است برای ملاقات و گفت‌وگو به منزل وی می‌رود. گلدامایر از او می‌خواهد چند دقیقه منتظر بماند تا کارهای منزلش تمام شود. او خودش قهوه درست می‌کند و برای میهمان می‌آورد. نمایندة کنگره تعجب می‌کند از این‌که شخصی مانند گلدامایر خودش در منزل کار می‌کند و از این رو او تغییر عقیده می‌دهد و از مایر معذرت‌خواهی می‌کند و به این طریق، محبت قوم یهود در اعماق وجود او جای می‌گیرد.

در صحنه‌ای دیگر، گروهی از کودکان آمریکایی به نزد گلدامایر می‌روند و او به آنها هدایایی تقدیم می‌کند، آن‌گاه کودکان سؤال می‌کنند که چه وقتی صلح برقـرار می‌شـود؛ مایـر جواب می‌دهـد: هرگاه اعراب به جای کینـه‌ورزی، محبت را در دل‌های خود جای دهند، و به این صورت، اعراب را مسئول جنگ می‌شمارد. (دعوتی، پیشین، ص163).

سیطرة یهود بر شرکت‌هایی که فیلم‌های سینمایی را تهیه می‌کنند یک سیطره و تسلط تقریباً همه جانبه و گسترده می‌باشد. برخی از آمارهای تأیید‌شده نشان می‌دهد که اغلب افرادی که در صنعت فیلم‌سازی آمریکا، در تهیه، توزیع، تحریر، تصویر و صدابرداری و مونتاژ کار می‌کنند، یهودی می‌باشند و حتی، بزرگ‌ترین شرکت‌های اصلی فیلم‌سازی در تملک یهودیان و صهیونیسم می‌باشد. فیلم‌های منتشر شده توسط این شرکت‌ها، فساد اخلاق و تباهی فرهنگ را به کشورهای مصرف کننده صادر می‌کند. متأسفانه کشورهای عربی یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان فیلم‌های این شرکت‌ها می‌باشند، و مطالب تهیه شده در این فیلم‌ها با کمترین محدویت و ممنوعیتی در سالن‌های سینمایی مصر، اردن، سوریه و دیگر کشورهای عربی اسلامی به نمایش در می‌آید. (رفاعی، پیشین). وقتی یهودیان در کشورهایی نظیر آمریکا و انگلستان که از مراکز مهم خبری عالم به حساب می‌آیند، نفوذ دارند، بدیهی است که در سرزمین‌های دیگر نیز این نفوذ وجود خواهد داشت؛ چنان که آثار این نفوذ جهنمی در اسپانیا، پرتغال، ایتالیا، واتیکان، سوئد، نروژ، هلند و کشورهای اروپایی دیگر مشاهده می‌شود.

 

2-    سلطه بر مطبوعات و خبرگزاری‌ها

 یهودیان در گذشته همواره مورد تحقیر و نفرت مردم قرار داشتند، حتی در اروپا؛ به بیان دیگر، آنها در نزد اروپائیان، چهرة زشت و پلیدی از خود به جای گذاشتند، اما چگونه یهود توانست مردم جهان به ویژه اروپائیان و آمریکائیان را شست‌و‌شوی مغزی دهد و یهودی‌ای را که در نظر آنان، انسانی بخیل، خبیث، نیرنگ‌باز، حیله‌گر، خود‌بین و ترسو بود به عنوان انسانی زیرک، شجاع، نابغه، خوددار، مخترع، دانشمند و بلند‌اندیش معرفی نماید؟در جواب باید گفت: پیروزی یهودیان، تصادفی نیست بلکه آنها در طی سال‌ها، نقشه‌ها کشیدند تا به این نتیجه رسیدند که تنها راهی که می‌توانند به وسیله آن، ذهن مردم جهان را نسبت به خود تغییر دهند، سیطره و نفوذ بر رسانه‌های خبری جهان است؛ از این رو اولین کنگرة صهیونیسم که به ریاست تئودور هرتصل در سال 1276ش. /1897م. در شهر بال سوئیس تشکیل شد، بر این نظریه استوار شد که نقشة برپایی دولت اسرائیل جز با تسلط بر سازمان‌های خبری جهان به ویژه مطبوعات و روزنامه‌نگاری میسر نیست؛ به همین جهت، در پروتکل شمارة 12 آمده است:

«ما جریان مطبوعات و روزنامه‌نگاری را به این صورت در خدمت خویش در می‌آوریم: آرام آرام به سمت صهیونی کردن مطبوعات حرکت می‌کنیم و افسار و عنان آن را به دست گرفته و به سمت خود منعطف می‌سازیم. ما نباید بگذاریم که دشمنانمان به روزنامه‌ها و رسانه‌های خبری که بیان‌گر آرا و نظرات آنان باشد، دست یابند. هیچ خبری نباید بدون کنترل و نظارت ما برای مردم بیان شود. باید روزنامه‌های مختلفی داشته باشیم و به وسیلة آنها دموکراسی و جمهوری خواهی و انقلابی‌گری و بالا‌تر از همه، لاابالی‌گری را ترویج کنیم. ما باید بتوانیم هرگاه که خواستیم شور و هیجان ملتی را برانگیزیم و هرگاه خواستیم، آنان را آرام نماییم. هم‌چنین لازم است که ما افرادی را که دارای سوابق اخلاقی نادرستی در جامعه هستند، به سرپرستی روزنامه‌های مهم بگماریم، به ویژه روزنامه‌هایی که بر ضد ما، مطالبی می‌نویسند، و آن‌گاه که دریافتیم این‌ها در برابر ما خضوع نمی‌کنند و بر خلاف ما، موضع می‌گیرند، مسائل سوء‌اخلاقی‌شان را فاش می‌سازیم و کارشان را یکسره می‌کنیم و به دیگران نیز می‌فهمانیم که در صورت مخالفت با ما، به چنین وضع اسف‌باری دچار خواهند شد.»

با کمی دقت، مشخص می‌شود که این امر تا حدودی اتفاق افتاده و آنان توانسته‌اند بر بیشتر رسانه‌های خبری آمریکا و اروپا و بیشتر کشورهای جهان، تسلط پیدا کنند. آنان توانسته‌اند در خبرگزاری‌های جهان نفوذ نمایند، و از این طریق، خبرها را به دست آورند و آن را بپرورانند و به آن، جهت دهند و سپس آن را تحویل مطبوعات و رسانه‌های گروهی رادیو و تلویزیون دهند. زمانی که این اخبار وارد افکار مردم می‌شود، به صورت آرا و اندیشه و نظریة آنان تجلی می‌کند؛ به عبارت دیگر، خبر اسلحه‌ای است تبلیغاتی که خبرگزاری‌ها آن را ذخیره می‌کنند و مطبوعات، سربازانی هستند که این سلاح‌ها را به سوی خوانندگان خود شلیک می‌کنند. (پیشین، ص17).

شهید مطهری در این مورد گفته است:

«اینها(یهودی‌ها) ضمن این‌که نژاد باهوش و متقلب دنیا هستند همیشه دستشان روی شاه‌رگ‌های اقتصادی و شاه‌رگ‌های فرهنگی جامعة بشریت است. الان خبرگزاری‌های دنیا به دست یهودی می‌چرخد، زیرا خبرگزاری‌ها، یکی از شاه‌رگ‌های بسیار حساس است. برای این‌که قضایا را تا حدی که برایشان ممکن است و به آن نحو که دلبخواه خودشان هست به دنیا تبلیغ کنند و برسانند. اصولاً در هر مملکتی اگر اینها بتوانند، شاه‌رگ‌ها را اشغال می‌کنند و مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی را می‌گیرند و در مراکزی راه پیدا می‌کنند که فکرها را به واسطة آنها می‌توان تغییر داد و یا شاه‌رگ‌های اقتصادی دنیا را می‌گیرند و اینها کارهایی است که یهود از قدیم الایام داشته و در عصر حاضر هم دارد. » (مطهری، 1382، ص155و156).

چاپ‌خانه‌های آمریکا روزانه 1759 روزنامه منتشر می‌کنند که 61 میلیون آمریکایی را مخاطب خود قرار داده است. علاوه بر این، تعداد 668 نشریة هفتگی نیز بر این رقم افزوده می‌شود. بر توزیع چنین رقم بالایی در مطبوعات حدود 1700 شرکت توزیع، اشراف و نظارت می‌کند که صهیونیسم بر بخش قابل توجهی از آنها (حدوداً نصف) سیطرة دارد و بر نصف دیگر آن، تسلط کمتری دارد. صهیونیست‌ها حدوداً از سال1275ش. /1896م. توانسته‌اند بر روزنامة نیویورک تایمز که یکی از مشهورترین روزنامه‌های آمریکا است، سیطره پیدا کنند. هم‌چنین روزنامة واشنگتن‌پست نیز از جهت خضوع در برابر تسلط صهیونیسم، در مرتبة دوم قرار دارد.

روزنامة تایمز یکی دیگر ازمشهورترین و پرتیراژترین روزنامه‌هاست که در انگلستان چاپ می‌شود، صهیونیست‌ها خرج زیادی کردند تا بر این روزنامه تسلط پیدا کنند. در زمانی که روزنامة تایمز دچار مشکل مالی شد، یک یهودی استرالیایی به نام «رابرت مردوخ» امتیاز آن را خریداری کرد و آن را به تملک خود درآورد. رابرت مردوخ روزنامة ساندی تایمز و سه مجلة دیگر انگلیسی را نیز خریداری نمود. وی در استرالیا، کانادا و ایالات متحدة آمریکا نیز روزنامه‌ها و مجلاتی را در اختیار دارد که با نشریات انگلستان همکاری دارند.

آمار مطبوعاتی سال 1360ش. /1981م. نشان می‌دهد که پانزده جریده و مجلة صهیونیستی انگلیسی دارای 33 میلیون تیراژ است که حدود نیمی از مردم انگلستان را همه روزه تحت پوشش خبری قرار می‌دهد؛ یعنی برای هر دو نفر، یک روزنامه و یا یک نشریة صهیونیستی وجود دارد. (دعوتی، همان، ص142). نکته مهم این‌که در عین حال که در کشورهای آمریکایی و اروپایی آزادی مطبوعات حکم‌فرماست و هر کسی می‌تواند عقیده و نظر خود را منتشر کند، اما با این حال، کمتر مجله و نشریه‌ای در اختیار مسلمانان است تا بتوانند مواضع خود را بازگو کنند و در حقیقت بر تمام رسانه‌ها سانسور شدیدی حاکم است و هر صدای مخالفی را خاموش می‌کنند.

در نهایت، صهیونیسم توانسته است سیطرة خویش را بر مطبوعات جهان توسعه دهد و آنها را در راستای مصالح و اجرای مقاصد خویش جهت‌دهی کند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای تفرقه و اشاعة فرهنگ برهنگی و فساد در عالم استفاده نماید. آنها توانسته‌اند از انتشار بیشتر اخباری که به اسلام مربوط می‌شود جلوگیری کنند، ولی برعکس، اگر یک یهودی در معرض بازداشت قرار بگیرد و یا یک هنرپیشه‌ای بی‌شرم یهودی در‌هالیوود کشته شود، برای انتشار اخبار آن، لحظه‌ای درنگ نمی‌کنند، اما اگر هر روز هزاران مسلمان نابود شوند، کمتر این روزنامه‌ها لب به سخن می‌گشایند، که روشن‌ترین نمونه برای اثبات این ادعا جنایاتی است که در مورد مسلمانان فلسطین به صورت شبانه‌روزی صورت می‌گیرد و ما در مطبوعات بین‌المللی از آنها جز نجوایی مبهم و اخباری مجمل نمی‌شنویم.

 

3-      تأثیر بر چاپ نشریات و کتاب‌ها

یکی دیگر از مهم‌ترین اهداف صهیونیست‌ها، حاکمیت و تسلط بر اندیشة ملت‌های مختلف است. آنان توانستند خود را به بزرگ‌ترین شبکه‌های چاپ و نشر کتاب‌ در جهان نزدیک نموده و در آن نفوذ پیدا کنند. صهیونیست‌ها در ایالات متحدة آمریکا بر بخش قابل توجهی از شبکه‌های چاپ و نشر تسلط دارند. میزان تسلط آنها بر مراکز انتشاراتی فرانسه نیز زیاد است.

 فعالیت‌های تبلیغاتی ـ ادبی صهیونیسم اگر چه پیوسته بر مبنای جعل حوادث و اختراع قصص و افسانه‌های ساختگی و تحریف تاریخ بود، اما هیچ‌گاه این داستان‌سرایی‌ها تعطیل نشد و حتی پس از اولین کنگره صهیونیست‌ها تا تشکیل رژیم غاصب اسرائیل نیز ادامه داشت و از آن زمان تاکنون نیز به طور مداوم از آن حربه استفاده کرده‌اند. این شیوه نه فقط در اروپا بلکه در دیگر نقاط مختلف دنیا و از جمله روسیه هم به همان شکل اجرا شده و گسترش افکار صهیونیستی در میان یهودیان روسیه را باید تا حدودی مدیون چند تن از نویسندگان و داستان‌سرایان روسی دانست که در این زمینه مطالبی را نوشته‌اند.

تفاوت ادبیات صهیونیستی در گذشته و زمان حال، در این است که در گذشته به طور مداوم شیپور «آوارگی، بی‌خانمانی و نداشتن سرزمین» را می‌دمیدند اما ادبیات صهیونیستی در دوران جدید نه فقط بر مشی گذشته توجه و تأکید می‌کند بلکه رویای دیرینة صهیونیستی«نیل تا فرات»و اشغال سرزمین‌های اسلامی دیگر را بدان افزوده است. برای نمونه می‌توان به نوشته‌های رمان‌نویس معروف صهیونیسم «ساموئل یوسف اگنون» اشاره کرد؛ این نویسندة صهیونیست، قهرمان خود را در رمان تاهیلا به پوشش سیاسی و مذهبی ملبس می‌کند و از قول او می‌نویسد: «من دعا می‌کنم که خداوند روزی را برساند که مرزهای اورشلیم گسترش یابد تا جایی که به دمشق برسد و از هر طرف به همین ترتیب...». اگنون در همة آثار صهیونیستی خود«رسالت گسترش سرزمین»را تکرار می‌کند و آن را زیر پوشش دین یهود قرار می‌دهد. ساموئل یوسف اگنون، پس از نوشتن این قبیل رمان‌ها مورد تشویق هیئت داوری نوبل قرار گرفت و در سال 1345ش. /1966م. جایزة ادبی نوبل به او اعطا شد. (احمدی، 1376، ص346).

آنها فقط به نوشتن رمان و داستان‌هایی از این قبیل اکتفا نکردند و برای این‌که به اهداف پلید و شوم خود دست پیدا کنند از طرق دیگر نیز وارد شدند. یکی از این موارد، نوشتن مقالات در مجلات توسط خود صهیونیست‌ها و یا با گرایش صهیونیستی بوده است که در اکثر آنها، علاوه بر این‌که از مواضع صهیونیستی سخن به میان آمده، سعی شده پیرامون اسلام و مسلمین ایجاد شبهه نموده و یا به مناسبت‌های مختلف حقوق زن در اسلام را مورد انتقاد قرار دهند و مسمومات صهیونیستی خود را در شکل مقالات گوناگون در جوامع مختلف انتشار دهند. برای مثال، مجلة زن روز که در دوران قبل از انقلاب به چاپ می‌رسید فقط یک نمونة بسیار کوچک از کل برنامه‌ای بود که اینان خیال داشتند در ایران (مثل دیگر نقاط دنیا) پیاده کنند. این مجله چنان برنامه‌ریزی شده بود که باعث می‌شد مخاطبان این نشریه تمامی نیرو و توان خود را صرف عیاشی و شهوت رانی کنند و غیر از پست‌ترین غرایز حیوانی هیچ چیز دیگری را نپسندند. نتیجه آن می‌شد که دیگران راحت و آسوده و بی‌هیچ دغدغه و اضطرابی به غارت ملت ایران مشغول می‌شدند.

این توطئة بزرگ نه به ترویج فساد و فحشا محدود می‌شد و نه منحصر به ایران بود، بلکه در همة ابعاد و در بیشتر کشورهای جهان جریان داشت. آن‌چه که امروز در اروپا و آمریکا و تمامی کشورهای تحت سلطة امپریالیسم و صهیونیسم، در بعد فرهنگی و اجتماعی مشاهده می‌شود، شاهد گویایی از اهداف این دشمنان بشریت است که در پی انجام مقاصد خویش و به خواری و ذلت کشیدن ملت‌های جهان، وسائل ارتباط جمعی را آن گونه به خدمت گرفته و به کمک آخرین تکنیک‌های تبلیغاتی زهر تباهی و انحطاط را در اعماق جان بسیاری از آدمیان تزریق می‌کنند. آنان حتی کوشیده‌اند در دایره‌المعارف‌ها و مؤسسه‌های خاور‌شناسی نفوذ کنند و این نفوذ تا جایی پیش‌ رفته است که امروزه به ندرت می‌توان دایره‌المعارفی را پیدا کرد که از آن بوی صهیونیسم به مشام نرسد. بنابراین جای تعجب نیست که بیشتر دایره‌المعارف‌های موجود با این که اطلاعات خود را در همة زمینه‌ها‌، به شیوه‌های علمی و موضوعی ارائه می‌نمایند، ولی متأسفانه دربارة اسلام و مسلمانان به طور غیر مستند و تحریف شده سخن می‌گویند.

دکتر کامل العسلی در گفت‌وگو با نشریة «الدستور» چاپ اردن، تاریخ 15/5/1982در این باره می‌گوید:

«نگاهی شتابزده به دایره‌المعارف انگلیسی بریتانیکا، دایره‌المعارف آمریکایی مایر، دایره‌المعارف لاروس فرانسه و دایره‌المعارف آلمان، این واقعیت را آشکار می‌کند که چگونه این دایره‌المعارف‌ها، دیدگاه‌های صهیونیستی را اساس کار خود قرار داده و از آن دفاع می‌کنند. در تمام این دایره‌المعارف‌ها از سرزمین فلسطین به نام اسرائیل یاد و ادعا شده است که نه در تاریخ و نه در قوانین بین‌المللی هیچ‌گاه کشوری به نام فلسطین وجود نداشته است. در این دایره‌المعارف‌ها حکومت داوود و سلیمان آغاز تاریخ بیت‌المقدس قلمداد شده است. این در حالی است که قدس کنعانی، پیش از دوران داوود و سلیمان و حداقل 2000سال قبل، سابقه داشته است. فصل مربوط به قدس را در دایره‌المعارف اسلامی یک یهودی صهیونیست نوشته است. بریتانیکا که از معتبرترین و رایج‌ترین دایره‌المعارف‌های دنیا به شمار می‌آید، این گونه القا می‌کند که قرآن کریم کلام خداوند متعال نیست؛ یعنی همان حرف یهود منحرف را.» (ابوغنیمه، 1380، ص148).

علاوه بر دایره‌المعارف‌ها، سازمان‌ها و مجامع تبلیغاتی دیگری نیز در اختیار صهیونیسم قرار دارد که یکی از آنها مؤسسه‌های خاور‌شناسی است که شرق را به عنوان مرکز اسلام مورد توجه و تفحص قرار می‌دهد و در کمتر پژوهش منتشر شده از سوی این مؤسسه‌ها است که به پیامبر… و قرآن کریم اهانت نشده باشد. در کتاب‌هایی که در این‌گونه مؤسسات به چاپ رسیده، دین اسلام تلفیقی از ادیان یهود و مسیح، به اضافة سنت‌های بت‌پرستی اعراب و نیز سر‌سخت‌ترین دشمن تمدن، حقیقت و آزادی قلمداد گردیده است.

متأسفانه باید این نکته را یاد‌آور شد که برخی خاور‌شناسان از طریق شاگردان یا دوستان عرب خود، به ذهن نسل‌های مسلمان عرب راه یافته‌اند؛ برای مثال، اسرائیل ولفنسون خاور‌شناس یهودی کتابی با عنوان «یهود در جزیره‌العرب» تألیف کرده و در آن تأکید می‌کند که یهودیان ریشه‌ای تاریخی و سابقه‌ای فرهنگی در جزیره‌العرب دارند. او حتی ادعا می‌کند که یهودیان در ادبیات عرب صاحب فضل هستند. جای تعجب است که مرحوم طه حسین مقدمه‌ای بر این کتاب نوشته و ادعای واهی نویسنده را تأیید نموده است. نورمن دانیل خاور‌شناس و نویسندة کتاب «اسلام و غرب» اعتراف می‌کند که بیشتر خاور‌شناسان با نوشته‌های خود قصد توهین به اسلام و مسلمین را دارند. (پیشین، ص153).

 

4-      نفوذ در مجامع علمی و فرهنگی جهان

یهودیان در نهان و آشکار و به صورت مستقیم و غیر مستقیم در مؤسسات فرهنگی جهان نفوذ نموده و حضور فیزیکی و فرهنگی دارند به گونه‌ای که در بیشتر مؤسسات فرهنگی آثاری از حضور آنها مشاهده می‌شود.

هفت مؤسسة بزرگ جهانی که در ظاهر به نشر تعالیم مسیحیت اشتغال دارند ولی در واقع تحت نفوذ صهیونیست‌ها می‌باشند، داستان‌های مصور تورات و انجیل را برای کودکان به همة زبان‌های دنیا و از جمله زبان فارسی با بهترین کاغذ‌ها و هنرمندانه‌ترین نقاشی‌ها چاپ و منتشر می‌کنند. در این جزوات، حکومت یهودیان، حکومت ایده‌آل برای همة اهل جهان و یهودیان، فرزندان خدا و قوم منتخب خداوند و منجی عالم بشریت معرفی و تعلیمات قرآنی به طور ضمنی مردود و خطرناک شمرده شده است. علاوه بر این، صهیونیست‌ها نسبت به تألیف کتاب‌های درسی و دانشگاهی اهتمام خاصی از خود نشان داده‌اند. مطالب این کتاب‌ها به مثابة خوراک فرهنگی برای تغذیه افکار نسل آینده می‌باشد؛ همان نسلی که یهود تأکید می‌کند افکارشان را بشویید و آن را پرورش دهید تا در خدمت اهداف و نقشه‌های اسرائیل درآیند.

یکی از مواد درسی در ایالات متحدة آمریکا کتابی به نام «چگونه قوم یهود رشد کرد؟» است که خواندن آن الزامی می‌باشد. در فرانسه مسئله حقانیت قوم یهود و مهاجرت به اورشلیم و مصائبی که گریبان‌گیر یهودیان در جنگ جهانی دوم شد، به خصوص کشتار یهودیان توسط آلمان نازی و داستان ملت برگزیدة خداوند، به طور رسمی تدریس می‌شود. هم‌چنین دانش‌آموزان فرانسوی در کتابی که از سوی وزارت آموزش و پرورش این کشور تهیه شده، می‌خوانند: «مردانی که نام محمد بر خود حمل می‌کنند دیوانگانی هستند که هر پانزده یا بیست نفر از آنها زیر یک سقف زندگی می‌کنند. این خانه را محمد دیگری که از همة آنها خبیث‌تر است برای ایشان اجاره کرده است.» (رفاعی، پیشین، ص68-69).

در انگلستان نیز مسئله قومیت یهود و خدمت آنان به عالم بشریت مورد توجه قرار گرفته و تدریس می‌گردد. در مؤسسات فرهنگی و آموزشگاه‌های تدریس زبان انگلیسی و فرانسه در سراسر مستعمرات فرانسه و انگلیس، داستان‌هایی مبنی بر بزرگواری قوم یهود مطرح می‌گردد و استادانی با اندیشه‌های صهیونیستی به شرح و بسط آنها می‌پردازند. مؤسسات فرهنگی و تدریس زبان انگلیسی در بسیاری از کشورهای آفریقایی مانند: مغرب، الجزایر، تونس و بسیاری از کشورهای دیگر، محل تدریس و تعلیم اباحی‌گری یهودی است. آنان هم‌چنین در بیشتر خاک روسیه، حضور فعال داشته و حتی بر مطبوعات این کشور، نفوذ دارند. آنها در موضوعات تبلیغاتی و به خصوص در تبلیغات تجاری، شیطنت و خباثت خود را به اثبات رسانده‌اند. آنان در کاغذ‌هایی که جهت مصارف توالت‌ها و دستشویی‌ها و بسته‌بندی‌ها به کار می‌رود، در بسیاری از موارد آیاتی از قرآن کریم و اسامی جلاله را حک نموده و آنها را به قصد توهین به مقدسات اسلامی توزیع می‌کنند. نصب و چاپ «لا اله الا الله» بر جلو شورت‌های زنانه و مردانه از دیگر خباثت‌های آنان به شمار می‌رود. نوشتن اسامی زشت و نام‌گذاری کلاه، کمربند، کفش و . . . به اسامی قبیح و رایج ساختن این کلمات در میان یهودیان از دیگر اعمال زشت و خبیث صهیونیست‌ها به شمار می‌رود که به قصد رواج اباحی‌گری و فرهنگ عریان‌نمایی و در نهایت، علیه اسلام انجام می‌گیرد.

در بسیاری از کشورها که مؤسسات دانشگاهی توسط فرانسویان اداره می‌شود، در هفتة اول دانشگاه آزادی جنسی برقرار است و دانشجویان سال اول به مدت یک هفته در اختیار کامل دانشجویان سال‌های قبل و معلمین و استادان پیش‌کسوت خود می‌باشند. دشنام دادن به پیامبر اسلام…، نماز خواندن بدون هرگونه پوشش، توهین هر کس به هر کس و . . . در این یک هفته اجباری است. البته فارغ‌التحصیلان این دانشگاه‌ها بعدها به مقامات عالیة مملکتی خواهند رسید، زیرا عوامل صهیونیست و ایادی نفوذی آنها، هوادار کامل آنان می‌باشند. صهیونیست‌ها در کتاب‌های درسی تحت سلطة فرهنگ فرانسه و یا انگلیس نفوذ کرده و اعراب را به صورت فروشندگان برده و صاحبان حرم‌سراها و اداره‌کنندگان استخرهای شنای حرم‌سراها و کنیزان معرفی می‌کنند. این موضوعات همراه با تصاویر در کتاب‌های درسی آمده است.

در مدارس حکومت اسرائیل، یهود، تورات و تلمود را به فرزندان خویش درس می‌دهند. این کار به صورت متمرکز انجام شده و ساعات زیادی در هفته به آن اختصاص می‌یابد. از مهم‌ترین موضوعاتی که به آنان آموخته می‌شود، موضوع نبردی است که در «سفر یوشع» از تورات تحریف شده، آمده است. تدریس این موضوع از مهم ترین توصیه‌های وزارت آموزش و پرورش اسرائیل به شمار می‌رود، زیرا این سِفر، تأثیرات نامطلوبی بر روحیات دانشجویان یهودی دارد. آموزش دین یهود به دانش‌آموزان یهودی با این هدف صورت می‌گیرد که از آنها انسان‌هایی بسازد که به درنده‌خویی و انتقام مایل بوده و به این عقیده ببالند. این در حالی است که آنان در مدارس مسلمانان نیز تلاش می‌کنند دانش‌آموزان را از ریشه‌های اسلامی خویش جدا کنند و آنها را به راه و روش غربی یا شرقی پیوند دهند. از این رو آنان را به انسان‌هایی مقلد و دنباله‌رویی تبدیل می‌کنند که تمام همت و تلاش خود را صرف توپ و موسیقی و امور بیهوده کنند.

یکی دیگر از مواردی که مورد استفاده صهیونیسم قرار گرفته بهره‌برداری از مستشرقین است. این مستشرقین تشکیلات خود را در کلاس‌های درسی و در تحقیق‌های به اصطلاح علمی و کاوش‌های تاریخی به دانشجویان خود تلقین می‌کنند و این دانشجویان به صورت روشنفکران و متفکران در جوامع خود مشغول بازدهی تعلیماتی می‌شوند که از استادان مسیحی و صهیونیست خود دریافت کرده‌اند. از اواسط قرن 10، خاورشناسان یهودی بیشتر متوجه مناطق اسلامی شدند و کتاب‌هایی در مورد اسلام و اسلام شناسی و تفسیر و قرآن و. . . نگاشتند و مسمومات خود را وارد جوامع اسلامی نمودند. بخش اسلام‌شناسی دانشگاه‌های اروپایی مرکز خاورشناسان و محققان یهودی می‌باشد و در سراسر کشورهای آمریکایی، آفریقایی و اروپایی و حتی کشورهای عربی، ده‌ها عالم و دانشمند یهودی یافت می‌شود که تخصص آنان در علوم قرآنی و اسلامی می‌باشد.

البته از آن‌جا که قوم یهود در همه‌جا به صورت یک اقلیت مشغول به فعالیت می‌باشد، در کشور‌های میزبان از کارهایی چون زراعت، کشاورزی و کار در کارخانه‌ها به دور هستند؛ یعنی آنها کارهای معمول در جامعه را انجام نمی‌دهند و به کارهای فکری و مالی و پولی و سیاسی روی می‌آورند. در واقع، هنگامی که مردم معمولی مشغول کشاورزی و کار در کارگاه‌ها هستند، آنها به دانشگاه‌ها و محافل علمی و تخصصی و خرید و فروش زمین و تجارت خارجی و. . . روی می‌آورند و به همین دلیل از عصر بعد از رنسانس به این طرف، تعداد قابل ملاحظه‌ای از دانشمندان و مخترعان و صاحبان مکاتب سیاسی، فلسفی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و زیست‌شناسی از میان قوم یهود برخاسته‌اند.

دانشمندان و محققانی هم‌چون: اسپینوزا بنیان‌گذار علم‌گرایی و مادیت، نیوتون، اریک فروم، مارکس پلان، کارل مارکس، زیگموند فروید، گورویچ، رودنسون، آیزاک روچر، هربرت ماکوزه، دورکیم، مارکس وبر، کاری پویر، ریمون آرون و سرانجام بانی بزرگ‌ترین و مسکوت‌ترین جنایت قرن، آلبرت انشتین، همه یهودی بوده‌اند و علم و دانش آنان در همه حال، در خدمت فراعنه روزگار از قبیل هیتلرها، روزولت‌ها، استالین‌ها، موسولینی‌ها، چرچیل‌ها و بن گورین‌ها بوده است و اینان علم را در خدمت زور قرار داده‌اند. در سایة همین خصلت انزوا و اقلیت بودن، از میان پانزده میلیون یهودی، 43 نفر برندة جایزة نوبل شده‌اند؛ یعنی در هر یک میلیون نفر سه نفر برندة این جایزه شده‌اند و حال آن‌که از میان یک میلیارد جمعیت مسیحیت عالم فقط دویست نفر برندة این جایزه شده‌اند؛ یعنی از هر پنج میلیون نفر یک نفر. (دعوتی، پیشین، ص182).

 بنابراین، این گونه است که یهودیان افکار عمومی جهانیان را شست‌وشو می‌دهند. آنان توانستند در زیبا‌سازی چهرة یهود در حیطه تفکر و بینش اروپائیان و آمریکایی‌ها، تا حد زیادی پیروز شوند و اکنون یهودی، دیگر، آن یهودی حیله‌گر و خبیث و مکار و ترسو شمرده نمی‌شود بلکه این واژه، به انسانی نمونه و دانشمند و مخترع و شجاع و غیور اطلاق می‌گردد.

 

ابزار‌های سلطه‌گری صهیونیستی

در این‌جا از میان ابزارهای متعدد سلطه‌گری صهیونیستی، تنها به ابزارهای زیر اشاره می‌شود:

1-      ابزار اقتصادی

در تاریخ بشریت، هیچ امتی مانند یهود وجود ندارد که این قدر شیفتة ثروت باشد. آنها برای به دست آوردن مال هر راهی را پیش می‌گیرند گرچه مخالف با شرف و حیثیت انسانی باشد. در حرص و آز، خود را به مرحلة پرستش ثروت می‌رسانند، تا جایی که مارکس این خصلت را در آنان می‌یابد و درباره آن چنین می‌گوید: «بنیان دین یهود چیست؟ نیاز عملی. خدای نیاز عملی و منفعت شخصی پول است. پول خدای هشدار اسرائیل است که در برابر آن هیچ خدایی حق حیات ندارد. پول از نگاه آنان، تمامی خدایان را تنزل می‌دهد و به کالا تبدیل می‌کند. پول ارزش خود‌ساخته‌ای است از برای همه چیز. پول گوهر بیگانه شده کار و وجود انسان است و این گوهر بیگانه شده بر او مسلط می‌شود و مورد پرستش او قرار می‌گیرد. بدین‌سان خدای یهودیان زمینی سکولاریزه شده و این خدا، به خدای جهان بدل گردیده است. برات خدای واقعی یهودی است و خدای او شکلی وهم‌آلود از برات است. » (شهبازی، 1377، ص228).

باید دانست که سبب این حرص و آز در جمع‌آوری ثروت چیست. به گمان آنها یکی از ابعادی که در رسیدن به آرمان تشکیل حکومت جهانی می‌بایست مورد توجه قرار گیرد توجه به بعد اقتصادی و سیطره پیدا کردن بر اقتصاد جهان است. چنان‌که در پروتکل‌های صهیونیست آمده است:آنها برای تحقق خواسته‌های خود در سلطه بر اقتصاد جهانی، روش‌های مختلفی را مطرح نموده‌اند که اولین گام، تشکیل یک حکومت مستقل یهودی است، که این امر در سال 1327ش. /1948م. به تحقق پیوست. رژیم صهیونیستی پس از تشکیل دولت اسرائیل، برای محکم نمودن جای پای خود در سرزمین فلسطین و در اختیار گرفتن اقتصاد آن سرزمین، اقدامات مختلفی انجام داد و با اعمال سیاست‌های اقتصادی تصرف سرزمین‌های کشاورزی و در اختیار گرفتن مراکز صنعتی و. . . بر اقتصاد فلسطین مسلط شد و از آن‌جایی که خاک فلسطین به تنهایی نمی‌توانست جواب‌گوی نیازهای اقتصادی یهودیان باشد اقدام به دست اندازی به کشورهای همسایه نمود و سعی کرد سرزمین‌هایی را که بهرة اقتصادی، سیاسی و . . داشت را به تصرف خود درآورد.

همان‌طور که در پروتکل شمارة 16 آمده است: آنها در صدد آن هستند که برای سلطه بر جهان، ثروت‌های عظیم منابع طبیعی و . . . که جوامع غیر یهودی در اختیار دارند را به انحصار خود درآورند. از جمله راه‌هایی که اسرائیل در نفوذ بر اقتصاد کشورهای خاورمیانه از جمله مصر، اردن و. . . در پیش گرفته است، دادن وام به کشورهاست که در متن پروتکل‌ها نیز به آن اشاره شده است. در پروتکل شمارة 21 چنین آمده است: ما یهودیان پول‌های مازاد بر احتیاجمان را به کشورهای غیر یهودی وام می‌دهیم و با استفاده از رشوه‌خواری مدیران و اهمال‌کاری و ندانم‌کاری فرمانروایان این ممالک، دو تا سه برابر پول‌هایمان را پس می‌گیریم.

رژیم صهیونیستی با انعقاد قراردادهای اقتصادی با کشورهای منطقة خاورمیانه و اجرای سیاست‌های اقتصادی خود در منطقه و هم‌چنین اعطای وام‌های طولانی مدت با سود‌های زیاد، کشورهای طرف قرارداد را مدیون خود ساخته و از این موقعیت، کمال استفاده را در جهت اجرای طرح‌های توسعه‌طلبانة خود می‌نماید و کشورهای وام‌دار به اسرائیل برای حفظ موقعیت اقتصادی و جلوگیری از ورشکستگی خود، چاره‌ای جز همراهی با سیاست‌های رژیم صهیونیستی ندارند.

 در شرق اروپا هم زرسالاران یهودی نقش اصلی را در هدایت مؤسسات صرافی و بانکی به دست آوردند و به یکی از مهم‌ترین بانک‌داران خصوصی تبدیل شدند. به این ترتیب، رباخواری و رشوه‌خواری به شبکه‌ای بسیار گسترده و بغرنج تبدیل گردید که شریان‌های حیات اقتصادی دنیای غرب را به دست گرفت و تارهای آن در همه جا از آسیا تا آمریکای جنوبی تنیده گردید. به نوشتة دایره‌المعارف یهود، شاهزاده اوگن ساوئی (1663-1736) فرمانده مقتدر ارتش اتریش در اوایل سدة هجدهم به شدت بر دلالان و پیمانکاران یهودی متکی بود. او که از برجسته‌ترین چهره‌های نظامی خاندان‌ هابسبورگ به شمار می‌رفت طی جنگ‌های متعدد توانست اتریش را به یک قدرت درجه اول اروپایی بدل کند. او در جنگ‌های خود با عثمانی به حمایت مالی یهودیان درباری متکی بود. دایره‌المعارف یهود می‌افزاید: در این زمان یک‌سوم در‌آمد سالیانة دربار اتریش وام‌هایی بود که از یهودیان دریافت می‌نمود.(پیشین، ص 130).

ابزار اقتصادی جزء وظایف و مأموریت‌های بانک‌ها و اتاق‌های بازرگانی یهود است که در سراسر جهان پراکنده می‌باشد. این ابزار به نوبة خود و به دلایل سیاسی و با هدف تأثیرگذاری بر روند برنامه‌های اقتصادی کشورهای جهان، نفوذ خود بر اقتصاد جهانی به ویژه اقتصاد آمریکا را آغاز کرده است. رابطة ایالات متحدة آمریکا با رژیم صهیونیستی نمونة زنده‌ای است که فشار‌های اقتصادی صهیونیسم جهانی بر آمریکا را نشان می‌دهد. (صفاتاج، سیمای صهیونیسم، پیشین، ص136). به یک نمونه از پروتکل‌های حکمای صهیونیسم در این باره توجه کنید:«جنگ میان ما ماهیتی قهر‌آمیز خواهد داشت که جهان مانند آن را ندیده است. زمان برای نوابغ آنها خیلی دیر شده است. تمامی چرخ‌های حکومت با قدرتی به نام طلا که اکنون در دست ماست به حرکت در می‌آیند و علم اقتصاد سیاسی که دانشمندان بزرگ ما آن را آزموده‌اند نشان می‌دهد که قدرت سرمایه بیش از تاج و تخت است. باید صنعت و تجارت را به طور مطلق احتکار کرد تا سرمایه از مجالی آزاد برخوردار باشد و این چیزی است که اکنون دست‌های پنهانی در چهارگوشة جهان سعی در انجام و تکمیل آن دارند. این آزادی، تجارت را از قدرت سیاسی برخوردار خواهد نمود.» (پیشین، ص136).

حجم کمک‌های اقتصادی آمریکا، به توان‌مند‌سازی ابزار اقتصادی صهیونیسم برای سلطه‌گری بر اقتصاد جهانی را در پی داشته است. کمک‌های اقتصادی آمریکا از سال 1327ش. /1948م. هم‌چنان ادامه دارد. این کمک‌ها در هر سال مالی به صورت رایگان از طرف خزانه‌داری آمریکا به صورت نقدی در اختیار اسرائیل قرار می‌گیرد. (ماضی، 1381، ص51). از سوی دیگر، بررسی‌های به عمل آمده نشان می‌دهد حجم کمک‌های اعلان نشده آمریکا به رژیم صهیونیستی چند برابر ارقام اعلام شده است. آمریکا علاوه بر کمک‌های مالی به طرق مختلف، در راستای حمایت از آن رژیم، گام برداشته است، که از آن جمله می‌توان به کمک‌های غیرمستقیم، ایجاد بازار فروش کالاهای اسرائیلی در آمریکا، اعطای اعتبارات و تسهیلات مالی از سوی بانک‌های تجاری آمریکا و سرمایه‌گذاری مستقیم دولت و شرکت‌های خصوصی آمریکا در اسرائیل و ... اشاره نمود.

از دیگر عواملی که در رشد اقتصادی اسرائیل مؤثر بوده و این رشد به افزایش توان تأثیر ابزار اقتصادی صهیونیستی منجر شده است، دریافت غرامت یهود‌آزاری از دولت آلمان بوده است؛ به بیان دیگر، اسرئیل به محض این‌که به عنوان یک دولت تشکیل شد خود را نمایندة همة یهودیان جهان اعلام کرد و با این ادعا توانست قراردادهای متعددی با دولت آلمان منعقد کند که بر اساس آن، این کشور می‌بایست مبالغی را به عنوان غرامت به زیان دیدگان یهودی از حکومت نازی به اسرائیل بپردازد. از جملة این قراردادها، قرارداد پرداخت 882 میلیون دلار به صورت رایگان به اسرائیل است که می‌بایست این مبلغ به مصرف خرید خدمات از آلمان برسد. (پیشین، ص48).

 

2-      ابزار تبلیغاتی

ابزار تبلیغی در حوزة شبکة تبلیغاتی صهیونیسم از مهم‌ترین ابزارهاست و در دنیا و در بین یهودیان جهان گسترش پیدا کرده است. صهیونیسم جهانی تمام توان فکری و اقتصادی خود را به واسطة تبلیغات، به همراه فراماسونری در تفتیش عقاید و فریب افکار عمومی جهان به کار گرفته است. «صهیونیسم در طرح‌ریزی افکار ملت یهود در حوزة سیاست و فرهنگ و نیز به کار‌گیری امکانات اقتصادی مراکز مالی یهودیان برای اجرای سیاست‌های تبلیغاتی خود در دیگر کشورها با هدف حمایت از مسائل صهیونیسم تلاش فراوان می‌کند. بدین لحاظ صهیونیست‌ها سعی دارند بر تمام دستگاه‌های تبلیغاتی جهان به منظور استفاده از آنها در چهار‌چوب منافع خود مسلط شوند. » (صفاتاج، 1383، ص17).

رسانه‌های تبلیغی صهیونیسم در هر حادثه و رویدادی سعی می‌کنند بر روی چهرة زنان و کودکان یهودی متمرکز شوند و نشانه‌های ترس و وحشت آنان را به گونه‌ای نمایان سازند تا عواطف مردم جهان به ویژه ملت‌های اروپا و آمریکا را برانگیزند. صهیونیسم جهانی از روش‌های مختلفی برای نفوذ تبلیغاتی خود بر جهان استفاده می‌کند. بعضی از این روش‌ها عبارت است از:

1-تعدادی از یهودیان به دانشگاه‌ها و مؤسسه‌های تخصصی فرستاده می‌شوند تا به تحصیل در امور تبلیغاتی پرداخته و در فنون مختلف تبلیغاتی تخصص پیدا کنند و پس از پایان تحصیلات، برای این گونه افراد، موقعیت‌هایی را در رادیو، تلویزیون، مجلات و روزنامه‌های مختلف ایجاد می‌کنند. این افراد فعالیت خود را با تهیة برنامه‌هایی که دارای ابعاد عقیدتی، فکری و سیاسی است، آغاز می‌کنند و از این طریق برای تهاجم به افکار عمومی و ارزش‌های انسانی و اخلاقی جوامع انسانی قدم بر‌می‌دارند.

2- تعدادی دیگر از این متخصصان به عنوان کادر اداری و فنی و روزنامه‌نگار به دفتر نشریات راه پیدا می‌کنند و به این طریق، گرایش مجله یا روزنامه را در تأیید مسائل یهود تحت تأثیر قرار می‌دهند.

صهیونیسم از طریق دستگاه‌های تبلیغاتی آمریکا و تأثیرگذاری بر آنها می‌کوشد برنامه‌های خود را در کشورهای عربی عملی سازد. صهیونیسم از تبلیغات تجاری خود به زشت‌ترین و ناپسند‌ترین وجه علیه اعراب مسلمان بهره‌برداری می‌کند. آنان که بر بیشتر شبکه‌های خبرگزاری دنیا نفوذ دارند به روش‌های گوناگونی در تبلیغات خود، اعراب و مسلمانان را انسان‌هایی بی‌تمدن، ابله، شهوت‌ران و آلوده جلوه می‌دهند.

«در ایالات متحدة آمریکا هنگام تبلیغ نوعی صابون، مجری برنامه اعلام می‌کند که فلان صابون هر چیزی را پاک و تمیز می‌کند، حتی اعراب را! آن‌گاه شخصی که لباس عربی بر تن دارد با لباس و چهره‌ای آلوده بر صفحة تلویزیون ظاهر می‌شود. در همان حال زن جوان نیمه‌لختی جلو می‌آید و او را به سمت وانی پر از آب برده و شروع به شستن او به وسیلة صابون مورد نظر می‌کند. آن‌گاه در حالی که او را از وان خارج می‌کند، با خباثتی برخواسته از خلق‌و‌خوی یهودی‌مآبانه می‌گوید: آقایان، خانم‌ها! با عرض پوزش، ما در انتخاب صابونی که این عرب را بهتر از فلان صابون بشوید با بسیاری از شرکت‌ها رقابت نموده و سعی کرده‌ایم برترین صابون را برگزینیم... در همین لحظات، جوانی داخل می‌شود و برگه‌ای را به دست آن زن می‌دهد. زن جوان آن را گشوده و با شادی و مسرت می‌گوید: خانم‌ها، آقایان! اکنون از فلان آزمایشگاه خبر آورده‌اند که فلان صابون در اوج تأثیر و مرغوبیت است. در پاکیزه شدن این عرب عیب و ایراد دیگری وجود دارد و عیب و ایراد از صابون نیست، بلکه اعراب اساساً پاک شدنی نیستند...». این تبلیغ زشت و خباثت‌آمیز این گونه پایان می‌پذیرد. (رفاعی، پیشین، ص71- 73).

3-      ابزار سیاسی

صهیونیسم جهانی علاوه بر نفوذ نهان و آشکار بر رسانه‌های گروهی جهان به ویژه مطبوعات، خبرگزاری‌ها، سینما و شبکه‌های تلویزیونی، ابزارهای سیاسی دیگری را نیز برای سلطه بر جهان در اختیار گرفته است که مهم ترین آنها عبارت است از :

1/3- سازمان ملل متحد(UNO)united nation organization: این سازمان مهم‌ترین سازمان بین‌المللی است که در سال 1324ش. /1945م. به عنوان جانشین جامعة ملل ایجاد شد. در دایره‌المعارف یهود، چاپ اسرائیل، زیر عنوان سازمان ملل و یهود آمده است: «فکر یک تشکیلات بین‌المللی برای تأمین صلح و همکاری بین‌المللی ریشه در اعتقادات یهودی دارد.» (رحمانی، 1373، ص89). این جملات هنگامی که در کنار پروتکل شمارة 10 حکمای صهیون قرار گیرد به خوبی می‌توان دریافت که سازمان ملل متحد ابزاری است سیاسی تحت نفوذ صهیونیست‌ها برای تحمیق و استحمار ملت‌های جهان و باوراندن لزوم یک حکومت جهانی به آنها که به وسیلة آن سلطة مرئی و نامرئی صهیونیسم بین‌الملل بر سراسر جهان تحکیم شود.

اولین نشست این سازمان در ژانویه 1946 در لندن تشکیل شد و در آن جلسه، مقرر گردید که مقر این سازمان در شهر نیویورک باشد. از همان ابتدای تشکیل این سازمان، صهیونیست‌ها به اشغال پست‌های حساس و کلیدی آن پرداختند. بهترین گواه برای تبیین نفوذ صهیونیست‌ها در سازمان ملل متحد، سخنان کوفی‌عنان دبیر‌کل این سازمان در اولین سمینار مقابله با «یهودی ستیزی»است. وی در شرایطی که جنایت‌ها و اقدامات سرکوب‌گرانه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه مردم مسلمان سرزمین‌های اشغالی فلسطین، عراق و افغانستان بیداد می‌کرد اظهار نمود: «یهودیان باید احساس کنند که سازمان ملل خانة آنهاست. » وی هم‌چنین بیان کرد که سازمان ملل باید در جنگ علیه یهودی‌ستیزی شرکت کند و از کشورهای عضو خواست قطع‌نامه‌ای را علیه یهودی‌ستیزی در نشست ماه سپتامبر مجمع تصویب کنند. عنان هم‌چنین گفت: «جنگ علیه یهودی‌ستیزی باید جنگ ما باشد. » (صهیونیزم چه می‌خواهد؟ پروتکل‌های جلسات زعمای صهیونیزم، 1360، ص53). هم‌اکنون بیش از 40% از کارگزاران سازمان ملل متحد یهودی می‌باشند. این سازمان بین‌المللی از روزهای نخست کار خود تاکنون، بارها ابزار دست صهیونیسم قرار گرفته است. بیشتر تصمیماتی که در آن تعارضی با خواستة صهیونیسم وجود داشته باشد، در نطفه خفه می‌شود و کمتر کسی است که از آن حمایت نکند. (صفا‌تاج، پیشین، ص199).

2/3- سازمان فراماسونری: فراماسونری نام تشکیلات و سازمانی مخفی است که بزرگ‌ترین تشکیلات سری جهان به شمار می‌رود و قدمت و قدرت آن در جهان در مقایسه با دیگر سازمان‌ها و تشکل‌ها بسیار چشم‌گیر است. دربارة واژة «فراماسون» دایره‌المعارف انگلیسی، فرهنگ وارنر آکسفورد، فرهنگ وبستر آمریکا و لغت‌نامة دهخدا چنین نوشته‌اند: «فراماسون، در زبان فرانسه از دو واژه مرکب، فرانک[یا «فری»]به معنی آزاد و ماسون به معنای بنا ترکیب یافته است. در زبان انگلیسی فری میسن به همین مفهوم نقل شده و در کشور ایران، تشکیلات اولیه آن به فراموش‌خانه و سپس به فراماسونری، اشتهار یافته است. » (پیشین، ص211).

در قرون 16 و 17 کار این تشکیلات رونق بسیار داشت و عضویت در آن منحصر به بنا‌ها بود، اما در قرن 18 گروهی از کسانی که هیچ‌گونه وابستگی با صنف بنا نداشتند توسط یک سازمان پنهانی که بعدها به نام سازمان صهیونیسم جهانی معروف شد وارد این تشکیلات شدند و طولی نکشید که این سازمان تغییر ماهیت داد و جمعیت صنفی بناهای قرون سابق به سازمان فراماسونری امروز تبدیل گردید. «اعضای این سازمان بیشتر اعیان و اشراف و بازرگانان و ثروت‌مندان بودند، که هر یک به منظور خاصی عضو این دستگاه می‌شدند تا با کمک سایر اعضا، تحت عنوان معاضدت و مساعدت به مقصودی که داشتند نائل شوند. پنهانی بودن سازمان برای عده‌ای جالب بود، و عنوان تحکیم اصول اخلاقی و خیر‌خواهی و معاضدت با یک‌دیگر دلفریب می‌نمود.» (پیشین، ص212). این وضعیت خود مشوقی بوده تا فرصت‌طلبان به ویژه صهیونیسم جهانی از این فرصت استفاده کرده و در صدد عضویت و نفوذ در آن برآیند و آن تشکیلات را به صورت سازمان فراماسونری جدید که تحت نفوذ صهیونیسم جهانی است درآورند. در حال حاضر ماهیت و شیوه عمل فراماسونری به‌گونه‌ای است که آن را از سایر جمعیت‌ها، سازمان‌ها و مؤسسه‌های بشری متمایز می‌کند.

مطالبی که دربارة ماهیت و تشکیلات امروزی فراماسونری بیان می‌شود، از نفوذ این جریان سیاسی جدید در تاروپود دستگاه هیئت حاکمه بسیاری از کشورهای جهان حکایت دارد. اظهارات زیر از جمله آنها است:

«سازمان جهانی فراماسونری یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات سری و سیاسی در جهان است که قدمت و قدرت آن در مقایسه با سازمان‌های مشابه، فزونی چشم‌گیر را داراست. از شگفتی سازمان مزبور این که از تأسیس آن تاکنون در شرایط گوناگون سیاسی، اجتماعی و تاریخ، در جوامع بشری نفوذ کرده و توانسته با تشکیل جلسات محرمانه، در نهادها و تأسیسات مختلف رخنه و حتی در تشکیلات نظامی کشورها نفوذ نماید.» (تقی‌پور، 1376، ص110). «سازمان جهانی فراماسونری سعی دارد که تشکیلات خود را در انظار مردم مخفی دارد و با برخورداری از چنین روشی است که فراماسونری در جوامع مختلف، احزاب و باشگاه‌هایی را به صورت علنی در شکل‌های مختلف سازمان داده و گروهی را به عضویت پذیرفته است. سازمان فراماسونری جهانی سعی دارد افراد ماسونی خود را در اقصی نقاط عالم مخفیانه یاری کند و در پست‌های حساس کشورها بگمارد تا در مواقع مقتضی از وجود آنان در راه تحقق بخشیدن هدف‌های سازمان سود جوید. » (یوسفیه، 1352، ص18 -17).

هدف اصلی سازمان فراماسونری مبارزه با ادیان و مذاهب الهی و رواج بی‌دینی و بی‌بندوباری و در نهایت، تلاش برای سلطه بر جهان است. بر همین اساس، اعضای آن در نفی و تحریف دین و هم‌چنین بی‌اعتبار جلوه دادن دین‌داران در میان مردم و جوامع مختلف به ایفای نقش می‌پردازند و مبارزه بی‌امانی را با دین و دین‌داری شروع کرده‌اند. در اهداف اعلام شده فراماسونری آمده است:«حزب فراماسونری نباید به یک دولت یا دو دولت اکتفا کند بلکه تمام دولت‌های جهان را باید تحت خرقه کشد و برای رسیدن به این هدف، نخست لازم است دین و علمای دین را که یگانه دشمن فراماسونری هستند نابود کنند.» (رحمانی، 1361، ص 72).

یکی از شیوه‌های کاری فراماسونری جذب و جلب جوانان و خرد‌سالان به آرا و اندیشه‌های خود است. در تعالیم ماسونی‌ها آمده است: «بزرگان و سالخورده‌ها را کنار بگذارید و نسل جوان را دریابید، سعی کنید جوانان و خرد‌سالان را به مجالس خود جلب کنید تا تعالیم حزب را در کودکی بیاموزند. انطباعات دوران کودکی هرگز فراموش نمی‌شود و ما باید افکار خود را در آن دوران به افراد تزریق نماییم و آنها را دور از دین تربیت کنیم. برای آن‌که بتوانیم تشکیلات خانواده را به هم بزنیم لازم است به اصول اخلاقی لگد بزنیم و یک نسل کاملاً بی‌دین، بی‌ناموس و بی‌اخلاق تربیت کنیم. البته این کار در نظر اول مشکل به نظر می‌رسد ولی چون میل به شهوت و لاابالی‌گری، فطری و طبیعی بشر است. از این جهت شاید چندان هم مشکل نباشد. » (صفا‌تاج، پیشین، ص217).

بار دیگر تأکید می‌کنیم که دلایل و براهینی وجود دارد که به خوبی بیان‌گر اداره محفل فراماسونری توسط صهیونیسم جهانی و نیز رابطة تنگاتنگ صهیونیست‌ها با اعضای فراماسونری در جهان است، از جمله:

1- پروتکل پانزدهم کتاب پروتکل‌های دانشوران صهیون به خوبی این حقیقت را روشن کرده و می‌گوید:

«. . . برای نیل به مقصود، تشکیلات فراماسونری خود را توسعه داده و در همه‌جا عمال مبتکری را به کار می‌گماریم و دفتر کار این عمال، مهم‌ترین و مؤثر‌ترین دستگاه نفوذ ما خواهد بود و تمام این دفاتر کار زیر نظر اداره‌ای که از دانشمندان و زعمای ما تشکیل شده اداره خواهد شد. هر دفتر در این اداره نماینده‌ای خواهد داشت و برنامه هر دفتر به وسیلة او در اداره مرکزی تنظیم می‌شود. بدیهی است که هیچ کس جز ما در تعقیب کارهای فراماسونری نیست و ما هستیم که هدف نهایی خود را می‌دانیم. کسی که می‌خواهد مقامش همیشه محفوظ باشد باید کورکورانه از ما اطاعت کند.»

2- نشانه‌ها و وابستگی فراماسونری به صهیونیسم گویا و غیر قابل انکار بوده و بسیاری از سمبل‌های فراماسونری معانی و مفاهیم یهودی دارد؛ برای مثال، محفل فراماسونری به منزلة خیمة موسی در صحراست و نور در نزد فراماسونری یعنی نوری که از بالای کوه برای موسی متجلی شد. نقش واژة یهوه، خدای اختصاصی اسرائیل، به زبان و خطی عبری روی بسیاری از دیپلم‌های فراماسونری حک شده است. فراماسون‌ها خود را به دین مقید نمی‌دانند و منکر آن می‌باشند ولی خود را پیرو دین یهود نشان داده و می‌گویند: «بهتر است که ما دین واحدی را قبول کنیم و آن دین یهودی است که سر سلسلة ادیان است.» (پیشین، ص220).

این مطالب، ما را به وجود رابطه فراماسونری با صهیونیسم جهانی راهنمایی می‌کند. هم‌چنین با اثبات این رابطه، شکی باقی نمی‌ماند که جنبش فراماسونری یک جنبش صهیونیستی بوده و به صورت ابزار مهمی در دست حاکمان صهیونیست در آمده است که از طریق آن تلاش می‌کنند اهداف خود را از قبیل ایجاد کشور مورد نظر در فلسطین، بازسازی معبد سلیمان، نفوذ در دولت‌ها و مؤسسه‌ها، و گسترش فساد در زمین، برآورده سازند.

 

نتيجه‌گیری

بنا بر آن‌چه گفته شد، نمي‏توان تأثیر صهيونيسم را در بخش قابل توجهی از جهان ناديده گرفت، ولي مخالفت ‏شخصيت‏هاي مذهبي، سياسي، فرهنگي، و علمي جهان، با انديشه توسعه‏طلبي صهيونيست، از مهم‏ترين عوامل کند‌ شدن روند سلطه‌گری و نفوذ صهیونیست‌ها بر جهان و نیز، از عوامل کند شدن تأثیر ابزارهای ‏صهيونيست‌ها در طي چند دهه اخیر بوده است. از مؤثرترین این شخصیت‌ها باید از امام خمینیŠ نام برد:

مقارن با آغاز مبارزات سياسى امام خمینیŠ با رژيم پهلوى، وی عدم همراهى رژيم پهلوى با كشورهاى اسلامى درباره تحريم نفتى اسرائيل و قطع روابط ديپلماتيك با آن کشور را محكوم كرده و در مصاحبه‏اى فرمود: «يكى از جهاتى كه ما را در مقابل شاه قرار داده است، كمك او به اسرائيل است.» بايد اذعان نمود که امام در بعد داخلى، مبارزه با استبداد پهلوى را سرلوحه خويش قرار داده بود و در بعد خارجى، آرمان فلسطين اولويت اول سياست خارجى امام را شكل مى‏داد، زيرا بر اين باور بود که: طرفدارى از طرح استقلال و شناسايى اسرائيل براى مسلمانان يك فاجعه و براى دولت‏هاى اسلامى يك انفجار است؛ از اين رو، مخالفت با آن‏را يك فريضه بزرگ اسلامى مى‏شمرد. وی مبارزه با اسرائيل را وظيفه‏اى شرعى و اساس اين وظيفه را قاعده نفى سبيل می‌دانست و از این رو صرف مقدارى از زكات و سهم امام را براى مبارزه با اسرائيل جايز مى‏شمرد. امام براى مبارزه با اسرائيل از همه ظرفيت‏هاى موجود بهره مى‏برد و نه تنها در اين مورد به ملت‏ها آگاهى مى‏داد بلكه با دولت‏ها هم سخن مى‏گفت. گاه از زبان نصيحت استفاده مى‏كرد و به دولت‏هاى اسلامى مى‏گفت: «من به سران فلسطينى نصيحت مى‏كنم با اتكا به خداوند متعال، مردم فلسطين و اسلحه خويش، تا حد مرگ با اسرائيل بستيزند. شما اطمينان داشته باشيد كه نه شرق به درد شما مى‏خورد و نه غرب.» آن‏جا كه از شدت گرفتن روابط برخى دولت‌های اسلامى با اسرائيل نگران مى‏شد از زبان تهديد استفاده مى‏كرد.

در واقع مى‏توان ديدگاه امام را درباره صهيونيزم و اسرائيل به اختصار اين‏گونه بيان كرد: اسرائيل مثل غده سرطانى مى‏ماند كه اگر آن‏را ريشه كن نكنيم باعث مرگ آرام و خاموش جهان اسلام مى‏گردد. انديشه صهيونيزم نژادپرستانه و ضد اسلام و انسان است. اسرائيل نوك پيكان مبارزه غرب با اسلام است. اين جنگ، نبرد بين اعراب و اسرائيل نيست بلكه نبرد بين اسلام و صهيونيزم و غرب است. اسرائيل با توسل به ابرقدرت‏ها روى پاى خود ايستاده اما بايد با اتكا به خداوند و نيروى خود آن‏را شكست داد. در حقيقت، تنها راه شكست آن بازگشت به خويشتن و هويت اصيل اسلامى است و در اين صورت اسرائيل از صفحه روزگار محو مى‏شود.

امام پس از بیست سال مبارزه با اسرائيل و به منظور تشديد و تدوام آن، آخرين جمعه ماه رمضان را روز قدس ناميد و به این وسیله در ادامه ضربه زدن به ایده‌ها و ابزارهای سلطه‌گری صهیونیستی، روند مبارزه با آرمان‌های صهیونیستی را به اوج رساند. (صحیفه نور، جلدهای 8، 12 و 15 و سايت‏هاى مختلف از جمله :سايت حزب اللَّه، rasad. ir ، moghavemat. ir. google. com . yahoo. Com)

پس از امام خمینیŠ و بی شک به دلیل ثأثیرپذیری از وی، مخالفت‌ها در جهان علیه صهیونیسم ادامه یافت. یکی از این مخالفت‌ها که مانعی بر سر راه پروژه توسعه‌طلبی صهیونیسم می‌باشد، مخالفت و تشکیک نسبت به شعار معروف هولوکاست است. مخالفت با هولوکاست از ایران آغاز شد ولی به ایران محدود نشد بلکه تعداد قابل توجهی از اندیشمندان خارجی نیز در باره جعلی بودن و بزرگ‌نمایی آن سخن گفته‌اند، از جمله:

پروفسور ارنو ماير از دانشگاه برنستون در كتاب خود با نام «چرا آلمان تيره و تار نشد؟» به وجود پرسش‏هاى گوناگونى پيرامون هولوكاست اشاره مى‏كند. ماير كه خود يك يهودى است، مى‏گويد: «پرسش‏هايم هم‏چنان پابرجاست. تعداد يهوديانى كه از سال 1942 تا 1945 در آشويتس و ديگر اردوگاه‏ها با مرگ طبيعى از دنيا رفته‏اند، از يهوديانى كه با مرگ غير‌طبيعى و از راه‏هاى مختلف كشته شده‏اند بيشتر است. هم اكنون منابع بررسى اتاق‏هاى گاز، كم و غيرمطمئن است. بيشتر آن‌چه به عنوان حقايق تاكنون پذيرفته شده، براساس اعترافات مسئولان نازى، مجريان محاكمه‏هاى پس از جنگ و خاطرات كسانى است كه از اين اردوگاه‏ها نجات يافته يا آزاد شده‏اند. بنابراين، شهادت‏ها بايد با دقت بررسى شود، زيرا ممكن است انگيزه‏هاى شخصى متفاوت و پيچيده‏اى در اين‏گونه ادعاها تأثير داشته باشد.» (روزنامه کیهان 22 آذر 1384).

 پل فرام كه خود يكى از منتقدين هولوكاست مى‏باشد و بهاى اين انتقاد را نيز پرداخته است، در مصاحبه با یک خبرگزارى گفته است: «زير سؤال بردن هولوكاست، مزايا و موضع قدرت‌مند صهيونيست‏ها را كه در بسيارى از كشورهاى غربى از آن برخوردارند، قطع خواهد كرد. بنابراين هر كسى در اين باره بحث كند و يا ابعادى از داستان هولوكاست را زير سؤال ببرد، بايد ساكت شود. يهوديان برخوردهاى خشنى يا تجديدنظر‌طلبان دارند، آنان باعث شدند تا من از مؤسسه و هيأت آموزشى پيل كه در آن كار مى‏كردم، اخراج شوم و دليل آن هم اين بود كه از حق آزادى بيان افرادى از جمله دوكالينز، قهرمان جنگ و روزنامه‏نگار انگليسى، كه برخى از ابعاد داستان هولوكاست را در فيلم تبليغاتى فهرست شيندلر متعلّق به استيون اسپيلبرگ زير سؤال برده بود، دفاع كرده بودم.» (سایت حبرگزاری مهر).

پروفسور اينگريد ويگرت با بررسى سياست‏هاى رسمى دولت هيتلر از روى اسناد به‏جامانده از اين دولت نشان مى‏دهد كه اولاً بر خلاف تبليغات فعلى يهوديان، دولت آلمان با مهاجرت يهوديان به خارج از اين كشور مخالفتى نداشته و ثانياً يهوديان ثروت‌مند خود براى فراهم ساختن زمينه مهاجرت يهوديان با دولت هيتلر همكارى داشته‏اند. پس ادعاى صهيونيست‏ها در اين كه نازى‏ها از مهاجرت يهوديان ممانعت كرده و فقط به كشتار آنها راضى مى‏شده‏اند، دروغ است. (پیشین).

پروفسور دان هديشيمر با اسناد معتبر و شواهد غيرقابل انكار نشان داده است كه صهيونيست‏ها و يهوديان پس از جنگ جهانى اول نيز در يك تلاش نافرجام تبليغاتى مدعى شدند كه شش ميليون يهودى در جنگ جهانى اول كشته شده‏اند! اما اين ادعاى پوچ موفق نگرديد و صهيونيست‏ها اين ادعا را براى جنگ جهانى دوم با شدت وحدت بيشترى مطرح ساختند، تا در پرتو آن به مظلوم‏نمايى دست بزنند. (سایت روزنامه انتخاب).

پروفسور فرد لوختر با ارايه يك گزارش جنجال‌برانگيز و كاملاً تخصصى نشان داده است كه ابزارهاى فنى زمان جنگ جهانى دوم و ساختمان‏ها و ساختارهاى موجود در اردوگاه‏هاى آلمان هيتلرى فاقد توانايى كشتار شش ميليون نفر بوده و اصولاً كشتار شش ميليون يهودى با امكانات و ساختمان‏ها و ساخت‌و‌سازهاى آن زمان غيرممكن بوده است. (سایت بازتاب).

پروفسور گرمر رادولف در كتاب‏هاى متعدد خود نشان داده كه هيچ اتاق گاز و يا ابزار كشتار جمعى ديگرى در اردوگاه‏هاى آشويتس و غيره وجود نداشته است و اساساً با امكانات زمان جنگ جهانى دوم استفاده از گاز زيگلون B براى كشتار انسان‏ها غيرممكن بوده است. (سایت شریف نیوز).

دكتر جيمز مارتين در كتاب مشهور خود به رويكرد بازنگرى تاريخى و برملا ساختن دروغ‏هاى يهوديان در مورد جنگ جهانى دوم پرداخته و خلاصه‏اى از آراى منتقدان در رد دروغ‏هاى ساخته شده در مورد اين جنگ را مطرح كرده است. (سایت باشگاه اندیشه جوان).

نتیجه این که:

اولا، به‌رغم تلاش‌های صهیونیست‌ها، مخالفت‌های جدی با اندیشه‌های آنان در جهان وجود داد و این مسئله افسانه نفوذ کامل صهیونیسم بر رسانه‌های جهانی را رد می‌کند؛

ثانیا، عصبانیت صهیونیسم از وجود این مخالفت‌ها نشان از تأثیر آن بر فعالیت‌های سلطه‌گرایانه صهیونیسم دارد.

 

منابع و مآخذ:

1.    ابوغنیمه، زیاد، یهود در فرهنگ، تبلیغات و رسانه‌های غربی، ترجمه عبد‌الفتاح احمدی، ضیاء اندیشه، تهران، 1380.

2.    احمدی، محمد، پژوهه صهیونیست (مجموعه مقالات)، ضیاء اندیشه، تهران، ج1، 1376.

3.    امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ج8، 12 و 15.

4.    تقی‌پور، محمد‌تقی، توطئه جهانی، پژوهشی پیرامون صهیونیسم جهانی، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1376.

5.    دعوتی، میر ابوالفتح، نفوذ صهیونیسم در مطبوعات، ایام، قم، چاپ اول، 1376.

6.    رحمانی، شمس الدین، جهان زیر سلطة صهیونیسم، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تهران،1361.

7.    ـــــــــــــــــــ ، ماهیت سازمان ملل، محراب قلم، تهران، 1373.

8.    رفاعی، فواد‌بن عبد‌الرحمان، نفوذ صهیونیسم بر رسانه‌های خبری، ترجمة حسین سرو قامت، انتشارات کیهان، تهران، چاپ دوم، 1381.

9.    روزنامه کیهان، 22 آذر 1384.

10. سایت بازتاب.

11. سایت باشگاه اندیشه جوان.

12. سایت خبرگزاری مهر.

13. سایت روزنامه انتخاب.

14. سایت شریف نیوز.

15. شهبازی، عبدالله، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، چاپ اول، 1377.

16.  

17. صفاتاج، مجید، سلطه پنهانی، آرون، تهران، 1383.

18. ـــــــــــــ ، سیمای صهیونیسم.

19. ـــــــــــــــــ ، دسیسه‌های شیطانی، تجسم خلاق، تهران، چاپ اول، 1384.

20. صهیونیزم چه می‌خواهد؟ پروتکل‌های جلسات زعمای صهیونیزم، ترجمة بهرام محسن پور، بی‌جا، بی‌نا، 1360.

21. ماضی، محمد، سیاست و دیانت در اسرائیل، ترجمة غلامرضا تهامی، سنا، تهران، 1381.

22. مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، صدرا، تهران، چاپ بیست و ششم، 1382.

23. یوسفیه، ولی الله، سازمان جهانی فراماسونری، زهره، تهران، 1352.

24.     rasad. ir، moghavemat. ir. google. com . yahoo. Com

 

˜–—™

[1]- دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی.

[2] - گلدا مایر(1978-1898)نخست وزیر اسرائیل در سال‌های 1969 تا 1974 بود و یکی از پایه گزاران دولت اسرائیل است. وی متولد روسیه و فارغ التحصیل دانشگاه تربیت معلم شهر«میل واکی»است و در سال 1921 همراه با همسرش به فلسطین مهاجرت کرد. او در امور صهیونیسم و نهضت کارگری فعال بود. در دهه 1930 تا 1940در سازمان‌های مختلف صهیونیستی در فلسطین، اروپا و ایالات متحده خدمت کرد. او یکی از امضا کنندگان بیانیه استقلال دولت اسرائیل در 1948بود و به عنوان اولین کاردار کشورش در اتحاد جماهیر شوروی در سال 1948 و1949 خدمت کرد. در سال1949 برای اولین دوره مجلس اسرائیل انتخاب گردید و نامزد وزارت کار و تامین اجتماعی شد. وی مدتی وزیر امور خارجه شد و سپس در سال 1969 به نخست وزیری رسید.

0 نظر