درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 مساله وحدت و تقريب مذاهب اسلامی، از ديرباز همواره جز اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌های مصلح سياسی و مذهبی بوده و تلاش برای تحقق آن در اعصار گوناگون، با نشيب و فراز فراوان روبرو گرديده است. از ابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی ايران نيز وصول به اين هدف مقدس، که متکی به ريشه های استوار در کتاب و سنت می باشد، يکی از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خمينی (ره) بوده است.

 

طرح مساله تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معنای «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت يکديگر به منظور دستيابی به تئالف و اخوت دينی بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی»، در پی ناهمسازگري ها و تفرقه های موجود ميان جوامع مختلف اسلامی آغاز گرديد. تبعات ناشی از اين مسئله، در روابط قومی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان هويدا گرديد. به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگی و وحدت ميان مسلمانان از سوی دانشمندان و مصلحان جامعه اسلامی نيز آغاز شد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجری شاهد تلاقی گسترده انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامی هستيم. در اين دوران، وجود مناظره های علمی بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد واقع گرايی و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمی و پژوهشی بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکی و همسازگرايی فرق گوناگون اسلامی دارد.

 

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

شنبه 30 تير 1397 8 ذی‌القعده 1439 Saturday 21 July 2018
شيخ محمود شلتوت; آيت شجاعت
1394/11/12 1073

شيخ محمود شلتوت; آيت شجاعت

شيخ محمود شلتوت در روز پنجم شوال سال 1310 قمرى در روستاى «منشاة بنى منصور» از توابع بخش «ايتاى البارود» يكى از بخش هاى استان بحيره مصر در خانواده اى عالم پرور و اديب ديده به جهان گشود.

 

 

 

 

زادگاه

شيخ محمود شلتوت در روز پنجم شوال سال 1310 قمرى در روستاى «منشاة بنى منصور» از توابع بخش «ايتاى البارود» يكى از بخش هاى استان بحيره مصر[1] در خانواده اى عالم پرور و اديب ديده به جهان گشود. پدرش شيخ محمّد او را محمود نام نهاد. وى نهايت سعى را در راه تربيت و تعليم فرزندش به كار گرفت.

 

آغاز تحصيلات

هنوز هفت بهار از سن محمود نگذشته بود كه پدرش دار فانى را وداع كرد و عمويش شيخ عبدالقوى شلتوت سرپرستى او را بر عهده گرفت. از همان ابتدا آثار نبوغ و استعداد وافر در كارهايش آشكار بود; بدين سبب عمويش او را براى كسب علم و معارف اسلامى به مكتبخانه روستا فرستاد.

از مقررات مكتبخانه هاى مصر اين بود كه دانش آموز قبل از خواندن دروس ادبيّات، بايد كلّ قرآن را حفظ كند. محمود هم همچون ديگر دانش آموزان قبل از هر چيز به حفظ قرآن مشغول شد و در مدّت كمى كلّ آن را حفظ كرد.

تحصيلات تكميلى

شيخ محمود در سال 1328 قمرى (1906 م) براى كسب مدارج عالى علم، به شهر اسكندريه هجرت كرد و در دانشكده اسكندريه[2] مشغول تحصيل شد.

نبوغ علمى و استعداد درخشان وى، مورد تعجّب استادان و دانشجويان قرار گرفت. وى با تلاش بىوقفه در سال 1340 قمرى (1918 م) موفق به كسب عالى ترين مدرك رسمى از دانشكده اسكندريه شد و دانشجوى نمونه دانشكده معرفى شد; در حالى كه از زندگى او 25 بهار بيشتر نگذشته بود.

وى پس از اتمام تحصيلات در سال 1341 قمرى (فوريه 1919 م) در جايگاه استاد در همان دانشكده مشغول تدريس شد.

تحصيلات و تدريس شلتوت در سال 1341 قمرى(1919 م) در مصر همزمان با انقلاب مردمى مصر به رهبرى سعد زغلول[3] بود. روستاها و شهرهاى مصر سرشار از تظاهرات به حمايت از سعد زغلول و ضد اشغاگران شد. شلتوت نيز بى تفاوت نبود و به وظيفه انقلابى اش عمل كرد و با زبان و قلمش در خدمت انقلاب مردم مصر بود.

 

ورود به الازهر

شيخ محمّد مصطفى مراغى كه تأثير عقيدتى شگرفى بر شلتوت داشته است، هنگامى كه در سال 1360 قمرى (1938 م) رياست دانشگاه الازهر را بر عهده داشت، مقاله اى از شيخ محمود شلتوت مطالعه كرد و به عمق انديشه، تسلط بر ادبيات عرب و چيره دستى او در نويسندگى پى برد; بدين جهت از او براى تدريس در سطوح بالاى دانشگاه الازهر دعوت كرد. شلتوت كه در دانشكده اسكندريه مشغول تدريس و تربيت شاگرد بود، از اين دعوت استقبال و به قاهره عزيمت كرد و در جايگاه استاد در دانشگاه الازهر مشغول تدريس شد.

كاميابى هاى پى در پى او باعث شد كه در سال 1361قمرى(1939 م) در مقام مدرّس مرحله تخصصى دانشگاه الازهر برگزيده شود.

 

استادان

شلتوت در محضر استادان بسيارى شاگردى كرده است; اما سه تن از آن ها سهم بيشترى در تربيت و آموزش او داشته اند:

1. استاد شيخ الجيزاوى: از استادان شيخ محمود شتلوت در دانشكده اسكندريه.

2. شيخ عبدالمجيد سليم: عبدالمجيد سليم در 1304 قمرى(13 اكتبر 1882) در مصر ديده به جهان گشود. پس از گذراندن دوران مقدماتى، وارد دانشگاه الازهر و در سال 1330 قمرى از آن جا فارغ التحصيل شد. وى پس از اتمام تحصيلات، در جايگاه قاضى، مدرّس و عضو هيأت فتوا مشغول به كار شد. وى از شاگردان امام محمّد عبده به شمار مى رود.

عبدالمجيد سليم يكى از بنيانگذاران جماعت تقريب مذاهب اسلامى و از فعال ترين اعضاى آن جمعيت بود. از ويژگى هاى بارز او صراحت و شجاعت بود. به دليل همين صراحت كم نظير در سال 1368قمرى هنگامى كه ديد حكومت مى خواهد در شؤون الازهر دخالت كند، از رياست الازهر استعفا كرد. رئيس ديوان دربار كه از اين عمل عبدالمجيد به شدّت عصبانى شده بود، عبدالمجيد را تهديد كرد و گفت: به سبب اين اقدام، خطرهايى متوجه او خواهد شد. شيخ عبدالمجيد با كمال شجاعت و صراحت در پاسخ او گفت: همانا مادامى كه بين خانه ام و مسجد در حركتم، خطرى مرا تهديد نمى كند (بى آزار شيرازى، 1379 ش، ص24).

وى پس از سال ها تلاش در عرصه تقريب و وحدت اسلامى در روز پنج شنبه دهم صفر 1374قمرى دار فانى را وداع گفت (خفاجى، ج 1، ص 306).

3. شيخ امام محمدمصطفى مراغى: شيخ مصطفى مراغى در 1303 قمرى(مارس 1881 م) در «مراغه» يكى از توابع استان سوهاج مصر متولّد شد. پس از دوران كودكى، به حفظ قرآن روى آورد و در مدّت كمى حافظ كل قرآن شد. وى از مريدان، پيروان و شاگردان محمّد عبده بود و تحت تأثير افكار او رشد كرد.

رشيد رضا درباره وى مى گويد: او از خالص ترين برادران و مريدان شيخ محمد عبده بود (بى آزار شيرازى، 1379 ش، ص24).

هنگامى كه عبده به سودان سفر كرد، او را با خود آن جا برد و وى آن جا به شغل قضا مشغول شد.

شيخ محمود شلتوت استاد خود را اين گونه مى ستايد: هر آنچه شيخ مراغى از علم و عقل و انديشه داشت بدين سبب بود كه شاگرد شيخ محمد عبده بود (احمدى، 1383 ش، ص 54).

دبير كل مجمع دارالتقريب، محمدتقى قمى درباره او مى گويد: «او ]= امام مراغى رحمة الله عليه [مردى باوقار و با شخصيت و داراى فكرى منظم و هماهنگ و بينشى وسيع بود... . او مردى فعال بود و در ايجاد ارتباط ميان اشخاص و اتفاق بر نقاط اساسى سهم بسزايى داشت. او محيط را براى بعضى از بزرگان و علماى دين كه در صدر آن ها شيخ مصطفى عبدالرزاق[4] و شيخ عبدالمجيد سليم قرار داشتند، آماده ساخت (بى آزار شيرازى، 1379 ش، ص 65).

مراغى آثارى در حوزه قرآن و معارف اسلامى از خود به يادگار گذاشت كه برخى از آن ها عبارتند از الاولياء و المحجورين، بحثى در ترجمه قرآن، بحث هاى لغوى و دروسى شامل تفسير سوره هاى لقمان، الحجرات، الحديد و والعصر و... (احمدى، 1383 ش، ص 54).

وى در رمضان 1364 دار فانى را وداع گفت. پس از تشييع جنازه اى باشكوه، پيكر او را در مقبره سيده نفيسه دفن كردند (مجاهد، 1994 م، ج 1، ص 400).

 

شاگردان

1. عباس محمود عقاد

عباس محمود عقّاد شاعر، مجدّد، نقّاد و روزنامه نگار معروف مصرى در سال 1311 قمرى(1889م) در اسوان[5] ديده به جهان گشود. حرفه اصلى او روزنامه نگارى بود; ولى در شعرسرايى هم بسيار تبحّر داشت. اكثر آثار او از جمله ديوان شعر، وحى الاربعين، هدية الكروان و عابر السبيل در حوزه شعر است. دو كتاب به نام هاى عبقرية محمد و عقبرية عمر درباره سلسله اى از اعلام اسلام تأليف كرده است (المنجد فى الاعلام، ص 471).

2. شيخ على عبدالرزاق[6]

كناره گيرى از الازهر

شيخ مصطفى مراغى در جايگاه روشنفكرى اصلاح گر، مصمم بود برنامه هاى اصلاحى خود را در الازهر اجرا كند; بدين لحاظ براى جلب نظر دولت مصر، لايحه اصلاحى خود را به دولت وقت تقديم كرد.[7] شلتوت هم با نوشتن چندين مقاله به حمايت از برنامه هاى مراغى برخاست و برنامه هاى اصلاحى او را گامى در پيشبرد وضعيت فرهنگى و علمى دانشگاه الازهر معرفى كرد.

دربار فاسد و وابسته مصر با اين لايحه مخالفت ورزيد. پس از اين اقدام، مصطفى مراغى براى اعتراض از رياست دانشگاه الازهر كناره گيرى كرد. دربار مصر ضمن قبول استعفاى مراغى، شيخ محمد ظواهرى[8] را در جايگاه رئيس دانشگاه الازهر برگزيد. وى پس از استقرار در مقام رياست الازهر، تصميم گرفت برنامه هاى دربار را اجرا كند; ولى با مخالفت عالمان روشن ضمير رو به رو شد. ظواهرى كه خود را با موجى از مخالفت مواجه ديد، برخى از عوامل اصلى اين مخالفت را از كار بركنار كرد. از جمله اين افراد شيخ محمود شلتوت را در تاريخ  1353 قمرى (17 سپتامبر 1931) از سمت خود بركنار كرد.

وى پس از بركنارى، لحظه اى هم بيكار ننشست و همراه شاگردش، شيخ على عبدالرزاق به شغل وكالت در محاكم شرعى و نويسندگى در روزنامه ها مشغول شد. وى ذره اى از مواضع اصولى خود عقب ننشست و در مقالاتى كه مى نوشت، بر ضرورت اصلاحات در الازهر تأكيد مى كرد.

مسؤولان الازهر پس از مدّتى متوجه شدند كه با نبودن استادان بزرگى چون شلتوت، به اعتبار دانشگاه لطمه وارد مى شود; از اين رو در سال 1357قمرى (1935 م) او را به كار و تدريس در الازهر دعوت كردند; بنابراين، وى در همان سال در دانشكده شريعت مشغول تدريس شد.

 

افتخارات علمى

شيخ محمود شلتوت در طول حيات فكرى اش بارها مورد تقدير و نكوداشت قرار گرفت، به طور نمونه، در سال 1380 قمرى (1958 م) از دانشگاه شيلى و در سال 1382 قمرى (1960 م) از دانشگاه جاكارتا، دكتراى افتخارى كسب كرد (خفاجى، ج 3، ص 444).

رياست الازهر

دولت وقت مصر در سال 1359 قمرى (1937 م) شيخ مراغى را دوباره به مقام رئيس الازهر برگزيد. لياقت و كاردانى شلتوت و نيز علاقه وافر مراغى به وى باعث شد كه مراغى او را در جايگاه قائم مقام دانشكده شريعت برگزيند.

مراغى در سال 1379 قمرى (1957 م) شلتوت را به عنوان قائم مقام دانشگاه الازهر برگزيد.

شيخ محمود شلتوت در سال 1383 قمرى (1961 م) از طرف رياست جمهورى وقت مصر در مقام رئيس دانشگاه الازهر برگزيده شد. وى در مدّت رياست در الازهر، خدمات شايانى براى دانشگاه الازهر و اسلام انجام داد.

از مهم ترين برنامه هاى او در دانشگاه الازهر، دورى از تعصبات فرقه اى و مذهبى بود. هنگامى كه خبرنگار از وى پرسيد: وظيفه و هدف دانشگاه الازهر در دوره جديد چيست؟

شيخ محمود شلتوت پاسخ داد: مهم ترين هدف اساسى در برنامه من عبارت است از پيكار با تعصبات، و تحقيق و بررسى علوم دينى در محيطى پر از صفا و برادرى، بحث در يافتن بهترين راهى كه بتوان به تحكيم روابط دين و ايمان خدمت كرد و پيروى از دليل قوى از هر افقى كه بدرخشد.

اگر مسلمانان به اين مطالب جامه عمل بپوشانند، نيرويى بس بزرگ تشكيل مى دهند كه مى توانند با فراغت و آسودگى به بالا بردن شأن و منزلت خود بپردازند و از بار مشكلات گذشته كه مولود تعصب بود، رهايى يابند، و در جهان، همچون يك روح در پيكرهاى مختلف درآيند (بى آزار شيرازى، 1377 ش، ص 355; جمهورى اسلامى، 19 / 10 / 79، ويژه نامه، ص 10).

از مهم ترين اقدام هاى او هنگام رياست در دانشگاه الازهر، تدريس فقه شيعه كنار مذاهب اهل سنّت بود. وى در اين باره مى گويد: «اين هم دانشگاه الازهر كه بر اساس تقريب بين مذاهب اسلامى مقرر داشت كه فقه شيعه و سنّى هر دو بر اساس دليل و برهان بدون هيچ گونه تعصّبى تدريس شود (جمهورى اسلامى، 19 / 10 / 79، ويژه نامه، ص10)».

 

برگزارى مراسم عاشورادر دانشگاه الازهر

از برنامه هاى شيخ محمود شلتوت در دورانى كه رياست الازهر را بر عهده داشت، برگزارى مراسم عزادارى در روز عاشورا در صحن دانشگاه الازهر بود. اين موضوع عشق و علاقه وافر او را به اهل بيت به ويژه امام حسين(عليه السلام) نشان مى دهد. استاد محمد واعظ زاده خراسانى در اين باره مى گويد: «براى بزرگداشت واقعه عاشورا در دوران شيخ شلتوت شيخ وقت الازهر، در محوطه (جامع الازهر) در روز عاشورا مجلس عزادارى برگزار كردند و به خاطر دارم كه در همان موقع، روزنامه هاى ايران، اين خبر را نشر دادند (روزنامه اطلاعات، 13 / 4 / 1374، ويژه نامه، ص 14)».

 

فعاليت هاى علمى

1. تأسيس «آكادمى تحقيقات اسلامى»

در اين مؤسسه كه شلتوت آن را تأسيس كرد، نمايندگان تمام مذاهب اسلامى گرد هم مى آيند و درباره موضوعات مختلف اسلامى، به بحث و بررسى مى پردازند (مردم و دين، ص 16).

2. شركت در كنفرانس هلند

شيخ محمود شلتوت از طرف دانشگاه الازهر در سال 1359 قمرى (1937 م) در جايگاه عضوى از هيأت نمايندگى الازهر به كنفرانس بين المللى «لاهه» كه در كشور هلند برگزار شد، برگزيده شد و در اين كنفرانس شركت كرد.

شلتوت در اين كنفرانس مقاله اى تحت عنوان «المسؤولية المدنية و الجنائية فى الشريعة الاسلاميه» ارائه كرد. مقاله وى از نظر علمى و ادبى در سطح بالايى قرار داشت و مورد قبول و تقدير اعضاى كنفرانس قرار گرفت. در پايان با توجه به اهميّت موضوعى كه به آن پرداخته بود، مقاله وى به صورت مقاله نمونه انتخاب شد و به چاپ رسيد.

3. عضويت در كميسيون تفسير راديويى

وظيفه اين كميسيون نظارت بر پخش برنامه هاى تفسير قرآن كريم در راديوى مصر بود كه شلتوت از اعضاى فعال اين كميسيون به شمار مى رفت و به پيشنهاد او هر روز صبح قبل و بعد از تلاوت قرآن برنامه اى تحت عنوان «سخن بامداد» كه بحثى تفسيرى بود، پخش مى شد.

4. عضويت در كميته فتواى الازهر

از مهم ترين وظايف اين كميته، صدور فتوا در زمينه هاى گوناگون فقهى بر اساس نياز جامعه است.

5. عضويت در انجمن علماى طراز اوّل  مصر

شلتوت در حالى به عضويت اين انجمن درآمد كه جوان ترين عضو اين تشكيلات بود; امّا با وجود كمى سنّ در مقايسه با ديگران، در نخستين جلسه اى كه در اين انجمن شركت كرد، پيشنهادهاى مهمى ارائه داد كه در همان جلسله كميته اى به رياست «شيخ عبدالمجيد سليم» تشكيل شد تا به پيشنهادهاى شلتوت رسيدگى و اجرا شود.

6. نظريات شيخ محمود شلتوت درباره ازدواج موقت در دولت آلمان غربى

دولت آلمان غربى طى نامه اى از شيخ محمود شلتوت، شيخ دانشگاه الازهر خواست تحقيق كاملى درباره تعدد زوجات در اسلام براى آن دولت بفرستد تا شايد با استفاده از آن، مسأله فزون بودن تعداد زنان بر مردان را در آن كشور حل كند. شيخ محمود شلتوت نيز اين بحث را آغاز كرد; سپس مقرر شد تحقيق وى به سه زبان انگليسى، آلمانى، فرانسه ترجمه شود. آن روزها برخى نشريات نوشتند كه بحث شلتوت نخستين بحثى است كه مسأله ازدواج و افزايش زنان را در آلمان حل خواهد كرد (مكارم شيرازى، اسفند 1338، ص 44).

7. عضويت در فرهنگستان زبان عربى مصر موضعگيرى هاى شلتوت

شيخ محمود شلتوت  6 روز پس از واقعه 15 خرداد 1342 شمسى، نامه اى نوشت و از عموم مسلمانان خواست تا عالمان مجاهد ايران را كه به جرم دفاع از حق به زندان كشيده شده اند، پشتيبانى كنند. او در اين اعلاميه دستگيرى عالمان و اهانت به ساحت مقدّس آنان را داغ ننگى بر جبين بشر شمرد و طى تلگرافى خطاب به شاه رسماً خواست كه از تجاوز به حريم روحانيان و عالمان اسلام، خوددارى كند و بازداشت شدگان از عالمان و مردم مسلمان را هر چه زودتر آزاد سازد.

متن اعلاميه

بسم الله الرحمن الرحيم

هذا بيان للناس

در اين دوره، جريان هاى تبليغاتى شوم و تجاوزاتى آشكار رخ مى دهد كه قربانيانش علماى اسلام در ايرانند; آن رادمردانى كه به راه خدا مى خوانند و از دينش پاسدارى مى نمايند و جرمى جز اين ندارند كه تعليمات الاهى را باز مى گويند. علماى اسلام و روحانيون ايرانى بارها مورد تجاوز رژيم قرار گرفته اند و بارها زندانى شده اند و از انجام وظيفه امر به معروف ـ كه هر غير عاجزى بدان مكلّف است ـ و از وظيفه نهى از منكر ـ كه بر هر غير عاجزى واجب است ـ بازداشته شده اند حال آن كه خير و فوايد انجام اين دو وظيفه عايد امّت اسلام مى شود و نتايج فرخنده اش نصيب ملّت مى گردد; زيرا حيات هر ملتى وابسته به اخلاق او است و شالوده اخلاق را دين خدا ـ در مجموعه احكام و آداب و نظامات و تعليماتش ـ تشكيل مى دهد، و پرچمداران جنبش تكامل اخلاقى و رهبران معنويت و عناصر مؤثر در اين كار، همان علماى اخلاقى هر ملتند كه با تبليغ و رهبرى و ارشادشان زمينه و شرايط و عوامل تكامل معنوى او را فراهم مى گردانند.

هان، به شما مسلمانان هشدار مى دهم، به مسلمانان همه كشورها و به ملت مسلمان ايران كه اين تجاوز و دست درازى بيشرمانه را به سادگى نگاه نكنيد و به تمام نيرو براى نجات علماى ايران از چنگال دژخيمان ديكتاتور ايران مبارزه كنيد، (وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ )، و به ستمكاران تكيه نكنيد كه آتش ]دوزخ [گريبانتان را خواهد گرفت و در برابر خدا هيچ ياورى نخواهيد داشت و هيچ كس به كمكتان نخواهد آمد.

18 / محرم / 1383

محمود شلتوت، شيخ الازهر (روحانى (زيارتى)، ج 1، ص 532)

 

به رسميت شناختن اسرائيل

با تلاش هاى پيگير امريكا و انگليس در تاريخ 8/ 9 / 1326 شمسى (برابر با 29 نوامبر 1947 م) مجمع عمومى سازمان ملل طرح پيشنهادى مبنى بر تقسيم سرزمين مقدس فلسطين به دو منطقه يهودى نشين و مسلمان نشين را به تصويب رساند و پنج ماه بعد دولت اسرائيل تأسيس شد; سپس برخى از كشورها دولت غاصب اسرائيل را به رسميت شناختند.

محمدرضا، شاه ايران نيز كه نوكر بى چون و چراى امريكا و انگليس بود و بقاى خود را در نوكرى آن ها مى ديد، اسرائيل را به رسميت شناخت و در بيت المقدس كنسولگرى داير كرد. به دنبال انتشار اين خبر، روشنفكران و عالمان بيدار در داخل و خارج از كشور به شدت به اين عمل وقيحانه اعتراض كردند. آيت الله كاشانى رهبر مذهبى ايران در مقابل اين عمل، موضعگيرى و سخنرانى شديداللحنى ايراد كرد. در جهان عرب نيز واكنش هاى تندى در برابر عمل انزجار آميز شاه ايران صورت گرفت و عالمان مسلمان به اين موضوع حساسيت نشان دادند.

شيخ محمود شلتوت نيز ضمن ردّ هر گونه ارتباط كشورهاى اسلامى با اسرائيل، اقدام دولت ايران را تقبيح كرد و در اين باره تلگرافى به آيت الله بروجردى به قم فرستاد. متن تلگرام از اين قرار است:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

درود خدا بر شما و بر همه برادران ما و برادران شما، علماى شفيق ايران و تمام كسانى كه مدافع و حافظ وحدت و ائتلاف مسلمانانند. اما بعد مسلماً جنابعالى و جميع برادران بزرگوار خبر حزن آورى كه در اين روزها پديد آمد، شنيده ايد كه شاه ايران، اسرائيل را به رسميت شناخته است; اسرائيلى كه به سرزمين فلسطين تجاوز كرده و مردم آن را آواره و حقوقشان را غصب كرده است.

مايه تأسف و تأثر همه مسلمانان جهان است كه پادشاهى كه خود و ملتش مسلمان است، دشمنان مسلمان را تأييد كند و با آنان رابطه دوستى برقرار سازد و ما دوبار براى جناب شاه تلگراف فرستاديم و خاطر نشان كرديم كه اين عمل بهانه اى است براى كسانى كه خواهان قطع روابطى هستند كه ما براى تقويت آن تلاش كرده ايم.

مسلماً شما نيز از اين عمل متأثريد و براى محكوم كردن آن به شدّت خواهيد كوشيد، و قطعاً اقدام جنابعالى تأثير نيكويى خواهد داشت. منتظر دريافت نامه شما.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

برادر شما محمود شلتوت ـ شيخ الازهر (بى آزار شيرازى، 1379 ش، ص 262)

 

متأسفانه تلگراف شيخ محمود شلتوت وقتى به قم رسيد كه آيت الله بروجردى در بستر بيمارى به سر مى برد و با همين بيمارى از دنيا رحلت كرد.

در پى اين واقعه شيخ محمود شلتوت دست از وظيفه اش برنداشت و نامه اى براى آيت الله سيد محسن حكيم (متوفاى 1390ق) نگاشت و از وى خواست تا در اين باره اقدامى انجام دهد.

اين دو نامه از طرف شيخ محمود شلتوت بيانگر چند نكته مهم و اساسى است كه عبارتند از:

1. اهتمام و كوشش او در راه آزادى سرزمين قدس;

2. مقابله با كسانى كه به هر صورتى از رژيم اسرائيل حمايت مى كنند;

3. رابطه گرم وى با عالمان شيعه كه از لحن نامه ها مى توان اين صميميت و صفا را فهميد;

4. ارتباط مستمر وى با عالمان شيعه و مشورت با آنان در امور مهمى كه بر مسلمانان جهان مى گذرد.

پس از اين كه  آيت الله سيد محسن حكيم نامه را دريافت، تلگرافى براى آيت الله سيد على بهبهانى به تهران فرستاد و مراتب را به محضر وى رساند. آيت الله بهبهانى نيز ناراحتى عالمان و مراجع را به شاه اعلام كرد.

 

انديشه هاى وحدت

بى شك شيخ محمود شلتوت از معدود عالمانى بود كه به وحدت اسلامى اهتمامى ويژه داشت. به اعتقاد وى، يكى از مهم ترين مسائل در شكل گيرى وحدت، دستيابى به نقطه اشتراكى است كه همه مذاهب بر آن اتفاق داشته باشند. نقطه مشترك ميان تمام مذاهب اسلامى قرآن است. شلتوت در اين باره مى گويد: «اسلام مردم را به وحدت فراخوانده و محورى را كه مسلمانان بايد به آن تمسّك جويند و گرداگرد آن جمع آيند، اعتصام به حبل اللّه قرار داده است. اين مطلب در بسيارى از آيات قرآن حكيم آمده. رساترين آن در قول خداوند متعال در سوره آل عمران است (واعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لاتفرقوا). خدواند از مطلق تفرقه نهى كرده است كه شامل تفرقه به سبب تعصّب نيز مى شود. حديثى صحيح مى گويد: لا عصبية فى الاسلام; در دين اسلام تعصّب وجود ندارد (روزنامه جمهورى اسلامى، 19 / 10 / 79، ويژه نامه، ص 9)».

شلتوت در جايى ديگر، كتاب خدا و سنّت رسول الله را وجه اشراك همه مذاهب مى داند و مى گويد: «نهى از تفرقه، تفرقه مذهبى را نيز در برمى گيرد; زيرا به رغم آن كه مذاهب فقهى اسلامى بسيار بوده، شيوه هاى آن مختلف است از اصول واحدى كه كتاب الله و سنّت پيامبر است، برگرفته شده است; ولى به رغم تعدد و اختلاف مذاهب در بسيارى از احكام و وجود آراى متعدد، همگان در نقطه اى مشترك و سخنى واحد گرد مى آيند كه ايمان به مصادر اصلى و تقديس كتاب الله و سنت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)است (جمهورى اسلامى، 19 / 10 / 79، ويژه نامه، ص 9).

 

عوامل وحدت

1. ترك تعصّب

خبرنگار از شيخ محمود شلتوت پرسيد: عواملى كه وحدت را استوار مى سازد، كدامند؟

وى در پاسخ فرمود:

«اوليّن عامل، ترك تعصّب و رعايت انصاف است. اين امر به تحقق شرط هاى ديگر كمك خواهد كرد; از جمله روى آورى به فرهنگ واحد اسلامى و بهره گيرى از تمامى نظريات. در اين راه بايد كتب و نشرياتى چاپ شود و تبادل افكار و تضارب آرا انجام شود و دانشگاه ها و مراكز علمى با يك ديگر آشنا شوند و تبادل استاد و دانش پژوه انجام شود و مشورت و ديدارهايى صورت گيرد و در فضايى برادرانه، مشكلات بحث و حل شود. ارتباطات عاطفى مسلمانان نيز تقويت شود تا آن گونه كه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: اگر عضوى از امّت مسلمان به درد آمد، دگر عضوها را آرام و قرار نماند (جمهورى اسلامى، 19 / 10 / 79، ويژه نامه، ص 10)».

شلتوت بين اختلاف هاى علمى كه در مجامع علمى صورت مى گيرد و تعصب خشكى كه ميان برخى عوام در جريان است، فرق مى گذارد و در اين باره مى گويد: «اختلاف رأى، ضرورتى اجتماعى و امرى طبيعى است كه اجتناب ناپذير است; امّا با اختلافى كه منجر به تعصّبات مذهبى و جمود فكرى شود، تفاوت دارد. تعصّب، رشته پيوند مسلمانان را قطع مى كند و دشمنى و كينه را در دل ها مى باوراند; ولى اختلاف به سبب حقيقت پژوهى، با احترام به آرا و انديشه هاى مخالفان ستودنى و قابل پذيرش است (جمهورى اسلامى، 19 / 10 / 79، ويژه نامه، ص 10)».

در جايى ديگر در اين باره مى گويد: «هرگز نبايد كسى تصور كند كه به حقيقت مطلق و ترديد ناپذيرى دست يافته و بر ديگران حتماً لازم است كه از او پيروى كنند; بلكه خود بايد بگويد آنچه يافته ام تنها يك عقيده و محصول كوشش و تحقيقات من است. در اين باره به كسى اجازه نمى دهم كه بى اساس پيروم گردد; بلكه بايد بكاود تا مدرك گفتارم را دريابد; آن گاه اگر دليل استوار آمد، مايه تأييد من است (مردم و دين، ص 14).

2. نقش عالمان دين

عالمان و بزرگان هر دينى مهم ترين نقش را در پيشبرد اهداف آن دين ايفا مى كنند. اگر عالمان اسلام نيز تمام تلاش خود را مصروف مسأله وحدت و آگاه كردن مردم از خطرهاى تفرقه و سؤ استفاده دشمن از تفرقه  ميان مسلمانان كنند، وحدت اسلامى به وقوع خواهد پيوست و جهان اسلام يكپارچه در مقابل كفر جهانى خواهد ايستاد.

شيخ محمود شلتوت با اشاره به نقش ممتاز عالمان درباره وحدت اسلامى، همه آن ها را به وحدت فرا مى خواند و مى گويد: «اينك من بار ديگر به نام خدا و به نام كتاب خدا و به نام وحدت اسلامى و به نام چنگ زدن به ريسمان محكم الاهى، علماى شيعه و سنّى را به تقريب و همبستگى دعوت مى كنم.

مسلماً گرامى ترين آنان نزد خدا كسى است كه زودتر به اين هدف مقدّس سبقت گيرد و رخنه هايى كه در گذشته ميان مسلمين پيدا شده ببيند و مجد و شعار ما كه عبارت از وحدت اسلامى است، به ما بازگرداند (بى آزار شيرازى، 1379 ش، ص 183).

سؤ استفاده دشمن

يكى از توطئه هاى استعمار و استكبار، اختلاف افكنى ميان جوامع مسلمان است تا در پرتو اين اختلاف، به منافع ننگين خود رسيده، منافع ملّت هاى مسلمان را تاراج و غارت كنند.

بدون شك هيچ كس همچون سران استكبار از اختلاف بين مسلمانان لذّت نمى برند. علامه شلتوت ضمن هشدار به مسلمانان مى گويد: «خداوند متعال از امّت اسلامى خواسته كه وحدت كلمه داشته باشند و از گروه گرايى و تحزّب كه توان و قدرت همديگر را تضعيف و فرسوده مى كند، بپرهيزند كه كشورهاى استعارگر از تفرقه مسلمانان بهترين بهره بردارى را به نفع خود كرده اند (اخبار تقريب، ش 49و50، ص 41)».

استعمار هيچ گاه راضى نمى شود، امّت اسلام يكپارچه شود; زيرا مى داند كه در آن صورت، امّت واحد در مقابل مطامع آن ها خواهند ايستاد و به آن ها اجازه نخواهند داد تا منافع آن ها را تاراج كنند; بنابراين در برابر هر تلاشى كه به وحدت مسلمانان بينجامد، مى ايستد. در اين باره مرحوم ميرزا خليل كمره اى خاطره اى از شلتوت نقل مى كند كه مسلمان به عمق توطئه هاى استعمار پى مى برد. وى مى نويسد: «اينجانب و هيأت همراه در سفر به مصر در دو نوبت با شيخ جامع ازهر، محمود شلتوت ديدار داشتم، يك نوبت در جامع ازهر و يك نوبت در منزل شخصى ايشان. در اين ديدار، شيخ الازهر ما را از حقايق امورى مطلع فرمود و رازى را فاش كرد كه پايه مداخله بيگانگان و تأثير نفوذ آنان را در امور ممالك شرق حتى در امور بين مذاهب اسلام روشن ساخت. عالم عظيم مصر فرمود: من از دير زمانى حدود سى سال قبل درصدد ديدن فقه اماميه برآمدم و از عراق و ايران كتاب هاى فقهى اماميه را خواستم; ولى تا اين اخير كه مصر از زير زنجير استعمار بيرون آمد، كتاب ها نمى رسيد و سانسور مى شد تا بعد از فتح كانال كتب شما آمد و من مطالعه كردم. حجت بر من تمام شد و آن فتوا را دادم بدون اين كه تحت تأثير هيچ مقامى يا سخنى بروم (بى آزار شيرازى، 1379 ش، ص 195; به نقل از رابطه عالم اسلام، ناصرالدين كمره اى، ص 7).

 

نقش شلتوت در دارالتقريب

جماعت تقريب مذاهب اسلامى در كشور مصر و در شهر قاهره در سال 1360 قمرى (1948 م) با هدف تقريب بين مذاهب اسلامى تأسيس شد. مؤسسان اين مجموعه عبارتند از علامه محمدتقى قمى، شيخ محمود شتلوت، شيخ محمد مصطفى مراغى، مصطفى عبدالرزاق، عبدالمجيد سليم.

اين جماعت بعد تعطيل، و در ايران، جمعيتى با همان هدف به نام مجمع تقريب مذاهب اسلامى تأسيس شد. اين جمعيت تا كنون منشأ خدمات فراوان در زمينه تقريب و همبستگى مذاهب اسلامى بوده است.

علامه شلتوت اين تشكيلات را مى ستايد و درباره آن مى گويد: «اين نهضت «تشكيل دارالتقريب» كه بر اساس انديشه جمع آورى مذاهب مختلف اسلامى صورت گرفت. طولى نكشيد كه از حقايق استوار و علمى در جهان و تاريخ فكر اسلامى به شمار آمد. همچنين بر آن روح اصلاح طلبى، محبت و برادرى ميان مسلمانان سايه افكند. بى ترديد اين خود به منظور تحقق بخشيدن به كلام خداوند بود آن جا كه فرمود: فقط افراد با ايمانند كه با هم طرح برادرى مى ريزند. حال ميان برادران خود صلح برقرار كنيد و از خدا بترسيد; باشد كه مورد رحمت او واقع شويد (مردم و دين، ص 9).

شلتوت جوّ دارالتقريب را جوّ دوستى و برادرى مى داند و در اين باره مى گويد: «در آن جا ]=دارالتقريب[ مصرى، كنار ايرانى، لبنانى، عراقى و پاكستانى مى نشيند و در آن جا شافعى، حنبلى با شيعى يا زيدى گرد يك ميز آمده، طنين صداهايشان به هم مى پيچد. در آن جا دانش، اخلاق، تصوّف، فقه و ساير مباحث مطرح است و علاوه، روح برادرى، مهر، دوستى، حق يابى و... بر سراسر آن جا حكفرما است (مردم و دين، ص 16)».

شيخ محمدتقى قمى كه خود از بنيانگذاران دارالتقريب است، درباره نقش كم نظير شيخ محمود شلتوت مى نويسد: «استاد بزرگ، شيخ محمود شلتوت در آن روز كه در تكوين و پيدايش جمعيت تقريب با ما مشاركت كرد، يكى از علماى بزرگ و استاد دانشگاه الازهر بود. او همواره با همكاران و همفكران خود به سوى تقريب گام برمى داشت. در يكى از جلسات، پيشنهاد نمود كه تسنن و تشيع را در جمع شريك بدانيم و به جاى تعبير به فرقه يا طايفه همه آن ها را مذاهب اسلامى بناميم. آن گاه كه معاون دانشگاه الازهر گرديد، همچنان به همكارى خود در دارالتقريب ادامه داد... (بى آزار شيرازى، 1377 ش،  ص69)».

محمّدتقى قمى در جاى ديگرى درباره سابقه همكارى شلتوت و دارالتقريب مى گويد: «شيخ محمود شلتوت 17 سال عضو دارالتقريب بود. او در پنج سال آخر عمر، رئيس الازهر شد و همواره چه پيش از آن و چه پس از شيوخيت الازهر تلاش خستگى ناپذير براى تقريب شيعه و سنّى داشت (جمهورى اسلامى، 19 / 10 / 79، ويژه نامه، ص 9)».

شيخ محمود شلتوت تاريخچه جمعيت تقريب را در نوشته اى مبسوط بيان مى كند كه خلاصه آن چنين است: «مسلمانان بايد افتخار كنند كه عملاً در تقريب و نزديك ساختن مذاهب خود به يك ديگر از ديگران سبقت جسته اند... . آرزو داشتم ماجراى تقريب را برادر دانشمندم، پيشواى مصلح، محمدتقى قمى مى نوشت تا بتواند از اين دانشمند مجاهد كه از خود و فداكارى هايش در راه اين دعوت سخن نمى گويد تعريف كند.

او نخستين كسى بود كه ديگران را به سوى اين دعوت فراخواند، و به سبب آن به اين كشور مهاجرت كرد و بذر تقريب را افشاند. از آغاز با آن و در كنار آن زيست و با نبوغ، اخلاص، دانش سرشار، شخصيت بارز، عزم راسخ، شكيبايى بر حوادث و پايدارى در برابر گردش روزگار به پرورش آن همت گماشت تا اين كه به يارى پرودگار به چشم خود آن را به صورت درختى ريشه دار و برومند ديد كه پيوسته به اذن پرودگار ثمر مى دهد و در سايه آن دانشمندان و متفكران اين كشور و ساير كشورها به سر مى برند. موضوع را از سوى ديگر عنوان مى كنيم و مى گوييم: چه كسى به اين دعوت و رموز و دقايق آن و از نخستين مؤسس آن آگاهى بيشترى دارد.

اين جانب از روز نخست شخصاً به انديشه تقريب همچون برنامه استوارى ايمان آوردم و از همان آغاز از پيدايى آن در فعاليت ها و اقدام ها در ارتباط با تقريب سهيم بودم.

هنگام رياست دانشگاه الازهر فرصتى فراهم شد تا فتوايى مبنى بر جواز پيروى از مذاهب ريشه دار و اصيل اسلامى كه شيعه دوازده امامى هم جزء آن ها است، صادر كنم. و اين همان فتوايى است كه در دارالتقريب به امضاى ما رسيد و با اطلاع ما توزيع شد. همان فتوايى كه آوازه بلند آن در كشورهاى اسلامى طنين افكند، و ديدگان افراد پاك و باايمان كه هدفى جز حق و تقريب و مصلحت امت نداشتند، روشن گشت. از طرفى پرسش ها و جدال ها درباره آن شروع شد، و من كه به درستى فتوا ايمان داشتم، با عزمى راسخ، هرگاه براى كسانى كه درباره آن توضيح مى خواستند، نامه مى فرستادم، و آن را تأييد مى كردم، و به اشكالات معترضين هم جواب مى گفتم، و نيز مقالاتى كه منتشر مى شد در سخنرانى ها تأييد مى كردم تا اين كه به يارى خدا اين فتوا در ميان مسلمانان در شمار اصول مسلم و به صورت يك حقيقت پا برجا درآمد; ولى افراد متعصب و كوته فكر كه همچنان در انحطاط فكرى و اختلافات طايفه اى و نزاع سياسى به سر مى برند، درباره آن به القاى شبهه و تصورات بيهوده پرداختند.

آرزو داشتم مى توانستم از كسان بسيارى سخن بگويم كه براى اين دعوت اسلامى از خودگذشتگى نشان دادند. كسانى كه با آن ها مباحثات علمى و تبادلات نظرى و فكرى داشتيم و با آن ها مكاتبه مى كرديم. در پيشاپيش آنان مرجع بزرگ، مرحوم، حاج آقا حسين بروجردى ـ احسن اللّه فى الجنة مثواه ـ و دو شخصيت بزرگ ديگر، شيخ محمدحسين آل كاشف الغطاء و سيد عبدالحسين شرف الدين موسوى رحمهمااللّه قرار داشتند. در آغاز محيط عمومى پر از سرزنش ها و تهمت هاى آميخته به افترا و سوء ظن فرقه ها نسبت به يك ديگر گرديد و تشكيل جماعت تقريب از مذاهب مختلف اسلامى (مذاهب چهارگانه تسنن و دو مذهب شيعه امامى و زيدى) پيروزى آشكارى بود كه كينه توزان را برانگيخت، و دعوت تقريب از جانب افراد متعصب و متحجر مورد هجوم و حمله قرار گرفت. سنى ها خيال مى كردند كه دارالتقريب مى خواهد آن ها را شيعه كند و شيعى ها تصور مى كردند كه ما تصميم داريم آن ها را سنى نماييم. اين ها و سايرين كه در حقيقت هدف و رسالت تقريب را درنيافته بودند و يا نمى خواستند دريابند، گفتند: تقريب مى خواهد مذاهب را الغا كند و يا آن ها را درهم ادغام نمايد. ما خداى را سپاسگزاريم كه انديشه تقريب نقطه تحولى در تاريخ فكر اصلاحى اسلامى گشته، و تأثير عميق و وسيعى از خود به يادگار گذاشته است. مسلمانان بايد افتخار كنند كه عملاً و فكراً در ايجاد وحدت كلمه و تقريب مذاهب خود به يك ديگر، از ديگران سبقت جسته، و در سايه اخلاص و تفكر صحيح اداره كنندگان و ديگر مسلمانان معاصر، در اين راه پيروز شدند.

از خداى بزرگ ادامه موفقيت اين دعوت را مسألت مى داريم; باشد كه مجد و شكوه اسلام و مسلمين باز گردد، و فرموده خداوند عزّ و جلّ درباره آنان تحقق يابد كه مى فرمايد: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّة أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ; شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسان ها پديدار شده اند; ]چه اين كه[ امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد و به خدا ايمان داريد».

«قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللّهِ عَلى بَصِيرَة أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي; بگو اين راه من است. من و پيروانم، با بصيرت كامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مى كنيم».

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ; اى كسانى كه ايمان آورده ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى خواند كه شما را حيات مى بخشد!»

والسلام عليكم و رحمة الله (بى آزار شيرازى، 1377 ش، ص 57)

 

ارتباط با عالمان شيعه

1. ارتباط با آيت الله بروجردى

يكى از اقدام هايى كه شلتوت در راه وحدت مسلمانان انجام داد، ارتباط مستمر با عالمان ديگر مذاهب به ويژه عالمان شيعه است. او به عالمان شيعه به خصوص حضرت آيت الله بروجردى ارادت داشت و بارها او را مورد تكريم و احترام قرار داد; براى نمونه، هنگامى كه با خبر شد محمدتقى قمى قصد دارد به ايران سفر كند، نامه اى براى آيت الله بروجردى نگاشت و همراه آقاى قمى فرستاد. وى در بخشى از اين نامه كه حاوى ابراز ارادت به آيت الله بروجردى است، بشارت مى دهد كه گام هاى آيت الله بروجردى در راه پيوند مذاهب اسلامى، بسيار موثر و راهگشا است (بى آزار شيرازى، 1377 ش، ص 316; مكتب اسلام، خرداد، 1340، ص 60).

 

2. نماز جماعت به امامت كاشف الغطاء

شيخ محمود شلتوت در سفرى كه به قدس شريف، براى شركت در كنفرانس اسلامى فلسطين داشت، به همراه ديگر عالمان، نماز جماعت را به امامت آيت الله كاشف الغطاء خواند. وى اين صحنه زيبا را كه سنّى و شيعه در صفى واحد ايستاده اند، اين گونه وصف مى كند: «چه زيبا است سيماى مسلمانان كه نمايندگان آنان در كنفرانس اسلامى فلسطين در مسجدالاقصى جمع شدند و با يكى از بزرگان مجتهدين شيعه امامى، استاد با فضيلت، شيخ محمدحسين آل كاشف الغطاء نماز جماعت خواندند بى آن كه فرقى باشد ميان كسى كه خود را سنّى مى نامد و يا كسى كه خود را شيعه مى خواند و همگى صفوف واحدى را پشت سر يك امام تشكيل دادند كه پروردگار واحدى را مى خوانند و به سوى يك قبله روى دارند (بى آزار شيرازى، 1379 ش، ص 41).

 

فتواى تاريخى

مهم ترين اقدام شيخ محمود شلتوت در طول حيات زندگى اش، صدور فتوا مبنى بر جواز تعبّد و پيروى از فقه مذاهب معتبرى مثل شيعه اماميه است. شلتوت با اين اقدام، گام بسيار مهمّى در راه تقريب مذاهب سنّى و شيعى برداشت.

 

پيشينه فتوا

هنگامى كه شيخ عبدالمجيد سليم، رياست دانشگاه الازهر را برعهده داشت، تصميم گرفت تا فتوايى مبنى بر جواز پيروى از مذهب اهل بيت(عليهم السلام) صادر كند. او مى خواست اين كار را انجام دهد; ولى از طرف عناصر استكبار و استعمار، كتابى توهين آميز درباره مقدسات اهل سنّت منتشر و بين اعضاى دارالتقريب پخش شد.

اين كتاب كه به يكى از عالمان شيعه نسبت داده شده بود، بدون تاريخ و بدون ذكر محل و نام چاپخانه در اختيار اعضا قرار گرفت و موجى از ناراحتى و بدبينى درباره مذهب شيعه را در پى داشت.

بدون ترديد دست استعمار در پس اين پرده در جريان بود.  عبدالمجيد سليم كه با اين توطئه از پيش طراحى شده رو به رو شد نتوانست با وضعيت بحرانى و دشمنى كه درباره شيعه پديد آمده بود، اين فتوا را صادر كند; بدين لحاظ منصرف شد و منتظر فرصتى ديگر بود; ولى دست اجل فرصت را از عبدالمجيد گرفت و سال ها بعد شاگردش شيخ محمود شلتوت اين فتوا را صادر كرد.

شايد تقدير اين بود كه اين فتوا به وسيله شيخ محمود شلتوت صادر و نام او در جهان اسلام پرآوازه شد.

فتواى شيخ محمود شلتوت داراى سه عنصر اصلى است:

1. هيچ مسلمانى ملزم نيست حتماً تابع يكى از مذاهب چهارگانه فقهى اهل سنّت باشد; بلكه هر مسلمانى در انتخاب هر يك از مذاهب فقهى آزاد است;

2. انتقال از يك مذهب فقهى به مذهب فقهى ديگر جايز است;

3. هر مسلمانى اگر چه سنّى باشد مى تواند طبق فقه شيعه اماميّه عمل كند (نجف آبادى، 1364 ش، ص 175).

متن فتوا

سرانجام در روز بابركت 17 ربيع الاول 1378قمرى همزمان با ميلاد سعيد امام صادق(عليه السلام)رئيس فقه جعفرى و سالروز ميلاد حضرت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و با حضور نمايندگان مذهب شيعه امامى،زيدى،شافعى، حنبلى، مالكى و حنفى، شيخ محمود شلتوت فتوايى مبنى بر جواز پيروى از مكتب تشيع را صادر كرد.

متن فتوا به اين صورت است:

«مكتب جعفرى، معروف به مذهب امامى اثنا عشرى، مكتبى است كه شرعاً پيروى از آن مانند پيروى از مكتب هاى اهل سنت جايز مى باشد; بنابراين، سزاوار است كه مسلمانان اين حقيقت را دريابند و از تعصب ناحق و ناروايى كه نسبت به مكتب معيّنى دارند، دورى گزينند; زيرا دين خدا و شريعت او تابع مكتبى نبوده و در احتكار و انحصار مكتب معيّنى نخواهد بود; بلكه همه صاحبان مذهبان مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه باريتعالى است و كسانى كه اهل نظر و اجتهاد نيستند مى توانند از هر مكتبى كه مورد نظرشان است تقليد نموده و از احكام فقه آن پيروى نمايند، و در اين مورد فرقى ميان عبادات و معاملات نيست (بى آزار شيرازى، 1377 ش، ص345)».

شيخ محمود شلتوت

صدور اين فتوا توجّه همگان را در جهان اسلام به خود جلب كرد. اكثر متفكران كه اين واقعه را انقلابى مهم در روابط بين شيعه و سنّى مى ديدند، از اين فتوا حمايت كردند; ولى برخى از كوته فكران و تفرقه پراكنان او را به سبب اين اقدام به باد انتقاد و بر او خرده گرفتند كه چرا مذهب شيعه را به رسميت شناخته است.

 

انگيزه هاى صدور فتوا

يكى از علل مهمّ صدور اين فتوا، مطالعه كتاب هاى فقهى عالمان شيعه و تدبّر و تحقيق در ادلّه آن ها از طرف شيخ محمود شلتوت بود. ديدگاه شلتوت بر آن بود كه برخى احكام فقه شيعه از لحاظ ادله بر فقه اهل سنت برترى دارد; از اين رو در برخى از احكام به ويژه قوانين مربوط به خانواده از قبيل ازدواج، طلاق، ارث و مانند اين ها مطابق با فقه شيعه فتوا داده است. اكنون صورت فتواى تاريخى او كه به خط خود او است، در آستان قدس رضوى نگهدارى مى شود.

شيخ شلتوت در همين جهت اقدام هاى موثرى براى تحقق اتحاد و پيوند اعتقادى ميان شيعه و سنى انجام داد. يكى از آن اقدام ها تاسيس فقه مقارن در دانشگاه الازهر و تنظيم آيين نامه اى براى آن بود. در كلاس درس فقه مقارن، موضوعاتى از قبيل حكم سه طلاقه، طلاق معلق، مسأله رضاع، ارث، طهارت و مانند اين ها تدريس مى شد.

آثار

شيخ محمود شلتوت در طول حيات با بركت خود توانست بيش از بيست كتاب و مقاله علمى در مجامع گوناگون ارائه كند و به اين ترتيب ميراثى ماندگار از خود به يادگار گذارد تا تشنگان معرفت از آن استفاده كنند.

كتاب هاى او عبارتند از:

1. تفسير القرآن الكريم، مجمع التقريب بين المذاهب الاسلامية، تهران، 1379 ش.

اين كتاب سلسله مقالاتى در مجله «رسالة الاسلام» بود كه طى چهارده سال به چاپ رسيد. بعد همه آن ها جمع آورى و به صورت كتاب منتشر شد.

2. مقارنة المذاهب فى الفقه

موضوع اين كتاب چنان كه از نامش پيدا است، درباره تقريب بين مذاهب اسلامى است.

شلتوت در اين كتاب درباره فقه مقارن بحث مى كند و ديدگاه فقهى همه مذاهب اسلامى درباره مسأله اى فقهى را آورده; سپس رأى و نظر مذهبى را پذيرفته كه متناسب با زمان و مكان و همراه با دلائل و براهين باشد (اخبار تقريب، ش 46 ـ 45، ص 30).

3. من توجيهات الاسلام، مطبوعات الادارة العامة للثقافة الاسلامية، 1959 م.

مؤلف در اين كتاب به تصحييح و توضيح برخى مفاهيم دينى، بيان موضعگيرى هاى اسلام درباره پاره اى از مشكلات اخلاق جامعه مى پردازد.

بخش هايى از اين كتاب با عناوين «مردم و دين»، «اخلاق»، «در كشتزار اجتماع»، «اسلام و يادبودها» به وسيله سيد خليل خليليان به فارسى ترجمه و به وسيله انتشارات شركت سهامى انتشار در تهران در سال 1344 شمسى چاپ شده است.

4. الفتاوى، چاپ هجدهم،دارالشروق، قاهره، 1421ق اين كتاب، مجموعه اى از سؤالات فقهى است كه در طول حيات شيخ محمود شلتوت از او پرسيده شده و او به آن ها پاسخ داده است.

اين اثر يكى از مهم ترين آثار شيخ محمود در عالم اسلام شمرده مى شود كه بسيار مورد توجه برادران اهل سنّت در كشورهاى مختلف اسلامى است.

5. من هدى القرآن، دارالكتاب العربى لطباعة و النشر، قاهره، 360 صفحه.

اين كتاب در پنج فصل به نام هاى «الى القرآن الكريم، منهج القرآن فى بناء المجتمع، القرآن و المرأة، الاسلام و العلاقات الدوليه، فى السلم و الحرب تدوين شده است.

6. الاسلام عقيدة و شريعة، دارالقلم، قاهره.

اين كتاب يكى از مهم ترين كتاب هاى شلتوت و داراى سه فصل به نام هاى عقيده، شريعت و مصادر شريعت است.

شلتوت در فصل اوّل اين كتاب به بررسى موضوعاتى از قبيل بيان و تبيين اساسى اسلام (توحيد، نبوّت، معاد، قضا و قدر و...) و در فصل دوم به تشريح عبادات، احكام اجتماعى خانواده، ميراث و... مى پردازد و در پايان مصادر شريعت (قرآن، سنّت و رأى و نظر) را مورد بررسى قرار مى دهد.

7. الى القرآن الكريم، دارالهلال، قاهره. همچنين تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1364ش. (184ص).

شلتوت هدف قرآن را سه موضوع مى داند (دانستن عقايد براى زدودن دل از شرك و بت پرستى، اخلاق براى تهذيب و تزكيه نفس و بالا بردن شأن و جايگاه انسان و دانستن احكام براى سپرى كردن زندگى سالم.) (الى القرآن الكريم، مقدمه، ص 6).

وى در اين كتاب، قرآن را از اين زوايه مى نگرد و در اين باره بحث مى كند.

1. يسألونك (و هى اجابات عن أسئلة فى شتى الموضوعات);

2. منهج القرآن فى بناء المجتمع;

3. المسؤولية المدنية و الجنائية فى الشريعة الاسلاميه;

4. القران و القال;

5. القرآن و المرأة;

6. تنظيم العلاقات الدولية الاسلام;

7. الاسلام و الوجود الدولى للمسلمين;

8. تنظيم النسل;

9. رسالة الازهر;

10. فقه القرآن و السنّه;

11. القتال فى الاسلام.

بر خى از كتاب هاى شلتوت به زبان فارسى نيز ترجمه شده است; مانند:

أ. اسلام آيين زندگى، مؤلف محمود شلتوت، مترجم عبدالعزيز سليمى، تهران، نشر احسان، 1382ش، 749ص.

ب. سيرى در قرآن كريم: نگاهى به اصلى ترين مفاهيم بيست و شش سوره از قرآن، محمود شلتوت، ترجمه حسين سيدى، مشهد، شركت به نشر، 1377ش، 240ص.

غروب خورشيد قاهره

سرانجام اين شخصيّت بزرگ اسلام در تاريخ 27 رجب سال 1383 قمرى به ديار باقى شتافت و جامعه اسلامى را داغدار كرد.

پس از فوت اين عالم جليل القدر كه گام هاى بسيار بزرگى در راه تقريب بين مذاهب اسلامى برداشت، شخصيت هاى بزرگى پيام تسليت فرستادند; از جمله حضرت آيت الله شيخ آقا بزرگ تهرانى، صاحب كتاب وزين الذريعه به نمايندگى از عالمان نجف اشرف به رجال تقريب پيام تسليتى فرستاد. همچنين به مناسبت تكريم از شخصيّت، آثار و افكار شيخ محمود شلتوت و آيت الله بروجردى، كنگره بزرگداشتى از طرف مجمع تقريب مذاهب اسلامى و مركز حوزه علميه قم به مدّت دو روز در تهران و قم، در تاريخ 19 / 10 / 79 برگزار شد و تا تاريخ 21 / 10 / 79 ادامه يافت و تجديد عهدى بين عالمان فريقين بود.

در اين كنگره، هيأتى علمى از كشور مصر به سرپرستى شيخ محمود عبدالغنى عاشور، قائم مقام شيخ الازهر شركت داشتند. از جمله شخصيت هاى بزرگ مصرى كه در اين كنگره حضور داشت و مقاله اى علمى درباره زندگى شيخ محمود شلتوت ارائه كرد، استاد دكتر نصر فريد محمّد واصل مفتى اعظم مصر بود (جمهورى اسلامى، 19 / 10 / 79، ويژه نامه، ص 9).

 

منابع و مآخذ

1. آيت الله مكارم شيرازى، ماهنامه مكتب اسلام،

2. احمدى، مهدى، محمد عبده: رايت اصلاح (طلايه داران تقريب 4)، جمعيت تقريب مذاهب اسلامى، 1383.

3. ازغندى، عليرضا، روابط خارجى ايران 1357 - 1320، نشر توس، 1376 ش.

4. الاسلام عقيدة و شريعه، دارالقلم، قاهره.

5. المنجد فى الاعلام، لبنان، چاپ 27، 1982 م.

6. برآورد استراتژيك مصر، انتشارات مؤسسه فرهنگى مطالعات و تحقيقات بين المللى ايران، تهران، 1381 ش.

7. بى آزار شيرازى، كريم، شيخ محمود شلتوت طلايه دار تقريب، مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، 1379 ش.

8. خرمشاهى، بهاء الدين، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى، انتشارات دوستان، اوّل، 1377 ق.

9. خفاجى، محمد عبدالمنعم، الازهر فى ألف عام، بيروت، مكتبة الكليات الحديثه.

10. روحانى (زيارتى)، سيد حميد، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، مركز اسناد انقلاب اسلامى، تهران.

11. شتلوت، محمود، در كشتزار اجتماع، سيد خليل خليليان، شركت سهامى انتشار، 1344 ش، تهران.

12. شريعتمدارى، حسين، روزنامه كيهان، 1372 ش.

13. شلتوت، محمود، اخلاق، سيد خليل خليليان، شركت سهامى انتشار، 1344 ش، تهران.

14. ــــــــــــــــــ ، اسلام و يادبوها، سيد خليل خليليان، شركت سهامى انتشار، تهران.

15. ــــــــــــــــــ ، مردم و دين، سيد خليل خليليان، انتشارات الهام، تهران.

16. صالحى نجف آبادى، مجموعه مقالات، نشر دانش اسلامى، 1364 ش.

17. غروى، سيد محمّد، مع علماء النجف الاشرف، دارالثقلين، بيروت، اوّل، 1420 ق.

18. ماهنامه اخبار تقريب، مجمع تقريب مذاهب اسلامى.

19. مجاهد، زكى محمّد، الاعلام الشرقيه، دارالغرب الاسلامى، بيروت، دوم، 1994 م.

20. مهاجرى، مسيح، روزنامه جمهورى اسلامى، 1379 ش.

21. نبوى، مرتضى، روزنامه رسالت، 1374 ش.

22. نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتى،

23. همبستگى مذاهب اسلامى، ترجمه و نگارش كريم بى آزار شيرازى، تهران، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، 1377 ش.

 

 

& & &

[1]. ايالت بحيره، از ايالات مهم كشور مصر با 10130 كيلومتر مربع وسعت و با جمعيت 4 ميليون نفر در قسمت غربى دلتاى نيل واقع شده، و مركز اين ايالت شهر «دامانهور» است.

از مهم ترين شهرهاى اين ايالت، دلنجات، رشيد، كفرالدوار است.

فعاليت اصلى مردم اين ايالت، كشاورزى است; به طورى كه زمين هاى كشاورزى در اين ايالت 19/14 درصد كل اراضى كشور مصر را شامل مى شود (برآورد استراتژيك مصر، ج 1، ص 101).

[2]. اين دانشكده از قديم ترين دانشگاه هاى اسكندريه، و زير نظر دانشگاه الازهر مشغول فعاليت است.

[3]. وى از چهره هاى معروف ملى، در مصر به شمار مى آيد كه روند استقلال مصر را آغاز كرد. دو روز قبل از متاركه جنگ در 1297شمسى براى كسب استقلال به كميسر عالى انگلستان مراجعه كرد; امّا درخواست وى پذيرفته نشد; بدين سبب براى تسريع در امر اعطاى استقلال، حزب «وفد» را تأسيس كرد. پس از مدّتى زغلول و يارانش به وسيله نيروهاى انگلستان ابتدا به جزيره مالت و سپس به جزاير سى شِل تبعيد شدند. در پى تأييد قيمومت انگلستان از سوى كنگره ورساى، ملى گرايان مصرى، بر شدت عمل خود افزودند تا سرانجام، انگليسى ها قيمومت خود را فسخ كردند و سلطان فؤاد در جايگاه پادشاه، اداره امور مصر را بر عهده گرفت. پس از مدتى كشور مصر به صورت سلطنت مشروطه درآمد. از اين زمان تا سال 1325 شمسى كه مصر استقلال كامل خود را به دست آورد، مبارزه اى سخت براى كسب قدرت بين شاه و انگلستان از يك طرف، و حزب وفد كه حزب ملى گراى داراى اكثريت بود، ادامه داشت. زغلول كه از تبعيد بازگشته بود، با اكثريت قاطع در انتخابات نخستوزيرى پيروز شد; ولى انگلستان با نخست وزيرى وى مخالفت ورزيد و او مجبور شد استعفا كند. وى در سال 1306 شمسى فوت كرد (طلايه داران تقريب، محمد عبده، ص 50).

[4]. استاد شيخ مصطفى عبدالرزاق يكى از رؤساى دانشگاه الازهر، در سال 1264 شمسى ديده به جهان گشود. پدرش حسن پاشا عبدالرزاق همچون اجدادش به شغل قضا مشغول بود. وى پس از گذراندن مقدمات، در سال 1287 شمسى از دانشگاه الازهر فارغ التحصيل شد. او از جمله شاگردان زبده محمد عبده بود و كتابى پيرامون زندگى استادش به نام «الاستاذ الامام محمد عبده» نگاشت (احمدى، 1383، ص 50).

[5]. اسوان مركز استان اسوان مصر در ساحل رود نيل واقع شده است. سدّ اسوان از بزرگ ترين و مشهورترين سدهاى مصر در آن جا قرار دارد. مهم ترين شهرهاى آن عبارتند از ادفو، كوم امبو و نصر (المنجد فى الاعلام، 1982 م، ص 45).

[6]. اخبار تقريب، ش 45ـ46، ص 27.

[7]. دانشگاه الازهر زير نظر دولت مصر اداره مى شود و رئيس آن را هم دولت تعيين مى كند; بدين سبب هرگونه تغيير در برنامه هاى آن بايد با اجازه دولت وقت باشد.

[8]. شيخ محمد احمدى ظواهرى، بيست و نهمين شيخ الازهر، در سال 1296 قمرى در شهر «كفر الظواهرى» متولّد شد. پس از گذراندن علوم مقدماتى از عالمان بزرگى چون محمّد عبده استفاده و بهره علمى برد. در سال 1349 قمرى به رياست حزب وفد برگزيده، و در سال 1351 قمرى از طرف فؤاد اوّل به رياست الازهر نايل شد. از وى آثارى بر جاى مانده كه برخى از آن ها عبارتند از رسالة فى الاخلاق، العلم و العلما، التفاضل بالفضيلة و... وى در جمادى الاولى 1363 فوت كرد (مجاهد، 1994 م، ج 1، ص 359).

 

0 نظر