درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 مساله وحدت و تقريب مذاهب اسلامی، از ديرباز همواره جز اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌های مصلح سياسی و مذهبی بوده و تلاش برای تحقق آن در اعصار گوناگون، با نشيب و فراز فراوان روبرو گرديده است. از ابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی ايران نيز وصول به اين هدف مقدس، که متکی به ريشه های استوار در کتاب و سنت می باشد، يکی از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خمينی (ره) بوده است.

 

طرح مساله تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معنای «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت يکديگر به منظور دستيابی به تئالف و اخوت دينی بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی»، در پی ناهمسازگري ها و تفرقه های موجود ميان جوامع مختلف اسلامی آغاز گرديد. تبعات ناشی از اين مسئله، در روابط قومی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان هويدا گرديد. به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگی و وحدت ميان مسلمانان از سوی دانشمندان و مصلحان جامعه اسلامی نيز آغاز شد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجری شاهد تلاقی گسترده انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامی هستيم. در اين دوران، وجود مناظره های علمی بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد واقع گرايی و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمی و پژوهشی بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکی و همسازگرايی فرق گوناگون اسلامی دارد.

 

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

شنبه 30 تير 1397 8 ذی‌القعده 1439 Saturday 21 July 2018

 

چکیده

حدود یک قرن می­گذرد که جهان اسلام دچار تشتت و واگرایی گروههای مذهبی در درون خود گردیده است. جنگهای مختلفی که در این مدت در درون جهان اسلام اتفاق افتاده است، گواه بر این اختلافات خانمان­سوز می­باشد. نقش آیت الله بروجردی در نزدیکی مذاهب شیعه و سنی زبانزد خاص و عام است. ایشان با رویکرد مهم فقه مقارن در حوزه­های علمیه باعث نزدیکی جهان اسلام و اتحاد اسلامی گردیدند. آیت الله بروجردی معتقد بودند که مسئله خلافت، مسئله امروزین شیعه و سنی نیست که مانع هم­گرایی مسلمانان گردد. برخوردهای عالمانه و دور از تعصب ایشان، باعث نزدیکی مراکز علمی شیعه و سنی گردید، به طوری که شیخ محمود شلتوت از مفتیان بزرگ الازهر مصر، شیعه را در شمار مذاهب اهل­سنت برشمرد. ایشان با حرکتهای اختلاف برانگیز که درون مذهب شیعه اتفاق می­افتاد، شدیداً جلوگیری می­کرد. حرکتهای اصلاح­گرایانه آیت الله بروجردی باعث تحولی عمیق در حوزه­های علمیه جهان اسلام گردید و در انقلاب اسلامی توسط حضرت امام خمینی(ره) احیا و امروز با سیاستهای تقریبی مقام معظم رهبری پیگیری و دنبال می­گردد.

کلیدواژگان

اتحاد اسلامی؛ آیت الله بروجردی؛ فقه مقارن؛ رویکرد تقریبی؛ شیعه و سنی      

موضوعات

اجتماعی (انقلاب اسلامی، جهان اسلام، بیداری اسلامی، وحدت و ... )؛ تاریخ اسلام        

اصل مقاله

 

مقدمه

 

اتحاد بین مسلمانان همواره مورد تأکید علمای بزرگِ روشن­بین اسلامی بوده است. با پیروزی انقلاب اسلامی نیاز به این وحدت مضاعف گردید؛ به طوری که بنیانگذار انقلاب اسلامی یک هفته را به عنوان هفته وحدت نامگذاری کردند. این سیاست وحدت توسط مقام معظم رهبری دنبال شد. اثرات ثمربخش این سیاست امروز کاملاً مشهود است. بدون شک این سیاست متکی بر سنت دیرینه علمای اسلام می­باشد. در این مقاله به گوشه‌ای از این سنت در مکتب حضرت آیت الله بروجردی اشاره می­شود. آیت الله بروجردی از جمله مراجع برجسته و عالمان بزرگی بود که همواره موضوع وحدت مسلمانان و تقریب مذاهب اسلامی را در کانون توجه خود داشت. ملاحظه اوضاع نابسامان مسلمانان، سیطره کفار بر کشورهای اسلامی و غلبه روحیه عداوت و بدبینی بین مسلمانان، مسائلی بودند که عزم وی را برای وحدت و همدلی مسلمانان راسخ­تر نمود. وسعت اطلاعات آن مرجع نواندیش از منابع حدیثی، فقهی، رجالی و تاریخ اهل­سنت، در کنار اشراف کاملش به منابع شیعی، به وی چنان قدرتی داده بود، که می­توانست تشابهات و تفاوتهای بین مذاهب را تحلیل کرده، اندیشه تقریب مذاهب را تا جایی که اصول و مبانی آن مذاهب اجازه می‌دهد، پیش ببرد. حمایت مادی و معنوی مستمر آیت الله بروجردی از دارالتقریب که در سال 1327ش در قاهره و با دبیر کلی شیخ محمدتقی قمی شکل گرفت، نشانگر اهتمام وی به وحدت و انسجام مسلمانان است. شاید در میان مراجع شیعی کسی را نتوان یافت که به پایه معظم­له در راه تقریب بین مذاهب اسلامی کوشیده باشد. نظر به اهمیت دیدگاههای او، بر آن شدیم سیری در اندیشه تقریبی ایشان داشته باشیم. «بى­طرفى مثبت» آیت الله بروجردى در جریانات سیاسى، به معناى انفعال او در دنیاى جدید مسلمانان نبود، بلکه او یک چنین «مماشات» معنى­دارى را به عنوان یک تز سیاسى تلقى مى‏کرد و نه یک تز در برابر سیاست. از این رو آیت الله بروجردى، شیعه و مسلمانان را در یک جغرافیاى جهان­گستر مى‏نگریسته­اند که اندیشه‏هاى رقیب در پى پاره پاره کردن مسلمانان است. مسلمانان در عرصه‏ای از تاخت و تازهاى سیاسى و اقتصادى و فلسفى و ایدئولوژیک واقع شده‏اند که هیچ مذهب و فرقه‏اى از آنان نه تنها بدون دیگران یاراى مقابله ندارد، بلکه به بره‏اى مى‏ماند که از گروه بزرگ «جماعت مسلمانان» دور افتاده و طعمه رقیب مى‏شود (فیرحى، 1382ش، ص100). آیت الله بروجردى در چنین دورانى قرار گرفته بود و زعامت جامعه اسلامى را به عهده گرفت که جنگ فرقه‏ها، پیکره جامعه اسلامى را فسرده بود. دره‏اى عمیق بین فرقه‏ها، به ویژه شیعه و سنى که هسته اصلى جامعه اسلامى را تشکیل مى‏دهند، ایجاد شده بود ... این موضوعى بود که آیت الله بروجردى کاملاً بر آن وقوف داشتند و جزء دغدغه‏هاى ذهنى ایشان بود به طوری که آیت الله سید محمدباقر طباطبایى مى‏گوید: «از آن زمان که در بروجرد تشریف داشتند تا آخر عمر، همواره در عمل و گفتار، اهتمام کامل براى مسئله وحدت داشتند و عملاً راه رسیدن به آن را نیز نشان دادند» (سلطانى طباطبایى، 1370ش، ص33).

 

تأثیر حوزه علمیه اصفهان بر شخصیت تقریبی آیت الله بروجردی

 

شاید حوزه علمیه اصفهان بیشترین تأثیر را به این نحوه از برخورد، بر آیت الله بروجردى داشته باشد. در این زمینه تحلیلى از آیت الله واعظ‏زاده خراسانى مى‏تواند مبین این موضوع باشد. ایشان مى‏فرماید: من در تحلیلهاى خودم به این نتیجه رسیده‏ام، که این طرز تفکر را ایشان از حوزه اصفهان گرفته است. در آن حوزه، ایشان استادى داشته است، به نام مرحوم سید محمدباقر درچه‏اى که این­گونه مى‏اندیشیده است. البته مطالعات چهل ساله ایشان در بروجرد و اطلاع وسیع از حدیث و رجال و فقه اهل­سنت، حتماً در این اندیشه مؤثر بوده است. این تفکر؛ یعنى اندیشه اتحاد و توجه به فقه اهل­سنت، تا همین اواخر در حوزه اصفهان ادامه داشت. احتمال می­دهم که مرحوم آیت الله بروجردى، تحت تأثیر تفکر این طیف از علما بوده است وگرنه حوزه نجف جاى این تفکر نبوده است (واعظ‏زاده خراسانى، 1370ش، ص221). بعد از کاشته شدن این نهال در ذهن و فکر آیت الله بروجردى بر اثر مطالعات دقیق، ایشان در زمینه‏هاى مختلف به این باور رسیدند که باید در برخورد با اهل­سنت با دیدگاه جدید نگاه کرد و مى‏فرمودند: «مسئله خلافت، امروز مورد نیاز مسلمانان نیست که ما با هم دعوا کنیم، هر که بود، امروز چه نتیجه به حال مسلمانان دارد؟ آنچه که امروز به حال مسلمانان مفید است، این است که بدانند احکام را باید از چه مأخذى اخذ کنند» (دوانى، بی­تا، ج2، صص15و223). به طور حتم آیت الله بروجردی که عمری را در کسب اطلاع از آن منابع صرف کرده بود، چنین اندیشه مقدسی را برای وی فراهم آورده بود. ولی ریشه همه این مسائل به دوران تحصیل وی در اصفهان بر می‌گردد. وی تحصیلات خود را پس از طی مقدمات در بروجرد، در حوزه علمیه عراق و جامع اصفهان گذرانده و خاطرات خوشی از دوران تحصیل خود در اصفهان داشت و با وجد بر زبان می‌آورد. این حوزه هزار ساله تا آن هنگام، سنتهای علمی پیشین را در خود حفظ کرده بود و هنوز سنتهای پسندیده قدما را فراموش نکرده بود، سنتهایی که بر علوم نقلی، هم­طراز با علوم عقلی، تأکید داشت، به علاوه شخصیتهای خبیر و مطلع از علم حدیث و علم رجال و تراجم و مانند آن در این شهر وجود داشتند، علومی که در دیگر حوزه‌های علمی شیعه در شرف فراموشی بود.

 

مکتب اصفهان، در حدود هزار سال دارای فعالیت و نشاط علمی و سابقه تحقیق در این علوم به خصوص در روزگار درخشان صفویه و مدتی پس از آن، و حلقه‌های علمی در جمیع فنون به خصوص در علم رجال و تراجم در آن دایر بود. شخصیتهایی مانند ابونعیم اصفهانی (336ـ430ق) جد اعلای خاندان مجلسی، و صاحب کتاب حلیة الاولیاء و سید محمدباقر مولوی صاحب کتاب باارزش روضات الجنات فی تراجم الفقهاء و السادات، حدود 150 سال است که هردو تن در اصفهان زندگی می‌کردند و اعقاب و خاندانهای آنان هنوز از خاندانهای علمی معروف این شهر هستند، از جمله خاندان علامه مجلسی که از نسل «ابونعیم» هستند.

 

این حوزه علمیه اثر خود را بر این طلبه جوان بروجردی با آن همه استعداد ذاتی، گذاشت و خط مشی آینده او را که بعد از او مشاهده شد ترسیم کرد؛ علاوه بر این، در بعد علمی، آن شیوه اصلاحی میان فرق اسلام را هم از اصفهان کسب کرد. استاد مهم او در این حوزه که از ‌آغاز تا پایان با او دمساز بوده است، مرحوم سید محمدباقر درچه‌ای می­باشد که ایشان هم اندیشه وحدت اسلامی را داشته است. وی از خاندان معروف میر لوحی، فیلسوف معروف عصر صفویه است که با نحوه تفکر مجلسی و امثال او در جهت مخالف بوده و داستانهای آن دو عالم در کتابها آمده است.

 

این اندیشه اصلاحی اتحاد اسلامی و عنایت به حدیث و فقه اهل­سنت، تا همین اواخر در حوزه اصفهان ادامه داشت، و چنان که معروف است مرحوم حاج آقا رحیم ارباب بر این باور بود و به احتمال قوی آیت الله بروجردی تحت تأثیر این طیف از عالمان بوده است.

 

فقه مقارن و آیت الله بروجردی

 

آیت الله بروجردی در مسائل فقه مقارن به مسائل خلافی اهمیت می‌داد؛ یعنی معتقد بود مسائل فقهی، نه تنها در سطح مذاهب امامیه، بلکه باید در سطح همه مذاهب فقهی اسلامی مورد بحث قرار گیرد و در هر مسئله مهم مورد اختلاف، ادله همه مذاهب منظور گردد. به خاطر همین امر، این مرد بزرگ کتاب «مسائل الخلاف» شیخ طوسی را با تحمل مشقاتی در تصحیح آن، چاپ کرد و گاه به گاه این کتاب را با خود به جلسه درس می‌آورد و از محل مورد نظر عبارات شیخ طوسی را می‌خواند تا طلاب کم کم به این روش عادت کنند. این ابتکار، باعث گردید که مجتهدان شیعه علاوه بر کتب فقهی شیعه امامی به کتابهای فقهی مذاهب دیگر رجوع کنند، و دقت و تلاش پیگیر آن مذاهب را در مسائل مهم فقهی مشاهده نمایند، و ضمناً به این نکته برسند که فقه یک علم مشترک است بین همه مذاهب اسلامی که با هم پیوند و در یکدیگر تأثیر متقابل دارند، و هم اکنون نیز می‌توانند از نظریات یکدیگر به خصوص در مسائل نوپیدای فقهی بهره ببرند. ایشان تا کنون بسیاری از مسائل مورد نیاز عصر امروز مانند مسئله بیمه، بانکداری، پیوند اعضاء و مانند آنها را در دوره‌های مختلف، مورد بحث قرار داده و در چندین جلد کتاب و مجله نشر داده است. ایشان توجه زیادی به فتاوا و روایات اهل­سنت داشت و معتقد بود که با مراجعه به آثار اهل­سنت بهتر مى‏توان روایات ائمه(ع) را فهمید و فتوا داد. ایشان بر این عقیده بودند که: «فقه شیعه به منزله حاشیه­ای است بر فقه اهل­سنت ... و این شیوه از شیوه قدماى فقهاى ما بوده است. قدماى ما نه تنها به مسائل خلاف توجه مى‏کردند، که آن را لازم نیز مى‏شمردند». براساس همین باور بود که مرحوم بروجردى بر خلاف شیخ طوسى حاشیه زدند و آن را چاپ کردند (واعظ‏زاده خراسانى، 1370ش، ص215). ایشان خیلى به آراء شیخ طوسى اهمیت مى‏داد و آیت الله بدلا مى‏گوید که در اندیشه این بودند که: «الفقه على المذاهب الخمسه» را بنویسند (بدلا، ص103). آیت الله بروجردی به فقه مقارن و تطبیقى اهمیت به سزایى مى‏دادند، به طوری که در هنگام تدریس در هر مسئله‏اى، نقطه نظر اهل­سنت، دیدگاه اهل­بیت و پس از آن انعکاس  تصور مسئله مطروحه را در فقه شیعه بیان مى‏کردند و در آخر نظر خود را مى‏گفتند و در نقل مسائل بین شیعه و سنى، بدبینانه برخورد نمى‏کردند، بلکه تلاش و جدیت مى‏کردند که علت اختلاف فتوا را بیان کنند (واعظ‏زاده خراسانی، 1370ش، ص216). آیت الله بروجردی معتقد بود با مراجعه به فتاوای رایج اهل­سنت در عصر ائمه(ع) بهتر می‌توان روایات و اقوال ائمه را فهمید؛ زیرا گفتار آنان با توجه به آن فتاوی صادر گردیده است.

 

دارالتقریب و آیت الله بروجردی

 

نتایج این تلاش و دغدغه‏هاى آیت الله بروجردى در این زمینه به همکارى با «دارالتقریب» منجر شد (مکارم شیرازى، 1379ش، ص270). پس از اشغال فلسطین، اندیشه وحدت بین مذاهب اسلامى یکى از دغدغه‏هاى علماى اسلامى بود. دانشگاه الازهر مرکز علمى مصر به دلیل قدمت تاریخى آن و عوامل محیطى و ظهور عالمانى چون سید جمال‌الدین اسدآبادى شیعه و شیخ محمد عبده سنى و شاگردان آنها در مصر، به مسئله فلسطین، بیش از سایر مراکز علمى جهان، نداى وحدت را سر داد. دارالتقریب به همت عالمان سنى و رؤساى الازهر و «حاج شیخ محمدتقى قمى» ـ که براى تدریس قبل از دهه 20 به مصر رفته بود ـ در سال 1325ش تأسیس شد و مورد حمایت آیت الله بروجردى از ایران و آیهت الله شیخ محمدحسین کاشف­الغطاء از عراق و آیت الله عبدالحسین شرف­الدین از لبنان قرار گرفت. فهمى هویدى در مجموعه مقالاتى که به عنوان بزرگداشت آیت الله بروجردى و شیخ محمود شلتوت چاپ شده است، از قول مؤسسان سنى مذهب دارالتقریب گفته است: «رأس الحمعیة اول تأسیها احد کبار المصلحین فى مصر آنذاک، هو محمدعلى على باشا، الذى کان وزیرا فى عدة حکومات (للأوقاف و المعارف) و عینته مصر اول سفیر لها فى باکستان و کان بین الاعضاء الشیخ عبدالمجید سلیم رئیس هیئه الفتوى بالازهر (صار شیخا للأزهر فیمابم) و الشیخ احمدحسین مفتى وزارة الأوقاف، و الشیخ محمود شلتوت الذى کان عضوا بهیئة کبار العلماء (صار بدوره شیخا للأزهر) و الشیخ محمد عبداللطیف وکیل الازهر و الشیخ عیسى ممنون، عضو هیئة کبار العلماء و رئیس الجمعیات الشریعة و الشیخ حسن النبا رئیس الاخوان المسلمین و الشیخ عبدالوهاب خلاف و الشیخ على الخفیف و هما من کبارأ ساتذة الفقه و التشریع بالجامعه و الشیخ محمد المدنى الاستاذ الازهر (اصبح وکیلاً ملازهر فیما بعد). و الى جانب هولاء کان من بین الاعضاء الحاج امین الحسینى مفتى فلسطین و الشیخ محمدتقى قمى مثلاً للشیعه الامامیه و على بن اسماعیل المؤید و القاضى محمد عبدالله العمرى عن الشیع الزیدیه» (فهمى هویدى، 1422ق). از ثمرات حضور نماینده مذهب شیعه در دارالتقریب و پشتیبانى آیت الله بروجردى از این جمع این شد که شیخ محمود شلتوت در جواب استفتایى که از او شد: «ان بعض الناس یرى أنه یجب على المسلم لکى تقع عباداته و معاملاته على وجه صحیح ان یقلدالمذاهب الاربعة المعروفه و لیس من بینها مذهب الشیعه الزیدیه. فهل وافقون فضیلتکم على هذا لرأى على اطلاقه فتمعنون تقلید مذهب الشیعه الامامیه الاثنا عشریة مثلاً؟». شیخ محمود شلتوت بعد از اینکه در قسمت اول فتواى خود مى‏گوید که: «ان الاسلام لا یوجب على من احد من أتباعه مذهب معین»، در بخش دوم ادامه مى‏دهد: «ان مذهب الجعفریه المعروف بمذهب الشیعه الامامیة الاثنا عشریه مذهب یجوز التعبد به شرعا کسائر مذاهب اهل­السنة فینبغى للمسلمین آن یعرفوا ذلک و ان یتحصلوا من العصبیة بخیر الحق لمذاهب معینة فما کان دین الله و ما کانت شریعة بتابعة لمذهب او مقصورة على مذهب فالکل مجتهدون عندالله تعالى یجوز لمن لیس اهلاً للنظر والاجتهاد تقلید هم و العمل بما یقررونه فى فقهم و لا فرق فى ذلک بین المبادات و العاملات» (بیومى، ص254). علاوه بر صدور فتوا و عمل بر طبق فقه شیعه، کرسى درسى نیز، براى تقریر فقه جعفرى در جامعة الازهر مصر بنیان گذاشته شد. شیخ محمود شلتوت در نامه‏اى به محمدتقى بافقى آورده است: «تقریر دراسة فقه المذاهب الاسلامیة الشیعیة مع مذاهب السنیه فى الازهر و فى کله الشریعة على وجه المخصوص» و در این راستا براى ارائه تفکر دارلتقریب مجله «رسالة الاسلام» نیز براى فکر تقریبى بین مسلمانان چاپ و انتشار یافت و اهداف آن بیان شد که: «لیس من غایة التقریب بین المذاهب آن یترک السنى مذهبه أو الشیعى مذهبه انما غایه‏التقریب آن یتعد الجمیع حول الاصول المتفق علیها» (فیومى، ص94). اینچنین در یک دوره‏اى سران مذاهب مختلف با ژرف‌اندیشى خاصى توانستند گفتمان وحدت را شکل دهند و بر اصول مشترک خود تکیه کنند و به ارائه نکات وحدت برسند و این ممکن نمى‏شد مگر با نبودن عصبیتى که در طرفین این اتحاد بود و هر چیز که به این اتحاد لطمه مى‏زد، سریعاً از طرف آیت الله بروجردى مورد مؤاخذه قرار گرفت که ما به چند نمونه از این برخوردها اشاره مى‏کنیم. یکی از شاگردان ایشان در این زمینه مى‏فرماید: «روزگارى که بین اسرائیل و مصر جنگ شدیدى در گرفته بود، اتفاقاً مرحوم علامه امینى، طاب ثراه، به اصفهان آمده و منبر مى‏رفت، منبرهاى ایشان، به طور طبیعى تعریض نسبت به خلفاء را به همراه داشت. در همان زمان، یک روزى در نزد آیت الله بروجردى بودم، که ایشان فرمودند: «در این وقت که اسرائیل به مسلمانان حمله کرده است و آنان را قتل عام مى‏کند و سرزمینهاى مسلمانان را اشغال مى‏کند، راه انداختن جنگ بین شیعه و سنى چه معنى دارد؟! این کار درستى نیست». ایشان کتب جدیدى که چاپ می­شد را مطالعه می­کردند و متون اختلافی را از آنها حذف می­کردند، برای مثال روزى یکى از آقایان حوزه علمیه قم کتابی نوشته و کل ابواب فقه را به نظم درآورده و زحمت زیادى را در این راه متحمل شده بود، ولى در اول کتاب به یکى از خلفاء توهینى شده بود که ایشان فرمودند نشر این کتاب حرام است و بعد از برداشتن توهین از اول کتاب توسط نویسنده اجازه نشر آن داده شد» (البدرالزاهر، ص252). آیت الله بروجردى در راه این وحدت حتى از عالمان منصف و روشن اهل­سنت به عنوان یک مرجع دینى در درس خود تجلیل و تکریم مى‏کرد. روزى در سر درس از عبدالمجید سلیم و روزى در درس از شیخ محمد عبده تجلیل کرد» (واعظ‌زاده خراسانى، 1370ش، ص225). به هر حال آیت الله بروجردى با اشراف بر زمانه‏اى که مسلمانان در آن مى‏زیستند و نیاز شدید آنها به وحدت وجود داشت، با روشن­بینى خاص خود و اشراف ایشان بر تفسیر و تاریخ و معارف اسلامى از «دارالتقریب» حمایت کرد، که علاوه بر نتایج فوق کتب «مجمع البیان» طبرسى، «مختصر النافع»، «حدیث ثقلین» و غیر اینها در «جامعة الازهر» مصر به چاپ رسید و یقیناً اینها حاصل برخورد آیت الله بروجردى بود که ریشه در عمق معرفت ایشان به اسلام داشت. ایشان به حدى در این راه وحدت مصمم بود که با عنایتى و ارادتى که به اهل­بیت(ع) داشت به خاطر حفظ وحدت اجازه نمى‏داد که کسى به مقدسات اهل­سنت اهانت کند (فاضل لنکرانى، ص152).

 

این اشتیاق به وحدت به عنوان دغدغه‏اى بود که دائما فکر و ذهن آیت الله بروجردى را به خود مشغول کرده بود و به عنوان پروژه‏اى بود که از اول دوران تحصیلى تا آخرین لحظه عمر خود این پروژه را دنبال مى‏کرد. به طوری که نقل کرده‏اند که آیت الله بروجردى در آخرین لحظه حیات، چشمانش را گشود و فرمود: «آقا شیخ محمدتقى به مصر رفت یا خیر؟». او این سؤال را آن مرحوم به این خاطر کرده بود که در آن زمان رابطه بین مصر و ایران خوب نبوده است. بى شک اگر در روزگار و عهد جمهورى اسلامى به وحدت رسیده باشیم، حاصل پیگیریهاى جدى و دغدغه‏هاى مرجع تقلیدى است که عمرى از این وحدت غافل نبود و این مدعا را مى‏شود در روش تدریس فقه و

برخورد و عملکرد ایشان در رابطه با اهل­سنت پیگیرى نمود.

 

نتیجه

 

اصولاً آیت الله بروجردی، برخلاف بعضی از معاصران که مسئله «خلافت» و «امامت» را به نحو خاصی مطرح می‌کنند که موجب تشدید اختلافات می­گردد، معتقد بودند که این مسئله یک امر تاریخی است و روش حضرت علی(ع) در مقابل خلفا، نشان می­دهد که برای مصلحت اسلام، نباید به این مسئله دامن زد، بلکه باید به فکر مسائل دیگری بود که موجب وحدت مسلمانان در مقابل دشمنان گوناگون گردد و حتی خطاب به بعضی از علمای حوزه فرموده بود: «مسئله خلافت امروز مورد نیاز مسلمانان نیست که ما با هم دعوا کنیم. هرچه بوده اکنون یک مسئله تاریخی است، آنچه که امروز به حال مسلمانان سودمند است این است که بدانیم احکام را از چه مأخذی باید اخذ کنیم».ایشان بسیار علاقمند بود که حسن تفاهمی بین شیعه و سنی برقرار شود که از طرفی وحدت اسلامی که منظور بزرگ این دین مقدس است، تأمین گردد و از طرف دیگر شیعه و فقه شیعه و معارف شیعه آن طور که هست به جامعه تسنن که اکثریت مسلمانان را تشکیل می­دهند معرفی شود. از حسن تصادف چند سال قبل از زعامت و ریاست معظم­له که هنوز ایشان در بروجرد بودند، «دارالتقریب بین المذاهب اسلامیه» به همت جمعی از روشن­فکران سنی و شیعه تأسیس شده و معظم­له در دوره زعامت خود تا حد ممکن با این فکر و با این مؤسسه کمک و همکاری کرد. برای اولین بار بعد از چند صد سال، بین زعیم روحانی شیعه و زعیم روحانی سنی شیخ عبدالمجید سلیم و بعد از فوت او شیخ محمود شلتوت مفتی حاضر و رئیس جامع الازهر، روابط دوستانه برقرار شد و نامه مبادله گردید. معظم­له عشق و دلباخته این موضوع بود و مرغ دلش برای این موضوع پر می­زد، عجیب این است که در حادثه قلبی اخیر که منجر به فوت ایشان شد، بعد از حمله قلبی اول که عارض شد، مدتی بی­هوش بوده­اند، بعد که به هوش آمدند، قبل از آنکه توجهی به حال خود بکنند و در این موضوع حرفی بزنند، موضوع تقریب مذاهب و وحدت مسلمانان را مطرح می­کنند و می­گویند من آرزوها در این زمینه داشتم. امام خمینی نیز نظراً و عملاً ادامه دهنده راه وحدت­بخش و روش تقریب بین مذاهب آیت الله بروجردی بود. در این زمینه به نظرات و اقدامات زیادی، چه پیش از انقلاب و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی می­توان اشاره کرد. در اینجا به چند مورد از نظرات و تأکیدات حضرت امام اشاره می­شود (خمینی، صحیفه امام، ج6، ص133).

 

امام خمینی می­فرماید: «ما با مسلمانان اهل­تسنن یکى هستیم؛ واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسى کلامى بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانى هستند که مى­خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنى اصلاً در کار نیست، ما همه با هم برادریم». ایشان درباره رعایت حق و حقوق اهل­سنت پس از پیروزی انقلاب اسلامی تذکر می­دهند که: «برادرهاى سنى ما مثل ما هستند، با ما هیچ فرقى ندارند در حقوق؛ حقوق همه آنها داده خواهد شد. شرکت کنند آنها هم در آنچه سرنوشت آنها را تعیین مى‌کند» (همان). «به حرف اشخاصى که بین آنها مى­خواهند تفرقه بیندازند، مى­خواهند به اسم سنى و شیعه بین ما برادرها را جدایى بیندازند و منافع ما را به جیب دیگران بکنند، به حرف اینها اعتنا نکنید» (همان، ج6، ص434).

 

درباره پیشگیری از توطئه دشمنان و ندانم کاریهای مقدس­مأبها و متحجران از شیعه، خطاب به روحانیت و ائمه جمعه و جماعت سراسر کشور می­فرمایند: «باید همه ما توجه داشته باشیم که مبادا یک وقت تبلیغى بشود که در طول تاریخ تقریباً شده است که ما را، برادرها را از هم جدا کردند. اهل­سنت را با ما جدا کردند. ما را از آنها جدا کردند. باید اینها را توجه بکنیم. باید ما با هم برادر باشیم. نگذاریم دیگران بیایند همه چیزمان را ببرند و ما بنشینیم سرش دعوا بکنیم سر یک چیزى که نباید دعوا بکنیم... خطبا هم در خطبه­هاى خودشان مردم را بیدار کنند. مردم را دعوت کنند به صلاح، دعوت کنند به اینکه این توطئه­هایى که در اطراف هست، الان این توطئه­ها براى محو اسلام است» (همان، ج13، ص439).

 

و در ادامه جهت مقابله با حرکتهای تفرقه­افکنانه و در راستای وحدت عملی بین مسلمانان خطاب به شیعیان اعلام می­کنند: «لازم است برادران ایرانى و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه، که موجب تفرق صفوف مسلمانان است، احتراز کنند و لازم است در جماعات اهل­سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشکیل نماز جماعات در منازل و گذاشتن بلندگوهاى مخالف رویه اجتناب نمایند و از افتادن روى قبور مطهره و کارهایى که گاهى مخالف شرع است جداً اجتناب کنند» (همان، ج10، ص62). سیاستهای داهیانه آیت الله بروجردی و احیاء آن توسط امام در زمان رهبری معظم انقلاب پیگیری شد. اهمیت این موضوع در بیانات ایشان به وضوح نمایان هست. در این زمینه معظم­له می­فرمایند: «اینجاست که مسئله اتحاد و وحدت اسلام و تفاهم اسلامى معنا پیدا مى‌کند. ببینید این قضیه چقدر مهم است! ببینید این مسئله براى فرداى دنیاى اسلام، چقدر حائز اهمیت است! این، قضیه‌اى نیست که به آسانى بشود از آن گذشت. همه باید خود را مخاطب این کلام حساب کنند. من به همه مى‌گویم؛ هم به اهل­سنت، هم به شیعه، هم به کتاب‌نویسان، هم به شعرا، هم به مطبعه‌چیها، هم به کسانى که در بین مردم پایگاهى دارند، حرفى مى‌زنند و مستمعى دارند. همه باید این حقیقت را بفهمند و دشمن را بشناسند. مواظب باشید که دشمن در سنگر خودى جا نگیرد. مواظب باشید که شما به جاى تهاجم به دشمن، به خودى حمله نکنید. عالِم به زمان باشید؛ یعنى دشمن و دوست و عرصه مبارزه را بشناسید. اینها خیلى مهم است» (بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ 01/05/76). آنچه که در این جستار اشاره شد تلاش علمای روشن­بین شیعه در مواجهه با اهل­سنت بود. که در این میان به تلاشهای حضرت آیت الله بروجردی اشاره شد و نگاهی کوتاه و گذارا به فرمایشات امام راحل و رهبری معظم انقلاب انداخته شد، آنچه باید انجام گیرد، تکیه بر تلاشهای علمای سلف و پیروی از راه روشنی است که توسط مقام معظم رهبری به خوبی ترسیم گردیده است. این سنت تقریبی در مواجهه اهل­سنت می­تواند مورد ملاحظه در این راه بزرگ قرار بگیرد.

مراجع

 

فیرحى، داود، «اجتهاد در سیاست در دوره مشروطه»، فصلنامه فرهنگ و اندیشه، سال دوم، شماره پنجم، بهار 1382ش.

 

سلطانى طباطبایى، محمدباقر، «مصاحبه»، مجله حوزه، شماره 43 و 44، 1370ش.

 

واعظ­‏زاده خراسانى، محمد، مجله حوزه، شماره 43 و 44، 1370ش.

 

دوانى، علی، نهضت روحانیون ایران، قم، بنیاد فرهنگى امام رضا(ع)، بى­تا.

 

بدلا، سید حسین.

 

مکارم شیرازى، ناصر، «مصاحبه با آیت الله مکارم شیرازى»، چشم و چراغ مرجعیت، قم، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، 1379ش.

 

فهمى هویدى (تجربة التقریب بین المذاهب)، الامامان البروجردى و شلتوت، رائدا التقریب، مجموعه مقالات الملتقى

الدولى متکریم الامامین، تهران، 1422ق.

 

بیومى، عبدالمعلى محمد.

 

فیومى، محمد ابراهیم.

 

مقرر البدر الزاهر، «البدر الزاهر فى صلواة الجمعة و المسافر»، قم، دفتر تبلیغات اسلامى.

آمار

 

نویسندگان

 

سید محمد مهدی میرجلیلی*

 

مدیر داخلی نشریه دانشجوی دکتری علوم سیاسی

 

 

0 نظر