درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 مساله وحدت و تقريب مذاهب اسلامی، از ديرباز همواره جز اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌های مصلح سياسی و مذهبی بوده و تلاش برای تحقق آن در اعصار گوناگون، با نشيب و فراز فراوان روبرو گرديده است. از ابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی ايران نيز وصول به اين هدف مقدس، که متکی به ريشه های استوار در کتاب و سنت می باشد، يکی از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خمينی (ره) بوده است.

 

طرح مساله تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معنای «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت يکديگر به منظور دستيابی به تئالف و اخوت دينی بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی»، در پی ناهمسازگري ها و تفرقه های موجود ميان جوامع مختلف اسلامی آغاز گرديد. تبعات ناشی از اين مسئله، در روابط قومی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان هويدا گرديد. به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگی و وحدت ميان مسلمانان از سوی دانشمندان و مصلحان جامعه اسلامی نيز آغاز شد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجری شاهد تلاقی گسترده انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامی هستيم. در اين دوران، وجود مناظره های علمی بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد واقع گرايی و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمی و پژوهشی بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکی و همسازگرايی فرق گوناگون اسلامی دارد.

 

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

يكشنبه 30 ارديبهشت 1397 5 رمضان 1439 Sunday 20 May 2018
بررسی‏ فقهی رؤیت‏ هلال‏ ماه در مذاهب اسلامی و روایات
1395/03/04 617

بررسی‏ فقهی رؤیت‏ هلال‏ ماه در مذاهب اسلامی و روایات

           حلول ماه قمری برای به جا آوردن تکالیف فردی و اجتماعی لازم است. زیرا انجام پاره‏ای از احکام و تکالیف فردی و اجتماعی مانند روزه گرفتن، شب قدر، روزه گشودن، عید فطر، حج گزاردن، وقوف در عرفات و مشعر، عید قربان و... منوط به احراز آغاز و پایان ماه قمری است.   

 

 

چکیده

حلول ماه قمری برای به جا آوردن تکالیف فردی و اجتماعی لازم است. زیرا انجام پاره‏ای از احکام و تکالیف فردی و اجتماعی مانند روزه گرفتن، شب قدر، روزه گشودن، عید فطر، حج گزاردن، وقوف در عرفات و مشعر، عید قربان و... منوط به احراز آغاز و پایان ماه قمری است. از طرفی اختلاف و تفرقه مسلمانان در انجام اعمال و وظایف دینی و برگزاری مراسم بسیار مهم اسلامی موجب بروز مشکلاتی در امت اسلامی می‏شود. در نوشتار حاضر دیدگاه فقیهانی‏که برخلاف نظر مشهور قائل به تعمیم ثبوت رؤیت هلال ماه‏اند مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش هم آراء فقیهان و محدثان متقدم و هم نظرات فقهای معاصر و دیدگاه فقهای مذاهب چهارگانه بیان گردیده و در نهایت شواهد و مؤیداتی بر صحت قول به تعمیم رؤیت هلال ماه برآورده شده است.

کلیدواژگان

رؤیت هلال؛ تعمیم؛ ثبوت؛ فقیهان        

اصل مقاله

 

مقدمه

 

بسیاری از تکالیف فردی و اجتماعی، چه واجب و چه مستحب، بستگی به رؤیت هلال ماه و ثبوت آغاز و پایان آن دارد مانند روزه ماه مبارک رمضان، عید فطر، وقوف در عرفات در روز نهم ذی‏حجه، وقوف در مشعر در شب دهم ذی‏حجه، بیتوته در سرزمین منی در شب‏های یازدهم و دوازدهم ذی‏حجه، اعمال روز عید قربان و... (امام خمینی، ج 1، صص 455-440)

 

«قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ» (بقره: 189)

 

علاوه بر این، ماه‏های قمری، نقش بنیادی در تنظیم و تعیین اموری چون: مدت حمل (احقاف: 5) مدت شیردهی کودکان (احقاف: 5) زمان یائسگی، (امام خمینی، ج 2، ص 335) عده زنان در طلاق (طوسی، ج 4، ص 173) و وفات، (حر عاملی، ج 15، ص 44) اجرای حدود الهی، (حر عاملی، ج 18، ص 526) آغاز بلوغ شرعی، زمان تعلق زکات (حر عاملی، ج 18، ص 526) و... دارند.

 

همین نقش کارساز و اساسی ماه در امور معاش و معاد (مجلسی، ج 55، ص 124) و دین و دنیای مردم، سبب گردیده مسئله رؤیت هلال، در حوزه تفکر اسلامی جایگاه ویژه‏ای بیابد. فقها، مسائل و فروعی را بر آن مترتب ساخته‏اند، راه‏هایی را فرا روی مردم قرار داده‏اند و در کتاب‏های صوم و حج و یا در رساله‏های مستقل، به کند و کاو در این‏باره پرداخته‏اند.

 

بسیاری از اعمال و سنت‏های اسلامی، ازجمله فریضه عظیم حج و روزه ماه رمضان، افزون بر جنبه عبادی، جنبه‏های سیاسی و اجتماعی نیز دارند. امت اسلامی، با برگزاری این عبادات، شکوه و اقتدار اسلام و نیز وحدت و همدلی و همگامی میلیون‏ها انسان مسلمان خاضع در برابر اراده خداوند را به نمایش می‏گذارند.

 

ملیت‏های مختلف، با ویژگی‏های فرهنگی و قومی و نژادی و زبانی گوناگون، در زمان و مکان واحدی گرد می‏آیند و عظمت و شکوه اسلام را به بهترین و زیباترین وجه می‏نمایانند. ولی متأسفانه، گه گاهی، به خاطر ناهماهنگی در ثبوت رؤیت هلال، بر این مراسم ارزشمند و والا، خدشه وارد می‏آید و آثار و پیامدهای نامطلوبی در بین ملل اسلامی، به بار می‏آورد و نوعی سردرگمی و بلاتکلیفی برای مسلمانان، به وجود می‏آورد. مثلاً در سال 1358 ق (1939 م) عید قربان در مصر، دوشنبه، در حجاز سه‏شنبه و در بمبئی، چهارشنبه (با فاصله سه روز اختلاف) برگزار شد.

 

در سال 1391 ق (1971 م) یکی از مراجع بزرگ تقلید، روز جمعه را عید اعلام کرد و در همان سال، از سوی مراجع دیگر، روز شنبه، عید فطر اعلام شد. (مغنیه، ج 2، ص 72).

 

همین گوناگونی رؤیت‏ها و اعلام‏ها، گه گاهی، در مراسم حج و عید قربان رخ می‏دهد و مشکلات جبران‏ناپذیری برای حج‏گزاران به وجود می‏آورد.

 

در همین راستا، اختلاف و ناهماهنگی در تعیین روز دهم ذی‏حجه و برگزاری اعمال روز عید قربان در مراسم حج برای برخی از قائلان به عدم تعمیم و نیز گروهی از مسلمانان، مشکلات فراوانی را ایجاد می‏کند. همه ساله، گرفتن مراسم جداگانه، در روزهای قبل و یا بعد از آن، از سوی برخی از علماء علاوه بر دردسرها و مشقت‏های فراوان برای خود آنان، اسباب اختلاف و تشتت مسلمانان و بدبینی گروهی از آنان را پدید می‏آورد.

 

اکنون باید به بررسی پرداخت و منشأ این ناهماهنگی را جُست. اینکه گوناگونی افق‏های شهرهای اسلامی یا فاصله طولانی شهرهای مسلمان‏نشین از یکدیگر، موجب این ناهماهنگی‏ها شده‏اند؟

 

 

 

ç مفهوم رؤیت هلال

 

رؤیت از «ر.أ.ی» به‏معنای دیدن و نگاه کردن است؛ همان طور که در قرآن آمده است: «فَلَمَا رَأَی الْقَمَرَ بَازِغاً قَالَ هَذَا رَبِی فَلَمَاأَفَلَ قَالَ لَئِن لَمْ یَهْدِنِی رَبِی لأکُونَنَ مِنَ الْقَوْمِ الضَالِینَ» (انعام: 77)

 

هلال مشتق از «هل» به‏معنای «بدا و ظهر» یا «صرخ» است و چون مردم هنگام رؤیت آن صدای خود را به فریاد و تکبیر و تهلیل بلند می‏کردند، به آن هلال گفته‏اند و «استهل الصبی» از همین باب است، یعنی کودک هنگام ولادت گریه و سر و صدا کرد. (طبرسی، ج 11، ص 71، ماده هل)

 

در سوره «بقره» آیه 189 می‏فرماید:

 

«یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأهِلَه قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَاسِ وَالْحَجِ» گروهی در مورد هلال ماه از پیامبر اسلام(ص) پرسش‏هایی داشتند و از علت و نتایجی که این موضوع در بردارد، جویا می‏شدند، که قرآن سؤال آن‏ها را به این صورت منعکس کرده است.

 

راغب می‏گوید: هلال که جمع آن هله است به‏معنای بلند صدا کردن که وقت دیدن ماه و استهلال صبی (گریه کردن کودک) از آن گرفته شده است.

 

ولی مرحوم طبسی در «مجمع‏البیان» معتقد است که واژه هلال در اصل، از استهلال صبی، یعنی گریه کودک در آغاز تولد گرفته شده سپس برای آغاز ماه به کار رفته است نیز از آنجا که حاجیان صدای خود را برای لبیک بلند می‏کنند «اهل القوم الحج» گفته می‏شود. (طبرسی، ج 2، ص 26)

 

و در جای دیگر می‏فرماید: سه شب اول ماه را هلال می‏گویند و از شب چهارم تا آخر ماه را قمر می‏گویند. (طبرسی، ج 4، ص 92)

 

و فخر الدین طریحی در تفسیر «غریب‏القرآن» همین معنا را برگزیده است. (طریحی، ص 486)

 

زبیدی آورده است: هلال یعنی شب اول ماه یا دو شب اول ماه و بقیه شب‏ها قمر نامیده می‏شود. (زبیدی و شیری، ج 15، ص 808)

 

در «صحاح‏اللغه» شب اول تا سوم را هلال دانسته و استهلال را به تبیین و ظهور تفسیر کرده است؛ چون ممکن است شخصی استهلال کند، ولی هلال را رؤیت ننماید. (صحاح‏اللغه، ج 5، ص 185)

 

مرحوم آیت‏الله خویی در تعریف هلال می‏فرماید: هلال عبارت است از خروج آن از تحت‏الشعاع به مقداری که قابلیت رؤیت، هر چند در برخی از مناطق را داشته باشد. (رساله حول مسئله رویه الهلال، ص 84)

 

بنابراین هلال عبارت است خارج شدن ماه از زیر شعاع به میزانی که دیده شدن آن، امکان‏پذیر باشد. دیدن تنها یک راه است و جزء موضوع نیست اگر هلال تحقق یابد و از آن سوی علمی نسبت به آن پیدا شود، خیال و گمان موضوع تحقق نمی‏یابد و حکم نیز بر آن مترتب می‏شود.

 

 

 

ç رؤیت هلال ماه از نظر فقهای متقدم

 

علامه حلی:

 

در «تذکره‏الفقها» (ج 6، ص 22) می‏گوید: هرگاه مردم شهری هلال ماه را ببینند و مردم شهر دیگر، آن را نبینند، اگر نزدیک به یکدیگر باشند، مانند بغداد و کوفه، حکم آن‏ها یکی است و بر مسلمانان هر دو شهر، روزه واجب است و همین طور افطار در روز اول شوال. اگر دور از یکدیگر باشند، مانند بغداد و خراسان و حجاز و عراق، هر شهری حکم خاص خویش را دارد. این سخن شیخ است و مورد اعتماد؛ و ابو حنیفه و برخی شافعیان، قاسم، سالم و اسحاق نیز، بر این نظرند. برخی دیگر از شافعیان بر این عقیده‏اند که حکم همه شهرها یکی است. هرگاه، هلال ماه در شهری رؤیت و حکم به اول ماه شد، آن حکم برای همه نواحی معتبر و جاری است، چه دور باشند چه نزدیک، هم افق باشند، یا نباشند. احمد بن حنبل و لیث بن سعد و برخی از علمای ما نیز، همین رأی را دارند.

 

در این سخن، علامه ضمن تصریح به تعمیم حکم رؤیت هلال به شهرهای نزدیک و تأکید و تأیید نظر فقهای پیشین، یادآور شده که عده‏ای از عالمان سنی و نیز برخی از فقیهان شیعی، به تعمیم نظر داده‏اند. از دید آنان، هرگاه هلال ماه در یکی از شهرهای دارالاسلام رؤیت شد، در دیگر شهرها، حکم به رؤیت هلال می‏شود. (منتهی‏المطلب، علامه حلی، ج 2، ص 592)

 

علامه حلی در «تحریرالأحکام» (ج 1، ص 82) نیز این نظر را مطرح کرده و به صراحت بدان فتوا داده است. در میان فقهای امامیه، ظاهراً، علامه اولین فقیهی باشد که نظریه تعمیم را مطرح ساخته و به دفاع از آن برخاسته است. هر چند وی، در کتاب‏های دیگر خود چون: «ارشادالأذهان الی أحکام الأیمان» (ج 1، ص 303) و «قواعدالأحکام» (ج 1، ص 69) خلاف آن را برگزیده و مطابق نظر مشهور فتوا داده است. در تذکره نیز آن را به‏عنوان رأی عده‏ای از فقهای عامه مطرح ساخته و به برخی فقهای شیعه نیز نسبت داده، ولی خود، آن را نپذیرفته است.

 

منظور علامه از: «بعض علمائنا» بدرستی روشن نیست، ولی قدر مسلم، قبل از وی، در میان فقهای شیعه، برخی بر تعمیم نظر داده‏اند. بعد از علامه، فقیهانی که سخن وی را نقل کرده‏اند نیز، مقصود وی از: «بعض علمائنا» را در نیافته‏اند و صرفاً به نقل از وی اکتفا کرده‏اند. علامه در «منتهی‏المطلب» گرچه به صراحت نظریه تعمیم را مطرح ساخته و خود بدان فتوا داده، ولی در زیر عبارت، ابهامی وجود دارد که ظاهراً مخالف و ناهماهنگ با صدر عبارت می‏نماید. (منتهی‏المطلب، ج 2، ص 593)

 

شیخ طوسی:

 

شیخ طوسی (385 ق) در مبسوط، بر همین نظر تصریح دارد. وی در علت این که چرا شهرهای همجوار، یک حکم دارند، می‏نگارد: هنگامی‏که هلال ماه در داخل شهر دیده نشود و در بیرون شهر، مطابق آنچه قبلاً روشن ساختیم، رؤیت گردد، عمل بر طبق آن واجب است، در صورتی که شهرهایی که ماه در آن‏ها رؤیت شده، نزدیک هم باشند، به‏گونه‏ای‏که اگر آسمان صاف و مانعی در کار نبود، قطعاً در آن‏ها نیز دیده می‏شد، زیرا عرض آن‏ها یکی است و نزدیک به یکدیگرند مانند بغداد و واسط و کوفه و تکریت و موصل. ولی اگر شهرها از یکدیگر دور باشند، مثل خراسان و بغداد و مصر و بغداد، پس هر شهری حکم خاص خویش را دارد و بر اهل شهر واجب نیست به آنچه دیگر شهرها دیده‏اند، عمل کنند.

 

شیخ، در «النهایه»، از شهرهای دور و نزدیک، سخنی به میان نمی‏آورد، ولی تصریح می‏کند: اگر از خارج شهر، دو شاهد عادل، رؤیت هلال ماه را گواهی دهند، کفایت می‏کند. (النهایه، فی مجرد الفقه والفتاوی شیخ طوسی، ص 151)

 

علامت ماه‏ها، دیدن هلال است و هرگاه به خاطر علتی در آسمان، هلال ماه اصلاً رؤیت نشود و دو شاهد عادل، در بیرون شهر آن را ببینند و بدان گواهی دهند، روزه واجب است. نظیر این سخن را قاضی ابن براج طرابلسی (400 ق) از معاصران شیخ طوسی دارد. وی، پس از اشاره به راه‏های ثبوت هلال، رؤیت در خارج شهر و یا شهرهای نزدیک و همجوار را در صورت شهادت دو شاهد عادل کافی می‏داند و در مورد شهرهای دور می‏نویسد: و اما اگر شهرها دور از یکدیگر باشند، همچون: طرابلس و بغداد و خراسان و مصر و بغداد و فلسطین و قیروان (قیروان نام شهر و ولایتی است در لیبی، از توابع بنغازی) و آنچه بر این ضابطه جاری است، هر کدام حکم خاص خویش را دارد و بر مردمان شهرهایی که یاد کردیم، عمل بر اساس رؤیت ماه در شهر دیگر واجب نیست. (المهذب، عبدالعزیز بن البراج الطرابلسی، ج 1، ص 190)

 

ابن براج، با ملاک دوری و نزدیکی و ذکر نمونه‏هایی از شهرهای دور و نزدیک، بر این نکته تأکید می‏ورزد که رؤیت هلال ماه، در هر شهری، تنها برای مردمان همان شهر و شهرهای نزدیک بدان کارساز است و ساکنان شهرهای دیگر نمی‏توانند بر این اساس عمل کنند.

 

شیخ مفید:

 

شیخ مفید (413 ق) می‏نویسد: و چه‏بسا به جهت عارضه‏ای ماه از دیدگان مخفی بماند و یا بر اهل شهری، به خاطر علتی (مانند ابر و غبار) پوشیده گردد، ولی برای غیر آن شهر آشکار شود ولکن، وجوب روزه بر مردمان همان شهر است، زیرا به ثبوت هلال در همان شهر علم داریم و نسبت به شهرهای دیگر چنین علمی‏نداریم. (مقنعه، شیخ مفید، ص 296)

 

شیخ مفید، در این سخن تصریح می‏کند که رؤیت هلال ماه در هر شهری، تنها برای مردمان همان شهر حجیت دارد. زیرا قدر متیقن، ثبوت هلال ماه در همین شهر است. محقق حلی (676 ق) می‏نویسد: هرگاه هلال ماه در شهرهای نزدیک به هم، مانند کوفه و بغداد، دیده شود، بر ساکنان آن شهرها، روزه واجب است، ولی در شهرهای دور، چون: خراسان و عراق، خیر. بلکه هنگامی‏که هلال ماه در آنجا دیده شد، باید روزه بگیرند. (شرایع الأسلام، ج 1، ص 200)

 

محقق، بر این نظر است که اگر برای مردمان شهری، رؤیت هلال ثابت شود، برای مردمان شهرهای مجاور، حجیت دارد و باید بر تکالیفی که به خاطر این ثبوت، برعهده آنان می‏آید جامه عمل بپوشند، ولی در شهرهای دور، نظر او، همچون شیخ مفید بر عدم تعمیم می‏باشد.

 

محقق حلی:

 

محقق در «شرایع» بین شهرهای مشرق و شهرهای مغرب، به دور از یکدیگر فرق نگذاشته است، لکن از رساله «المسائل‏الطبریه» وی استفاده می‏شود که: اگر هلال ماه در شهرهای شرقی رؤیت شود، ثبوت آن برای شهرهای غربی، هر چند دور از یکدیگر باشند، کافی خواهد بود.

 

ما نمی‏گوییم که به‏طور مطلق، هر شهری حکم خاص خویش را دارد. چگونه و حال آن که از امامان(ع) روایت شده که هرگاه، دو نفر شاهد عادل به شهری وارد و خارج می‏گردند، اگر به رؤیت هلال ماه شهادت دهند، روزه واجب است. (تهذیب‏الأحکام، شیخ طوسی، ج 4، ص 154؛ وسایل‏الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 7، ص 210؛ المسائل الطبریه، محقق حلی، ص 321)

 

وی آن‏گاه با اشاره به سخنان شیخ طوسی، می‏نویسد: اگر علم داشتیم به این که: هرگاه هلال ماه، در شهری رؤیت شد و مانعی از رؤیت هم نبود، قطعاً، در شهرهای دیگر هم رؤیت می‏شود، در این صورت، رؤیت در آن شهر به‏منزله رؤیت در شهر دیگر هم هست. ولی اگر این دو شهر، دور از یکدیگر بودند، به‏گونه‏ای‏که دیگر علم به رؤیت نبود، بدیهی است که نمی‏توان حکم واحدی را در هر دو شهر جاری کرد؛ زیرا تساوی عرض جغرافیایی آن‏ها جز از طریق رصدخانه و منجمان به دست نمی‏آید و این، طریق روشنی نیست و موجب حصول اطمینان نمی‏گردد و نمی‏توان بدان عمل کرد. (المسائل‏الطبریه، ص 322)

 

شهید اول:

 

شهید اول (786 ق) بعد از نقل سخن شیخ، در مورد ثبوت حکم برای شهرهای نزدیک، به‏صورت احتمال بیان می‏کند: شهرهای نزدیک (از نظر رؤیت هلال) متحدند؛ مانند بغداد و بصره. ولی شهرهای دور، همچون بغداد و مصر، این‏گونه نیستند. این سخن شیخ است؛ و احتمال دارد ثبوت هلال در شهرهای شرقی، برای شهرهای غربی اگرچه دور باشند، کارساز باشد، زیرا در صورت نبود مانع از رؤیت، قطع به رؤیت پیدا می‏شود. (شهید اول، الدروس الشرعیه فی فقه الأمامیه، ج 1، ص 285)

 

روشن است که این نظر، مبتنی بر جریان حرکت قمر از مغرب به مشرق و خروج اولین جزء نورانی ماه از محاق در طرف مغرب می‏باشد. شیخ بهایی، با اشاره به احتمال شهید در «دروس» آن را مبتنی بر کرویت زمین دانسته است. به این‏گونه که از وجود هلال ماه در شهرهای شرقی، علم پیدا می‏شود که در شهرهای غربی به طریق اولی، وجود دارد. (دروس، ج 1، ص 285)

 

 

 

ç رؤیت هلال ماه از نظر فقهای اهل‏سنت

 

فقهای اهل‏سنت در تعمیم ثبوت رؤیت هلال به شهرهای دور، اختلاف دیدگاه دارند:

 

1. تعمیم؛

 

2. عدم تعمیم.

 

آنان که به تعمیم عقیده دارند، فرقی بین شهرهای دور و نزدیک نمی‏گذارند و ثبوت آن را برای همه شهرهای اسلامی، حجت می‏دانند. آنان که به عدم تعمیم باور دارند، همچون: عکرمه، قاسم، اسحاق و شافعیه، رؤیت را در شهرهای نزدیک به هم، کارساز می‏دانند و در شهرهای دور خیر. (الفقه الأسلامی و ادلته، وهبه الزحیلی، ج 2، صص 610 -605؛ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 3، ص 7؛ الفقه المنهجی، ج 2، ص 77؛ مجموعه رسائل، ابن عابدین، ص 229؛ تفسیر قرطبی، ج 2، ص 295؛ بدایه المجتهد، ج 1، ص 287)

 

وقتی هلال ماه در یکی از ممالک رؤیت شود، بر مردم سایر ممالک نیز، روزه واجب است. در این مسئله، فرقی بین شهرهای نزدیک و دور نیست. در صورتی که از راه‏های معتبر شرعی رؤیت هلال ماه در شهری به اثبات رسد، برای آنان که در شهرهای دور هستند نیز، حجیت دارد و موجب روزه است. اختلاف افق، در مسئله رؤیت هلال، بی‏هیچ وجه تأثیری ندارد. این نظر سه نفر از ائمه اهل‏سنت است. ولی شافعیان با این نظر مخالفت کرده‏اند و گفته‏اند: هرگاه رؤیت هلال در جایی اثبات گردد، مردمان شهرهای نزدیک و هم‏افق با آن باید روزه بگیرند، اما این حکم، در مناطق دوردست جاری نیست، زیرا افق همه جا یکسان نیست.

 

نظیر این سخن را ابن قدامه (المغنی، ج 3، ص 7) قرطبی (الجامع لأحکام القرآن، ج 2، ص 295) ابن رشد، (بدایه المجتهد، ج 1، ص 287) عبدالرحمان الجزیری (الفقه علی المذاهب الأربعه، ج 1، ص 550) ابن عابدین (مجموعه رسائل، ص 229) و... (الفقه المنهجی، ج 2، ص 77؛ التاج الجامع للأصول، ج 2، ص 57؛ احیاء علوم الدین، محمد غزالی، ج 1، ص 232) گفته‏اند. با این تفاوت که از عبارت ابن قدامه استفاده می‏شود: ابوحنیفه نیز مانند شافعیان به عدم تعمیم نظر دارد. برخی، تعمیم را به برخی از شافعیان نسبت داده‏اند، نه همه آنان.

 

از عبارت علامه در «تذکره» که در بخش قبل بدان اشاره شد، استفاده می‏شود که ابوحنیفه و برخی شافعیان، با تعمیم مخالفند. (تذکره الفقهاء، علامه حلی، ج 1، ص 269) قدر مسلم، اهل‏سنت در مسئله رؤیت هلال ماه و جواز تعمیم و یا عدم تعمیم آن به دیگر شهرهای دور، رأی واحد ندارند. دکتر وهبه الزحیلی در «الفقه اسلامی و ادلته» می‏نویسد ابن حجر شش قول در مسئله بیان کرده است. تفاوتی که در این مسئله بین اینان و شیعه وجود دارد، این که: بیشترینشان بر این نظرند که وقتی رؤیت ماه در شهری از شهرهای حوزه اسلامی ثابت شد، دیگر شهرها را هم در بر می‏گیرد چه دور و چه نزدیک؛ اما بیشتر فقهای شیعه بر این دیدگاهند که خیر در بر نمی‏گیرد. شافعیان برای اثبات نظر خویش، به روایاتی، که مهم‏ترین آن‏ها روایت «کریب» است، استناد جسته‏اند. (الفقه اسلامی و ادلته، ج 2، ص 609)

 

 

 

ç رؤیت هلال ماه در روایات

 

روایاتی که بر عدم تعمیم حکم ثبوت هلال ماه به شهرهای دور، مورد استناد واقع شده‏اند چند دسته‏اند:

 

الف. روایات رؤیت هلال

 

ماه رمضان، با رؤیت هلال ماه آغاز می‏گردد و با رؤیت هلال نیز پایان می‏رسد، این معنی در بسیاری از روایات تصریح شده است، ازجمله:

 

«صُمْ لِلرُّؤْیَه وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَه» (وسایل‏الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 7، ص 186)

 

«صُومُوا لِرُؤْیَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْیَتِهِ» (وسایل‏الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 7، ص 183)

 

«إِذَا رَأَیْتُمُ الْهِلالَ فَصُومُوا وَإِذَا رَأَیْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا» (وسایل‏الشیعه، شیخ حر عاملی، ص 182)

 

«إنَّهُ لَیْسَ عَلَی أهْلِ القِبْلَه إلَّا الرُّؤْیَه وَ لَیْسَ عَلَی المُسْلِمِینَ إلَّا الرُّؤْیَه» (مرآه‏العقول، محمدباقر مجلسی، ج 16، ص 229)

 

به این مضمون، روایات دیگری نیز که در میان آن‏ها روایات صحیحه و موثقه هم وجود دارد، در کتاب‏های روایی نقل شده است (وسایل‏الشیعه، ج 7، باب 3، از ابواب احکام شهر رمضان) مفاد همه این روایات، اجمالاً آن است که ملاک، در آغاز و انجام ماه، رؤیت هلال است و امر به وجوب صوم، معلق و مشروط به رؤیت هلال است. پس در افقی که ماه رؤیت نمی‏شود، ماه رمضان، به وقوع نپیوسته است. البته در ناحیه‏های نزدیک محل رؤیت هلال ماه، می‏شود به ثبوت ماه اطمینان پیدا کرد، ولی در شهرهای دوردست، خیر. روایات منصرف از شهرهای دور از محل رؤیت است، زیرا متبادر از تعلیق وجوب به رؤیت، در این روایات، رؤیت در شهر است.

 

محقق سبزواری می‏نویسد: «لِأَنَّ الْمُتَبَادَرَ مِمَّا عَلَّقَ الْوُجُوبَ بالرؤیه فِیهَا الرؤیه فی الْبَلَدِ اَوْ مَا فی حُکْمُهُ وَ إِنْ کَانَ ظَاهِرُ اللَّفْظِ الْعُمُومَ» (ذخیره‏المعاد، ص 532)

 

متبادر از تعلیق وجوب به رؤیت هلال ماه، در این روایات، رؤیت در همان شهر و یا جائی که به حکم آن شهر است می‏باشد. گرچه ظاهر لفظ، عمومیت دارد. به عبارت دیگر، درست است که روایات (رؤیت)، به‏طور مطلق، رؤیت هلال ماه را علامت داخل شدن ماه رمضان و یا ماه شوال دانسته‏اند، ولی اطلاق آن‏ها از شهرهای دور از محل رؤیت انصراف دارند و شامل آن‏ها نمی‏شود. (الفقه، سیدمحمد شیرازی، ج 36، ص 196)

 

در دلالت این دلیل نیز خدشه کرده‏اند. زیرا دلیلی بر انصراف این روایات به محل رؤیت هلال ماه و شهرهای نزدیک و هم‏افق آن، وجود ندارد. بر این نکته، بسیاری از فقها تصریح کرده‏اند. (مستند عروه، ج 2، ص 120؛ مستمسک عروه، ج 8، ص 470؛ وافی، ج 11، ص 120)

 

ب. روایات شهادت به رؤیت

 

ازجمله راه‏های ثبوت ماه، شهادت به رؤیت هلال ماه است. از روایات فراوانی استفاده می‏شود، اگر بر اثر وجود ابر و یا گرد و غبار و مه غلیظ و... رؤیت هلال میسر نگردد، ولی دو شاهد عادل در قسمت دیگری از شهر و یا در بیرون شهر، ماه را ببینند و بدان گواهی دهند، ماه ثابت می‏شود. (وسایل‏الشیعه، ج 7، ص 192) امام صادق(ع) می‏فرماید: «إِذَا کَانَتْ فِی السَّمَاءِ عِلَّه قُبِلَتْ شَهَادَه رَجُلَیْنِ یَدْخُلَانِ وَ یَخْرُجَانِ مِنْ مِصْرٍ» (همان، ص 209)

 

و اگر در آسمان مانعی از رؤیت هلال باشد، شهادت دو عادل، که داخل شهر و یا خارج می‏شوند، پذیرفته است. دستاوردهای علمی در زمینه نجوم و علوم فلکی و ستاره‏شناسی نیز نشان می‏دهد که با خروج اولین جزء طرف روشن ماه از تحت‏الشعاع، ماه قمری آغاز می‏گردد و در این حالت، هلال ماه در قسمت‏های زیادی از کره زمین و تا فاصله‏ای که اختلاف افق بین آن‏ها بیش از نُه ساعت نباشد و یا به گونه‏ای نباشد که شب و روز تفاوت کند، برای مردم قابل رؤیت است.

 

همین مضمون، در روایت حبیب خزاعی نیز آمده است. گرچه ظاهر این روایت و امثال آن، مطلق است و مقید به شهرهای نزدیک نیست، ولی با توجه به فضای صدور روایات که در آن زمان ورود و خروج افراد به شهر، معمولاً از فاصله‏های نزدیک بوده و از شهرهای دور، مبادله چنین اخباری بعید و غیر معمول و بلکه با وسائل آن روز، در فاصله کم، غیر مقدور بوده است، منظور، رؤیت هلال ماه، در اطراف همان شهر و یا شهرهای نزدیک و هم‏افق آن باشد. (وافی، ج 7، ص 120)

 

عرف و عادت حکم می‏کند: شهادت به رؤیت هلال، از شهرهای نزدیکی همچون مکه برای مدینه و یا کوفه برای بغداد باشد. زیرا مسافرت از شهرهای دوری مانند بلخ و مرو و بخارا به کوفه و مدینه، چندین ماه طول می‏کشید. مسافرانی که در بلخ، هلال ماه را دیده بودند، وقتی به مدینه وارد می‏شدند، ماه تمام شده بود و ذهن مردم، به کلی از مسئله روزه‏داری منصرف و به امور دیگری معطوف شده بود. اصلاً دیگر کسی در مورد رؤیت هلال از کسی چیزی نمی‏پرسید؛ و چه‏بسا، فراموش کرده بودند که اول ماه کی بوده است! بله، این روایت و امثال آن، به نحو مطلق، شهادت به رؤیت هلال را برای ثبوت ماه کافی می‏دانند. همچنین روایت صحیحه منصور بن حازم و صحیحه هشام بن حکم، به‏طور مطلق، امر به قضای روزه شده است، در صورتی که دو نفر عادل شهادت دهند که ماه سی روزه بوده و یا روز قبل، ماه را دیده‏اند؛ ولی با توجه به قرائنی که به آن‏ها اشاره کردیم، اطلاق آنان منصرف به شهرهای نزدیک به هم است.

 

بر این نیز، خدشه وارد شده است، زیرا دلیلی بر انصراف وجود ندارد و نمی‏توان به استناد به اموری همچون: کُندی مسافرت در آن روزگار و مسائل عرفی دیگری نظیر آن، بدون در دست داشتن دلیلی روشن، دست از اطلاق روایات برداشت، به‏ویژه در برخی روایات شهادت، تصریح شده است: «یَدْخُلَانِ الْمِصْرِ وَ یَخْرُجَانِ» بر همین اساس، بسیاری از فقیهان دعوی انصراف را مردود دانسته‏اند. آیت‏الله خویی می‏نویسد: «و دعوی الإنصراف الی اهل البلد کما نری، سیما مع التصریح فی بعضها بان الشاهدین یدخلان المصر و یخرجان، کما تقدم، فهی طبعاً تشمل الشهاده الحاصله من غیر البلد لإطلاقها». (مستند عروه، ج 2، ص 120)

 

ادعای انصراف اطلاق روایات به اهل شهر، باطل است. به‏ویژه در بعضی از آن‏ها تصریح شده است که دو شاهدی که به شهر داخل و یا از شهر خارج می‏شوند طبعاً چنین شهادتی، شامل شهادت از غیر آن شهر و شهرهای دیگر هم شود، چون مطلق است.

 

 

 

ç نتیجه‏گیری

 

در مسئله جواز تعمیم رؤیت هلال به دیگر شهرهای اسلامی، بین فقهای اسلام اختلاف است و دو قول عمده در مسئله ابراز شده: قول مشهور، اعتقاد به ثبوت رؤیت هلال در شهر محل رؤیت و شهرهای مجاور و هم افق، نه دیگر شهرها. قول غیر مشهور، اعتقاد به تعمیم ثبوت رؤیت هلال به تمامی‏شهرهای اسلامی، چه دور و چه نزدیک، چه هم‏افق و چه غیر هم‏افق. در میان فقهای عامه نیز اختلاف است. مشهور معتقد به تعمیم هستند. ابوحنیفه و برخی از شافعیه همچون مشهور فقهای شیعه نظر دارند. در منابع روایی، سخنی از پیامبر و ائمه(ع) در مورد شهرهای نزدیک و دور و مسئله تعمیم و یا عدم تعمیم رؤیت هلال، وجود ندارد. آنچه هست، در مورد بیان راه‏های ثبوت هلال و طرق معتبر شرعی است. نظریه تعمیم، در میان فقهای شیعه بیشتر از زمان مرحوم علامه به بعد پیدا شده و در میان معاصرین، طرفداران بیشتری پیدا کرده است. مسئله نزدیکی و دوری شهرها، که مبنای قول به عدم تعمیم است، ضابطه و تعریف مشخصی ندارد و در مورد میزان نزدیکی و دوری شهرها، آراء و نظریه‏های گوناگونی ابراز شده است. برای نظریه مشهور، دلایلی اقامه شده که مهم‏ترین آن، قیاس طلوع و غروب قمر، به طلوع و غروب خورشید و مسئله اختلاف افق‏هاست. وضعیت تکوینی ماه و حرکت آن با حرکت زمین و طلوع و غروب خورشید، تفاوت دارد و قیاس رؤیت هلال، به طلوع و غروب خورشید، قیاس مع‏الفارق است. خروج ماه از محاق، امر واحدی بیش نیست و تا فاصله‏ای که اختلاف افق بین شهرها به اندازه‏ای نباشد که شب و روز با هم فرق کند، برای همه، با اندک تفاوتی قابل رؤیت و برای همه آن شهرها اول ماه است. طرفداران نظریه عدم تعمیم، در میان اهل‏سنت نیز، برای اثبات نظر خویش دلایلی اقامه کرده‏اند که مهم‏ترین آن، روایت «کریب» است که از نظر سند و دلالت، نمی‏شود به آن اعتماد کرد. طرفداران نظریه تعمیم، علاوه بر بهره‏گیری از وضعیت تکوینی ماه و نیز مسئله وحدت خسوف، به اطلاق روایات و آیه شریفه استدلال کرده‏اند. افزون بر دلایلی که برای قول به تعمیم اقامه شد، به دلایلی تبرعی و مستنداتی که بر نظریه تعمیم تأکید می‏کند نیز، استناد شده است.

مراجع

 

    قرآن‏کریم

    ابن عابدین، محمدامین بن عمر (1252- 1198 ه. ق)، بیروت: مجموعه رسائل،

    ابن قدامه، ابومحمد عبدالله بن احمد (620- 541 ه. ق)، المغنی، تحقیق طه محمد الزینی، قاهره، 1388 ق

    ابن منظور. جمال‏الدین (1405 ق)، لسان العرب، قم: نشر ادب الحوزه

    انصاری قرطبی. محمد بن احمد (بی تا)، الجامع الأحکام القرآن، بیروت: داراحیاء التراث العربی، جلد 2،

    بغدادی. صفی الدین عبدالمؤمن (بی تا)، مراصد الأطلاع، علی اسماء الأمکنه والبقاع مختصر معجم البلدان لیاقوت، تحقیق علی محد البجاوی، بیروت: دارالمعرفه، جلد 3

    جزیری عبدالرحمان (1406 ق)، الفقه علی المذاهب الأربعه، بیروت: داراحیاء التراث العربی، جلد 1

    جمال‏الدین ابن منظور (1405 ق)، لسان العرب، قم: نشر ادب الحوزه

    جوهری، اسماعیل بن حماد؛ عبدالغفور. احمد (1407 ق)، صحاح اللغه، بیروت: دارالعلم للملائین

    حرعاملی. محمدبن الحسن (1411 ق)، وسایل‏الشیعه الی تحصیل مسائل الشرعیه، مؤسسه آل البیت

    حسینی تهرانی. محمد حسین (بی تا)، رساله حول مسئله رویه الهلال، نشر حکمت

    خمینی. روح الله (1385)، تحریرالوسیله، بیروت: دارالتعارف، جلد 1

    راغب اصفهانی. حسین بن محمد (1404 ق)، مفردات غریب القرآن، دفتر نشر کتاب.

    زبیدی. سیدمحمد مرتضی؛ شیری. علی (1414 ق)، تاج العروس، بیروت: دارالفکر

    زحیلی. وهبه (1422)، الفقه الاسلامی و ادلته، دمشق: دارالفکر

    شهید اول (بی تا)، الدروس الشرعیه فی فقه الأمامیه، قم: انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، جلد 1

    شیخ طوسی. ابوجعفر محمدبن حسن بن علی (60، ق)، تهذیب الاحکام فی شرح القنعه، به کوشش علی‏آخوندی، تهران: دارالکتب الاسلامیه

    شیخ طوسی. ابوجعفر محمدبن حسن بن علی (بی تا)، النهایه، فی مجرد الفقه والفتاوی شیخ طوسی، بیروت: دارالکتاب العربی

    شیخ طوسی. ابوجعفر محمدبن حسن بن علی (بی تا)، تهذیب الأحکام، بیروت: دارالتعارف، صعب، جلد 4،

    شیخ بهایی (1408 ق)، رساله اثنی عشریه فی الصوم، چاپ شده در مجله (تراثنا)، شماره 2، سال سوم

    طباطبایی، حکیم سیدمحسن (1390 ق)، مستمسک العروه الوثقی، بیروت: دارالاحیا، التراث العربی

    طبرسی. ابوعلی فضل بن الحسن (1415 ق)، مجمع البیان فی التفسیر القرآن، بیروت: مؤسسه الاعلمی‏للمطبوعات

    طبرسی. ابوعلی فضل بن الحسن (1415 ق)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسه الاعلمی‏للمطبوعات

    طرابلسی. عبدالعزیزبن البراج (بی تا)، المهذب، قم: مؤسسه انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، جلد 1

    طریحی. فخرالدین (بی تا)، تفسیر غریب القرآن، قم: انتشارات زاهدی

    طوسی. ابوجعفر محمدبن حسن بن علی (1401 قرزرز 1981 م)، تهذیب الاحکام، بیروت: دارالصعب، دارلتعارف،

    علامه حلی. حسن بن یوسف بن مطهر (بی تا)، ارشاد الأذهان الی أحکام الأیمان، قم: انتشارات اسلامی، جلد 1

    علامه حلی. حسن بن یوسف بن مطهر (بی تا)، تذکره الفقها، قم: مکتبه مرتضویه لااحیا آثار الجعفریه، چاپ اول.

    علامه حلی، حسن بن یوسف بن مطهر (بی تا)، نهایه الأحکام فی معرفه الأحکام، تحقیق سید مهدی‏رجائی، قم: مؤسسه اسماعیلیان، جلد 2

    علامه حلی. حسن بن یوسف بن مطهر (726 - 648 ق)، تذکره الفقهاء، قم: تحقیق و نشر مؤسسه ال البیت(ع) لاحیاء التراث، 1415 ق

    علامه حلی. حسن بن یوسف بن مطهر (بی تا)، تحریرالأحکام، مشهد: مؤسسه آل البیت، جلد 1

    علامه حلی. حسن بن یوسف بن مطهر (بی تا)، قواعدالأحکام، قم: منشورات رضی، جلد 1،

    فیض کاشانی، محمدمحسن (1091 - 1007 ق)، الوافی، منشورات مکتبه الامام امیرالمؤمنین(ع) العامه، 1368 ق

    قرطبی. محمدبن رشد (بی تا)، بدایه المجتهد، بیروت: دارالمعرفه، جلد 1

    کلینی رازی. محمدبن یعقوب (1403 ق)، الکافی، بیروت: دارالصعب، دارالتعارف

    مجلسی. محمدباقر (بی تا)، بحارالأنوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، جلد 55،

    مجلسی. مولی محمدباقر (بی تا)، مرآه العقول، قم: دارالکتب الأسلامیه، جلد 16

    محقق حلی، نجم الدین جعفر بن حسن (بی تا)، شرایع الأسلام، بیروت: دارالأضواء، جلد 1

نویسنده

عبداللطیف قول‏لرعطا            

طلبه فارغ‏ التحصیل از حوزه عرفانی سارلی مختوم - گنبد کاووس

 

0 نظر