درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 مساله وحدت و تقريب مذاهب اسلامی، از ديرباز همواره جز اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌های مصلح سياسی و مذهبی بوده و تلاش برای تحقق آن در اعصار گوناگون، با نشيب و فراز فراوان روبرو گرديده است. از ابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی ايران نيز وصول به اين هدف مقدس، که متکی به ريشه های استوار در کتاب و سنت می باشد، يکی از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خمينی (ره) بوده است.

 

طرح مساله تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معنای «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت يکديگر به منظور دستيابی به تئالف و اخوت دينی بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی»، در پی ناهمسازگري ها و تفرقه های موجود ميان جوامع مختلف اسلامی آغاز گرديد. تبعات ناشی از اين مسئله، در روابط قومی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان هويدا گرديد. به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگی و وحدت ميان مسلمانان از سوی دانشمندان و مصلحان جامعه اسلامی نيز آغاز شد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجری شاهد تلاقی گسترده انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامی هستيم. در اين دوران، وجود مناظره های علمی بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد واقع گرايی و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمی و پژوهشی بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکی و همسازگرايی فرق گوناگون اسلامی دارد.

 

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

سه شنبه 28 دي 1395 18 ربیع‌الثانی 1438 Tuesday 17 January 2017

.

.

.

وحدت فعاليت هاي اسلامي، تنها راه وحدت اسلامي
1395/06/02 71

وحدت فعاليت هاي اسلامي، تنها راه وحدت اسلامي

 از آنجايي كه قرآن‌كريم منشأ هدايت و راهنمايي تمام جامعه‌ي بشري مي‌باشد، پيامبر(ص) اولين كسي است كه به پيروي از آن و تمسك جستن بدان امر شده است تا اسوه و الگويي براي ديگر افراد امتش باشد

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

ستايش خداي را كه پروردگار جهانيان است و فرموده است: «إن هذه أمتكم أمة واحدة و أنا ربكم فاعبدون»([1])

«همانا آيين شما، يگانه آييني بوده و من پروردگارتان، پس تنها مرا پرستش كنيد.»

درود و سلام بر پيامبر رحمت، خاتم پيامبران و فرستادگان، حضرت محمد(ص) كه ميان مسلمانان برادري برقرار نمود و فرمودند: «مسلمانان برادر يكديگراند»، و بر اهل بيت پاك و ياران هدايت يافته و هدايت‌گر او باد.

برادران گرامي

السلام عليكم و رحمة ‌الله و بركاته

من از جوار خانه‌ي خدا در مكه‌ي مكرمه و از جانب رابطه‌ي عالم اسلامي آمده‌ام كه تمام ملت‌ها و اقليت‌هاي اسلامي را نمايندگي مي‌كند.

از مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در ايران بخاطر برگزاري هفدهمين كنفرانس بين‌المللي وحدت اسلامي- كنفرانسي كه به منظور ايجاد پايه‌هاي تنومند براي همبستگي، همكاري و هماهنگي در عمل صالح ميان ملت‌هاي مسلمان و ايجاد زمينه‌ اي مستحكم براي وحدت مسلمانان منعقد شده است- تشكر و قدرداني مي‌نمايم. و بويژه از دوست عزيزمان استاد محمدعلي تسخيري كه از سالها پيش وي را بعنوان عنصر فعال در اين زمينه مي‌شناسيم نيز سپاسگزاريم.

برادران:

اهداف ظاهري اين كنفرانس دعوت به وحدت مسلمانان و تشريح عوامل وحدت و ضرورت آن است. در برهه اي از زمان كه امت اسلامي با تهاجم فرهنگي وحشيانه‌اي بر آيين، فرهنگ و تمدن خود مواجه شده و در ظروف و شرايطي كه با دگرگوني‌ها و چالش‌هايي همه‌جانبه و طغيان نيروهاي دشمن اسلام روبرو هستيم.

متأسفانه همه‌ي اين‌ها درحالي رخ مي‌دهد كه شاهد پسرفت أسف‌بار نقش رهبري و تمدني مسلمانان هستيم. بنابراين لازم است، مسلمانان، با درنگ و تأمل وحدت گذشته و چنددستگي كنوني امت اسلامي و چشم‌انداز همبستگي و يكپارچگي آن كه به مصلحت همه‌ي مسلمانان است، مورد بحث و بررسي قرار دهيم.

دوران معاصر شاهد تهاجم استعماري به بخش‌هاي اعظم قلمرو امت اسلامي است. و استعمار تنها زماني از سرزمين‌هاي اسلامي خارج شد كه ميراث فرهنگي، غربزدگي را به عنوان جايگزيني براي هويت اسلامي، از خود برجاي گذاشت.

سپس تحولات امت اسلامي با همدستي استعمارگران غربي مسيحي و كينه‌توزي صهيونيست‌هاي يهودي در راستاي خنثي كردن هرگونه اقدامي براي وحدت امت اسلامي، ادامه يافت.

اما، بيداري امت اسلامي، از اين تحولات عقب نماند. زيرا فريادهايي مبني بر بازگشت حاكميت اسلام به زندگي ملل مسلمان و يكپارچگي عمل آن سر داده شد، و مكاتب فكري و فرهنگي به صحنه آمدند كه وضعيت امت و عقب‌ماندگي آنرا تبيين نمودند. و بر ضرورت تلاش در راستاي دو اقدام اساسي (ذيل‌الذكر) به عنوان مقدمه‌ اي براي وحدت عمل اسلامي هم‌رأي شدند.

1- رفع اختلافات بين كشورهاي اسلامي يا به عبارت دقيق‌تر بين حاكمان كشورهاي اسلامي؛

2- تلاش در راستاي يكسان‌سازي روش‌هاي حكومت‌داري با تكيه بر شريعت اسلامي.

در نتيجه‌ي اين دعوت‌ها، مجموعه‌ اي از سازمان‌هاي اسلامي مردمي و رسمي پيدا شدند، و وحدت امت اسلامي و يكپارچگي كيان آنرا بيان نمودند.

و از مهمترين سازمان‌ها در حوزه‌ي مردمي رابطه العالم الإسلامي و در حوزه‌ي بين‌المللي و رسمي سازمان كنفرانس اسلامي است.

ضروري است وحدت عمل اسلامي بر قواعد صحيح و ثابتي پايه‌ريزي شود تا زمينه اي مستحكم براي وحدت امت اسلامي فراهم آيد. و شايد مهمترين عوامل زمينه‌ساز اين وحدت موارد چهارگانه زير باشند:

1- تمسّك به قرآن‌كريم

از آنجايي كه قرآن‌كريم منشأ هدايت و راهنمايي تمام جامعه‌ي بشري مي‌باشد، پيامبر(ص) اولين كسي است كه به پيروي از آن و تمسك جستن بدان امر شده است تا اسوه و الگويي براي ديگر افراد امتش باشد.

خداي متعال فرموده است: «اتبع ما أوحى إليك من ربك لا إله إلاّهو و أعرض عن المشركين»([2])

«پيروي كن از آنچه از سوي پروردگارت به تو وحي شده است. خدايي جز او وجود ندارد و به مشركان اعتنايي مكن.»

«فاستمسك بالذي أوحى اليك إنك على صراط مستقيم»([3])

«بدان چيزي كه به تو وحي شده تمسك جو چرا كه تو قطعاً بر راه راست قرار داري.»

«ثم جعلناك على شريعة من الأمر فاتبعها و لاتتبع أهواء الذين لايعلمون»([4])

«سپس تو را بر آيين و راه روشني از دين قرار داديم. پس از اين آيين پيروي كن و از هوا و هوس‌هاي كساني كه از [حق] آگاهي ندارند، پيروي مكن.»

آنچه كه پيامبر(ص) بدان امر شده است، در مورد همه‌ي مسلمانان نيز صدق مي‌كند. همچنين خداي بلندمرتبه، مؤمنان را به پيروي از آنچه برايشان نازل شده دستور داده و فرموده است: «اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم ولاتتبعوا من دونه أولياء قليلاً ما تذكرون.»([5])

«از آنچه كه از سوي پروردگارتان براي شما نازل شده پيروي كنيد و جز خدا از اولياء و سرپرستان ديگري پيروي نكنيد.»

 

2- پيروي كردن از پيامبر اكرم(ص) و پرهيز از مخالفت با او:

همانطور كه خدا، پيامبر(ص) و مؤمنان را به اطاعت از خدا و آنچه كه در كتابش نازل كرده امر كرده، آنها را به پيروي كردن از پيامبر(ص) دعوت نموده، و اطاعت از پيامبر را با اطاعت از خدا مقرون ساخته و فرموده است: «من يطع الرسول فقد أطاع الله»([6])

«هركس از پيامبر(ص) اطاعت كند، در واقع از خدا اطاعت كرده است.»

«و من يطع‌الله والرسول فأولئك مع‌الذين أنعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهدا والصالحين وحسن أولئك رفيقاً.» ([7])

«و هركس كه از خدا و پيغمبر اطاعت كند، پس آنان همنشين كساني خواهند بود كه خدا بديشان نعمت داده است از پيغمبران و صديقان و شهيدان و صالحان و آنان چه نيك دوستاني هستند.»

«يا أيها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم»([8])

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد فرمان خدا را بپذيريد و دستور پيامبر او را قبول كنيد هنگامي كه شما را به چيزي دعوت كند كه به شما زندگي بخشد.»

«قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله و يغفرلكم ذنوبكم و الله غفور رحيم»([9])

«بگو اگر خدا را دوست مي‌داريد، از من پيروي كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشايد و خدا آمرزنده و مهربان است.» و در اين مورد، آيات زيادي در قرآن وجود دارند.

قرآن‌كريم ايمان را از كساني كه به مخالفت با پيامبر(ص) برمي‌خيزند نفي كرده و آنها را از اينكه به فتنه‌يي يا عذاب دردناكي گرفتار آيند و حتي از اينكه ملالي نسبت به پيامبر(ص) به دل بگيرند، برحذر داشته و فرموده است: «فلا و ربك لايؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدون في أنفسهم حرجاً مما قضيت و يتلموا تسليماً»([10])

«نه، به پروردگارت سوگند كه آنان مؤمن به شمار نمي‌آيند تا تو را در اختلافات و درگيري‌هاي خود به داوري نطلبند و سپس ملالي در دل خود از داوري تو نداشته و كاملاً تسليم باشند.»

«فليحذر الذين يخالفون عن أمره أن تصيبهم فتنة أو يصيبهم عذاب أليم»([11])

«آنان كه با فرمان او مخالفت مي‌كنند، بايد از اين بترسند كه بلايي گريبانگيرشان گردد يا اينكه به عذاب دردناكي دچار شوند.»

«و من يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدى ويتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى ونصله جهنم وساءت مصيراً»([12])

«كسي كه با پيامبر دشمني ورزد بعد از آنكه هدايت برايش روشن شده است و جز راه مؤمنان در پيش گيرد، او را به همان جهتي كه دوست داشته، رهنمود مي‌گردانيم و وارد دوزخ مي‌كنيم و مي‌سوزانيم و دوزخ چه بد جايگاهي است.»

«إن الذين كفروا وصدوا عن سبيل‌الله وشاقوا الرسول من بعد ما تبين لهم الهدي لن يضروا الله شيئاً وسيحبط أعمالهم»([13])

«براستي كساني كه كافر مي‌شوند و مردم را از راه خدا باز مي‌دارند و بعد از آنكه هدايت برايشان شناخته و روشن گرديد، با پيامبر به مخالفت و دشمني مي‌پردازند. هرگز كمترين زياني به خدا نمي‌رسانند و خدا كارهاي [نيكوي] ايشان را باطل مي‌گرداند.»

اين آيات و آياتي ديگر دربردارنده‌ي تهديد شديدي براي كساني است كه جرأت مخالفت با فرامين و نواهي الهي و سنت‌هاي نبوي را به خود مي‌دهند.

پس بر ما، مسلمانان است كه خويشتن را از ابتلاي به اين تهديدات كاملاً برحذر داريم.

احاديث زيادي از پيامبر(ص) وارد شده‌اند كه انسان را از مخالفت با سنت‌هايش برحذر مي‌دارند و از آن جمله است فرمايش آنحضرت كه فرمودند: «كل أمتي يدخلون الجنه إلا من أبى قالوا مؤمن يأبي؟ قال: من أطاعني دخل الجنة ومن عصاني فقد أبي»([14])

«تمام افراد امت من وارد بهشت مي‌شوند مگر كسي كه خودداري مي‌كند. گفتند: آيا انسان مؤمن خودداري مي‌كند؟ پيامبر(ص) فرمود: كسي كه از من پيروي مي‌كند وارد بهشت مي‌شود، و كسي كه از من نافرماني كند در واقع خودداري كرده است [و در نتيجه از وارد شدن به بهشت محروم مي‌گردد].»

 

3- ترويج مهر و محبت ميان مسلمانان

از بارزترين اصول مكتب اسلام اين است كه مردم را به اخوت اسلامي همگاني و ترك فخرفروشي و بيزاري جستن از همديگر براساس نسب، نژاد، جنسيت، زبان، قبيله و غيره دعوت مي‌كند.

اخوت اسلامي از اصول بسيار مهم جامعه‌ي اسلامي است، و قرآن‌كريم و سنت نبوي تأكيد فراواني بر آن دارند.

خدا در اين زمينه مي‌فرمايد: «إنما المؤمنون إخوة فاصلحوا بين أخويكم واتقوالله لعلكم ترحمون»([15])

«مؤمنان تنها برادران يكديگرند، پس ميان برادران خود صلح برپا كنيد و تقواي خدا پيشه كنيد باشد كه مورد رحمت [خدا] قرار گيريد.»

«واذكروا نعمة‌الله عليكم إذ كنتم أعداء فألف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخواناً وكنتم على شفا حفرة من النار فأنقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون»([16])

«و نعمت خدا را بر خود ياد آوريد آنگاه كه دشمناني [براي همديگر] بوديد و خدا ميان دلهايتان أنس و ألفت برقرار كرد. پس در پرتو نعمت او برادراني [براي همديگر] شديد. و زماني كه بر لبه‌ي گودالي از آتش بوديد، ولي شما را از آن رهانيد. خدا اين‌چنين آيات خود را برايتان آشكار مي‌سازد باشد كه هدايت شويد.»

پس اختلافات زباني، نژادي و قبيله‌يي تنها براي شناختن يكديگر است نه فخرفروشي و بيزاري جستن از هم. و يگانه ملاك برتري تقواست، همانطور كه خدا مي‌فرمايد: «إن أكرمكم عندالله أتقيكم»([17]) «بي‌گمان گرامي‌ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.»

پيامبر(ص) نيز مي‌فرمايند: «لا تباغضوا و لاتحاسدوا و لا تدابروا و كونوا عبادالله إخواناً»([18])

«كينه‌ي همديگر را به دل مگيريد، و نسبت به هم حسد نورزيد، و با هم قطع رابطه نكنيد و اي بندگان خدا! برادران يكديگر باشيد.»

پيامبر(ص) خطاب به قريش چنين فرمودند: «إن الله قد أذهب عنكم عصبية الجاهلية وفخرها بالآباء، إنما هو مؤمن تقي أو فاجر شقي، الناس بنو آدم وآدم من تراب لافضل لعربي على أعجمي إلا بالتقوي ليدعن أقوام فخرهم بأقوام إنما هم من فحم جهنم أو ليكونن أهون على الله من الجعل الذي يدهده الخراء بأنفه»([19])

«خدا نخوت و غرور جاهلي و افتخار به پدران را از شما دور كرده است. [انسانها دو گروه بيشتر نيستند] يا مؤمن تقوا پيشه‌اند و يا بزهكار سيه‌بخت. مردمان فرزندان آدمند و آدم از گل آفريده شده است. هيچ عربي بر عجمي [غيرعرب] برتري ندارد مگر به وسيله‌ي تقوا. مردم بايد از افتخار به پدران خود بپرهيزند چرا كه آنها [پدرانشان] خوراك آتش جهنم‌اند، وگرنه نزد خدا از سوسكي كه مشغول چرخاندن سرگين است، پست‌تر خواهند بود.»

و نيز فرموده‌اند: «ليس منا من دعا إلى عصبية، و ليس منا من قاتل على عصبية، و ليس منا من مات على عصبية»([20])

«از ما نيست كسي كه [مردم را] به تعصب نژادي مي‌خواند، آنكه بر سر آن جنگ براه مي‌اندازد و كسي كه بر آن مي‌ميرد.»

4- پرهيز از تعصبات مذهبي و افراط در آن

مهم‌ترين عوامل اختلاف امت اسلامي تعصبات مذهبي و افراط در آن است. و اين تعصب منشأ بسياري از آشوب‌ها و گرفتاري‌ها تاريخ امت اسلامي شده است تا جايي كه همديگر را تكفير مي‌كردند و پشت سر هم نماز نمي‌خواندند. تفرقه از مهم‌ترين عوامل نابودي و شكست ملت‌هاي گذشته بوده است.

خداي متعال ما را از آن [تفرقه] برحذر داشته و مي‌فرمايند:

«و أطيعوا الله و رسوله ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم واصبروا إن الله مع‌ الصابرين»([21])

«و از خدا و پيامبرش پيروي نماييد، و كشمكش نكنيد كه درمانده و ناتوان مي‌شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي‌رود. صبر پيشه كنيد كه خدا با صابران است.»

«ولتكن منكم أمة يدعون إلى الخير و يأمرون بالمعروف وينهون عن‌المنكر وأولئك هم ‌المفلحون ولاتكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ماجاءهم البينات وأولئك لهم عذاب عظيم»([22])

«بايد از ميان شما گروهي باشند كه به نيكي دعوت كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند و آنان خود رستگارند. و مانند كساني نشويد كه پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند بعد از آنكه نشانه‌هاي روشن [پروردگارشان] به آنان رسيد و ايشان را عذاب بزرگي است.»

«وما تفرق الذين أوتوا الكتاب إلا من بعد ما جاءتهم البينة. وما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الذين حنفاء ويقيموا الصلاة و يؤتوا الزكاة وذلك دين القيمة»([23])

«اهل كتاب پراكنده نشدند مگر زماني كه پيامبري به سويشان آمد. درحالي كه جز اين به ايشان دستور داده نشده است كه مخلصانه خداي را بپرستند و تنها شريعت او را آيين [خود] بدانند و نماز را بپا دارند، و زكات را بپردازند و آيين راستين و ارزشمند همين است و بس.»

«شرع لكم من الدين ما وصى به نوحاً والذي أوحينا إليك وما وصينا به ابراهيم وموسى وعيسى أن أقيموا الدين ولا تفرقوا فيه كبر على المشركين ما تدعوهم إليه الله يجتبى اليه من يشاء و يهدي الله من ينيب. وما تفرقوا إلا من بعد ما جاءهم العلم بغياً بينهم ولولا كلمة سبقت من ربك إلى أجل مسمى لقضى بينهم وإن الذين أورثوا الكتاب من بعدهم لفي شك منه مريب.» ([24])

«خدا آييني را براي شما پايه‌گذاري كرده است كه آن را به نوح توصيه كرده است. آييني كه ما آن را به تو وحي و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموده‌ايم كه دين را پابرجا داريد و در آن تفرقه نكنيد و اختلاف نورزيد. آن چيزي كه شما مشركان را بدان مي‌خوانيد سخت بر آنان گران مي‌آيد. خدا هر كه را بخواهد براي اين دين برمي‌گزيند و هركه به سوي او برگردد رهنمودش مي‌گرداند. [پيروان پيامبران پيشين] متفرق نشده‌اند مگر بعد از علم و آگاهي، و اين تفرقه‌جوئي تنها به خاطر ستمگري و كجروي در ميان خودشان بوده است. اگر فرماني از سوي پروردگارت صادر نشده بود كه آنان تا سرآمد معيني باشند، ميانشان داوري مي‌گرديد. آناني كه كتاب‌هاي آسماني بعد از گذشتگان به دستشان رسيده است، درباره‌ي آن دچار شك و گمان توأم با بدبيني و سوءظن شده‌اند.»

اين آيات قرآني بيان مي‌دارند كه اختلاف و تفرقه امري مذموم و نكوهيده است و خدا سرگذشت امت‌هاي اهل كتاب گذشته را براي ما تعريف كرده است تا از آن درس عبرت بگيريم و مانند آنان نشويم. و تنها راه برون رفت از اين اختلافات تمسك به قرآن و سنت است.

خداي متعال مي‌فرمايد: «واعتصموا بحبل الله جميعاً ولاتفرقوا واذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم أعداء فألف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخواناً وكنتم على شفا حفرة من النار فأنقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون»([25])

«و همگي به ريسمان خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد، زماني كه دشمناني [براي يكديگر] بوديد و خدا ميان دل‌هايتان انس و الفت برقرار كرد، پس در پرتو نعمت او برادراني [براي يكديگر] شديد، و بر لبه‌ي گودالي از آتش بوديد ولي شما را از آن رهانيد. خدا اين‌چنين آيات خود را برايتان آشكار مي‌سازد باشد كه هدايت شويد.»

ائمه‌ي مذاهب اسلامي به شدت با تفرقه و كشمكش مخالف بوده و همه‌ي آنها در خدمت كتاب خدا و سنت پيامبرش بودند. و زندگي خود را در راه غني‌سازي فقه اسلامي و ارائه‌ي راهكار براي تمام مسايلي كه در دوران خود با آن مواجه بوده‌اند وقف كرده‌اند. و در عين حال مردم را از تعصب خشك و بي‌جا نسبت به بعضي گفته‌ها و فتواها برحذر داشته‌اند. امام ابوحنيفه(رح) گفته است: «اگر حديث صحيح باشد، آن مذهب من است.»

و نيز گفته است: «براي كسي كه دليل حكمي را مي‌داند، حرام است كه با سخن من فتوا دهد. چرا كه ما انسان هستيم و امروز چيزي را مي‌گوييم و فردا از آن باز مي‌گرديم. يا گفت: پس فردا آن را رها مي‌كنيم.»

امام مالك گفته است: «همانا من انساني هستم كه گاه مرتكب خطا مي‌شوم و گاه اصابه مي‌كنم، پس به آراي من نظر كنيد و هرچه موافق كتاب و سنت باشد آن را بگيريد، و هرچه مخالف آنها باشد آن را رها سازيد.»

امام شافعي هم گفته است: «مسلمانان اجماع دارند بر اينكه اگر كسي يقين پيدا كرد كه سخني حديث پيامبر(ص) است نمي‌تواند آن را به خاطر سخن ديگر ترك كند.»

و نيز گفته است: «اگر حديث صحيح باشد، آن مذهب من است.»

امام احمد(رح) هم گفته است: «از من و مالك و شافعي و اوزاعي و ثوري تقليد نكنيد، بلكه [احكام را] از جايي بگيريد كه آنها از آن گرفته‌اند.»

همه‌ي اين سخنان و غير اينها كه از بعضي ائمه‌ي مذاهب و نيز بعضي ائمه‌ي اهل‌بيت وارد شده‌اند به وضوح نشان مي‌دهند كه آنان از تعصب خشك نسبت به سخنان و نظريات خود راضي نبوده و منهج همه‌ي آنها پيروي از كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) بوده است.

خداي متعال بر ما واجب كرده كه براي رهايي از اختلافات به كتاب خدا و سنت پيامبرش(ص) مراجعه كنيم. خدا مي‌فرمايد: «يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولى الأمر منكم فان تنازعتم في شيء فردوه إلى الله والرسول إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر ذلك خير وأحسن تأويلاً.»([26])

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! از خدا و از پيامبر(ص) اطاعت كنيد و از فرمانروايان خود فرمانبرداري نماييد، و اگر در چيزي اختلاف پيدا كرديد، آن را به خدا و پيامبر(ص) ارجاع دهيد. اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد، اين كار براي شما بهتر و خوش فرجام‌تر است.»

زمينه‌ي مطلوب وحدت اسلامي بايد مبتني بر شاخص‌هايي باشد كه قبلاً ذكر كرديم، و براي ايجاد عوامل وحدت‌آفرين بايد از دين الهام بگيريم و با الهام از دين و قواعد چهارگانه‌ي سابق مي‌توان از عوامل زير به عنوان عوامل وحدت‌آفرين ياد كرد:

 

عامل نخست: وحدت عقيده

جامعه‌شناسان مسيحي غربي، نقش دين را به عنوان يك عامل وحدت‌آفرين نفي مي‌كنند. برخي از آنها هم دين را در ذيل عوامل ديگري كه جنسيت، زبان و فرهنگ در رأس آنها قرار دارند، ذكر مي‌كنند.

بدين‌سبب غربي‌ها تأثير دين در بناي وحدت پيروانش را منكر شده‌اند، ولي ما مسلمانان معتقد به تأثير اسلام در بناي وحدت خود هستيم. همان‌گونه كه قرآن‌كريم ما را بدان امر كرده است.

آنجا كه مي‌فرمايد:

«إن هذه أمتكم أمة واحدة وأنا ربكم فاعبدون»([27])

«بدرستي اين آيين يگانه‌ي شماست و من پروردگارتان، پس مرا پرستش كنيد.» [و در آيه اي ديگر] به صراحت مردم را به چنگ زدن به ريسمان خدا فرا خوانده، و آنها از تفرقه و اختلاف باز مي‌دارد، و مي‌فرمايد:

«واعتصموا بحبل‌الله جميعاً ولاتفرقوا»([28])

«همگي به ريسمان خدا چنگ بزنيد و با هم اختلاف نورزيد.»

اسلام بزرگترين عامل وحدت و يكپارچگي امت اسلامي است، چون اسلام تمام كساني را كه شهادتين بر زبان آورند، نماز برپا دارند، زكات بپردازند، روزه‌ي ماه رمضان را بگيرند و حج خانه‌ي خدا به جاي آورند، صرف‌نظر از هرگونه اختلاف، در برمي‌گيرد.

 

عامل دوم: وحدت تاريخ مشترك

پيگيري واقعي حوادث تاريخ بر اين نكته تأكيد دارد كه هرگونه شكست و پيروزي كه در تاريخ اسلام روي داده است همه‌ي مسلمانان، هرچقدر از هم دور بودند، با آن زيسته‌اند. و هر حادثه‌يي كه اتفاق مي‌افتد آثار آن بر همگان، با هر جايگاهي كه داشته باشند، منعكس مي‌شود. از پيروزي (بدر) و شكست (احد) در عصر پيامبر(ص) گرفته تا جنگ‌هاي مغول، صليبي‌ها و حوادثي كه جنبش‌هاي جهادي در غرب و شرق جهان اسلام با آن مواجه شده‌اند. همه‌ي اين‌ها بر تاريخ، رنج‌ها و آرزوهاي مشترك امت اسلامي در طول تاريخ تأكيد دارند.

اين تاريخ [مشترك] داراي آثار و بقاياي گرانبهايي است كه در ارزيابي اوضاع امت اسلامي و بررسي موضع‌گيري‌هاي مثبت و منفي در برنامه‌ريزي براي آينده بايد مورد استفاده و توجه قرار گيرند.

 

عامل سوم: وحدت سرنوشت و آينده‌ي مشترك

با توجه به چالش‌هاي فراروي امت اسلامي و اختلاف و چند دستگي جامعه‌ي اسلامي، بر تمام ملت‌هاي مسلمان، اعم از حاكمان و رعايا، واجب است كه در برخورد با تحولات نوظهور و چالش‌هاي فراروي، وحدت عمل داشته باشند. و بر مسلمانان صاحب رأي و انديشه و اهل حل و عقد لازم و ضروري است كه براي تحقق اهداف [امت اسلامي] بكوشند و نسبت به خطراتي كه در آينده در كمين اسلام و مسلمانان است، هوشيار باشند.

يكي از اين خطرات [نظريه ي برخورد تمدنها است] كه ساموئل هانتينگتون فيلسوف استراتژيست آمريكايي معاصر در كتاب معروف خود (اسلام و غرب) در مورد چشم‌انداز برخوردها به آن تصريح كرده و گفته است: در قرن بيست‌ويكم برخورد، برخورد تمدنها است و برتري حتمي متعلق به تمدن غربي (تمدن سكولاريزم مادي‌گرا) و جهان مسيحيت خواهد بود نه تمدن اسلامي.

اين موضوع در غرب تنها به [حوزه‌ي] اظهارات رهبران ديني كه از سياست‌مداران خط و نشان مي‌گيرند، محدود نمانده و به جايي رسيد كه رئيس‌جمهور اسبق آمريكا، ريچارد نيكسون، در كتاب مشهور خود تحت عنوان «فرصت دست داده» اعلام مي‌دارد كه بعد از پيروزي بر دشمن سرخ [اتحاد جماهير شوروي] در مقابل غرب، به رهبري ايالات متحده آمريكا، دشمني جز دشمن سبز (اسلام) باقي نمانده است.

پس آيا [با اين وضعيت] از نظر شرعي و سياسي امري پذيرفتني وعقلاني است كه به خود اجازه دهيم در اعلان شعار همگرايي و وحدت عمل اسلامي كوتاهي كنيم؟

شعار همگرايي اسلامي كه ملك فيصل بن عبدالعزيز- خدايش رحمت كناد و پاداش دهاد- اگر چه گفتار يك رهبر بزرگ سياسي بوده، ولي در واقع بيان مضمون اين حديث شريف نبوي است كه مسلمانان را به يك جسد واحد تشبيه مي‌كند. اگر عضوي از آن بدرد آيد، ديگر اعضاي آن آرام و قراري نخواهند داشت. ([29])

 

عامل چهارم: وحدت در اداي وظايف

وحدت مسلمانان جنبه‌ اي جهاني و انساني نيز دارد. آن، ناشي از خيريتي است كه قرآن‌كريم ما را به آن توصيف كرده و فرموده است: «وكنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن‌المنكر»([30])

«شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم برون آورده شده است. [چرا كه] به نيكي امر مي‌كنيد و از بدي باز مي‌داريد.»

در اين آيه مبناي خيريت و برتري، تبعيض نژادي، جنسيت، رنگ، مليت و يا قبيله نيست، آن‌طور كه بني‌اسرائيل مي‌پندارند ملت برگزيده‌ي خدايند بلكه ملاك، ايفاي نقش تمدني بزرگي است كه اسلام بر عهده‌ي فرزندان اين امت نهاده است. بدين‌ترتيب كه امر به معروف و نهي از منكر كرده و به خدا و رسولش(ص) ايمان بياورند.

وظيفه‌ي امت اسلامي اين است آنچه را كه اسلام از عدالت اجتماعي و حقوق‌بشر در دستيابي به سهم عادلانه از ثروت‌هاي خدادادي بدانها ارزاني داشته بازگو كند. و نيز موضع اسلام را در قبال آرزوهاي بشريت اعلام كند [و به جهانيان بگويد] كه دين اسلام هرگز اجازه نمي‌دهد مال و ثروت انسان را به بندگي بگيرد، بلكه مال و ثروت بايد در خدمت انسان و وسيله‌يي براي برخورداري وي از نعمت‌هاي خدادادي باشند.

همچنين بر امت اسلامي است موضع اسلام را در مورد علم و دانش اعلام دارند. اسلامي كه علم را بزرگ شمرده و علما را گرامي داشته، به شرط اينكه به علم و دانش فريفته نشوند و آنرا در جايگاه خدايي كه علم را به آنها آموخته است، قرار ندهند.

علاوه بر اين، اسلام علم را در يك چهارچوب اخلاقي سودمند براي بشريت و شفابخش دردهايش، قرار داده است.

 

برادران شركت‌كننده در كنفرانس:

در اين برهه از زمان كه دشمنان تلاش مي‌كنند امت اسلامي را با شكست مواجه كنند، روح مقاومت فرهنگي در ملت‌هاي اسلامي به حركت درآمده است. روحي كه شكست را نمي‌پذيرد و با تمام امكانات مسلمانان را به وحدت و يكپارچگي فرا مي‌خواند.

اگرچه وحدت هنوز تحقق پيدا نكرده ولي انگيزه‌ي آن هنوز پابرجاست و مادامي كه همه‌ي ما در هنگام نماز و رو كردن به قبله، يعني كعبه‌ي شريفه در مكه‌ي مكرمه به هم مي‌رسيم، چرا با تمام توان تلاش نكنيم كه در مصالح، اهداف و آرزوهاي مشترك نيز به وحدت عمل برسيم؟

برادران گرامي!

تجارب گذشته، ما را وا مي‌دارد كه ابتدا بر وحدت گفتمان اسلامي اصرار به ورزيم. زيرا اين امر زمينه را براي وحدت عمل اسلامي و تثبيت عوامل همبستگي در درون مسلمانان، اعم از حاكمان و رعايا كه قبلاً بر آن اشاره شد، فراهم مي‌نمايد.

تصميمات و پيشنهادات:

1- مسلمانان در تمام اطراف جهان اسلام اعم از گروه‌ها و افراد به موارد اتفاق بين مسلمانان ملتزم باشند و از عوامل اختلاف برانگيز دوري جويند، چرا كه وجود اختلاف بين انسانها، بويژه در روزگاران گذشته كه به سبب دوري مسافت، مشكلات و مخاطر سفر امكان دسترسي اصحاب مذاهب به يكديگر وجود نداشت، طبيعي است. ولي در اين دوران كه تمام اين عوامل از بين رفته و وسايل ارتباطات شخصي، گروهي، خواندني و نوشتاري فراهم شده است، بهانه‌اي وجود ندارد براي كساني كه براي فهم دستاوردهاي برادران مسلمان خود در ديگر كشورها تلاش نمي‌كنند.

اين كنفرانس هدف‌مند كه هفدهمين كنفرانس بين‌المللي وحدت اسلامي است، نمونه‌يي از اراده‌ي [ايجاد] روابط بين مسلمانان است كه مي‌خواهد با طرح افكار و تأكيد بر نقاط مشترك و دوري از موارد اختلاف‌برانگيز، مسلمانان را به تفاهم برساند.

2- اراده‌ي پيروان تمام مذاهب اسلامي در آزادي تمسك و يا عدم تمسك به مسايل درون مذهبي محترم شمرده شود. [و از حمله به آراء و نظرات يكديگر خودداري گردد] مگر اينكه اصحاب مذاهب خود توافق كنند كه به منظور رسيدن به توافق و تفاهم، مسايل مذكور را برادرانه مورد بحث و بررسي قرار دهند.

 

برادران شركت‌كننده در كنفرانس!

اين دوران، دوران اتفاق و همدلي بين كساني است كه در مسايل اصولي با هم اختلاف داشتند و حتي بين كساني كه اختلافات آنها به بروز جنگ‌هاي درازمدت ده ها ساله‌يي شد، مانند جنگهاي هفتاد ساله و صدساله‌ي معروف در تاريخ كه ميان ملت‌هاي اروپايي روي داد. ولي هيچ‌يك از اين جنگ‌ها و اختلافات تاريخي، مذهبي و به تعبيري ديگر ديني بين مسيحيان كاتوليك، پروتستان و ارتدوكس مانع از آن نشد كه اروپائيان در اتحاديه‌ي اروپا گردهم آيند، چرا كه مصلحت ملت‌هايشان چنين ايجاب مي‌كند.

ما مسلمانان بيش از اروپائيان شايسته‌ي اين اتحاد و همدلي هستيم، زيرا از يك طرف، يك دين با اركان پنج‌گانه خود همه‌ي ما را گردهم آورده است. و از طرف ديگر، مورد تهاجم قدرت‌هاي بزرگ و سركشي قرار گرفته‌ايم كه بدون كار جمعي اسلامي نمي‌توان به مبارزه با آن برخاست.

3- اين كنفرانس تأكيد كند كه يكي از بارزترين وظايف علما، دعوت‌گران و انديشمندان كشورهاي اسلامي اين است به‌طور مصرّانه از سياست‌مداران خود بخواهند كه در راستاي وحدت صف و عمل اسلامي گام بردارند.

4- اين كنفرانس تأكيد نمايد كه تك‌تك افراد ملت‌هاي مسلمان و اقليت‌هاي اسلامي برادر ديني يكديگرند، و جايز نيست كه به‌وسيله‌ي مسايلي چون نژاد و رنگ ميان آن‌ها جدايي انداخته شود.

5- تأكيد شود براينكه تفرقه و جدايي از عوامل ضعف مسلمانان و ادامه‌ي آن نافرماني از خدا است، چرا كه خداي متعال [ما را] از تفرقه و جدايي بازداشته و به تمسك به ريسمان محكم خود فراخوانده و فرموده است: «واعتصموا بحبل‌الله جميعاً ولاتفرقوا واذكروا نعمت‌الله عليكم إذ كنتم أعداء فألف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً وكنتم على شفا حفرة من النار فأنقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون»([31])

«همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و از هم جدا نشويد، و نعمت خدا را بر خود، بياد آوريد آن‌گاه كه دشمناني [براي همديگر] بوديد و خدا ميان دل‌هايتان انس و الفت برقرار كرد. پس در پرتو نعمت او برادراني [براي همديگر] شديد. و زماني كه بر لبه‌ي گودالي از آتش بوديد، ولي شما را از آن رهانيد. خدا اين‌چنين آيات خود را برايتان آشكار مي‌سازد باشد كه هدايت شويد.»

6- مردم متوجه گردند كه دعوت‌هاي انحرافي از قبيل سكولاريزم، ناسيوناليزم و سوسياليزم و امثال اين‌ها كه در قرن گذشته ميلادي بر بعضي از جوامع اسلامي حاكم بوده‌اند، امت اسلامي را از هم جدا و قواي آن را متلاشي كرده و در ضعف و زبوني آن سهيم بوده‌اند. با تأكيد بر اينكه وحدت امت اسلامي تنها با تكيه بر اصول و پايه‌هاي اسلامي امكان‌پذير است و هر برنامه‌ي ساختگي و حزبي ديگري كه منجر به تفرق و حزب‌گرايي مي‌شود، اسلام از آن بدور و متنفر است.

«إن الذين فرقوا دينهم وكانوا شيعاً لست منهم في شىء إنما أمرهم الى الله ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون»([32])

«بي‌گمان كساني كه آيين خود را پراكنده مي‌دارند و گروه گروه مي‌شوند، تو به هيچ‌وجه از آنان نيستي و امرشان با خدا است. سپس خدا آنان را از آنچه انجام مي‌دهند آگاه مي‌سازد.»

 7- تشويق سازمان‌هاي اسلامي دولتي و مردمي به تلاش در جهت رفع اختلافات موجود در بعضي از كشورهاي اسلامي و برقرار ساختن صلح و آشتي در بين گروه‌هاي مختلف با تكيه بر مباني شرعي و با اذعان به فرموده‌ي خداي متعال كه مي‌فرمايد:

«و أطيعوا الله ورسوله ولاتنازعوا قتفشلوا وتذهب ريحكم واصبروا إن‌ الله مع‌ الصابرين»([33])

«و از خدا و پيامبرش اطاعت نماييد و كشمكش نكنيد كه درمانده و ناتوان مي‌شويد و شكوه و هيبت شما از بين مي‌رود. و صبر پيشه كنيد، چرا كه به راستي خدا با صابران است.»

8- دعوت همه‌ي مسلمانان به همگرايي، همبستگي، تراحم و همكاري بر نيكي و تقوي در تمام مسايل زندگي. و اين همان چيزي است كه خداي متعال همه‌ي مسلمانان را به آن دستور داده و فرموده است:

«و تعاونوا على البر والتقوى ولاتعاونوا على الإ ثم والعدوان»([34])

«و بر نيكي و تقوا همديگر را ياري نماييد و بر گناه و تجاوزكاري همديگر را ياري نكنيد.»

بايد دانست كه اين همكاري و تراحم و همبستگي و همگرايي مقتضي وحدت مسلمانان [و پرهيز آنان از اختلاف و تفرقه] است، چرا كه پيامبر(ص) مسلمانان را از اختلاف و جدا شدن از صف امت اسلامي برحذر داشته و فرموده است:

«من خرج من الطاعة وفارق الجماعة مات ميتة جاهلية».

«كسي كه از اطاعت و فرمان‌برداري [حاكم اسلامي] سرباز زند و از جماعت مسلمانان جدا شود، جاهلانه مي‌ميرد.»

كنفرانس وحدت اسلامي بايد هشدار دهد كه اگر امت اسلامي دچار اختلاف و چند‌دستگي شود و به گروه‌ها و طوايف و احزاب مختلف تقسيم گردد، دشمنان اسلام به آساني مي‌تواند بر مسلمانان چيره شوند و آنان را شكست دهند.

9- كنفرانس وحدت اسلامي بايد از سازمان كنفرانس اسلامي بخواهد كه تمام تصميماتي كه در كنفرانس سران و كنفرانس وزيران كشورهاي اسلامي در رابطه با وحدت عمل اسلامي و همكاري و همگرايي مسلمانان گرفته شده است، اجرا كند.

10- دعوت از حكومت‌هاي اسلامي به بررسي ايجاد يك بازار مشترك اسلامي در مقابل جهاني‌سازي بازار كه فقط در جهت مصرف‌گرايي است و بر تصميمات اقتصادي مسلمانان تأثير مي‌گذارد. و بايد از علما و فقها و اقتصاددانان و دانشگاهيان و متخصصان خواسته شود كه در تدوين طرح اسلامي براي بازار مشترك اسلامي كه يك امر ضروري و اجتناب‌ناپذير است، مشاركت جويند.

در پايان از خداي متعال مي‌خواهم كه مسلمانان را هدايت نمايد و توفيق عمل صالح و مفيد را به تمام جوامع اسلامي و رهبرانشان عطا فرمايد، به درستي خدا شنوا و نزديك است.

([1]) انبياء / 92.

([2]) انعام، 106.

([3])  زخرف، 43.

([4]) جاثيه، 18.

([5]) اعراف، 3.

([6])  نساء، 80.

([7]) نساء، 69.

([8]) انفال، 24.

([9])  آل‌عمران، 31.

([10]) نساء، 65.

([11]) نور، 63.

([12]) نساء،115.

([13]) محمد، 32.

([14]) نجاري آن را روايت كرده است.

([15]) حجرات، 10.

([16]) آل‌عمران، 103.

([17]) حجرات، 13.

([18]) متفق عليه.

([19]) ترمذي آنرا روايت كرده است. هرچند كه نويسنده‌ي محترم سند حديث را كتاب «سنن ترمذي» ذكر كرده است ولي عبارت صحيح آن در كتاب مذكور به صورت زير است: «لينتهين أقوام يفتخرون بآبائهم الذين ماتوا؛ انما هم فحم جهنم. أو ليكونن أهون علي الله من الجعل الذي يدهده الخراء بأنفه، إن الله أذهب عنكم عبيه الجاهليه و فخرها بالآباء، إنما هو مؤمن تقي و فاجر شقي. الناس كلهم بنو آدم و آدم خلق من التراب»/ محمدبن عيسي الترمذى، سنن الترمذى، تحقيق عبدالرحمن محمد عثمان، چاپ دوم، بيروت، دارالفكر، ج 5، ص 390، حديث شماره 4049.

([20]) ابو داوود آن را روايت كرده است.

([21]) أنفال، 46.

([22]) آل‌عمران، 104 و 105.

([23]) بينه، 4 و 5.

([24]) شوري، 13 و 14.

([25]) آل‌عمران، 103.

([26]) نساء، 59.

([27]) أنبياء، 92.

([28]) آل‌عمران، 103.

([29]) همان‌گونه كه شيخ اجل سعدي شيرازي نيز فرموده است:

بني آدم اعضاي يكـــديگرند                        كه در آفرينــــش ز يك گوهرند

چو عضوي بدرد آورد روزگار                        دگر عضوها را نماند قرار. (مترجم)

([30]) آل‌عمران، 110.

([31]) آل‌عمران، 103.

([32]) انعام، 159.

([33]) انفال، 46.

([34]) مائده، 2.

 

0 نظر