درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 مساله وحدت و تقريب مذاهب اسلامی، از ديرباز همواره جز اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌های مصلح سياسی و مذهبی بوده و تلاش برای تحقق آن در اعصار گوناگون، با نشيب و فراز فراوان روبرو گرديده است. از ابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی ايران نيز وصول به اين هدف مقدس، که متکی به ريشه های استوار در کتاب و سنت می باشد، يکی از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خمينی (ره) بوده است.

 

طرح مساله تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معنای «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت يکديگر به منظور دستيابی به تئالف و اخوت دينی بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی»، در پی ناهمسازگري ها و تفرقه های موجود ميان جوامع مختلف اسلامی آغاز گرديد. تبعات ناشی از اين مسئله، در روابط قومی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان هويدا گرديد. به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگی و وحدت ميان مسلمانان از سوی دانشمندان و مصلحان جامعه اسلامی نيز آغاز شد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجری شاهد تلاقی گسترده انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامی هستيم. در اين دوران، وجود مناظره های علمی بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد واقع گرايی و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمی و پژوهشی بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکی و همسازگرايی فرق گوناگون اسلامی دارد.

 

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

جمعه 6 مرداد 1396 4 ذی‌القعده 1438 Friday 28 July 2017

.

.

.

دلايل ضرورت شناخت انقلاب اسلامي ايران براي گسترش بيداري اسلامي در جهان
1395/03/25 246

دلايل ضرورت شناخت انقلاب اسلامي ايران براي گسترش بيداري اسلامي در جهان

اين انقلاب بزرگ كه دست جهان خواران و ستم گران را از ايران بزرگ كوتاه كرد با تأييدات غيبي الهي پيروز گرديد اگر نبود دست تواناي خداوند امكان نداشت»

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

انقلاب اسلامي ايران بزرگ ترين تحول قرن چهاردهم هجري قمري و بيستم ميلادي و نقطه ي عطف در تحولات جهاني است و به تعبير رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) در وصيت نامه سياسي الهي خويش «اين انقلاب بزرگ كه دست جهان خواران و ستم گران را از ايران بزرگ كوتاه كرد با تأييدات غيبي الهي پيروز گرديد اگر نبود دست تواناي خداوند امكان نداشت» و بنابراين «امانت الهي» و «تحفه ي الهي» و «هديه ي غيبي» و «پديده ي الهي» است «كه از جانب خداوند منان به ملت ايران عنايت شده» و «شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامي ايران از همه ي انقلاب ها جداست، هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب».

اين پژوهش درصدد نشان دادن دلايل ضرورت و لزوم «شناخت» انقلاب اسلامي براي مسلمانان سراسر جهان است و مي خواهد به پرسش هاي مهم و اساسي در موضوع ضرورت معرفت و شناخت انقلاب و لزوم تحقيق، مطالعه، تعقل، تدبر، تفهم و تفكر در اين معجزه ي عظيم الهي پاسخ علمي بدهد. پرسش هايي كه پژوهش ها و مطالعات و آثار نوشتاري منسجم مناسب و مطلوب براي پاسخ گويي به آن ها وجود ندارد و توجه جدي به آن ها و كار اساسي در جهت ارائه ي پاسخ هاي درست به آن ها وظيفه ي متفكران و دلسوزان انقلاب اسلامي در سراسر جهان است:

- دلايل ضرورت و اهميت شناخت انقلاب اسلامي ايران براي مسلمانان جهان چيست؟

- شناخت انقلاب اسلامي ايران، چه آثار و منافعي براي مسلمانان جهان دارد؟

- پيامد هاي جهالت، ناآگاهي و بي خبري مسلمانان كشور هاي اسلامي از ماهيت انقلاب اسلامي چيست؟

- چرا مسلمانان در هر كشوري باشند بايد انقلاب اسلامي را به درستي بشناسند؟

- نقش انقلاب اسلامي ايران در بيداري اسلامي جهاني در قرن بيستم ميلادي چه بود و در قرن بيست ويكم چه نقشي را مي تواند ايفا كند؟

- كوشش مسلمانان در راه شناخت كامل انقلاب اسلامي ايران چه تأثيري در تداوم و تعميق بيداري اسلامي امت محمد(ص) در جهان خواهد داشت؟

 

گل واژه ها

شناخت واژه هايي كه به نوعي با آن ارتباط و پيوند دارد در فرهنگ اسلامي منشأ امتيازات الهي و داراي ارزش معنوي و قداست و حرمت است، درحدي كه با اصرار و تكرار، مورد ترغيب و تشويق قرار گرفته است. در اين قسمت برخي از احاديث فراوان پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) پيرامون واژه هاي زير نقل مي گردد:

الف- معرفت

ب- بصيرت

ج- علم

د- فكر و تفكر

هـ- عقل و تعقل

و- هدايت

ز- فهم

تأمل و دقت در احاديث خاندان رسالت در زمينه ي معرفت، بصيرت، علم، فكر، تحقيق، عقل، هدايت و فهم و پي بردن به پيام هاي آن و درك مفاهيم و درس هاي آن، به طوركلي اهميت و لزوم شناخت انقلاب اسلامي را آشكار مي نمايد و مقدمه  اي خواهد بود براي بررسي دلايل ضروت شناخت انقلاب اسلامي و ذهن را براي درك ضرورت لزوم ورود به مبحث از براهين معرفت اين معجزه بزرگ الهي قرن آماده مي كند.

 

دلايل ضروت شناخت انقلاب اسلامي

اهميت و ارزش «شناخت» با استمداد از كتاب و سنت و الهام گرفتن از معارف ديني و رهنمود هاي پيامبر(ص) و اهل بيت ايشان آشكار شد و اين همه آيه و حديث كه در تشويق و ترغيب به سوي معرفت، بصيرت، علم، تفكر، تعقل، هدايت، فهم و تفقه آورده شد بستري مناسب براي بررسي دلايل ضرورت شناخت انقلاب اسلامي فراهم نمود و ذهن خوانندگان را براي پي گيري مباحث آماده ساخت. همه ي آنچه تا به اينجا در اين نوشتار آمد به صورت غيرمستقيم با موضوع بحث ارتباط داشت كه با ايجاد و برقراري پيوند ذهني بين هر قسمت از آن ها با شناخت انقلاب اسلامي زمينه درك و دريافت و پذيرش دلايلي كه در ادامه ذكر مي شود به وجود مي آيد، اكنون به طور مستقيم وارد تجزيه و تحليلي و بررسي دلايل و براهين لزوم و اهميت شناخت انقلاب اسلامي خواهيم شد. درجات و مراتب شناخت و ابعاد گوناگون آن و زمينه هايي كه براي نيازمندي اقشار مختلف جامعه به شناخت وجود دارد، نويسنده را بر طبقه بندي دلايل و قرار دادن و تنظيم آن ها در بخش هاي متعدد ملزم مي نمايد. گرچه همه ي طبقات و گروه ها و اقشار جامعه و آحاد مردم هريك به نوعي در سطح خود بايد در جريان انقلاب اسلامي باشند و آن را بشناسند ولي مخاطب اصلي اين مطالب نوجوانان و جوانان و علي  الخصوص دانشجويان دانشگاه ها و انديشمندان جهان اسلامي مي باشند كه داراي استعداد، ويژگي ها، امتيازات و توانايي هاي متفاوت با ديگران هستند برهمين اساس دلايل ضرورت شناخت انقلاب اسلامي براي مسلمانان جهان در محور هاي زير تبيين و تحليل و بررسي مي گردد:

1- تداوم و تكامل انقلاب اسلامي ايران

2- شناساندن انقلاب توسط انديشمندان جهان اسلامي به جوانان و نسل نوي كشور هاي اسلامي

3- سرمايه ي زندگي براي آراستگي به احكام شرعي

4- راهنماي بازگشت به سوي دين در جهان و گسترش بيداري اسلامي

5- پيوند و ارتباط سرنوشت اسلامي ناب محمدي(ص) و انقلاب اسلامي ايران

6- توانايي كمك علمي و عملي به توفيق الگوي انقلاب اسلامي ايران

7- اميدواري، نشاط و روحيه گرفتن

8- پيش گيري از غفلت و انفعال و تغافل و خيانت

9- شكر نعمت انقلاب اسلامي ايران

10- صدور انقلاب

11- بهره برداري از تجارب انقلاب اسلامي ايران

12- تقويت پايگاه اسلامي مبارزه با آمريكا و اسرائيل

13- هدايت مستضعفان و رهايي آنان

14- خنثي سازي تبليغات دشمنان انقلاب اسلامي ايران در جهان

15- توانايي تفكيك اصل و حقيقت انقلاب اسلامي از عمل كرد و رفتار انقلابيون

16- وحدت جهاني مسلمين (شيعه و سني).

 

تداوم و تكامل انقلاب

مطالب اين دليل را مي توان اين گونه تنظيم نمود:

الف- تداوم و تكامل انقلاب اسلامي، وظيفه هر ايراني است.

ب- تداوم و تكامل انقلاب، بدون شناخت امكان پذير نيست.

ج- نتيجه اين است كه شناخت انقلاب، وظيفه هر ايراني است.

همان طور كه مشاهده مي كنيد اين برهان از دو مقدمه و نتيجه ي آن تشكيل شده است. در رابطه با مقدمه ي اول دو نكته بايد روشن شود وهم منظور از «تداوم انقلاب» بايد آشكار و روشن شود. بررسي و شناخت مفهوم «تداوم انقلاب» در بينش و فرهنگ اسلامي گام مؤثري در راه روشن شدن «ضرورت» تداوم انقلاب است و ارزش بحث از تداوم انقلاب اسلامي را نشان مي دهد. «تداوم انقلاب» عبارت است از حفظ انقلاب و پاسداري از دستاورد هاي آن و كوشش براي رساندن انقلاب به همه ي اهداف و سعي و تلاش در راه اجراي همه ي احكام شرعي كه هرگز پايان نمي پذيرد و تحرك و پويايي در شناسايي انحرافات و پيش گيري از نفوذ آفات و هوشياري در برابر دشمنان و شور و نشاط در دفاع از اسلام و نظام اسلامي كه از مهم ترين واجبات است. نظر به اين تفسير درست و پذيرفتني تداوم انقلاب «ضرورت» تداوم انقلاب اسلامي براي مردم مسلمان ايران، يك امر بديهي است كه درست تصور كردن آن موجب تصديق مي شود. هر مسلمان و ايراني كه معرفت نسبت به انقلاب اسلامي و ماهيت و مسايل وابسته به آن داشته باشد و به موضوع تداوم انقلاب برسد، بي درنگ ضرورت تداوم انقلاب را تصديق خواهد كرد. البته در برخي موارد ممكن است امور بديهي هم احتياج به برهان پيدا كند و موضوع «ضرورت» تداوم انقلاب اسلامي به خاطر گذر زمان، فراموشي، هدف، غفلت يا تغافل، تبليغات مسموم وگسترده ي دشمنان، رفتار و گفتار مديران بي لياقت و ناتوان، مشكلات و ضعف هاي موجود در كشور، تضعيف انگيزه هاي ديني و سست شدن گرايش به مكتب و عوارض ديگر، به شدت نيازمند ارائه ي دليل و برهان گردد. دلايل ضرورت تداوم انقلاب اسلامي مي تواند به صورت يك موضوع مستقل به تفصيل بررسي شود ولي ما در اينجا فقط عناوين برخي دلايل مهم و كلي آن را در هفت محور فهرست  وار نام مي بريم:

الف- حفظ اسلام راستين و اسلام ناب محمدي(ص) در كشور و جهان

ب- حفظ نظام و حكومت اسلامي

ج- حفظ دستاورد ها و بركات و آثار انقلاب اسلامي

د- دقت در هزينه ي سنگين پيروزي انقلاب و فداكاري ها و ايثار ملت

ه- رسيدن انقلاب به همه اهداف و آرمان هاي آن

و- توجه به حجم بسيار گسترده ي كار دشمن براي نابودي انقلاب

ز- صدور انقلاب( )

البته برخي مباحث آينده در ضمن بررسي دلايل ضرورت شناخت انقلاب اسلامي با اين عناوين هفت گانه مذكور پيوند دارد كه مي تواند در شرح و توضيح اين دلايل سودمند باشد. با فهم منظور از «تداوم انقلاب» و تصديق «ضرورت» آن كه در مقدمه ي اول استدلال مطرح است، ديگر هيچ ابهام و شك و ترديدي در ارتباط با پذيرش مقدمه ي دوم وجود نخواهد داشت و روشن مي شود كه تداوم و تكامل انقلاب بدون شناخت امكان ندارد. شناخت درست و صحيح انقلاب منشأ «عمل» و اقدام صحيح و درست در تداوم انقلاب است پيامبر گرامي اسلام(ص) فرموده اند: العلم امام العمل و العمل تابعة ( ) «آگاهي و شناخت پيشوا و رهبر عمل است و عمل پيرو آن مي باشد.» امام علي (عليه السلام) نيز فرموده اند: العلم يرشدك و العمل يبلغ بك الغاية( ) «علم و آگاهي ارشاد مي كند و راه رشد را به تو مي نماياند و عمل تورا به نهايت مي رساند.» اين دو حديث نقش زيربنايي و بنيادي علم و شناخت در هر اقدام و عملي را بيان مي كند. بنابراين درستي هركاري در گرو معرفت است. امام علي (عليه السلام) در حديث ديگر عمل بدون شناخت را غيرمقدور دانسته و مي فرمايند: من لم يعرف منفعة الخير لم يقدر على  العمل به( ) «كسي كه سود و منفعت كار خير را نشناسد بر عمل به آن قدرت و توانايي ندارد.» در سخن ديگر نيز در زمينه ارزش شناخت بر عمل فرموده اند: شمّة من المعرفه خير من كثيرالعمل( )  «اندكي معرفت بهتر از عمل بسيار است.» امام باقر (عليه السلام) شناخت را دليل و راهنماي عمل و كار قرار داده و فرموده اند: لايقبل عمل الابمعرفة و لا معرفة الا بعمل و من عرف دلـّته معرفته على     العمل و من لم يعرف فلا عمل له( ) «عمل بدون شناخت قبول نمي شود و شناخت بدون عمل سودي ندارد و كسي كه شناخت پيدا كند شناختش او را به سوي عمل دلالت و راهنمايي مي كند و كسي كه شناخت ندارد پس عملي براي او نيست.» امام صادق (عليه السلام) نيز پيوند شناخت و عمل را اين گونه بيان نموده اند: لايقبل الله عملاً الا بمعرفة و لامعرفة الا بعمل فمن عرف دلـّته المعرفة على العمل و من لم يعمل فلا معرفة له( ) «خداوند هيچ عملي را جز با شناخت نمي پذيرد وهيچ معرفتي جز با عمل نيست پس كسي كه شناخت پيدا كند معرفت او را به عمل راهنمايي مي نمايد و كسي كه عمل نكند معرفتي ندارد.» مطابق احاديثي كه ذكر

 شد پيوند عمل و شناخت ناگسستني است و شناخت در هر كاري گرچه كوچك لازم است بنابراين «تداوم و تكامل انقلاب» كه عمل بسيار بزرگ و سرنوشت ساز است بدون «شناخت انقلاب»، تحقق نمي يابد با شناخت عميق انقلاب مي توان شرايط، عوامل و قوانين تداوم انقلاب را بدست آورد. راه دشوار و پر پيچ وخم تداوم و تكامل انقلاب را با شناخت سطحي و ساده نمي توان طي كرد بلكه شناخت عميق، بصيرت، تفكر و انديشه ي انقلابي و تعقل و تدبير لازم دارد هرچه تصوير و سيماي انقلاب در ذهن انسان، روشن تر، صاف تر، دقيق تر و كامل تر باشد، در پرتوي آن عوامل تداوم انقلاب را بهتر مي توان يافت و قدرت استنباط شرايط و عوامل و قوانين تداوم انقلاب بدست مي آيد. امام علي(عليه السلام) رابطه ي طولي عقل و حركت اعضاي بدن در انجام كار ها را اين گونه ترسيم نموده اند: العقول ائمة الافكار و الافكار ائمه القلوب و القلوب ائمة الحواس و الحواس ائمة الاعضاء( ) «عقول پيشوايان و رهبران و امامان افكار و افكار رهبران قلوب و قلوب امامان حواس و حواس امامان اعضاء مي باشند.» در حديث ديگر نقش تقدير و تدبير در زندگي را چنين توصيف فرموده اند: قوام العيش حسن التقدير و ملاكه حسن التدبير( ) «پايه و اساس زندگي تقدير و برنامه ريزي نيك و ملاك آن تدبير نيك است.» در روايت ديگر نقش بيداري را در حراست و پاسداري از انقلاب اسلامي اينگونه بيان نموده اند: من أمارات الدولة، اليقظة  لحراسة الامور( ) «از نشانه هاي (بقا و دوام) دولت، بيداري براي پاسداري و نگهباني از كارهاست.»

به خاطر نقش بنيادي معرفت در عمل درست و رشد و كمال كار ها و رسيدن به حقيقت، در سنت معصومين (عليهم السلام) اقدام به كار بدون شناخت و معرفت نكوهش شده و مسلمانان از عمل بدون آگاهي نهي گشته اند. از احاديث پيامبر و اهل بيت در اين موضوع چند نمونه ذكر مي شود:

پيامبر اسلام (ص) فرموده اند: من عمل على غير علم كان مايفسد اكثر مما يصلح( ) «كسي كه بدون آگاهي، كار و اقدام كند بيشتر از اصلاح، فساد خواهد كرد.»

به ابن مسعود نيز سفارش كرده اند: «يا بن مسعود اذا عملت عملاً فاعمل بعلم و عقل و اياك ان تعمل عملاً بغير تدبير و علم»( ) «اي ابن مسعود! هرگاه اقدام بركاري نمودي با علم و عقل اقدام نما! و بپرهيز از اينكه كاري را بي تدبير و علم انجام دهي.»

امام علي (عليه السلام) فرموده اند: «العامل بغير علم كالسائر على غيرطريق فلايزيده بعده عن الطريق الواضح الا بعداً من حاجته والعامل بالعلم كالسائر على الطريق الواضح( ) «عامل و كارگزار بدون علم نظير آن رونده يي است كه به بي راهه مي رود پس دوري او از راه روشن، جز بر دوري او از نيازش نمي افزايد و عامل با علم، نظير رونده بر راه واضح است.»

در حديث ديگر خير را از عمل بدون علم نفي فرموده اند: لاخير في عمل بلا علم.( ) «در عمل بدون علم و آگاهي، خيري نيست.»

همين حقيقت را در سخن ديگر اين گونه بيان نموده اند: لاخير فى  العمل الا مع العلم( ) هيچ خيري در عمل جز با علم نيست.

امام خميني در وصيت نامه ي سياسي و الهي خويش در ارتباط با رمز بقاء انقلاب چنين نوشته اند: «بي ترديد رمز بقاء انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي است و رمز پيروزي را ملت مي داند و نسل هاي آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلي آن انگيزه ي الهي و مقصد عالي حكومت اسلامي و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براي همان انگيزه و مقصد»( ) اين رهنمود اشاره به اين حقيقت دارد كه علت مبقيه ي همان محدثه است و به تعبير ديگر علت و فلسفه پيدايش، همان علت و فلسفه بقا و تداوم است و كسي كه انقلاب را بشناسد و با فلسفه ي پيدايش آن آشنا باشد مي تواند در راه تداوم و تكامل آن گام بردارد.

مطابق اين احاديث تنها با شناخت، راه حل هاي مناسب براي تداوم انقلاب آشكار مي گردد و با موفقيت همراه خواهد شد و در عمل به حل مشكلات و نارسايي ها و به برطرف شدن عيب و نقص ها مي انجامد. انسان با شناخت درست و كامل انقلاب اسلامي در مسير تداوم آن دچار حيرت، سرگرداني، ترديد و تزلزل نخواهد شد، چون از درون تفكر عميق و شناخت صحيح، موضع گيري مناسب در تداوم انقلاب بيرون مي آيد. شناخت درست انقلاب به ما مي گويد در تداوم انقلاب چگونه عمل كنيم، چگونه حركت كنيم و از چه راه هايي برويم تا انقلاب بماند. آنان كه بدون شناخت انقلاب براي تداوم آن نسخه مي پيچند و دستورالعمل صادر مي كنند امكان دارد به بيراهه و كژ راهه بروند چون تنهاي با شناخت كامل انقلاب قادر به ارائه ي طرح مناسب براي تداوم انقلاب خواهيم بود. شهيد مطهري اعتقاد دارد:

«اصلي كه در بسياري از موارد صدق مي كند اين است كه نگهداشتن يك موهبت از به دست آوردنش اگر نگوييم مشكل تر است، مطمئناً آسان تر نيست. قدما مي گفتند جهان گيري از جهان داري ساده تر است و ما بايد بگوييم ايجاد انقلاب از نگاه داشتن آن سهل تر است... از اين جا معلوم مي شود كه «بررسي ماهيت انقلاب» به عنوان يك پديده ي اجتماعي ضرورت اساسي دارد. ما مي بايد انقلاب خودمان را «بشناسيم» و همه ي جنبه هايش را به بهترين نحو تحليل كنيم. تنها با اين «شناختن» و «تحليل كردن» است كه امكان «تداوم» بخشيدن به انقلاب و امكان «حفظ» و «نگهداري» آن را پيدا خواهيم كرد.( )»

 

شناساندن انقلاب

آگاه كردن نوجوانان و جوانان و شناساندن انقلاب به آنان، وظيفه ي همه ي انديشمندان جهان اسلام است و اين رسالت عمومي در پرتوي شناخت عميق انقلاب جامه ي عمل به خود مي پوشد. جوانان ذخاير گران قدر جامعه ي ملت و مملكت و سرمايه هاي بزرگ انقلاب و اسلام هستند آنان كه در زمان پيروزي انقلاب ايران هنوز بدنيا نيامده بودند و اكنون بزرگ شده اند، وظيفه ي والدين، معلمان، مربيان، استادان، روحانيون و رهبران فكري، فرهنگي و معنوي جوامع اسلامي است كه با به كار بردن همه ي توانايي ها و ابزارهايي كه در اختيار دارند و استفاده از بهترين شيوه هاي تعليم و تربيت، احكام و تعاليم ديني، فرهنگ و ايدئولوژي انقلاب اسلامي را به جوانان بياموزند تا آنان توانايي تحليل اوضاع و احوال سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه و جهان را پيدا كنند و مدافع دين و مكتب و سرباز انقلاب اسلامي باشند. بنابراين تربيت نسل جديد براساس معيار هاي اسلام ناب محمدي(ص) و انتقال تجارب انقلابي و علم و فرهنگ انقلاب به آنان وظيفه ي همگاني است و آگاه ساختن هرچه بيشتر و هرچه دقيق تر و صحيح تر نسل امروز جهان اسلام از حقايق و واقعيات مربوط به انقلاب اسلامي، وظيفه ي مهم جوانان ديروز است و ايفاي چنين نقشي در گروي شناخت عميق و آمادگي و توانايي براي آگاه نمودن و شناساندن است چون شناساندن مجهول امكان پذير نيست و شناساندن، نيازمند شناختن است. كساني مي توانند درست و دقيق به كار بگيرند و آموزگاران خوبي براي تدريس فرهنگ شهادت و ايثار ايجاد تفكر انقلابي، براساس اسلام ناب محمدي(ص) در بين جوانان كشور خود باشند چون از طرفي كوتاهي در اين كار و كتمان علم داراي عقاب و عذاب است و پيامبر گرامي اسلام(ص) فرموده اند: «من كتم علماً نافعاً عنده ألجمه الله يوم القيامه بلجام من النار»( ) «هركس علم و دانش سودمندي را كه در نزد اوست كتمان كند خداوند روز قيامت او را به لجامي از آتش ببندد.» آموزش فرهنگ اسلامي به آنان، داراي ارزش و اجر و پاداش الهي است و نمونه اي از انفاق و صدقه مي باشد. در اينجا برخي احاديث در ارتباط با ارزش هدايت و مسؤوليت الهي علما در آموزش نادانان و لزوم تعليم و انفاق و صدقه ي علم ذكر مي گردد:

پيامبر گرامي اسلام(ص)، در هنگامي كه علي بن ابي طالب(ع) را براي هدايت و ارشاد مردم يمن فرستادند فرمودند: «يا علي لا تقاتلن احداً حتى تدعوه و ايم الله لئن يهدي الله على يديك رجلاً خير لك مما طلعت عليه الشمس و غربت»( ). «اي علي! با هيچ كس پيش از اينكه او را به سوي حق دعوت نمايي جنگ مكن! به خدا سوگند اگر خداوند به دستان تو مردي را هدايت نمايد براي تو بهتر است از آنچه خورشيد بر آن طلوع و غروب كند.»

و در جاي ديگر به ايشان فرمودند: «يا علي لئن يهدي الله بك رجلاً و واحداً خير من ان يكون لك حمرا النعم.»( ) «اي علي! اگر خداوند به وسيله تو يك انسان را هدايت نمايد، برايت پرارزش تر و بهتر از آن است كه مالك شتران سرخ موي فراواني باشي.»

به معاذ نيز فرمودند: «يا معاذ لئن يهدي الله بك رجلاً و احداً خيرلك من الدنيا و مافيها»( ) «اي معاذ! اگر خداوند يك فرد را به دست تو هدايت كند برايت از دنيا و آنچه در آن است مهم تر و پرارزش تر است.»

امام باقر (عليه السلام) نيز فرموده اند: «من علم باب هدى فله مثل اجر من عمل به ولا ينقص اولئك من اجورهم شيئا( ) «كسي كه باب هدايتي را بگشايد پس براي اوست مثل پاداش كسي كه به آن عمل كند و از پاداش آنان چيزي كاسته نمي شود.»

سماعه مي گويد از امام صادق (عليه السلام) پرسيدم خداي متعال در آيه ي «من قتل نفساً بغير نفس او فساد في الارض فكانما قتل الناس جميعاً ومن احيا ها فكانما احيا الناس جميعاً( ) چه مي فرمايد؟ امام پاسخ دادند: «من اخرج ها من ضلال الى هدى فكانما احيا ها و من اخرج ها من هدى الي ضلال فقد قتلها»( ) «هركس نفس انساني را از گمراهي به سوي هدايت برهاند چنان است كه او را زنده كرده است و هركس انساني را از هدايت به ضلالت بكشاند او را كشته است.»

مطابق احاديث مذكور ارزش هدايت فوق العاده و بسيار زياد است، بنابراين انقلاب شناسان پيروي پيامبر و اهل بيت پيامبر، بايد جوانان را به سوي اسلام راستين و ارزش هاي ديني انقلاب اسلامي هدايت كنند و اگر اهل انقلاب به اين رسالت خود در شناساندن انقلاب به نسل جوان عمل نكنند و روح كنجكاو و جستجوگر او را به آرامش و اطمينان نرسانند و انقلاب را درست براي او تجريه و تحليل نكنند، براي گرفتن پاسخ پرسش هاي خويش گرفتار بيگانگان و ناآگاهان مي شوند و نااهلان آنان را گمراه مي كنند و به انحراف خواهند كشيد و اين تشنگان حقيقت با آشاميدن آب هاي كثيف و آلوده بيمار خواهند شد چرا كه علي بن ابي طالب (عليه السلام) فرموده اند: «من يطلب الهداية من غير اهل ها يضل» ( ) «هركس طلب مي كند هدايت را از غيراهل آن گمراه مي شود.»  در صورتي كه پيامبر اسلام به دانشمندان هشدار داده اند كه: «افضل الصدقه ان يتعلم المرء علماً ثم يعلمه اخاه»( ) «بهترين صدقه اين است كه انسان دانشي را فرا گيرد و سپس به برادرش آموزش دهد و او را آگاه كند.» و در جاي ديگر فرموده اند: «زكاة العلم تعليمه من لايعلمه»( ) «زكات دانش، ياد دادن آن به كسي است كه آن را نمي داند.» و امام علي (عليه السلام) ميثاق الهي دانشمندان را اين گونه ترسيم نموده اند: «ما اخذ الله ميثاقاً من اهل الجهل بطلب العلم حتي اخذ ميثاقاً من اهل العلم ببيان العلم للجهال لان العلم قبل الجهل( ) «خداوند از اهل جهل براي طلب علم پيمان نگرفت تا اينكه از اهل علم در بيان علم براي نادانان پيمان گرفت چون علم پيش از جهل است.»

بنابراين بر دانشمندان مؤمن است كه به اين ميثاق الهي عمل كنند و دستاورد مطالعات و تحقيقات و تجربيات خود پيرامون انقلاب اسلامي را صادقانه در اختيار نسل جوان تشنه ي معرفت قرار دهند.

 

سرمايه زندگي براي آراستگي به احكام شرعي

انقلاب اسلامي ايران عرصه ي جديدي براي آزمون و ارزيابي تئوري ها و فرضيه هاي مرسوم و رايج در علوم سياسي، علوم اجتماعي، جامعه شناسي، علوم تربيتي و روان شناسي غربي فراهم آورد و در اين آزمون آشكار و روشن شد كه هيچ يك از فرضيه هاي كهنه ي انقلاب كه براي تحليل انقلاب هاي غيرمذهبي و ضد ديني دويست سال اخير ارائه شده توانايي، تحليل اين پديده ي منحصر به فرد، استثنايي و بي نظير را ندارد چون يك انقلاب مذهبي را نمي شود با ساختار كاملاً غيرمذهبي تحليل كرد متدلوژي رايج در شرق و غرب كه بر پايه هاي لائيزم و سكولاريزم بنا شده است به هيچ وجه براي تحليل انقلاب اسلامي ايران شايستگي ندارد، برهمين اساس كارشناسان انقلاب ها و متخصصان و دانشمندان علوم سياسي و اجتماعي جهان از درك ماهيت انقلاب اسلامي عاجز شده اند و ناديده گرفتن عنصر ايدئولوژي ونقش بنيادين مذهب در تحولات سياسي و اجتماعي در غرب عامل اصلي بي اعتباري تئوري هاي انقلاب در قبال انقلاب اسلامي ايران است.

دانشمندان غربي از حيرت و شگفتي خويش در برخورد با انقلاب اسلامي ايران و تأثير آن بر نظريات انقلاب و تئوري هاي اجتماعي سخن گفته اند. جان فوران، در آغاز مقاله ي «انقلاب 79-1977: چالشي بر تئوري اجتماعي» نوشت: «تحول گسترده اي كه در 1978 تمام ايران را فرا گرفت، تقريباً تمام ناظران را از ژورناليست ها و ديپلمات ها گرفته تا انديشمندان و نظريه پردازان تغييرات اجتماعي جهان سوم به تحير افكند.»

او در ادامه ي اين مقاله ضمن اشاره به چالش هاي فراوان تئوري هاي گوناگون در تحليل انقلاب ايران نوشت: موضوع نظريه ي اجتماعي در دهه ي 1980 به اين ترتيب درآمد كه: «آيا انقلاب ايران را بايد به عنوان يك مورد منحصر به فرد، خلاف ساير انقلاب ها مورد بررسي قرار داد و يا اين كه علت انقلاب ها را بايد در پرتو ي شواهد ايران مجدداً مورد مداقّه قرار داد؟»( ) تدا اسكاچ پل كه در كتاب «دولت ها و انقلاب هاي اجتماعي» هيچ نقشي براي مذهب در تحليل انقلاب ها قائل نيست( ) در سال 1982 در مقاله ي «حكومت تحصيل دار (صاحب درآمد مستمر) و اسلام شيعه در انقلاب ايران» اعتراف كرد كه اين انقلاب باعث تعجب او شده و او را مجبور به رفو كردن و بازنگري و ترميم تئوري خود نموده است. او در آغاز مقاله ي مذكور نوشت: «سقوط اخير شاه ايران و به راه افتادن انقلاب ايران بين سال هاي 1979-1977 باعث تعجب ناگهاني ناظران خارجي از دوستان آمريكايي شاه گرفته تا روزنامه نگاران و متخصصين سياسي و متخصصين علوم اجتماعي از جمله افرادي مثل من كه متخصص مسايل انقلاب هستم گرديد. همه ي ما با علاقه و شايد بهت زدگي تحقق وقايع جاري را مشاهده كرده ايم. تعدادي از ما به سوي تفحص در مورد واقعيات اجتماعي، سياسي ايران در وراي اين رخداد ها سوق داده شديم. براي من چنين تحقيقي غيرقابل اجتناب بود، بيش از همه به خاطر اين كه انقلاب ايران از جنبه هاي مختلف غيرعادي اش مرا تحت تأثير قرار داده است. اين انقلاب مطمئناً شرايط يك «انقلاب اجتماعي» را دارا مي باشد مع الوصف وقوع آن به ويژه در جهت وقايعي كه منجر به سقوط شاه شدند انتظارات مربوط به علل انقلابات را كه من قبلاً در تحقيق تطبيقي- تاريخي ام در مورد انقلاب هاي فرانسه، روسيه و چين تكامل بخشيده ام زير سؤال برد.»( ) درهرحال ماهيت مذهبي انقلاب ايران تئوري هاي گوناگون دانشمندان علوم اجتماعي و متخصصان علوم سياسي را پوچ و خنثي كرد. مورخ فرانسوي كريستين دلانوآ در كتاب خود به نام «ساواك» به همين مطلب تصريح كرده و «مداخله ي عنصر ديني» را عامل پوچ و بي اثر شدن همه ي تحليل ها دانسته و مي گويد: «با وضعي كه با مداخله ي عنصر ديني در ايران پديد آمده بود همه ي تحليل ها، همه دستگاه هاي نيرومند جاسوسي پوچ و بي اثر مي شدند.»( )  نظر به «گفتار» و «رفتار» رهبركبير انقلاب اسلامي امام خميني(ره) كه بهترين منبع شناسايي ماهيت انقلاب ايران است و با توجه به راه هاي اصلي و فرعي شناخت ماهيت انقلاب ها و بررسي شواهد و قراين موجود، مي توان مدارك و دلايل بسيار زياد و فراواني را يافت كه اين حقيقت را آشكار مي نمايد. انقلاب ايران يك انقلاب مذهبي، ديني، فرهنگي، الهي و در يك كلمه «اسلامي» است و اسلام روح و محتواي انقلاب بوده است و «عامل اصلي» انقلاب كه از آغاز تا پيروزي در همه ي مراحل حضور داشت و زيربنا و موتور حركت انقلاب بوده و هست مكتب اسلام مي باشد و ساير عوامل، همه ي جلوه ها و مظاهر همين عامل بوده و مستقيم و غيرمستقيم به همين عامل ارتباط دارد و در عصري كه از پايان يافتن عمر دين و به سر آمدن نقش مذهب و خاموش شدن ستاره ي دين آن هم در قالب هاي به اصطلاح علمي و نظريه هاي روشنفكرانه و با ادعاي كارشناسي اديان، سخن گفته مي شد انقلاب ايران ثابت كرد كه خورشيد دين هرگز غروب نمي كند و نشان داد كه در جهان مدرن نيز دين و مذهب مي تواند نقش مهم و اساسي در زندگي فردي و اجتماعي بشر ايفا كند و تحولات بزرگ در سياست، اقتصاد و حكومت ايجاد كند و انقلاب اجتماعي بي نظير پديد آورد. با اين كه تئوري هاي غرب و شرق در تحليل انقلاب ايران كارآيي ندارد و دانشمندان غربي به اين حقيقت اعتراف كرده اند، برخي از غرب زدگان و شرق زدگان در تحليل هايي كه ريشه در همان تئوري ها دارد فرضيه هاي چهارگانه ي نادرست و غيرواقعي و ناقص «استبداد، عامل انقلاب» و «اقتصاد، عامل انقلاب» و «مدرنيزاسيون، عامل انقلاب» و «توطئه عامل انقلاب» را ساخته يا تأييد كرده اند گرچه برخي از اين عوامل به عنوان يك عامل فرعي در تئوري «مذهب، عامل انقلاب» قرار دارد ولي صاحبان اين فرضيه ها درصدد اين هستند كه آنچه ذكر شد را برخلاف حقايق بسيار روشن و واقعيات هاي آشكار موجود به عنوان «عامل اصلي» مطرح كنند و بنابراين همه ي آن ها در بي توجهي يا كم توجهي عمدي يا سهوي نسبت به نقش مذهب در انقلاب ايران اشتراك دارند. امام خميني درباره ي ماهيت انقلاب فرموده اند: «اين قيامي كه از پانزده خرداد شروع شد و تاكنون باقي است و اميد است باقي باشد تا همه ي اهداف اسلام جامه ي عمل بپوشد قيامي اسلامي است، قيامي ايماني است، پيرو هيچ قيامي نيست. همه مي دانيم كه پانزده خرداد مبدأ عطفي بود در تاريخ، نه پيرو نهضت هاي ديگر، قيام هاي ديگر، اين شعار بايد محفوظ باشد كه... اين قيام، قيام قرآني است، اين قيام، قيام اسلامي است. يك ملت ضعيفي كه هيچ نداشت، در مقابل ابرقدرت ها و در مقابل اين قدرت شيطاني كه همه ي چيز داشتند و تا دندان مسلح بودند، به قوه ي مليت نمي تواند غلبه كند. ملتي كه غلبه كرد براي اين كه شهادت آرزوي او بود. بعضي جوان هاي من، از من شهادت را طلب مي كردند و مرا قسم مي دادند كه دعا كن شهيد بشويم... اين قدرت مليت نيست، اين قدرت ايمان است، اين قدرت اسلام است. خبطه نكنند، اشتباه نكنند. اين اسلام است كه غلبه كرد برابر ابرقدرت ها، اين اسلام است كه فرزندان او به شهادت راغب هستند. اين قوه ي ايمان است كه مردم را سرتاسر ايران بسيج كرد. اين دست غيبي الهي بود كه مردم ايران را سرتاسر از بچه ي دبستاني تا پيرمرد بيمارستاني با هم، هم صدا و با هم، هم مطلب كرد... قدرت ايمان، قوه ي اسلام، قدرت معنوي ملت اين پيروزي را به ما ارزاني داشت. ما منت از خداي تبارك و تعالي مي كنيم، ما منت از ولي عصر(ع) مي كنيم كه پشتيباني از ما فرمودند. نبايد ابهامي در قضايا باشد... آن ها كه درصدد هستند اين نهضت را منحرف كنند از جهت اسلام، آن ها بدانند خائن بر اسلام هستند، خائن بر ملت هستند، امروز بايد شعار، همان شعار اسلامي باشد، جمهوري اسلامي. آن ها كه اصرار دارند اسلام را از كنار جمهوري كنار بگذارند. اين ها خائناني هستند كه در ملت مي خواهند اختلاف ايجاد كنند»( ) در نگاه امام خميني انگيزه ي مردم در شروع انقلاب و عامل اصلي پيدايش انقلاب هم اسلام ستيزي رژيم سلطنتي پهلوي بوده است، ايشان در اسفند 1351 ش در نامه اي به دانشجويان ايراني در خارج از كشور، ضمن ارزيابي اوضاع جهان اسلام و ايران نوشتند:

 

 «در اين ميان از همه أسف بارتر وضع ايران است كه رژيم آن مأموريت دارد... يكباره اسلام را ريشه كن سازد و ملت اسلام را بيش از پيش به ذلت و اسارت بكشد»( ) و در نامه ي ديگري نوشته اند: «جنايت كاري كه عليه تمام شعائر مذهبي و اسلامي مبارزه مي كند و با همه ي مظاهر اسلامي مخالف است نمي تواند بين مسلمين موافق داشته باشد»( ) و بعد از پيروزي انقلاب نيز در يك سخنراني، «منطق» انقلاب اسلامي را اين گونه تبيين فرمودند: «تكليف اين است كه از اسلام صيانت كنيم و حفظ كنيم اسلام را، كشته بشويم تكليف را عمل كرده ايم، بكشيم هم تكليف را عمل كرده ايم. اين همان منطقي است كه ما در اول هم كه با آن رژيم فاسد پهلوي مخالفت مي كرديم منطق ما همين بود. منطق اين نبود كه ما حتماً بايد پيش برويم، منطق اين بود كه براي اسلام مشكلات پيدا شده است احكام اسلام دارد از بين مي رود و مظاهر اسلامي دارد از بين مي رود و ما مكلف هستيم با همه ي قدرت با آن ها مقابله كنيم.»( )

تأمل و دقت در آنچه تا اينجا در اين دليل ذكر شد، روشن گر اين واقعيت است كه سعي و كوشش براي شناخت حقيقت انقلاب ايران، كوشش در راه شناخت اسلام و تلاش در جهت معرفت اسلام ناب محمدي(ص) است. مطالعات و تحقيقات در زمينه ي انقلاب اسلامي به شكل گيري بينش ديني و بصيرت و انديشه مذهبي در انسان كمك مي كند و اسلام هم ديني جامع، جهاني، جاويدان و داراي بهترين و كامل ترين راه و روش زندگي است و به همه شئون و ابعاد زندگي بشر توجه نموده و براي همه ي نياز هاي او رهنمود و حكم دارد و امام خميني در اين رابطه فرموده اند: «گمان نشود اسلام مثل مسيحيت هست، فقط يك رابطه ي معنوي مابين افراد و خداي تبارك و تعالي است و بس. اسلام برنامه ي زندگي دارد. اسلام برنامه ي حكومت دارد... اسلام از قبل تولد انسان شالوده ي حيات فردي را ريخته است تا آن وقت كه در عائله ي زندگي مي كند شالوده ي اجتماع عائله اي را ريخته است و تكليف معين فرموده است، تا آن وقت كه در تعليم وارد مي شود، تا آن وقت كه در اجتماعي وارد مي شود، تا آن وقت كه روابطش با ساير ممالك و ساير دول و ساير ملل هست، تمام اين ها برنامه دارد، تمام اين ها تكليف دارد در شرع مطهر.»( ) بنابراين شناخت انقلاب اسلامي، توانايي آراستگي انسان به احكام اسلامي را افزايش مي دهد و انسان را در تطبيق گفتار و رفتار خويش با اسلام ياري مي كند پس شناخت انقلاب اسلامي سرمايه ي زندگي است و راهنماي انسان در سيروسلوك معنوي، خودسازي، تهذيب و تزكيه ي نفس براي رسيدن به حيات طيبه ي فردي و مدينه ي فاضله ي اجتماعي است. شناخت انقلاب اسلامي زمينه ساز التزام و تعهد و تقيد فردي نسبت به احكام شرعي است و ضرورت آشنايي هر مسلمان با كتاب و سنت براي دريافت برنامه ي زندگي، ضرورت شناخت انقلاب اسلامي را آشكار مي نمايد. قرآن منشور انقلاب اسلامي ايران بوده و هست و بايد باشد و قرآن راهنماي بشر در زندگي شخصي است و داراي برنامه براي اداره ي جامعه بشري است و ضرورت آشنايي با اين كتاب انسان ساز، ضرورت شناخت انقلاب اسلامي را نشان مي دهد چون تفكر در انقلاب اسلامي دعوت كننده به خير و نيكي است. امام علي (عليه السلام) فرموده اند: التفكر يدعو الى البر والعمل به( ) «انديشيدن و تفكر انسان را به خير و نيكي و عمل به آن فرا مي خواند» و در سخن ديگر به عبرت و تفكري را كه بار حكمت و عصمت دارد تشويق نموده اند: «لتخل نفسك من فكرة تزيدك حكمة و عبرة تغيرك عصمة»( ) «نفست را از فكري كه حكمت تو را افزايش دهد و عبرتي كه به تو عصمت بدهد خالي مكن!»، و امام حسن (عليه السلام) نيز نقش تفكر در حيات قلبي را اين گونه بيان كرده اند: «التفكر حياة قلب البصير»( ) «تفكر مايه ي حيات قلبي انسان بصير است.» شناخت ماهيت انقلاب اسلامي و آگاهي و اطلاع از حقايق و آرمان هاي ديني و اهداف الهي و ارزش هاي قرآني آن براي آراستگي و اجرا و عمل است چون علوم عملي جز با عمل تحقق نمي يابد و تمام نمي شود و علم انقلاب و شناخت ارزش هاي اسلامي آن براي اجرا است. براي روشن شدن ارزش و مسؤوليت عمل به علم، تعدادي حديث علوي(ع) ذكر مي گردد:

«من عمل بالعلم بلغ بغيته من الآخره و مراده»( ) «هركس به علم عمل كند به مطلوب خود از آخرت و مرادش برسد.»

«العمل بالعلم من تمام النعمة»( ) «عمل كردن به علم از تمامي نعمت است (نعمت كامل و تمام اين است كه انسان عالم و باشد و به علم خود عمل كند).»

«اطلبوا العلم ترشدوا»( ) «علم را طلب كنيد تا راه راست و درست و طريق رشد را دريابيد.»

«اعملوا بالعلم تسعدوا» ( ) «به علم و آگاهي عمل نماييد تا سعيد و نيك گرديد.»

«اعملوا اذا علمتم»( ) «هنگامي كه علم پيدا كرديد عمل كنيد.»

«فضيلة العلم العمل به»( ) «فضيلت علم عمل به آن است.»

«قاتل هواك بعلمك»( ) «به وسيله علمت با هواي نفست جنگ كن.»

«ما عالم من لم يعمل بعلمه»( ) «كسي كه به علمش عمل نكند عالم نيست.»

«شكر العالم على علمه عَملُه به و بذله لمستحقه»( ) «شكر دانشمند و عالم براي علمش، عمل او به علم و عطا و بذل آن به مستحق علم است» كه با «به كار بستن» آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تأمين مي كند و «قدرت» آن را دارد كه قلم سرخ بر ستم گري ها و چپاول گري ها و فساد ها و تجاوز ها بكشد و انسان ها را به «كمال مطلوب» خود برساند و مكتبي است كه برخلاف مكتب هاي غيرتوحيدي در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولو بسيار ناچيز كه در «تربيت انسان» و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد فروگذار ننموده است و موانع و مشكلات سر راه تكامل را در اجتماعي و فرد گوشزد نموده و به رفع آن ها كوشيده است.( )

روشن است كه شناخت اسلام با اين ويژگي ها و توانايي ها و شناخت انقلابي كه برپايه چنين مكتبي استوار است براي بهره برداري در «عمل» است چون آگاهي از اين امتيازات و علم به احكام شرعي مسؤوليت آور و مقدمه يي براي عمل است و بدون عمل اين حقايق آشكار نمي گردد و برهمين اساس است كه امام علي (عليه السلام) فرموده اند:   آفـة العلم ترك العمل به( ) «آفت دانش و آگاهي ترك عمل به آن است.» در سخن ديگر علم بدون عمل را اين گونه توصيف نموده اند: «علم بلاعمل كشجر بلا ثمر»( ) «علم بدون عمل مانند درخت بي ثمر است.» در بياني ديگر نيز چنين هشدار داده اند: «علم بلاعمل حجّـة لله علي العبد»( ) «علم بي عمل حجتي براي خدا بر ضرر بنده است.»

 

راهنماي بازگشت به سوي دين در جهان و گسترش بيداري اسلامي

انديشه و گفتار و رفتار امام خميني و ماهيّت و جهت گيري انقلاب اسلامي و دستاورد ها و آثار آن در راه زنده كردن دين و اعتقاد به خدا قرار داشته است و راهنماي مردم جهان به وي دين و مذهب مي باشد. بنابراين بر پيروان دين در جهان لازم است انقلاب اسلامي ايران را كه منشأ بازگشت مردم جهان به سوي دين است به درستي بشناسند تا بيشتر به ارزش و اهميت آن پي ببرند. انقلاب اسلامي ايران در جهان اسلام تأثير فوق العاده گذاشت و موجبات بيداري اسلامي را فراهم كرد و راه بازگشت مسلمانان به خويشتن اسلامي و هويت ديني خويش را هموار نمود و آنان را به سوي اجراي احكام شرعي و پاي بندي بيشتر به قوانين الهي و رهنمود هاي قرآن و پيامبر اسلام(ص) فراخواند. اين انقلاب در جهان كفر و در بين غيرمسلمانان نيز تحرك ايجاد كرد به طوركلي گرايش به سوي دين در جهان تقويت شد و روي آوردن مردم جهان به ويژه اروپا و آمريكا به سوي اسلام گسترش يافت.

مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در چهارمين كنفرانس انديشه  اي اسلامي فرمودند: «صد سال است كه هويت اسلامي ملت هاي مسلمان را دارند تحقير مي كنند، به انواع روش ها و اسلوب ها به آن ها دارند مي فهمانند كه شما بايد اين هويت را ر ها كنيد و اين هويت چيز زائدي است. آنهايي كه تسليم شدند و هويت اسلامي خودشان را ر ها كردند وقتي مي بينند كه همان ارزش منفي، امروز به صورت يك ارزش مثبت و فعال، آن هم اين جور ميدان دار در صحنه ي عظيم جهاني تجسم پيدا كرده است احساس هيجان مي كنند احساس نياز به بازگشت مي كنند. لذا است كه امروز بازگشت روشن فكران پشت به اسلام كرده را، در بسياري از حكومت هاي كشور هاي اسلامي به سمت اسلام و قرآن شاهد هستيم، چه برسد به توده هاي مردم كه آن هويت اسلامي را همچنان حفظ كرده اند. پس مسلمان ها چون آن هويت فراموش شده را امروز اين طور زنده و شاداب و فعال و مثبت و ميدان دار و گستاخ در مقابل ابرقدرت ها و مقاوم و خستگي ناپذير و افزاينده و كوثر مي بينند قبول مي كنند كه اين هويت، هويت ارزنده اي است و به سوي آن روي مي آورند.»( ) در جاي ديگر فرمودند: «امام ما اسلام را دوباره زنده كرد و به ذهن و عمل انسان ها و صحنه هاي سياسي جهان برگرداند.»( ) در جاي ديگر فرمودند: «يك نفر مسلمان از كشوري بزرگ كه مسلمين در آن در اقليت قرار دارند به من مي گفت: «قبل از انقلاب اسلامي، مسلمان بودن خود را هرگز اظهار نمي كرديم. طبق فرهنگ كشور همه اسم محلي داشتند و هرچند خانواده هاي مسلمان بر روي بچه هاي خود اسم اسلامي مي گذاشتند اما جرأت نمي كردند آن اسم را اظهار كنند و از بيان آن خجالت مي كشيدند! اما بعد از انقلاب شما، مردم ما با افتخار اسم اسلامي خود را مي گويند و اگر از آن ها بپرسند كه شما چه كسي هستيد اول آن اسم اسلامي را با افتخار بر زبان مي آورند». بنابراين با كار بزرگي كه امام انجام داد مسلمان ها در همه جاي دنيا احساس عزت مي كنند و به مسلماني و اسلام خود مي بالند.»( ) در بيان ديگر درباره ي كار عظيم امام خميني فرمودند: «كار عظيمي كه او انجام داد اين بود كه در دنيايي كه اقيانوسي از لجن را در خود جاي داده بود و افراد خجالت مي كشيدند نام دين و ارزش هاي الهي را بر زبان آورند او توانست ارزش هاي الهي را مطرح و بزرگ كند و پرچمش را در جهان به اهتزاز درآورد. كاري كه او انجام داد جز با كار انبياء قابل مقايسه نيست... در پارلمان هاي كشورهايي كه ده ها سال است رسماً در آنجا دين جرم محسوب مي شود و ترويج آن ممنوع است و به عنوان يك پديده ي قديمي و زيادي و منسوخ و از مدافتاده و مضر تلقي مي شود، اسم خدا بر زبان ها آمد و نطق ها با «بسم الله الرحمن الرحيم»شروع شد. در دنياي مادي، پرچم معنويت و اسلام بلند شده است و اين موفقيت چيز كوچكي نيست. همه ي اين توفيق ها به دست قوي آن رهبر عظيم ايجاد شد، البته حركت را ملت ايران كرد».( ) در گفتار ديگر اسلام گرايي جهاني را اين گونه ترسيم نموده اند: به راستي بنيان ارزش هاي مادي بالا و داراي پيشرفت هاي زياد مي گويد: «خواهش مي كنم كتابي درباره اسلام بدهيد تا مطالعه كنم». قبل از پيروزي انقلاب، شما نمي توانستيد به زور دست جواني كه باد ماركسيسم به دماغش خورده بود يك جلد كتاب اسلامي بدهيد و بگوييد اين كتاب را مطالعه كن!... سرانجام به بركت قيام امام، ملت ايران و دنيا تكان خوردند و دگرگوني عظيمي در افكار و انديشه هاي مردم و جوان ها به وجود آمد. امروز نماينده ي مجلس يك كشور عادي كه هفتاد سال بر مبناي ماترياليسم و ديالكتيك اداره شده است به من مي گويد: «به بركت امام شما در پارلمان كشورم سخنراني ها با «بسم الله الرحمن الرحيم» شروع مي شود».( )

خودباوري و بيداري اسلامي و بازگشت به خويشتن عامل افزايش و رشد كاربرد اسامي اسلامي براي فرزندان در ميان خانواده هاي مسلمان در كشور هاي غيراسلامي است. مطابق آمار منتشره از سوي دفتر سرشماري جمعيت و آمار كشور انگلستان در سال 1995 ميلادي نام محمد در ميان 40 نام پرطرفدار و محبوب و مورد توجه و علاقه ي والدين براي نام گذاري فرزندان اول آنان قرار داشته است.( ) امام جماعت مسجد الاسلام واشينگتن به نام عبدالعليم موسي مي گويد: با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و تأثير شگرف آن بر مسلمانان جامعه ي آمريكا، سعودي ها و آمريكايي ها متوجه شدند كه بايد مساجد آمريكا را كنترل كنند اما نتيجه اي نگرفتند زيرا روح تشنه ي مردم آمريكا از حصار و چهارچوب هاي معادلات آمريكا فراتر است.( ) گسترش اسلام در آمريكا به حدي است كه سردمداران كاخ سفيد را به اعتراف واداشته است. برژينسكي مشاور امنيت ملي كاخ سفيد در دولت كارتر در كتاب خود به نام «درس هايي از قرن بيستم» چنين نوشت: «از نظر اعتقادي اسلام معاصر به نيروي بزرگي تبديل شده است كه از طريق انكار نوگرايي غربي با نابرابري مبارزه مي كند. درعصر حاضر رهبران اسلامي در تلاش اند مفهومي از نوگرايي به دست دهند تا جوامع اسلامي را قادر سازند از ثمرات تكنولوژي غربي منهاي مفاسد فرهنگي آن بهره مند شوند. در واقع در جهان اسلام امروز كه از گرايش هاي مذهبي جامع تر و قاطع تري برخوردار است يك نظريه ي تدافعي درحال رشد است كه نفوذ تباه كننده ي غرب را نفي مي كند و نوزايي و نوگرايي تمدن اسلامي را تشويق مي نمايد. بنابراين فراهم ساختن يك راه حل اسلامي كه در آن نوگرايي تكنولوژي (نه فرهنگي) در داخل نظام مبتني بر معيار هاي مذهبي جذب شود مذهب و سياست دست به دست هم داده اند. وي در ادامه مي نويسد: «جهان اسلام از حملات گسترده  اي كه به ارزش ها و سنت هاي آن به ويژه در آمريكا صورت مي گيرد به خوبي آگاه است. موفقيت هاي روزافزون اخير اسلام به عنوان ديني كه فوج فوج به آن مي گروند، گرچه از يأس و نااميدي ناشي از عمل كرد نادرست دولت مردان آمريكا سرچشمه مي گيرد اما بيش از هرچيز مديون ديدگاه جامع آن و الگويي است كه براي يك شيوه ي زندگي ايده آل وجايگزين ارائه مي كند.»( ) توسعه و گسترش بيداري اسلامي در جهان پس از انقلاب اسلامي ايران باعث شد قضاوت و نگرش غربي ها درباره ي اسلام عوض شود و پي به اشتباهات گذشته خويش ببرند. كلاوس كينكل، وزير امورخارجه ي سابق آلمان در مقاله ي كه درباره ي دين اسلام نوشت از غربي ها خواست اين دين بزرگ را به دقت مطالعه كنند و ديدگاه هاي خود را درباره ي اسلام تغيير دهند. وي در فوريه ي 1999 مقاله ي با عنوان «اسلام- همسايه» در فرانكفورتر آلگماينه به چاپ رساند و در آن چنين نوشت: «هگل فيلسوف آلماني معتقد بود كه نقش اسلام به لحاظ تاريخي تمام شده است ولي اين قضاوت درباره اين دين جهاني اشتباهي بيش نبود.» وي با اشاره به اين كه بسياري از اروپايي ها دچار اشتباه و تصور نادرست هگل درباره ي پايان نقش تاريخي اسلام شدند مي افزايد: «اسلام پس از مسيحيت بزرگ ترين دين دنياست و درحالي كه جمعيت پيروان اين دين در سال 1970 ميلادي برابر با 18 درصد جمعيت دنيا بود اينك به يك چهارم جمعيت دنيا (4 /1 ميليارد) رسيده است.»

 وي تصريح مي كند: «روز به روز نفوذ اسلام بيشتر مي شود و هم اكنون مسلمانان در 45 كشور دنيا اكثريت جمعيت اين كشور ها را تشكيل مي دهند... اسلام نه تنها ديني است كه مدام قلمرو و دامنه خود را توسعه مي دهد بلكه توانايي حضور اجتماعي اين دين در جامعه هاي بشري نيز رو به افزايش است.»( ) پروفسور لئوناردو كلريچي رئيس مؤسسه تحقيقاتي فلسفه و عرفان در ايتاليا در مصاحبه اي اظهار مي دارد: «من يقين دارم كه دنياي آينده ي غرب به مسيحيت تعلق ندارد... دين دنياي آينده و نه فقط غرب «دين اسلام است ... اكثريت مردم در سال هاي آينده به تمدن اسلامي رو مي آورند و يقيناً جهان در آينده براساس اسلام اداره خواهد شد. وي در پاسخ اين پرسش: «به نظر شما مركز ثقل معنويت در جهان فردا كدام نقطه است؟» گفت: من فكر مي كنم كه ايران باشد. در واقع ايران مركز تحول جديدي است كه برمبناي دين و مذهب در جهان به وجود آمده و غرب را تحث تأثير حقانيت خويش قرار مي دهد.»

دكتر سيدمحمد اصغري در يادداشت هاي سفر به كانادا و آفريقا با استناد به مقاله ي يكي از نويسندگان غربي و اظهارنظر يك انديشمند مسلمان غربي، نقش انقلاب اسلامي ايران در بيداري اسلامي در جهان غرب را چنين مي انگارد: «انقلاب اسلامي ايران در همه ي عرصه ي متفاوت بر مردم اروپا و كلاً غرب تأثير گذاشته است. اول; «تأثير بر تصوير غربي از اسلام». با وجودي كه تمام رسانه هاي غربي تصويري بسيار ناقص و منفي از انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني ارائه كرده اند، ليكن علي رغم همه ي منفي بافي ها، نقش مثبت و چشم گيري را مي توان مشاهده نمود. پس از انقلاب ايران اسلام و مسلمانان به عنوان نيروي سياسي و مذهبي جدي تلقي شدند و موضعي بسيار قوي در ارزيابي هاي سياسي ابرقدرت ها كسب نمودند. دنياي غرب ديگر نمي تواند با همان نگرش قبل از بهمن 1357 به اسلام و ايران بنگرد. آري ديگر نمي توان به اسلام به عنوان «غول مرده»! يا «عظمتي فراموش شده» و يا مذهبي با گذشته اي بزرگ ولي بدون آينده نگاه كرد... دوم; «تأثير انقلاب اسلامي بر تمام مذاهب و زندگي مذهبي در غرب» با اين توضيح كه انقلاب اسلامي امام خميني نه تنها تصوير تازه اي از اسلام در اروپا ارائه كرد بلكه زندگي مذهبي غيرمسلمانان را هم دگرگون ساخت. امروز حتي در اروپا هم مذهبي بودن يك ارزش شده است. رياست جمهوري سابق اتريش در يك سخنراني گفته است: «انقلاب اسلامي به تمام افراد مذهبي اعتبار و اعتماد به  نفس تازه اي داده است!» انقلاب اسلامي حتي در كليسا ها هم تأثير چشم گيري داشته است و اين تأثير باعث شده است تا كليسا هم به خود بجنبد. سردمداران كليسا به اين نتيجه رسيده اند كه كاتوليك هاي سرخورده از تجددگرايي به اسلام روي مي آورند آن ها در نهضت اسلامي پناهگاه مذهبي و سياسي تازه اي مي يابند... سوم; «تأثير انقلاب اسلامي بر جوانان، افراد و گروه ها» مي گفت: قبل از انقلاب اسلامي، حركت ها و جنبش هاي جوانان علي الخصوص در سطح دانشجويي و در كشور هاي غربي عمدتاً از افكار چپ و ماركسيسم تغذيه مي شد... با پيروزي انقلاب اسلامي، افق تازه اي گشوده شد. هيچ كس در غرب نمي توانست تصور كند كه روحانيت بتواند رهبري چنين جنبش عظيم ضدآمريكايي را بدون وابستگي به شوروي در دست گيرد. جوانان به مطالعه ي اسلام پرداختند و در اين مرحله موضع گيري خصمانه ي رسانه هاي جمعي تأثيري خلاف آن چه مي خواستند به بار آورد و عده اي از قبيل همين موضع گيري ها حقانيت شخصيت اسلامي را دريافتند. راه حل «نه شرقي، نه غربي» مبناي جديدي براي هويت مذهبي و سياسي گروه هاي كثيري از انديشمندان و جوانان شد. فتواي امام خميني عليه سلمان رشدي عمل كرد پربار و بركت خود را نشان داد و براي جوانان بالاخص تازه مسلمانان روشن كرد كه اعتقاد و ايمان آنان چه زيربناي استواري داشته است.»( ) «ديه گوردرد» دانشجوي هنر هاي آزاد دانشگاه سوني نيويورك كه چند ماه پس از حادثه ي 11 سپتامبر 2001 به اسلام گرويده و نام علي اكبر را براي خود برگزيده، درباره ي عامل اسلام آوردن خويش مي گويد: «خواندن يك كتاب از امام خميني موجب شد تا من اسلام را به عنوان دين خود انتخاب كنم.»( ) خانم مريم (ماريا) هدي از اعضاي جمعيت اسلامي اتريش نيز درباره ي عامل اسلام آوردن خويش گفت: «امام خميني زندگي مرا متحول كرد. من از طريق ايشان اسلام آوردم آشنايي من با ايشان از طريق انقلاب اسلامي و هم زمان با وقوع انقلاب بود كه من نيز با وجود مسافت زياد از اتريش تمام جريان ها را دنبال مي كردم.»( ) يك مسلمان آمريكايي ديگر كه تحصيلات عاليه در رشته ي ارتباطات دارد و اهل ايالت ويرجينياي آمريكا است  پس از اسلام آوردن نام هاجر حسيني را براي خود برگزيده است در زمينه ي انگيزه ي روي آوردنش به اسلام مي گويد: «در حقيقت من به دين اسلام در زمان بعد از انقلاب اسلامي علاقه پيدا كردم آن زمان روي دين هاي مختلف مطالعه مي كردم ولي به دين اسلام زياد توجه نكرده بودم تا اين كه انقلاب اسلامي باعث شد يك علاقه يي خاص به اسلام پيدا كنم. من يك چيزي در وجود امام خميني مي ديدم كه خيلي براي من جذاب بود... وقتي كه بعد از يك سال تقريباً هرچه توانستم درباره دين اسلام مطالعه كردم، بعد از آن به اين نتيجه رسيدم اين راه را كه امام مي رود راه خدا و راه حق است و من هم همان را انتخاب كردم. البته انگيزه ي من پذيرش و قبول انقلاب اسلامي و سلوك حضرت امام بود... عامل ديگري كه باعث شد دين اسلام را به عنوان دين واقعي و اصلي خود انتخاب كنم قيام امام حسين(ع) و واقعه كربلا بود چون من در مطالعاتم چيزهايي در مورد قيام امام حسين خوانده بودم كه مرا سخت تحت تأثير قرار داد.»( ) شيخ راشدالغنوشي، رهبر حركت اسلامي «النهضة» تونس عنوان يك مقاله ي علمي - تحقيقي خود را «انقلاب اسلامي ايران، پيشتاز حركت اسلامي در جهان» قرار داد و در اين مقاله نوشت:« بدون ترديد ايرانيان بودند كه اسلام را در همه جهان سربلند ساختند. وي در مقاله «تجديد حيات اسلام، حاكميت علما يا روشنفكران؟» هم چنين نگاشت:« انقلاب اسلامي ايران بيانگر يك پيشرفت كيفي در حركت اسلامي معاصر مي باشد.»( ) دكتر حسين الترابي در پاسخ اين پرسش: «به نظر شما آيا انقلاب اسلامي و انديشه ي امام خميني، داراي بازتاب ها و آثار مثبت بر رشد موج بيداري اسلامي در منطقه بود؟» گفت: «حتماً همين طور است... انقلاب اسلامي ايران انديشه ي كار مردمي و استفاده از توده هاي مردم را به عنوان هديه اي گرانبهاء به تجارب دعوت اسلامي در جهان اسلام عطا كرد... البته اين انقلاب، اسلام را دركل جهان بر سر زبان ها انداخت. اين از لحاظي مايه ي خير است چون اسلام را به گوش همه ي جهانيان رساند.»( )

فيصل مولوي، دبيركل جماعت اسلامي لبنان «اخوان المسلمين» در پيرامون نقش انقلاب اسلامي ايران در بيداري اسلامي اظهار داشت: «انقلاب اسلامي ايران توانايي خود را بر ادامه ي راه امام خميني ثابت كرده است. مسلمانان جهان افتخار مي كنند كه نهضت جهان گستر اسلامي را مديون حركت بي نظير امام خميني بدانند. بيداري اسلامي در جهان معاصر همچون سيلي است كه مستكبران و قدرت هاي سلطه گر را نابود مي كند و پيروزي هاي درخشاني را در ميدان هاي مختلف جهان نويد مي دهد. انقلاب اسلامي به رغم تمامي توطئه هاي جهاني همچون درخت تنومندي توانسته درقلب هاي مسلمانان جهان ريشه دوانده و دل هاي ملت هاي مستضعف تشنه ي حقيقت و آگاهي و آزادي را تسخير كند.»( )

دكتر محمد عمرفاروق از آمريكا در مقاله ي «نقش نهضت اسلامي در بيداري امت مسلمان» نوشت: «انقلاب اسلامي آگاهي نويني به وجود آورد گام نويني برداشت و بُعد نويني به روند نهضت اسلامي افزود. انقلاب اسلامي، نهضت اسلامي را تبديل به يك پديده ي منسجم و يكپارچه ي جهاني نمود.» وي در اين مقاله ويژگي هاي نهضت جهاني اسلامي را كه حاصل انقلاب اسلامي ايران است در يازده محور مي شمارد و اعتقاد دارد: «انقلاب اسلامي مسؤوليت بزرگ تري در بيدار كردن امت مسلمان و رهبري نهضت هاي اسلامي جهاني برعهده دارد... آنهايي كه نهضت اسلامي جهاني را شناختند و آن را پذيرفته اند، بايد رهبري انقلاب اسلامي را به عنوان رهبري امت مسلمان بپذيرند.»( )

بديهي است نقش بي نظير انقلاب اسلامي ايران در بيداري مسلمين و بيداري اسلامي جهاني، ضرورت شناخت وسيع و عميق و دقيق انقلاب اسلامي و همكاري با آن و بهره برداري از تجارب آن را نشان مي دهد. نقش انقلاب اسلامي در گسترش بيداري اسلامي در جهان و استعداد و انرژي فراوان دائمي آن در توسعه و تعميق اين بيداري غيرقابل انكار است علاوه بر اينكه، اين حقيقت در بيان مسلمانان معتقد و مبارز در سراسر جهان آشكار مي باشد، دشمنان انقلاب اسلامي و تحليل گران غربي نيز به آن اعتراف كرده اند. ريچارد كاتم در مقاله ي «واكنش هاي آمريكا و اتحاد شوروي به ستيزه جويي هاي سياسي اسلام در ايران» جمهوري اسلامي ايران را بازوي نظامي اسلام سياسي در خاورميانه مي داند.( )

مارگارت تاچر نيز ترس غربي ها را از بيداري اسلامي و گسترش فرهنگ اسلامي انقلاب ايران، آشكارا بيان كرده و گفته است «ما غربي ها در دهه ي 1980 از وسايل نظامي و ابزار جنگي شوروي و اقمارش نمي ترسيم. اگر شرق و اعضاي پيمان ورشو مجهز به تجهيزات جنگي و مسلح به سلاح هاي نظامي است، ما هم هستيم. ليكن از حضور فرهنگ اسلامي انقلاب ايران مي ترسيم.»( )

فصل نامه ي آمريكايي خاورميانه در مارس 1998 ميزگردي با حضور چهار مقام آمريكايي ترتيب داد نظر آن ها را پيرامون اهميت روابط ايران و آمريكا و تاكتيك هاي مؤثرتر براي استحاله و به سقوط كشاندن جمهوري اسلامي جويا شد. در اين گفت وگو پاتريك كلاوسن، رئيس تحقيقات مؤسسه سياست هاي خاور نزديك واشنگتن با توجه به نقش انقلاب اسلامي ايران در بيداري جهان اسلام گفت: «جمهوري اسلامي يك خطر عقيدتي به حساب مي آيد كه نمي توان آن را سبك شمرد. ايران به عنوان يك خطر بالقوه، از لحاظ برد جغرافيايي منحصر به فرد است. كنت تيمرمن، نيز در پاسخ اين پرسش: «رژيم ايران چه كاري غير از ساقط شدن را مي تواند انجام دهد تا تحريم ها خاتمه پيدا كند» گفت: مسئله اين نيست كه تحريم ها خاتمه پيدا كند، چون اين كار به معناي اين است كه ما مشروعيت جمهوري اسلامي را نپذيرفته ايم و اين بدان معنا است كه رژيم اسلامي توانسته بعد از آن همه فعاليت براي صدور ارزش هاي انقلاب اسلامي به سراسر جهان بدون مجازات ر ها شود و در واقع بايد اين احتمال را بدهيم كه رژيم قبل از لغو تحريم ها سقوط كند! »( )

 

پيوند و ارتباط سرنوشت اسلام ناب محمدي(ص) و انقلاب اسلامي ايران

به دليل خدمت بزرگ و بي نظير انقلاب اسلامي ايران به جهان اسلام و مسلمانان، پيوند و ارتباط بنيادين ميان اسلام راستين و انقلاب اسلامي ايران برقرار شده است. با توجيه چنين پيوند سرنوشت ساز و اساسي، مسؤوليت مسلمانان سراسر جهان در دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي ايران بسيار خطير و مهم مي باشد. بر مسلمانان جهان لازم است براي حفظ سلام راستين، انقلاب اسلامي ايران را به گونه اي وسيع، عميق و دقيق بشناسند تا بتوانند با پشتيباني علمي و عملي از انقلاب اسلامي ايران به وظيفه ي بزرگ خويش در دفاع از اسلام در جهان عمل نمايند. بنابراين ضرورت پاسداري از اسلام و سنت پيامبر اسلام(ص) ضرورت و معرفت و شناخت درست و كامل انقلاب اسلامي را آشكار مي نمايد. اين پيوند و ارتباط در بيان رهبر كبير انقلاب اسلام امام خميني به صراحت آمده است. در يك سخنراني به همگان چنين هشدار دادند: «كمك كنيد به هم، با هم باشيد، اگر با هم نباشيد شكست مي خوريد، اگر شكست بخوريد، اسلام شكست مي خورد، اگر خداي نخواسته در اين نهضتي كه شده است اسلام شكست بخورد ديگر سرش را تا سال هاي طولاني بلند نمي تواند بكند، براي اين كه ابرقدرت ها فهميدند اسلام قدرت دارد. شما اين قدرت را حفظ كنيد. از خداي تبارك و تعالي عاجزانه تقاضا مي كنم كه ما را بيدار كند، مسلمين را بيدار كند، حكومت هايي را كه در بلاد مسلمين هستند بيدارشان كند.»( ) در وصيت نامه ي سياسي - الهي خويش در اين رابطه چنين نوشته اند: «اسلام و حكومت اسلامي پديده ي الهي است كه با به كار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تأمين مي كند... اينك به توفيق و تأييد خداوند، جمهوري اسلامي با دست تواناي ملت متعهد پايه ريزي شده و آن چه در اين «حكومت اسلامي» مطرح است اسلام و احكام مترقي آن است، بر ملت عظيم الشأن ايران است كه در تحقق محتواي آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه «حفظ اسلام» در رأس تمام واجبات است كه انبياء عظام از آدم (عليه السلام) تا خاتم النبيين(ص) در راه آن كوشش و فداكاري جان فرسا نموده اند و هيچ مانعي آنان را از اين فريضه ي بزرگ باز نداشته و هم چنين پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه ي السلام (عليهم صلوات الله) با كوشش هاي توان فرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن كوشيده اند. امروز بر ملت ايران خصوصاً و بر «جميع مسلمانان» عموماً واجب است اين امانت الهي را كه در ايران به طور رسمي اعلام شده و در مدتي كوتاه نتايج عظيمي به بار آورده با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاء آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمايند.»( )

شهيد دكتر مصطفي چمران در بحث  از «پيروزي يا شكست انقلاب اسلامي» به اين پيوند تصريح كرده و مي گويد: «پيروزي يا شكست انقلاب اسلامي ايران بايد از جنبه هاي فكري، فرهنگي، فلسفي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و نظامي درنظر گرفته شود. اين انقلاب داراي ابعاد مختلف و عميق تاريخي و جهاني است كه در خلال 1400 سال تاريخ اسلام بي نظير بوده و رسالت مقدس اسلام را در اين دوره بحراني جهان از نو زنده كرده است. پيروزي يا شكست اين انقلاب، مستقيماً با شكست اسلام و معيارهايي كه اين انقلاب اسلامي مطرح كرده است منتهي مي شود... پيروزي و شكست انقلاب اسلامي ايران، پيروزي يا شكست ايده آل بشري براي تحقق يك نظم كامل اجتماعي است كه آزادي واقعي انسان را همراه با عدالت اجتماعي در سايه ي معنويت تضمين مي كند.»( )

دكتر منوچهر محمدي اين ارتباط را به اين صورت واضح نموده است: «پيروزي هاي چشم گير و شكوفايي روزافزون انقلاب اسلامي خواب راحت را از چشمان همه قدرت هاي استكباري زدوده است. ترس آن ها از اين است كه اگر به اين انقلاب امكان داده شود تا در آرامش به سر برده و ميداني براي معرفي يك نظام اسلامي پيدا كند جاذبه و كشش آن موجب خواهد شد كه نه تنها كشور هاي اسلامي به صورت غيرقابل مقاومت به طرف آن نظم كشيده شده بلكه كشور هاي غيرمسلمان نيز كه از بلوك بندي ها و وضع موجود جهان در رنج و عذاب هستند، مدل و شيوه ي ديگري را در اختيار خواهند داشت كه نمي توان آن ها را از اختيار كردن چنين مدلي بازداشت. قدرت هاي استكباري تا زمان شكست قطعي و نااميدي كامل خود تلاش خواهند كرد براي انقلاب اسلامي دردسر ايجاد كرده و اگر بتوانند مجدانه براي سرنگوني آن خواهند كوشيد و در آن صورت ادعا خواهند كرد كه ايجاد چنين كمال مطلوبي با عنوان نظام اسلامي عملي نيست... بايد هوشيار بود كه هر نوع موفقيت استكبار در اين زمينه، بزرگ ترين شكست را براي انقلاب به بار مي آورد و براي سال ها بلكه قرن هاي متمادي هرنوع حركت اسلامي را به شكست كشاند» و يا در نطفه خفه خواهد كرد.»( )

حجت الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني در دوران رياست مجلس شوراي اسلامي در نطق قبل از دستور ضمن گزارش سفر به كشور هاي الجزاير، ليبي، سوريه و لبنان به تحت فشار قرار گرفتن سفارت ايران در لبنان از طرف مبارزان لبناني براي حضور در جبهه هاي نبرد در ايران اشاره كرده و مي گويد: «وقتي كه من گفتم خودتان مشكلات داريد گفتند: «اگر ايران نجات پيدا نكند ما هم رفتني هستيم و اول بايد ايران را نجات داد بعد به سراغ ما آمد». در همين گزارش با نقل فضاي برخي ديدار هاي خويش با رهبران مسلمانان در كشور هاي اسلامي يادآوري مي نمايد: «اين رهبراني كه من ديدم دربست به اندازه ي ما براي انقلاب دلسوز هستند، به اندازه ي خود ما. بعضي هايشان طلبكارند، مي گويند كه اين انقلاب مال شما نيست. شما درست كرديد اما مال شما نيست. اين سرمايه اي است كه خداوند به اسلام براي نجات اسلام در اين زمان داده است».( )

دكتر كليم صديقي، نيز واقعيت ارتباط و پيوند مذكور را در آثار خود آورده و مي گويد: «امروز ايران مركزيت همه ي انديشه هاي سياسي را دارد كه از يك ريشه ي اسلامي نشأت مي گيرد... درحال حاضر «نهضت اسلامي» در ايران يك «انقلاب اسلامي» ايجاد كرده و در قلمرو حكومت ملي گراي ايران سابق هم اكنون يك «كشور اسلامي» بوجود آمده است و در واقع در جهان معاصر تنها در ايران ادغام كامل «حكومت اسلامي» و «نهضت اسلامي» تحقق يافته است و هم اكنون در ايران حكومت همان نهضت است و نهضت همان حكومت... البته ترديد نيست حتي در شرايطي كه هم اكنون به وجود آمده و كشور اسلامي به يك ناحيه ي كوچك جغرافيايي محدود است، دفاع از آن وظيفه ي همه ي مسلمانان در سراسر جهان مي باشد. دفاع نظامي از كشور هاي اسلامي تنها نوع محدودي از دفاع است.( )»

دكتر ابراهيم دسوقي شتا، از مصر در پايان مقاله ي خويش با عنوان «جمهوري اسلامي: اصول و گرايش ها» چنين مي نگارد: «در خاتمه سخني دارم كه همواره آن را تكرار خواهم كرد، مسلمانان ستم ديده و مستضعف نبايد توقع داشته باشند كه جمهوري اسلامي همه چيز را به تنهايي به انجام رساند» آن ها بايد عملاً ثابت كنند كه جبهه ي متحدي عليه كفر هستند، آن ها بايد آن چه درتوان دارند براي كمك به جمهوري اسلامي به كار گيرند زيرا سرافرازي اين جمهوري سرافرازي آن هاست و پيروزي آن، پيروزي آن ها.( )»

استاد عبدالمجيد تراب زمزمي، در بحثش از «واقعيت امروز جهان اسلام» مي گويد: «بي ترديد آن دسته از نهضت هاي اسلامي كه ايران را به عنوان پايگاه و مركز مبارزه خود قرار داده اند با ملي گرايي مخالفند... هدف اصلي اين جنبش ها ايجاد وحدت ميان امت اسلام حول محور كشور اسلامي ايران و رهبري بي نظير آن است زيرا آنان دريافته اند كه اسلام در صورت شكست انقلاب اسلامي ده ها سال و شايد قرن ها به انزوا و غربت كشيده خواهد شد.»( )

ابراهيم امين از لبنان در سخنراني خويش پيرامون «ويژگي هاي امت» همين پيوند را تبيين مي نمايد و مي گويد: «امروز ملت اسلامي ايران از اسلام دفاع مي كند و به نام اسلام مي جنگد و دشمن هم به عنوان اسلام و مسلمين با او روبرو شده است و اگر چنانچه اين انقلاب اسلامي ساقط شود از اسلام چيزي باقي نمي ماند و براي اسلام در دنيا پايه اي نخواهد بود.»( )

لوئيس فراخان، رهبر مسلمانان آمريكا و رئيس سازمان امت اسلامي در ايالات متحده ي آمريكا در سفر به ايران در راهپيمايي يوم الله 22 بهمن 1374 گفت: «كشور جمهوري اسلامي ايران امروز جلودار نهضت و انقلابي است كه درحال فراگير شدن در كل جهان است و شما نبايد از اين كه دشمنان درصدد ضربه زدن به اين انقلاب عظيم اسلامي هستند مأيوس شويد. ملت ايران نبايد حتي لحظه اي ترديد و ضعف به خود راه دهند زيرا در حقيقت جمهوري اسلامي ايران علمدار پرچم لااله الاالله و محمد رسول الله است»( ). وي در مصاحبه با روزنامه ي همشهري گفت: «انقلاب اسلامي ايران را به عنوان الگويي از چگونگي اداره ي دولت در قرن 21 بايد به همه ي مسلمانان ارائه كرد. از سويي امروزه، حركت جهاني اسلام با انقلاب اسلامي ايران پيوند خورده به طوري كه اگر انقلاب اسلامي شكست بخورد تمامي مسلمانان جهان نيز شكست خواهند خورد و برعكس در صورت موفقيت انقلاب اسلامي ايران كه البته چنين نيز خواهد بود... ساير ملت هاي مسلمان كه اكنون متوسل به قرآن شده اند خواهند گفت ايران با يك دولت اسلامي موفق است پس ما هم اين كار را بايد انجام دهيم.»( )

احمد عبدالحسين يحيي، آزاده ي لبناني كه پس از ده سال از زندان هاي رژيم اشغال گر قدس آزاد شد، ايران اسلامي را قلب تپنده ي حزب الله لبنان دانست و گفت: «حزب الله لبنان نياز به طپش قلب ايران اسلامي كه مهد آزادگان و سرافرازان جهان است دارد.»( )

خانم صافيناز كاظم، نويسنده ي مصري پس از رحلت امام خميني گفت: «من احساس مي كنم با از دست دادن امام خميني يتيم شده ام. دنياي اسلام به رهبري مانند ايشان احتياج مبرم داشت و اينك بسيار مشكل است با گذشت حتي بيش از يك قرن بتوان شخصي همتاي او پيدا كرد.» ( )

نظر به آن چه ذكر شد وابستگي سرنوشت اسلام و انقلاب اسلامي ايران و پيوستگي وضعيت انقلاب اسلامي و اسلام در جهان روشن است.  و مورد تأكيد آگاهان جهان اسلام مي باشد. بنابراين نابودي و شكست و ناكامي و يا ضربه خوردن و محدود شدن انقلاب اسلامي ايران به اسلام صدمه خواهد زد. پس كمك و تقويت انقلاب اسلامي ايران و دفاع و پشتيباني از آن وظيفه ي تمام مسلمانان است و چنين كاري نيازمند شناخت درست انقلاب اسلامي ايران از جانب مسلمانان جهان است.

 

توانايي كمك علمي و عملي به توفيق الگوي انقلاب اسلامي ايران

توفيق كامل انقلاب اسلامي ايران آرزوي همه ي آزادي خواهان و مبارزان جهان است. كارآيي و كارآمدي و موفقيت الگوي حكومت اسلامي كه در ايران با انقلاب اسلامي تشكيل شده است، كمك بسيار بزرگ به نهضت اسلامي جهاني و رشد و توسعه ي بيداري اسلامي است. بايد نياز هاي حكومت و انقلاب اسلامي و توانايي هاي كشور هاي اسلامي و مسلمانان مبارز در سراسر جهان، به هم پيوند بخورد و هم ياري و هم كاري مطلوب و مناسب و مؤثر ميان انقلاب اسلامي ايران و مسلمانان جهان تحقق يابد و رسيدن به اين هدف مقدس الهي متوقف به شناخت متقابل است. مسلمانان سراسر جهان با شناخت انقلاب اسلامي، ابزار ها و راه كاري مناسب، ياري انقلاب و توفيق و كمك هاي لازم را پيدا خواهند كرد.

دشمنان انقلاب اسلامي همواره كوشش كرده اند، حكومت اسلامي ايران را درگير مسائل گوناگون كنند تا با آرامش نتواند در راه رسيدن به اهداف بلند و نامحدودش حركت كند. آنان توفيق اين الگو و نمونه ي حكومت را براي منافع خويش خطرناك مي دانند و براي شكست و ناكامي آن يك لحظه درنگ نكرده اند و تمام امكانات جهان كفر و استكبار در راه خيانت به انقلاب اسلامي به كار گرفته شده است. درك اين واقعيت مسؤوليت مسلمانان جهان را در شناخت انقلاب اسلامي ايران براي درك نياز هاي آن و دفاع همه جانبه ي كارساز و سودمند از آن و تقويت و پايداري و پويايي و توفيق كامل حكومت اسلامي، آشكار و روشن مي كند.

 

اميدواري، نشاط و روحيه گرفتن

پيروزي انقلاب اسلامي ايران، مسلمانان سراسر جهان را اميدوار كرد و به آنان نشاط و روحيه ي بالا داد، توانايي هاي مكتب اسلامي و قدرت الله اكبر و دين و مذهب را آشكار كرد. مسلمانان جهان از پيروزي انقلاب اسلامي ايران خوشحال شدند و احساس افتخار و عزت و قدرت كردند. اكنون انقلاب اسلامي ايران نقطه ي اميد مسلمانان جهان و مايه ي تقويت روحيه ي آنان است. شناخت انقلاب اسلامي ايران و آشنايي با تاريخ مبارزات امت و امام و آگاهي از كيفيت و كميت مبارزه ي مردم ايران، شوق و نشاط و اميد را در دل ها زنده مي كند، بنابراين بر هر مسلماني لازم است با تاريخ اين معجزه ي الهي قرن آشنا شود تا با توكل بر خداي متعال در راه عزت و عظمت اسلام و مسلمين گام بردارد.

شيخ راشدالغنوشي در مصاحبه با هفته نامه ي «العقيدة» چاپ الجزاير از نقش امام خميني در نشاط دنياي اسلام ياد كرده و مي گويد: « امام خميني تبلور يك تحول طبيعي در امت اسلامي بود امتي كه آماده و مهيا گشته و چشم به راه رهبري است كه آن را به عنوان يك امت- نه از جايگاه حزبي يا فرقه يي بلكه از جايگاه فرامليتي اسلامي- مورد خطاب قرار دهد. حركت اسلامي زير فشار استكبارجهاني در معرض دشواري هاي بزرگي قرار گرفت از اين رو پيدايش امام خميني باعث پيش برد و سرزندگي و نشاط دنياي اسلام گرديد كه بيشتر به تلاطم دريايي، مي ماند كه امواج آن بيش از پيش اوج بگيرد و به همين دليل است كه همه ي نيرو هاي طاغوتي در جهان به وحشت افتاده اند. وي در مصاحبه ي ماهنامه ي عربيا چاپ لندن نيز گفت: چه كسي مي تواند انقلابي را كه اين گونه توانمند بر روي پاي خود ايستاده و نقطه ي اميدي براي مسلمانان جهان گرديده و خشم و دشمني غرب را به جان خريده انكار نمايد؟»( )

استاد عبدالمجيد تراب زمزمي درباره نقش انقلاب ايران در ايجاد اميد رهايي مي گويد: «توده هاي مسلمان و محروم پس از استشمام رايحه ي دل انگيز انقلاب اسلامي تا حدودي به شرايط أسف بار خودآگاهي يافته اند و اميد رهايي از مصيبت هايي كه دامنگيرشان شده در آن ها روز به روز بيشتر مي شود.»( )

دكتر محمد عمرفاروق انقلاب اسلامي را خاتمه دهنده ي يأس ها و عجز ها دانسته و اظهار مي دارد: «انقلاب اسلامي سال 1979 به كلي برنامه ي نهضت اسلامي را به طور اخص و امت مسلمان را به طور اعم تغيير داد. با پيروزي انقلاب اسلامي عصر جديدي آغاز گرديد و به طرز قابل ملاحظه و آشكار، به يأس ها و عجز هاي امت مسلمان خاتمه داد... انقلاب اسلامي در نظر مظلومان جهان بسيار اميدواركننده و در نظر پيروان جاهليت مأيوس كننده است... انقلاب اسلامي خواب و آرامش را از دشمنان اسلام سلب كرده و براي امت مسلمان يك رهبري بي نظير ارائه داده است.»( )

دكتر احمد هوبر سوئيسي، انقلاب اسلامي ايران را مايه ي تسلي و عامل نجات شناخته و چنين مي گويد: «فقط براي ما يك تسلي وجود دارد و آن اين است كه جمهوري اسلامي ايران كه آن هم در سال هاي بعد از 1980 شكل گرفته، عامل نجات ماست.»( )

استاد ظفرالاسلام خان از انگليس نيز گفته است: «درود و سلام به رهبر انقلاب اسلامي ايران و شهداء و دانشمندان و انقلابيوني كه آرزوي مسلمانان عالم اسلام را احياء كردند با فداكاري هاي خود، بعد از نااميدي و يأس كه صد ها سال همه را فرا گرفته بود... از خدا مي خواهم اين انقلاب راحفظ فرموده و نگهدارد و از خطا محفوظش كند چرا كه خير مسلمين جهان در آن است.»( )

صلاح الدين فتحي خاطره  اي را از يك جوان فلسطيني در زندان هاي رژيم اشغال گر قدس نقل كرده و مي گويد: دوسال پيش در يكي از زندان هاي صهيونيستي فلسطين اشغالي جواني بود فلسطيني كه از عذاب زندان ناله مي زد چرا كه استخوان هايش شكسته و خون از وي جاري بود، انگشت در خون خود فرو برده و بر در و ديوار زندان و بند خود مي نوشت: اي پدرم! اي آيت الله! اي امام خميني! پس كي مي آيي به طرف ما؟ اين ها استخوان مرا شكسته و من خسته ام اي پدر تا كي صبر كنم پس كي مي آيي؟! من به آن جوان كه امروز شهيد گشته است مي گويم: بلي آيت الله مي آيد و ما او را مثل اشك چشمي – اشك شادي - در چشمانمان مي نشانيم.( )

شيخ محمدمهدي شمس الدين رئيس مجلس اسلامي شيعيان لبنان درباره نقش امام خميني مي گويد: «از دستاورد هاي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني اين است كه انقلاب از مرز هاي ايران فراتر رفت و جهان اسلام را تحت تأثير قرار داد... با پيام انقلابي و بيانات روشن گرانه ي امام، اسلام به صورت يك قطب جهان شمول در برابر جريان هاي ماركسيستي و ليبرالي جلوه گر شد و به مسلمانان در رويارويي با قدرت ها اصالت و اعتماد به نفس بخشيد.»( )

امام علي(عليه السلام) فرموده اند: «ضادوا التواني بالعزم»( ) «به وسيله ي عزم و اراده با سستي ضديت و مخالفت كنيد!» در حديث ديگر فرموده اند: «عزيمة الخير تطفى نار الشّر»( ) «تصميم و قصد كار خير، آتش شر را فرو مي نشاند و خاموش مي كند.» شناخت انقلاب اسلامي ايران، راه درمان سستي ها و بي حالي ها و نااميدي ها است و انسان را به عزم و اراده ي قوي مي رساند وتصميم ساز و غيرت آور و همت آفرين است.

 

پيش گيري از غفلت و انفعال و تغافل و خيانت

غفلت به صورت طبيعي به مرور زمان پيش مي آيد. فاصله ي زماني از يك پديده «به تدريج زمينه ي غفلت از آن را فراهم مي كند. اشتغالات و گرفتاري هاي گوناگون نيز راه غفلت از برخي موضوعات را هموار مي كند. بنابراين غفلت در بسياري موارد بي اختيار و غيرارادي پديد مي آيد اما تغافل، خود را به غفلت زدن است كه فردي با اراده و اختيار و آگاهانه و عمدي خود را به غفلت مي زند همچون غفلتي، تمارض و تجاهل است كه به انگيزه هاي مختلف، نظير كوچك يا بزرگ نمايي اهداف و غرض ورزي ها و سودجويي ها و گرفتاري به جب و بغض هاي باندي و جناحي و هواي نفس و وسوسه هاي شيطاني، روي مي دهد. برخي موضوعات آن قدر بزرگ و مهم و حساس و سرنوشت ساز است كه لحظه اي غفلت از آن، پيامد هاي غيرقابل جبران و ضايعات بي نظيري را به همراه دارد و بايد از غفلت نسبت به آن ها جلوگيري نمود. انقلاب اسلامي ايران يك پديده ي الهي بزرگ و مهم است كه از پاسداري آن و توجه به سرنوشت آن به هيچ وجه غفلت نبايد كرد، بنابراين بايد موجبات غفلت نسبت به آن را از بين برد تا همواره در اذهان مسلمانان جهان زنده و پايدار و محل توجه باشد و به رسالت خويش درباره ي آن عمل نمايند. چه كسي نه تنها خود گرفتار غفلت نخواهد شد بلكه مي تواند ديگران را نيز از غفلت نجات دهد؟ آن كه خود هوشيار و بيدار و آگاه و حساس و روشن باشد و با پي گيري و مطالعه ي دائمي و تحقيق و پژوهش و شناخت انقلاب اسلامي بتواند خواب آلودگان و غافلان را شناسايي و بيدار و آگاه نمايد. غفلت از كار خير و امور سودمند در منطق عقل و خرد و در بيان بزرگان ديني نكوهش شده است. امام علي (عليه السلام) فرموده اند: «الغفلة فقدة»( ) «غفلت موجب فقدان و از دست دادن است،» «الغفلة ضلالة»( ) «غفلت سبب گمراهي است»، «الغفلة اضر الاعداء»( ) «غفلت و بي خبري خطرناك ترين و زيان مندترين دشمنان است،» «من غفل جهل»( ) «هركس غافل است جاهل است،» «لاعمل لغافل»( ) «كاري براي غافل نيست.» در اين رهنمود هاي علوي دقت كنيد عواقب و پيامد ها و لوازم غفلت روشن مي گردد غفلت از انقلاب اسلامي موجب از دست دادن آن و سبب گمراهي غفلت و ناداني اوست و او را از عمل لازم بازمي دارد و زيان هاي بسياري دارد بنابراين بر مسلمانان جهان لازم است با كوشش در راه شناخت انقلاب اسلامي و كسب اطلاعات كامل و دقيق و هوشياري و بيداري، از غفلت نسبت به انقلاب اسلامي، نجات يابند و بتوانند ديگران را نيز از غفلت برهانند و بيداري اسلامي را گسترش دهند. امام (عليه السلام) فرموده اند: «ضادوا الغفلة باليقظة»( ) «به وسيله ي آگاهي و هوشياري و بيداري با غفلت مبارزه كنيد!،» «اليقظة نور»( ) «بيداري و آگاهي روشنايي و نور است،» «من امارات الدولة اليقظة لحراسة الامور»( ) «از نشانه هاي دولت، بيداري براي حراست امور و حفاظت است.» اگر به ماهيت انقلاب اسلامي و ابعاد و بركات آن توجه گردد روشن مي شود كه يقظه و بيداري و آگاهي و كوشش و تلاش مستمر در راه شناخت آن براي رهايي از غفلت و بي خبري از آن، وظيفه ي تمام مسلمانان جهان است. شناخت انقلاب اسلامي و آگاهي از آن موجب بيداري اسلامي است و تلاش در راه گسترش بيداري اسلامي تكليف شرعي هر مسلمان است، بنابراين غفلت از شناخت انقلاب اسلامي نيز سبب غفلت از بيداري اسلامي و ناتواني در گسترش آن است. استاد عبدالمجيد تراب زمزمي با اشاره به توطئه هاي استكبار جهاني عليه انقلاب اسلامي، به دانشمندان جهان اسلام چنين مي گويد: «بايد ديد كه اكنون وظيفه ي ما در قبال آن چيست؟ نقش روحانيون و انديشمندان و وظيفه ي حركت هاي اسلامي به چه صورتي است؟ وظيفه ي همگي ما درحال حاضر نيرو بخشيدن به گام هايي است كه براي انقلاب برداشته مي شود، هرگونه سستي و غفلت كه در اين مسير صورت گيرد مسؤوليت آن به عهدة ما است. متأسفانه جنبش ها و حركت هاي اسلامي آن گونه كه شايسته است به اين مسئله توجه نكرده اند.»( )

دكتر منوچهر محمدي استاد دانشكده ي حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران درباره ي خطر غفلت چنين نوشته است: «امروزه صداي توده هاي مسلمان با شعار هاي «لاشرقية لاغربية ثورة اسلامية» در اقصي نقاط جهان اسلام بلند است، توده هاي مسلمان به يمن پيروزي پيروزي انقلاب اسلامي ايران راهي را انتخاب كرده اند كه ما طي كرده ايم. هرنوع غفلت در ادامه ي راه موجبات يأس و سستي آن ها را نيز فراهم خواهد كرد بنابراين بار موفقيت ها و شكست هاي ملل ديگر هم بر دوش ما قرار دارد و نبايد از آن غافل بود.( )»

 

شكر نعمت انقلاب اسلامي ايران

انقلاب اسلامي ايران يك نعمت بزرگ الهي است و در منطق وحي و سنت معصومين (عليهم السلام) شكر نعمت لازم و ارزشمند است. شكر هر نعمت بايد متناسب با همان نعمت باشد و شكر نعمت انقلاب اسلامي بدون شناخت كامل و دقيق، انقلاب اسلامي امكان پذير نيست. بنابراين بر مسلمانان جهان لازم است براي شكر نعمت انقلاب اسلامي ايران، آن را به خوبي و به درستي بشناسند. شكر نعمت انقلاب اسلامي ايران به ياري و كمك به آن در راه رسيدن به تمامي اهداف و كوشش در راه بقاء و تداوم انقلاب اسلامي و اقتدار آن نيازمند شناخت اين انقلاب است. امام علي (عليه السلام) در موضوع فضيلت وارزش شكر و آثار آن فرموده اند: «ان اتاكم الله بنعمة فاشكروا»( ) «اگر خداوند به شما نعمتي داد پس شكر و سپاسگذاري كنيد!،» «بالشكر تدوم النعم»( ) «با شكر نعمت ها پايدار مي ماند و ادامه مي يابد،» «ثمرة الشكر زيادة النعم»( ) «نتيجه و ميوه ي شكر زيادي و افزايش نعمت هاست،» «بالشكر تستجلب الزيادة»( ) «با شكر زيادي و افزايش جلب مي شود وتحقق مي يابد.» با توجه به اين رهنمود هاي علوي، ضرورت شكر نعمت انقلاب اسلامي آشكار مي گردد. با شناخت اين انقلاب و پاسداري از آن و مبارزه با انحرافات و نفوذ آفات، قطعاً اين انقلاب پايدار مي ماند و نعمت، افزايش مي يابد و با گسترش بيداري اسلامي جهاني در كشور هاي اسلامي، نهضت جهاني اسلامي نتيجه خواهد داد و با انقلاب اسلامي در آن كشور ها نيز حكومت اسلامي تشكيل خواهد شد و اتحاد امت اسلامي و حكومت بزرگ جهاني اسلامي به وجود خواهد آمد. روشن است باكوتاهي در شناخت انقلاب اسلامي و پاسداري از آن و ترك شكر نعمت و كفران نعمت، اين نعمت بزرگ از دست خواهد رفت و مسؤوليت خسارت و ضرر هاي اسلام و مسلمين برعهده ي كساني خواهد بود كه در وظيفه ي شكر اين نعمت كوتاهي كرده اند. امام خميني در وصيت نامه ي سياسي -  الهي خويش، ملت هاي مسلمان را از غفلت در شكر نعمت انقلاب اسلامي بازداشته و چنين نوشته اند: «من اكنون به ملت هاي شريف ستمديده و ملت عزيز ايران توصيه مي كنم كه از اين راه مستقيم الهي كه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر كافر وابسته است بلكه به صراطي كه خداوند به آن ها نصيب فرموده است محكم و استوار و متعهد و پايدار، پاي بند بوده ولحظه  اي از «شكر اين نعمت» غفلت نكرده و دست هاي ناپاك عمال ابرقدرت ها چه عامل خارجي و چه عمال داخلي بدتر از خارجي، تزلزلي در نيت پاك و اراده آهنين آنان رخنه نكند.»( )

 

صدور انقلاب

منظور از صدور انقلاب اسلامي به سراسر جهان، صدور فكر و انديشه ي ديني و ارزش هاي اسلامي است و اين حقيقت در گروي شناخت دقيق انقلاب اسلامي است. مسلمانان جهان بايد انقلاب اسلامي ايران را به درستي بشناسند تا بتوانند در صدور اين انقلاب به جهان، ايفاي نقش كنند. امام خميني درباره ي صدور انقلاب فرمودند: «ما انقلاب مان را به تمام جهان صادر مي كنيم چرا كه انقلاب ما اسلامي است تا بانگ لااله الاالله و محمدرسول الله بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاي جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم.»( ) «ما بايد اسلام را پيش ببريم و در همه جاي دنيا ان شاءالله صادر كنيم و قدرت اسلام را به تمام ابرقدرت ها بفهمانيم.»( ) «اميدواريم كه اين نهضت به ساير بلاد اسلامي هم صدور پيدا كند.»( ) «همه با هم قيام كرديم كه اسلام را در اينجا زنده كنيم و ان شاءالله به ساير جا ها هم صادر كنيم.»( ) بايد تمامي قدرت ها و ابرقدرت ها بدانند كه ما تا آخرين نفر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطرة خون براي اعتلاي كلمه الله ايستاده ايم و برخلاف ميل تمامي آنان، حكومت نه شرقي و نه غربي را در كشور هاي جهان پايه ريزي خواهيم كرد.»( ) در رابطه با روش صدور انقلاب نيز فرموده اند: «ما مي خواهيم اسلام همه جا باشد و مي خواهيم اسلام صادر بشود ما كه نمي گوييم مي خواهيم با سر نيزه صادر بكنيم ما مي خواهيم با دعوت به هرجا اسلام را صادر كنيم.»( )

همان طور كه ملت ايران در صدور انقلاب اسلامي بايد تلاش كند مسلمانان سراسر جهان نيز بايد در صدور انقلاب اسلامي ايران كوشش و جديت داشته باشند وانجام وظيفه ي آنان در صدور انقلاب اسلامي متوقف به شناخت انقلاب اسلامي است زيرا صدور مجهول، امكان پذير نيست بايد تفكر انقلاب اسلامي و معيار ها و اهداف و آرمان ها و استراتژي و تاكتيك هاي ويژه ي آن را بشناسند تا بتوانند به اين رسالت خويش عمل كنند.

امام خميني در سخنراني براي ميهمانان خارجي در دهه ي فجر انقلاب اسلامي به اين رسالت آنان تصريح كرده و فرموده اند: «من اين جشن بزرگ و بالحقيقة اين عيد اسلامي بزرگ را به همه ي ملت هاي اسلامي، بلكه محرومان تمام دنيا تبريك عرض مي كنم. تبريك براي اين كه اين انقلاب، انقلاب ايران نيست... آن چيزي كه در اين جا حاصل شد و بايد آن را جزء معجزات حساب كنيم همان انقلاب دروني اين ملت بود...  پيروزي را ما بايد از انقلاب دروني مردم جستجو كنيم... آن چه مي خواهم به آقاياني كه از خارج آمدند اينجا عرض كنم اين كه نبايد ببينيد و برويد ساكت بنشينيد... شما نرويد ساكت بنشينيد. برويد مردم را متحول كنيد. برويد وضع ايران را به آن ها بگويد. به اين رسانه هاي گروهي اعتراض كنيد. آن ها مي خواهند اسلام را كنار بگذارند. آن ها به ما كاري ندارند، به اسلام كار دارند و اين قدرت، مال ما نيست. اگر ما بوديم يك روز هم نمي توانستيم حياتمان را ادامه بدهيم. اين قدرت اسلام است. برويد به آن ها بگوييد كه اين قدرت اسلام را شما نمي توانيد بشكنيد. اعتراض كنيد به اينهايي كه تبليغات سوء مي كنند. شما تماشاچي نباشيد كه بياييد ببينيد و برويد سراغ كارتان و ديگر كار نداريم تا سال ديگر دوباره دعوت كنند! صد سال هم اگر اين طور باشد يك پول سياه هم ارزش ندارد. برويد به مردمتان بگوييد. خيال نكنيد نمي شود نديد ايران را. ايران خيال كرديد از اول اين طور بوده است؟ خير، اول اين جور نبود. چقدر اين ملت رنج كشيد، چه قدر اين ملت جوان داد، چقدر اين ملت تمام هستي خودش را فدا كرد و حالا هم دارد مي كند… برويد ملت تان را بيدار كنيد. هركدام هر جا هستيد بگوييد مسايل را. خيال نكنيد كه اگر اين مسائل را بگوييد دولتتان چه مي كند. وقتي بكند بهتر است، بيشتر احترام پيدا مي كنيد. تبعيدتان كند بالاتر مي شويد، حبس تان كند بالاتر مي شويد، اگر دنيا را مي خواهيد. اگر براي خدا هم هست كه كسي نبايد از اين چيز ها بترسد. مردم را با خدا آشنا كنيد، با اسلام آشنا كنيد، با اخلاق اسلامي آشنا كنيد تا نتيجه بگيريد… اميدوارم اين آقاياني كه از كشور هاي مختلف آمده اند و قدم رنجه فرموده اند و به ايران آمده اند، توجه كنند به مسائل ايران و براي ملت هاي خودشان نقل كنند. حامل پيام اين ملت باشند براي كشور هاي خودشان، حامل اين شور و جوششي كه در اين ملت هست، حامل اين وضعي كه در اين ملت الان هست باشند براي كشور خودشان، ما كشور را كشور ايران نمي دانيم، ما همه ي ممالك اسلامي را از خودمان مي دانيم. مسلم بايد اين طور باشد ما دفاع از همه ي مسلمين را لازم مي دانيم... شما هم به ملت هاي خودتان سفارش كنيد. بگوييد به اين حرف هايي كه در اين رسانه هاي گروهي دنيا زده مي شود گوش ندهيد. اين ها مي خواهند شما را دور كنند از اسلام... در هر صورت تكليف زياد است، بزرگ است براي همه ي ما. ما براي ادامه ي اين انقلاب تكليف زياد داريم... اين تكليف براي همه ي ماست.»( )

دكتر كليم صديقي بر صدور انقلاب اسلامي ايران تأكيد كرده و مي گويد: «قدرت سياسي جديد اسلام يعني كشور اسلامي ايران بايد روح نيروي خود را در جسم بقيه ي امت بدمد و بدون توجه به حكام و طبقات ممتاز استعماري، با علما و توده هاي مسلمان جهان تماس مستقيم برقرار كند.» وي بر ضرورت بسيج امكانات نهضت اسلامي در جهان براي تعاون به كشور اسلامي ايران براي تحقق انقلاب هاي اسلامي، نيز تأكيد ورزيده چنين ادامه مي دهد: «به وجود آوردن چنين «تعاوني» بين «كشور هاي اسلامي» و «نهضت اسلامي» بزرگ ترين و اساسي ترين وظيفه ي زمان است، بي شك پس از ايجاد معادله نخستين، انقلاب هاي اسلامي ديگر و كشور هاي اسلامي جديد به طور طبيعي بوجود خواهند آمد.»( )

 

بهره برداري از تجارب انقلاب اسلامي ايران

تاريخ انقلاب اسلامي ايران گنجينه اي از تجارب فراوان و ارزشمند است، انقلاب اسلامي ايران يك مدل قابل تكرار و شايسته ي تقليد است كه مي تواند الگو و نمونه و سرمشق جهانيان قرار گيرد. مسلمانان جهان بايد از اين تجربيات گران بهاء و بي نظير بهره برداري نمايند و اين كار نيازمند اطلاع و آگاهي از تاريخ انقلاب اسلامي و شناخت ماهيت انقلاب و درس   ها و پيام ها و عبرت هاي آن است.

 

تقويت پايگاه اسلامي مبارزه با آمريكا و اسرائيل

ايران اسلامي پايگاه بزرگ و مقتدر دفاع از فلسطين و مبارزه با رژيم اشغالگر قدس و امپرياليزم آمريكا در جهان است و اين واقعيت انكارناپذيري است، مسلمانان مبارز در جهان از اين حقيقت اطلاع دارند و دشمنان نيز به آن اعتراف كرده اند. تقويت و نيرومندي و كارآمدي بيشتر اين پايگاه وظيفه ي مسلمانان جهان است و پشتيباني كامل و درست ازاين پايگاه و تشخيص راه كاري افزايش قدرت و عزت آن و توانايي شناساندن اين پايگاه به جوانان و نوجوانان در بلاد اسلامي، وابسته و متوقف به شناخت عميق انقلاب است.

 

هدايت مستضعفان و رهايي آنان

انقلاب اسلامي ايران راه را به مستضعفين جهان نشان داد و حامي و پشتيبان مستضعفان جهان است. تجارب اين انقلاب براي مستضعفان جهان سودمند و راه گشا است و البته براي مستضعفان مؤمن و موحد و مسلمانان مفيدتر و مؤثرتر است، بنابراين بر مستضعفين سراسر جهان لازم است براي استفاده از تجارت قابل تكرار و پيروي آن، انقلاب اسلامي را به درستي بشناسند و با تاريخ مبارزات ملت مسلمان ايران آشنا شوند. امام خميني در اين موضوع فرموده اند: «نهضت ايران تنها مختص به ايران نبوده، بلكه نهضت مستضعفين عليه مستكبرين است و مورد حمايت تمام كساني كه به انسانيت و حقوق بشر احترام قائلند خواهد بود»( ) «مجاهدات شما جوانان و مسلمين برومند ايران و همه ي طبقات كه با وحدت كلمه دست اجانب را كوتاه كرديد الگويي است براي همه ي مستضعفين. من اميدوارم تمام مستضعفين كه زيربار مستكبرين هستند به واسطه ي مجاهدات شما به خود آيند و خود را نجات دهند.»( ) «من اميدوارم عامل پيروزي انقلاب ايران الگويي براي همه ي مستضعفين جهان باشد.»( ) «اي مستضعفان جهان برخيزيد و هم پيمان شويد و ستم گران را از صحنه برانيد كه زمين از آن خداست و وارث آن مستضعفان هستند.»( ) «من اميدوارم كه يك حزب به اسم حزب مستضعفين در تمام دنيا به وجود بيايد و همه ي مستضعفين با هم در اين حزب شركت كنند و مشكلاتي را كه سر راه مستضعفين است از ميان بردارد و در مقابل مستكبرين و چپاول گران شرق و غرب قيام كنند و ديگر اجازه ندهند كه مستكبرين به مستضعفين عالم ظلم كنند.»( )

نقش انقلاب اسلامي ايران در تقويت نهضت مستضعفين در جهان و دميدن روح اميد و نشاط در دل آنان، قابل كتمان نيست و در بيان آزادي خواهان و مستضعفين جهان و اعترافات دشمنان آنان به روشني وجود دارد.

 

خنثي سازي تبليغات دشمنان انقلاب اسلامي ايران در جهان

دشمنان اسلام و مخالفان عزت و عظمت مسلمانان براي شكست و ناكامي جمهوري اسلامي ايران كه «بزرگ ترين و قدرت مندترين پايگاه جهان اسلام» است،( ) هيچ گاه دست از توطئه برنخواهد داشت. كفار و مشركين جهان تمام امكانات خويش را براي نابودي انقلاب اسلامي ايران به كار گرفته اند از همه ي ابزار ها و منابع خويش در راه مبارزه با نظام اسلامي ايران بهره برداري كرده اند و بهره برداري خواهند نمود و تمام سازمان ها و نهاد هاي بين المللي را بازيچه ي دست خويش قرار داده و به استخدام درآورده اند. تأليف كتاب و انتشار مقالات و ساختن فيلم و بازي هاي كودكان و استفاده از رسانه هاي گروهي و راديو وتلويزيون هاي جهان و مطبوعات و سايت هاي اينترنتي و ماهواره ها بخشي از اقدامات دشمنان انقلاب اسلامي در جهت مبارزه با اين انقلاب است.

امپرياليزم خبري و خبرگزاري هاي وابسته به صهيونيزم و آمريكا و اروپا دنبال شايعه پراكني و تهمت و تغيير واقعيت ها و تحريف و انحراف هستند. مقابله ي با اين حجم بالاي تبليغات گمراه كننده و مسموم بسيار سخت و مشكل است. مصونيت مسلمانان سراسر جهان در برابر اين تهاجم فرهنگي غربي عليه انقلاب نيازمند شناخت عميق انقلاب اسلامي است. مسلمانان جهان بايد كوشش كنند ماهيت انقلاب اسلامي ايران را به درستي بشناسند و ارتباط دائمي با رسانه هاي گروهي ايران اسلامي داشته باشند و اطلاعات كامل و دقيق درباره ي حوادث و رويداد هاي داخلي و خارجي پيرامون انقلاب اسلامي كسب كنند تا تبليغات امپرياليزم خبري خنثي گردد. توانايي نقد و بررسي آثار دشمنان انقلاب و بيگانگان برضد انقلاب اسلامي و تأليف كتاب و مقاله در پاسخ آنان، بدون شناخت انقلاب اسلامي ممكن نيست. كوشش و تلاش مستمر مسلمانان جهان در راه شناخت انقلاب اسلامي، ضعف و كمبود امكانات تبليغاتي و اطلاع رساني انقلاب را جبران مي كند و تهاجم قلمي و تصويري جهان غرب عليه انقلاب و تفسير هاي غلط و انحرافي آنان را بي تأثير و كم تأثير خواهد كرد.

شناسايي دشمنان انقلاب اسلامي و نقشه هاي آنان و توانايي رويارويي و نبرد با آنان و خنثي كردن توطئه هاي آنان، يك دليل ضرورت شناخت انقلاب اسلامي ايران است زيرا شناخت انقلاب زيربناي شناسايي دشمنان انقلاب مي باشد. امام علي (عليه السلام) خطر كوتاهي در دشمن شناسي را تبيين نموده و فرموده اند: «من نام عن عدوه انتبهته المكايد»( ) هركس در دشمن شناسي كوتاهي كند و بخوابد مكر و حيله هاي دشمن او را از خواب بيدار نمايد. بديهي است كه دشمنان انقلاب اسلامي دشمن عزت و سربلندي مسلمانان و مخالف اقتدار تك تك اعضاء امت اسلامي و پيروان حضرت محمد(ص) هستند. بنابراين مسلمانان جهان نبايد در شناسايي دشمنان انقلاب اسلامي و نبرد با آنان كوتاهي كنند. امام علي (عليه السلام) در احاديث ديگر «كوچك شمردن دشمن» و «خود را از تلاش دشمن در امان دانستن» و «مشورت با دشمن»، نكوهش كرده و فرموده اند: «لا تستصغرنّ عدواً و ان ضعف»( ) دشمن را كوچك مشمار گرچه ضعيف باشد»، لا تأمن عدواً و ان شكر( ) از دشمن در امان مباش گرچه شكر كند، «لا تشاور عدوك و استره خبرك»( ) با دشمنت مشورت نكن! و خبرت را از او پنهان دار». مطابق اين گفتار علوي استصغار دشمنان و بي توجهي و كم توجهي به آنان حتي اگر ضعيف باشند ناروا است پس در شرايط فعلي كه دشمنان پول و قدرت و تبليغات را در اختيار دارند و با مثلث زر و زور و تزوير به جنگ با انقلاب اسلامي آمده اند، غفلت از دشمن و كم توجهي به او، به خاطر عواقب و خطر هاي بزرگي كه دارد زشت و حرام است. دشمن اگر با تزوير و عوام فريبي و تظاهر به دوستي و با زبان تشكر نيز به صحنه آمد، هرگز نبايد ما خود را در امان بدانيم و خطرش را فراموش نماييم و او را دست كم بگيريم.

فرمان به ترك مشورت با دشمنان در اين حديث به خاطر ترس از افشاي راز ها و لو رفتن خبر ها است لذا اگر انسان با خويشتن داري و هوشياري و كتمان سر و پاي بندي به راز داري براي كسب خبر از دشمنان و درك مواضع و مقاصد آنان به مشورت با آنان روي آورد كار ارزشمندي است كه امام علي (عليه السلام) در حديث ديگري به آن فرمان داده و فرموده اند: «استشر اعدائك تعرف من رأيهم مقدار عدواتهم و مواضع مقاصدهم»( ) با دشمنانت مشورت كن تا از رأي آنان مقدار دشمني آنان و جايگاه هاي مقاصد و اهدافشان را بشناسي!.

 

توانايي تفكيك اصل و حقيقت انقلاب اسلامي از عمل كرد و رفتار انقلابيون

شناخت گوهر انقلاب اسلامي، ويژگي ها و ساختار حقيقي آن، سرمايه  اي است كه انسان را از گمراهي و سوءتفاهم باز مي دارد. انقلاب اسلامي همچون هر پديده ي ديگر امكان دارد گرفتار آفات و آسيب گردد، انسان آگاهي كه انقلاب اسلامي را به درستي شناخته است با مشاهده ي آفات نه تنها  به اصل انقلاب بدبين نمي شود و از آن روي برنمي گرداند بلكه در آسيب شناسي و آسيب زدايي نيز انقلاب را ياري خواهد كرد. يكي از راه هاي موردنظر دشمنان انقلاب براي نابودي و ضربه ي به انقلاب، برنامه ريزي براي نفوذ درون انقلاب و تلاش براي آلوده كردن آن است تنها انقلاب شناس مؤمن و هوشيار است كه با چنين تلاش هايي گمراه نمي گردد بلكه در شناسايي اين نفوذي ها نيز مي تواند انقلاب را ياري كند. گردانندگان انقلاب و كارگزاران حكومت اسلامي از خطا و معصيت پاك نيستند و ممكن است به دلايل گوناگون اشتباه كنند و مغلوب هواي نفس و وسوسه هاي شيطاني و تمايلات حيواني گردند و به خاطر اختلافات سليقه اي و حزبي و باندي و حب و بغض هاي شخصي و سودجويي، دست به اقدامات زشت و ناروا بزند اين قبيل كار ها نيز موجب بدبيني انقلاب شناس متعهد و دلسوز نمي گردد و او را از انقلاب اسلامي جدا نمي كند بلكه او را به تلاش و كوشش صادقانه و چاره انديشي وا مي دارد كه باخيرخواهي درصدد رفع عيب و نقص ها و اصلاح امور بر آيد و به مسؤوليت امر به معروف و نهي از منكر عمل كند.

در هر حال شناخت وسيع و عميق و دقيق و كامل انقلاب اسلامي عامل درك تفاوت هاي احتمالي بين اصل و حقيقت انقلاب با رفتار و گفتار انقلابيون است. همان طور كه امكان دارد يك مسلمان به وظايف اسلامي خويش عمل نكند، اين نيز ممكن است كه يك انقلابي به رسالت انقلابي خويش عمل نمايد، همانطور كه ممكن است اسلام چيزي ومسلمانان چيز ديگري باشند امكان دارد انقلاب چيزي و انقلابيون چيز ديگري باشند، همانطور كه يك اسلام شناس به راحتي اين تفاوت ها را درك مي كند يك انقلاب شناس نيز با تشخيص اين تفاوت ها از اصل انقلاب دور نخواهد شد و از انقلاب جدا نمي شود بلكه با بصيرت از حقيقت انقلاب اسلامي دفاع و پاسداري خواهد كرد. امام خميني به بهره برداري دشمنان از لغزش ها اشاره كرده و مي فرمايند: آن ها كه با اين نهضت مخالف اند دنبال اين هستند كه از ما و از شما و از جوان هاي ما يك لغزش ببينند، لغزش را پاي جمهوري اسلامي حساب مي كنند و با هياهو و بوق و كرنا راجع به جمهوري اسلامي كارشكني مي كنند.( ) در پيام به مناسبت سومين سال انقلاب نيز چنين نوشتند: «من بيم آن دارم كه شياطيني كه براي شكست جمهوري اسلامي با قلم هاي مسمومشان نشسته اند تا يكي را ضدانقلاب كنند و اعمال بي رويه ي اشخاص را به پاي جمهوري اسلامي محسوب دارند با فرياد وا اسلاما جمهوري اسلامي را مشوّش كنند.»( ) مطابق اين رهنمود هاي رهبركبير انقلاب اسلامي ايران، يكي از ترفند هاي مخالفان جمهوري اسلامي و شياطيني كه مي خواهند افراد را ضدانقلاب كنند و آنان را از انقلاب برگردانند، انگشت گذاشتن روي لغزش ها و بزرگ نمايي كار هاي نادرست انقلابيون است.

اين ترفند هم در داخل ايران و هم در خارج و در سطح بين المللي به كار گرفته مي شود و البته افراد ساده لوح و بي اطلاع و نادان به سرعت در دام دشمنان مي افتند و گمراه مي شوند ولي كساني كه حقيقت انقلاب و ابعاد و بركات آن را به درستي بشناسند همين آگاهي و معرفت انقلابي آنان عامل ناكامي دشمنان و رسيدن به هدف مي گردد.

 

وحدت جهاني مسلمين (شيعه و سني)

تفرقه و جدايي سياسي مسلمانان خطرناك است و زيان هاي فراواني براي جهان اسلام و امت اسلامي داشته است و دارد. دشمنان اسلام و مخالفان عزت و قدرت مسلمين همواره درصدد ايجاد اختلاف و درگيري بين مسلمانان و پيروان مذاهب بوده اند و يكي از نقشه هاي استكبار جهاني و صهيونيزم بين المللي و آمريكا و اروپاي فاسد، براي مهار قدرت روزافزون نهضت جهاني اسلام، همين تلاش در راه دامن زدن به اختلافات فرقه اي و مذهبي است. انقلاب اسلامي، همواره منادي وحدت اسلامي و اتحاد مسلمين جهان بوده و هست، تأسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي و تشكيل هفته ي وحدت و برگزاري كنفرانس هاي بين المللي وحدت و رهنمود هاي سازنده و عميق رهبركبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي امام خميني و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي و تأكيد فراوان بر واژه ي اسلامي در تركيب انقلاب اسلامي و نام مجلس شوراي اسلامي و... روشن گر همين سياست اسلامي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران است. تلاش در راه رسيدن به وحدت اسلامي و تشكيل امت واحده ي بزرگ جهاني از مجموع پيروان بوده و هست و شناخت حقيقت انقلاب اسلامي و مباني و اهداف و دستاورد هاي آن، راهنماي وحدت اسلامي و عامل روي آوردن به وحدت اسلامي است و تلاش هاي دشمنان را در محدود كردن انقلاب اسلامي به يك مذهب و منحصر نمودن به يك كشور خنثي خواهد كرد. امام خميني در موضوع وحدت اسلامي فرموده اند: «ما همه در تحت لواي توحيد مجتمع هستيم. ايران مال همه است و توحيد مذهب همه است و مبدأ و معاد ايده ي همه است و ما اين مشتركات را داريم و ملت واحده هستيم و لازم است كه در مسائل ايران همه در صحنه بوده و همه با هم يك واحدي باشيم... ما ملت ها كه در تحت پرچم توحيد هستيم تا با هم مجتمع نباشيم، در اصل مليتي كه مال همه است با هم مجتمع نباشيم و با هم وحدت نداشته باشيم و در صحنه ها حاضر نباشيم در مقابل اين سيل كفر و اين نسل فزاينده يي كه همه ي عالم را دارد مي برد نمي توانيم مقاومت كنيم.»( ) در جاي ديگر ضرورت وحدت را تبيين نموده و مي فرمايند: «برادران اهل سنت و تشيع لازم است كه وحدت شان را هرچه بيشتر حفظ كنند، مطرح كردن سني و شيعه خلاف اسلام است و فرقي بين سني و شيعه نيست بلكه ما همه مسلمانيم و بايد برادرانه براي اسلام و انقلاب اسلامي مبارزه وجهاد كنيم... امروز اختلاف بين ما تنها به نفع آن هايي است كه نه به مذهب شيعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفي و يا ساير فرق. آن ها مي خواهند نه اين باشد و نه آن. راه را اين طور مي دانند كه بين شما و ما اختلاف بيندازند. ما بايد توجه كنيم كه همه مسلمان هستيم و همه ي ما اهل قرآن و اهل توحيد هستيم و بايد براي قرآن و توحيد زحمت بكشيم و خدمت كنيم.»( )

دكتر كليم صديقي، انديشمند بزرگ اهل سنت مي گويد: «انقلاب الاسلامي، ريشه هاي اصلي، قدرت و نيروي حياتي لازم براي متحد ساختن امت در يك نهضت اسلامي را دارد.»( ) وي در گزارش سوابق افكار و فعاليت هاي مؤسسه ي اسلامي لندن به برخي از اهداف و دستاورد هاي انقلاب اسلامي اشاره كرده و مي نويسد: «اجتهاد علماي شيعه در زمان قبل از انقلاب اسلامي ايران و در خلال آن باعث نزديك تر شدن مواضع شيعه و سني شده است. اكثر مواضعي كه بر سر راه ايجاد اتحاد بين مكاتب شيعه و سني وجود داشت از ميان برداشته شده است. اختلافات جزئي موجود در محتواي كلامي طرفين، امروزه حائز اهميت چنداني نمي تواند باشد و حتي مي توان آن را ناديده انگاشت و انجام تعديلات عادي در محتواي مناظرات و جهت گيري هاي علمي و انديشه يي، پيشرفت هاي بزرگي را در جهت تحقق اتحاد امت به بار خواهد آورد و مسأله ي اختلاف بين شيعه و سني را كه همواره مورد استفاده دشمنان قرار گرفته است از بين خواهد برد.»( ) وي در گفت وگوي با حضرت آيت الله واعظ زاده، دبير مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، يكي از دستاورد هاي مهم صدور حكم اعدام سلمان رشدي مرتد از جانب امام خميني را نزديك شدن مذاهب دانسته و مي گويد: «حمايتي كه حضرت امام در برابر صدور چنين فتوايي بدست آوردند از همه ي اقشار مختلف مذاهب اسلامي (شيعه، شافعي، مالكي، حنبلي و حنفي) بود و كل جهان اسلام پشت سر ايشان قرار گرفت و اين امر بيش از هر چيز ديگر موجب شد كه مذاهب اسلامي به هم ديگر نزديك شوند.»( )

شيخ راشدالغنوشي درباره ي نقش انقلاب اسلامي در بيداري امت مي گويد: «البته پايگاه اصلي انقلاب اسلامي ايران، به ظاهر مبتني بر تشيع است ولي اين انقلاب وابسته به جريان جهاني فراگير است كه هدف آن برانگيختن روح اسلامي، بيداري امت و هدايت آن تا مرحله رهبري تمدن جهاني است.»( ) وي درباره ي توانايي انقلاب اسلامي در جهت درهم كوبيدن مرز هاي ناسيوناليستي و فرقه گرايي مي نويسد: «انقلاب ايران يكي از موفقيت هاي عظيم در جهان معاصر اسلام است. حادثه يي تعيين كننده كه به عنوان بهترين نمونه در حركت جنبش هاي اسلامي معاصر باقي خواهد ماند... انقلاب توانسته است مرز هاي ناسيوناليستي و فرقه گرايي را درهم كوبيده و در دل تمامي توده هاي تحت ستم و انسان هاي شكنجه ديده نفوذ كند و در واقع با پيروزي اين انقلاب، اسلام براي نخستين بار توانسته است به عنوان تئوري انقلاب جهاني مطرح گردد.»( )

0 نظر