درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 مساله وحدت و تقريب مذاهب اسلامی، از ديرباز همواره جز اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌های مصلح سياسی و مذهبی بوده و تلاش برای تحقق آن در اعصار گوناگون، با نشيب و فراز فراوان روبرو گرديده است. از ابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی ايران نيز وصول به اين هدف مقدس، که متکی به ريشه های استوار در کتاب و سنت می باشد، يکی از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خمينی (ره) بوده است.

 

طرح مساله تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معنای «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت يکديگر به منظور دستيابی به تئالف و اخوت دينی بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی»، در پی ناهمسازگري ها و تفرقه های موجود ميان جوامع مختلف اسلامی آغاز گرديد. تبعات ناشی از اين مسئله، در روابط قومی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان هويدا گرديد. به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگی و وحدت ميان مسلمانان از سوی دانشمندان و مصلحان جامعه اسلامی نيز آغاز شد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجری شاهد تلاقی گسترده انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامی هستيم. در اين دوران، وجود مناظره های علمی بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد واقع گرايی و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمی و پژوهشی بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکی و همسازگرايی فرق گوناگون اسلامی دارد.

 

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

سه شنبه 8 فروردين 1396 29 جمادی‌الثانی 1438 Tuesday 28 March 2017

.

.

.

انقلاب اسلامي ايران و جنبش بيداري انتفاضه
1395/03/29 176

انقلاب اسلامي ايران و جنبش بيداري انتفاضه

مقاله ي حاضر، نخست انتفاضه را معنا مي‎كند، آن گاه، زمينه‎هاي پيدايش آن وگروه‎ها و سازمان‎هاي نزديك به انتفاضه را معرفي مي‎نمايد

 

 

چكيده

مقاله ي حاضر، نخست انتفاضه را معنا مي‎كند، آن گاه، زمينه‎هاي پيدايش آن وگروه‎ها و سازمان‎هاي نزديك به انتفاضه را معرفي مي‎نمايد. تأثير انتفاضه بر اسرائيل و ساف، موضوع بحث بعدي است. براي درك عميق تأثير انقلاب‎ اسلامي بر انتفاضه، مروري كوتاه بر روابط ايران دوره ي پهلوي با اسرائيل (رژيم‎ اشغال‎گرقدس‎) صورت مي‎گيرد. بعد از آن تأثيرات انقلاب اسلامي بر اين‎ پديده (مسأله ي فلسطين و انتفاضه‎) موشكافي مي‎شود. در پايان، مقاله با اين‎ سخن به انتهاء مي‎رسد كه تنها راه نجات فلسطين، اسلام است.

 

 كليد واژه‎ها

فلسطين‎، انتفاضه‎، انقلاب‎اسلامي‎، اسرائيل‎، ساف‎، رژيم‎صهيونيستي‎، ايران.

 

پيشگفتار

انتفاضه يا «انقلاب سنگ‎»، جنبش جوان و نوين ضد صهيونيستي است كه‎ با بهره‎گيري از كمترين امكانات در پي نيل به هدفي بزرگ (آزاد سازي فلسطين‎) است. اين حركت محصول تأثير پذيري از انقلاب اسلامي در احياي اسلام، پاسخي به اعمال فشار و اقدامات سركوب گرانه رژيم اشغال‎گر قدس، واكنشي در برابر يأس، نااميدي، ضعف و سستي دولت‎هاي عرب در رويارويي با اسرائيل و سرانجام، واكنشي در برابر ناتواني و ناكامي گروه‎هاي‎ نظامي و سياسي فلسطيني در نجات آن كشور است. مردم و سازمان‎هاي‎ هوادار انتفاضه، با تكيه بر ايمان انقلابي در درون مرزهاي اشغالي به مبارزه‎اي‎‎ بي امان عليه اسرائيل دست زده‎اند به گونه‎ اي‎ كه سازش ناپذيري آنان، اسرائيل، آمريكا و ساف را در حل بحران خاورميانه (مسأله ي فلسطين‎) با دشواري‎هايي بسيار رو به رو كرده است‎.

 

تعريف انتفاضه

انتفاضه، واژه‎اي‎ عربي است كه از ريشه ي «نَفَض» به معناي جنبش، لرزش‎، انقلاب، غبارروبي، قيام عليه رخوت و ركود پيش از انقلاب و حركت‎ِ همراه‎ با نيرو و شتاب مي‎باشد. انتفاضه، نخست نامي بود براي گروهي جدا شده از سازمان فتح، ولي اينك، نامي است براي حركت نوين مردم فلسطين. اين‎ حركت، در دهه ي 80 ميلادي /60 شمسي در سرزمين‎هاي اشغالي فلسطين عليه اسرائيل آغاز گرديد. انتفاضه نامي براي خيزش خود جوش‎، مستقل‎، مستمر، تهاجمي‎، همگاني‎، غير مسلحانه‎، آگاهانه‎، معترضانه و شجاعانه ي مردم فلسطين در مصاف با اسرائيل‎ است‎.(1)

مردم فلسطين‎، به جاي سلاح گرم از سنگ براي دفاع از خود و تهاجم‎ عليه دشمن بهره مي‎گيرند. از اين رو، انتفاضه را «انقلاب سنگ‎» نيز مي‎گويند. استفاده از سنگ‎، موجب نگراني اسرائيل را فراهم آورده است‎؛ زيرا ياد آور مبارزه و پيروزي حضرت داوود(ع) پيامبر بزرگ بني اسرائيل‎، بر جالوت‎ است‎. در اين مبارزه‎، حضرت داوود(ع) با استفاده از سنگ‎، جالوت كه نماد باطل بود را از پاي در آورد.(2)

در تاريخ معاصر فلسطين، وجود چهار انتفاضه در سال‎هاي 1921، 1932، 1939(3) و 1987 م‎./ 1300، 1311، 1318 و 1366 ش‎. مي‎درخشد كه‎ هيچ يك به گستردگي و پايداري انتفاضه ي اخير نبوده‎اند. از اين رو، انتفاضه ي نوين‎ مردم فلسطين را «انتفاضه ي بزرگ‎» نيز گفته‎اند. در اين انتفاضه، شيوه ي تهاجمي‎، مبارزه در درون مرزهاي فلسطين و تأكيد بر مباني اسلامي‎، جاي گزين شيوه‎ ي تدافعي‎، نبرد در بيرون از مرزهاي فلسطين و انديشه غير ديني گرديده است‎.(4)  دكتر فتحي ابراهيم شقاقي‎، دبير كل شهيد جهاد اسلامي فلسطين‎، در باره ي انتفاضه گفت‎:

«در تاريخ انقلاب‎ها و مبارزه‎ها، واژه ي «انتفاضه‎» پيشينه‎يي‎‎ طولاني دارد. اما از نظر معنايي‎، انتفاضه بر قيام عليه رخوت و ركود دلالت مي‎كند. انتفاضه‎، مرحله ي قبل انقلاب است‎. براي‎ مثال قيام مدرسه ي فيضيه ي قم را انتفاضه مي‎ناميم و قيام سال 1357 ايران را انقلاب مي‎گوييم‎. آنچه كه اكنون در فلسطين اتفاق‎ مي‎افتد، در واقع انقلاب است‎، اما ما در آغاز پيش بيني‎ نمي‎كرديم كه چنين فراگير باشد و نام آن را انتفاضه گذاشتيم‎؛ لذا ما در جنبش جهاد اسلامي‎، قيام فعلي فلسطين را «انتفاضه ـ انقلاب‎» مي‎ناميم‎.»(5)

 

بسترهاي زايش انتفاضه 

انتفاضه، معلول عواملي پُر شمار است‎، از آن جمله‎:

1ـ انقلاب اسلامي ايران‎: انقلاب اسلامي بهمن 1357 ش‎ ايران موجب‎ احياي اسلام و بيداري مسلمانان شد و خودباوري را در فلسطين‎ها تقويت كرد و آنان را به برخورداري از توانايي لازم براي گرفتن حق خويش آگاه ساخت‎. پيروزي انقلاب، گواهي بود بر توانايي اسلام در بر انداختن ظلم و فساد نظام‎هاي طاغوتي و استكباري‎. مسلمانان فلسطيني‎، ايرانيان را در پيش و پس‎ از پيروزي انقلاب اسلامي در كنار خود يافتند و به پوشالي بودن قدرت‎ آمريكا در حمايت از رژيم شاه ايران آگاه شدند. رويدادهاي شگفت‎انگيز انقلاب اسلامي‎، مردم ايران و شيوه ي مبارزه ي آنان عليه رژيم پهلوي را به عنوان‎ نمونه اي آرماني براي مبارزان جنبش‎هاي اسلامي مطرح كرد.(6)

2ـ ظلم و ستم رژيم صهيونيستي‎: شهيد دكتر فتحي ابراهيم شقاقي در اين باره گفت:

«انتفاضه‎... پاسخي بود به اشغال‎گران و اعمال سركوب و طغيان و تكبر آنان و اقدامات‎شان در ويران سازي منازل‎، مصادره ي زمين‎ها، اسكان يهوديان و ساختن شهرك‎ها، شكنجه ي‎ مبارزان‎، دست گيري و تبعيد و ترور و شكستن استخوان‎هاي آنان‎، نابود كردن اقتصاد فلسطين و زير سازهاي جامعه‎، دزديدن‎ آب‎ها، تحميل ماليات و جرايم سنگين‎، تعطيل مدارس و دانشگاه‎ها، جلوگيري از كار و كسب‎، ناديده گرفتن حقوق‎ انساني و سياسي و ساير اقدامات مربوط به مجازات دسته‎ جمعي‎.»(7)

افزون بر اين‎، بايد به تحقير فلسطينيان به عنوان شهروندان درجه ي دوم و تلاش صهيونيست‎ها براي از بين بردن هويت اسلامي و عربي نيز اشاره كرد.

3ـ يأس و نااميدي از دولت‎هاي عرب‎: شهيد شقاقي در اين باره گفت:

«انتفاضه پاسخي بود به واقعيت أسف‎انگيز و يأس آور اعراب‎ كه وابستگي‎، ضعف و سستي خود را آشكار كرده بودند. آن ها فلسطين و آزاد سازي فلسطين را توجيهي براي بقاي خود مي‎ديدند، تا جايي كه مسأله ي فلسطين را در آخر ليست‎ اولويت‎ها قرار دادند و همگان اين امر را كه حتي خود كنفرانس‎هايي مثل كنفرانس سران‎، در نوامبر 1987 م‎ / بهمن‎ 1366 ش‎ مشاهده كردند.»(8)

در سال 1987 م /1366 ش‎ براي نخستين بار، مسأله ي فلسطين‎ تحت‎الشعاع مسأله‎يي‎ ديگر، يعني جنگ ايران و عراق قرار گرفت‎ .أسف‎بارتر اين كه در كنفرانس مزبور، برگزاري كنفرانس صلح اعراب و اسرائيل با حضور آمريكا و شوروي (سابق‎) به تصويب رسيد.(9)

4ـ ناتواني گروه‎هاي نظامي و سياسي در نجات فلسطين‎: با شكست‎ اعراب در جنگ 1967 م‎/ 1346 ش‎ حضور مستقيم و مستقل عنصر فلسطيني در مبارزه عليه اسرائيل‎، به مقوله‎  اي اجتناب‎ناپذير تبديل شد. از اين‎ رو، سازمان‎ها و گروه‎هاي نظامي (چريكي‎) و سياسي پديد آمدند كه كوشيدند با تكيه بر مبارزه ي مسلحانه‎، فلسطين را از چنگال اسرائيل نجات بخشند. اما از اواخر دهه ي 70 م‎. / 50 ش‎. گروه‎هاي مذكور و نيز ساف به ناتواني نظامي خود براي رهايي فلسطين پي بردند و در نتيجه‎، رو به سستي نهادند و مبارزه ي سياسي‎ را جاي گزين مبارزه ي نظامي كردند، ولي به زودي در اين شيوه نيز با شكست رو به‎ رو شدند. سرخوردگي مردم از اين گروه‎ها زماني شدت گرفت كه هر يك از آن‎ها تحت نفوذ يكي از كشورهاي عرب‎، كه به آرمان فلسطينيان خيانت كرده‎ بودند، در آمد.(10)

5- مبارزات جنبش حزب الله لبنان‎: حزب الله با الهام گرفتن از انديشه‎هاي امام خميني (ره‎)، و ايدئولوژي انقلاب اسلامي‎، توانست هم در دوران مبارزه با اسرائيل‎، وهم پس از عقب نشيني نيروهاي اشغال‎گر از لبنان، به عنوان يك نيروي تأثير گذار بر مسأله و انتفاضه ي فلسطين ايفاي نقش كند. استراتژي حزب الله در قبال انتفاضه از اين اصل پيروي مي‎كند كه هيچ يك از نيروهاي حزب الله‎، در داخل فلسطين‎، اقدام به عمليات نمي‎كنند، بلكه خود فلسطيني‎هاي تحت آ‎موزش و هدايت حزب الله‎، به مبارزه با رژيم‎ صهيونيستي مي‎پردازند، به همين دليل‎، شيوه ي مبارزه ي مبارزان فلسطيني نيز، كاملاً مشابه مبارزه ي حزب الله لبنان با اسرائيل غاصب در جنوب لبنان است. اين مسأله اي ‎ است كه رژيم اشغال‎گر قدس به آ‎ن اعتراف كرده است‎. به‎ بيان‎ديگر اساس مبارز ه ي حزب الله لبنان با اسرائيل‎، چه در خاك لبنان و چه در درون خاك فلسطين اشغالي‎، به وسيله ي نيروهاي انتفاضه‎، بر عمليات شهادت‎ طلبانه قراردارد. رهبر حزب الله لبنان‎، همانند امام خميني (ره‎)، نسبت به اين‎ مبارزات در درون رژيم اسرائيل‎، بسيار خوش بين بوده‎، و معتقد است كه تداوم‎ دين مبارزات مي‎تواند در آ‎ينده‎، اين رژيم را از لحاظ امنيتي دچار مشكل كند، همان ديدگاهي كه مبارزان فلسطين دارند، وبر اساس‎ آن به مبارزه ادامه‎ مي‎دهند.(11)

 

انتفاضه و تشكل‎هاي سياسي

مهم‎ترين گروه‎ها و سازمان‎هاي فلسطيني‎، همواره تحت تأثير جنبش‎ اخوان المسلمين مصر بوده‎اند. اخوان المسلمين مصر از اواخر دهه ي 1946 م‎. فعاليتش را به فلسطين گسترش داد و از آن پس و به ويژه در سال 1948 م‎. /1327 ش‎. و سال‎هاي پس از آن‎، سهمي بسيار در مبارزات ضد صهيونيستي‎ و اسرائيلي داشته است‎. اما كناره‎گيري تدريجي شعبه ي فلسطيني اخوان  المسلمين از صحنه ي مبارزات سياسي و پا فشاري بر تداوم فعاليت‎هاي‎ فرهنگي‎، آموزشي و كادر سازي‎، منجر به جدايي جوانان انقلابي مخالف‎ مشي‎ِمسالمت‎آميز، از آن سازمان گرديد.(12)

جنبش جهاد اسلامي فلسطين ( حركة الجهاد الاسلامي في‎فلسطين‎)، نخستين انشعاب از اخوان المسلمين غزّه به شمار مي‎رود كه اين جدايي‎، تحت‎ رهبري دكتر فتحي شقاقي‎(13) و در 1980 م‎. / 1359ش‎.(13) به وقوع پيوست‎. اساسي‎ترين شعار جنبش نوين فلسطيني‎، طرد شعار «فلسطين منهاي اسلام و اسلام منهاي فلسطين‎» است‎. برجسته‎ترين ويژگي اين جنبش‎، در بهره جستن‎ از مشي مسلحانه به عنوان تنها راه نجات از سوي جنبش جهاد اسلامي نهفته‎ است‎. اگر چه جنبش جهاد اسلامي با انجام عمليات اكتبر 1987 م‎. / 1366 ش‎. در محله ي شجاعيه ي غزّه، سهمي مهم در تولد انتفاضه داشته است‎، ولي پس از آن‎، خود تحت تأثير انتفاضه قرار گرفت‎. (15)

به اعتقاد شهيد فتحي شقاقي‎، جنبش جهاد اسلامي، سه مرحله را پشت‎ سر گذارده است‎:

مرحله ي اول‎: مرحله ي آماده سازي و بسيج از طريق كار سياسي‎ و مردمي و تبليغ در مساجد و دانشگاه‎ها و اتحاديه‎ها و جزوات‎ و اعلاميه‎ها و نشريه‎هاي مخفي‎. مرحله ي دوم‎: آغاز مبارزه و جهاد مسلحانه كه در ايجاد اعتماد به نفس مردم فلسطين تأثيري‎ زيادي داشت‎؛ مانند درگيري شهادت طلبانه ي 6/10/1987 م 1366 ش‎ با نيروهاي صهيونيستي‎… مرحله ي سوم‎: جنبش جهاد اسلامي از روز اول و به طور روزمرّه در تمامي رويدادهاي‎ انتفاضه حاضر بود. هفته‎ها گذشت تا ديگر نيروهاي اسلامي و ملي به پا خيزند و صفوف خود را منظم سازند و با قوت در انتفاضه شركت كنند.(16)

واژه ي «حماس‎» (تأسيس 1987 م‎/1366 ش‎) مخفّف عبارت «حركة‎ المقاومة الاسلامية في فلسطين‎» (جنبش مقاومت اسلامي فلسطين‎) است‎. اين سازمان يكي از برجسته‎ترين سازمان‎هاي فلسطيني ضد صهيونيستي است‎. «حماس‎» گاه به عنوان نامي براي اخوان المسلمين غزّه و كرانه ي غربي و گاه براي‎ جناح يا شعبه‎اي‎ (نظامي‎) از جناح‎ها و شاخه‎هاي اخوان المسلمين به كار مي‎رود. به اعتقاد ابو غنيمه - از چهره‎هاي اخوان المسلمين اردن - حماس‎، جنبشي نوين نيست‎، بلكه جنبش مادر، كه حماس به آن گرايش دارد، جنبش‎ اخوان المسلمين است‎.(17)

به هر حال‎، حماس جنبشي است كه براي نجات فلسطين‎، بيش از ديگر جنبش‎ها - به غير از جنبش جهاد اسلامي - بر مردم متكي است و براي مبارزه‎ ي فرهنگي و سياسي‎، بيش از جهاد نظامي اهميّت قائل است و از اين رو، با جنبش جهاد اسلامي متفاوت است‎. حماس با ساف‎(18) و سازمان‎هاي ديگر فلسطيني‎، به رغم وجود پاره‎اي‎ اختلافات (مانند مخالفت حماس با ناسيوناليسم عربي‎) همزيستي مسالمت‎آميز دارد. در حالي سازمان يا جنبش‎ جهاد اسلامي‎، رابطه اي‎ با سازمان‎هاي لائيك فلسطيني چون ساف ندارد(19) به ديگر سخن‎، حماس تحت رهبري معنوي شيخ احمد ياسين‎، به جنبش‎هاي‎ ملي و غير مذهبي نيز احترام مي‎گذارد و مادام كه آن جنبش‎ها اختيار خود را به‎ شرق كمونيست يا غرب صليبي ندهند، حماس دست آنان را مي‎فشارد.(20)

حماس از نظر گستردگي فعاليت‎هاي غير نظامي‎، ميزان امكانات‎، بهره‎مندي از كمك‎هاي مالي دولت‎هاي عرب و مسلمان و برخورداري از وسائل تبليغاتي‎، توانمندتر از سازمان يا جنبش جهاد اسلامي است‎. در عوض‎، به‎نظر مي‎رسد، فعاليت نظامي و محبوبيت اجتماعي جهاد اسلامي‎، بيش از حماس است‎، از آن رو كه‎، تنها راه نجات فلسطين‎، جهاد اسلامي است‎. با اين همه‎، هر دو سازمان در مخالفت با صهيونيست‎، تشكيل دولت اسلامي و آزادي همه ي سرزمين‎هاي فلسطين اشتراك نظر دارند.(21)

انتفاضه و اسرائيل

قيام مردم فلسطين يا انتفاضه‎، تأثيري ژرف بر اسرائيل داشته است كه‎ برخي از مهم‎ترين آنها عبارت اند از:

1ـ وقوع انتفاضه و ناكامي اسرائيل در سركوب آن‎، صلح خواهي را در اسرائيل به شدت تقويت كرده است به گونه اي‎ كه اين گرايش به صلح‎، موجب‎ تأسيس مجلس صلح و امنيت در اسرائيل شده است‎. اين مجلس‎، كه با حضور سي تن از فرماندهان نظامي اسرائيل تشكيل شده است‎، مي‎كوشد ثابت كند كه‎ چشم پوشي تدريجي از مناطق اشغالي (غزه و نوار غربي‎) نه به كاهش‎، بلكه به‎ افزايش امنيت اسرائيل مي‎انجامد.(22)

2ـ دولت اسرائيل براي خاموش كردن انتفاضه به روش‎هاي‎ خشونت‎آميز (مانند شكستن دست و پاي تظاهر كنندگان فلسطيني‎) پرداخته‎ است‎. اين موضوع مخالفت افكار عمومي جهاني و حتي واكنش يهوديان‎ آمريكا را در پي داشته كه افزايش آن‎، نخست وزير پيشين اسرائيل را وادار ساخت براي كاستن اضطراب و مخالفت جامعه ي يهوديان آمريكا به آن كشور سفر و اقدامات اسرائيل را توجيه كند و بگويد «طغيان فلسطينيان نه فقط عليه‎ مناطق اشغالي، بلكه عليه موجوديت كشور اسرائيل است‎.» (23)

3ـ انتفاضه، موجب بالا گرفتن اختلاف ميان مسؤولان اسرائيلي و پديد آمدن شكاف آشكار ميان احزاب اسرائيل از يك سو و ميان آنان و آمريكا از سوي ديگر شده است‎. به عنوان مثال‎، آمريكا براي خاموش كردن قيام مردم‎ فلسطين‎، موضوع خود مختاري محدود فلسطينيان را در اراضي اشغالي‎ پيش‎نهاد و شيمون پرز از اين ابتكار آمريكا حمايت كرده‎، اما نخست وزير دولت اسرائيل‎، شامير، با اين طرح به مخالفت برخاسته‎اند.(24)

4ـ هزينه ي سركوب انتفاضه براي اسرائيل تكان دهنده بوده است‎. صرف‎ هزينه‎ اي برابر با 000/650/1 دلار در هر روز، بخشي از هزينه‎هاي سركوب‎ قيام مردم فلسطين است‎. وان گهي‎، زيان‎هاي مستقيم و غير مستقيم انتفاضه بر اسرائيل بسيار است كه زيان در بخش ساختمان سازي‎، كاهش درآمدهاي‎ ناشي از صنعت توريسم‎، تنزل سه درصدي توليد ناخالص ملي‎، كم شدن‎ صادرات در اراضي اشغالي‎، كاهش سيزده درصدي ارزش پول اسرائيل‎، پايين‎ آمدن هشت درصدي دستمزدها و كسري تراز بازرگاني از آن جمله است‎. هم‎چنين‎، قيام انتفاضه، موجب افزايش بيست و دو درصدي تورم‎، صعود رقم‎ بي كاري به 2/7 درصد و افزايش هزينه‎هاي نظامي شده است‎. مركز مطالعات‎ استراتژيك دانشگاه تل آويو، از دست رفتن روحيّه ي ارتش‎، انتقاد اروپا و آمريكا از اسرائيل‎، تشديد خشونت داخلي و بي اعتبار شدن موقعيت بين المللي‎ اسرائيل را از ديگر پيامدهاي انتفاضه مي‎داند.(25)

 

 ساف و انتفاضه

تأثير انتفاضه بر ساف‎، تأثيري چندگانه و پيچيده بوده است‎. وقوع‎ انتفاضه ابتكار عمل مبارزه ي ضد اسرائيلي را از دست ياسر عرفات بيرون آورد، انتفاضه، ، سازش‎كاري ساف را محكوم كرد و از اين رو، موجوديت ساف را با تهديد رو به رو ساخت و به موقعيت اين سازمان‎، به عنوان تنها نماينده ي مردم‎ فلسطين‎، آسيب رسانيد. از اين رو تلاش ياسر عرفات براي متوقف ساختن‎ انتفاضه به شكست انجاميد. هم‎چنين كوشش عرفات براي تغيير شيوه ي مبارزه ي‎ انتفاضه از حالت خصومت‎آميز به حالت مسالمت‎آميز به جايي نرسيد و مردم‎ انقلابي فلسطين، اين توصيه ي عرفات را نپذيرفتند كه آنان بايد به راهپيمايي‎هاي‎ آرام، تن در دهند.(26)

ديگر آن كه تضعيف يا حذف ساف به زيان اسرائيل است‎؛ زيان حذف‎ ساف‎، اسرائيل را ناچار مي‎سازد كه با اصول گرايان اسلامي‎، چون حماس رو به رو شود و با آنان بر سر مسائل فلسطين به مذاكره بپردازد. بنابراين‎، اسرائيل‎ روش مسالمت جويانه ي ساف را بر منش خصومت‎آميز گروه‎هاي اصول‎گرا، ترجيح مي‎دهد و از اين رو به استحكام روابط خود با ساف پرداخته است‎. اين‎ نزديكي و گسترش روابط‎، نتايجي براي طرفين در پي داشته است. از آن جمله:

1ـ اسرائيل براي گسترش نيافتن انتفاضه‎، با اعطاي خود گرداني محدود غزّه - اريحا (1993 م‎./1372 ش‎.)، اجراي آن (1994 م‎./ 1373ش‎.) و توسعه‎اش به كرانه ي باختري رود اردن (1995 م‎. /1374 ش‎.) موافقت كرد. پرز در اين باره مي‎گويد: «تعدادي از دوستان من و نيز بسياري از دشمنان از من‎ مي‎پرسند با توجه به اين كه سال‎ها به عنوان يك نظامي در ارتش اسرائيل‎ خدمت كرده‎ام ـ در طول بيش از بيست سال ـ چرا به دنبال صلح هستم‎، براي‎ اين كه اسب ترواي جنگ‎، ديگر عقيم شده است‎».(27)

2ـ گرايش اسرائيل به ساف‎، اين سازمان، را كه مي‎رفت از صحنه ي سياست‎ حذف شود، دوباره زنده كرد. به عقيده ي پرز، عرفات به جايي رسيده بود كه جز مذاكره و سازش راهي ديگر نداشت‎. وزير محيط زيست پيشين اسرائيل در اين‎ باره مي‎گويد: «ساف در برابر حماس با اسرائيل متحد خواهد شد. دولت‎ اسرائيل بايد مركزيّت فلسطين به رهبري عرفات را به رسمّيت بشناسد؛ زيرا اين سازمان اصلي‎ترين متحد ما در برابر جنبش حماس است‎.»(28)

اعتقادات يكسان (مانند اصل توحيد و نبوت‎) و نيز دشمنان يگانه‎ (همانند آمريكا و اسرائيل ) و هدف‎هاي برابر (چون از ميان بردن ستم و تباهي‎)، از مشتركاتي است كه زمينه ي تأثير پذيري متقابل پديده‎هاي انساني را در جهان اسلام فراهم آورده است‎. اما وقوع انقلاب اسلامي‎، به مشتركات‎ مسلمانان عمق بيشتري بخشيد و بر ميزان تأثير گذاري هدف‎ها و آرمان‎هاي‎ انقلاب اسلامي در كشورهاي اسلامي چون فلسطين افزود.(29)

 

شاه و اسرائيل

براي فهم تأثير انقلاب اسلامي بر جنبش‎هاي اسلامي فلسطين و انتفاضه‎، مروري كوتاه بر پيشينه ي روابط ايران و اسرائيل ضروري است‎.

يك سال پس از تأسيس اسرائيل‎، نخست وزير ايران‎، رژيم اشغال‎گر قدس را به گونه ي «دو فاكتور»(30) به رسميت شناخت‎. در جريان نهضت ملي شدن نفت‎، همكاري دو كشور ايران و اسرائيل قطع شد، اما محمدرضا پهلوي‎ در 1333 ش‎. دستور برقراري همكاري و انعقاد نخستين قرارداد فروش نفت‎ به اسرائيل را صادر كرد. اين قرارداد نفتي‎، در 1336 ش‎. علني شد و ميزان‎ صادرات نفت به اسرائيل طي سه سال پس از قرارداد به دو برابر افزايش يافت‎. با اين حال‎، سطح همكاري‎هاي دو كشور، پيش از 1337 ش‎. محدود به‎ همكاري‎هاي نفتي و اطلاعاتي بود. پس از 1337 ش‎. با خطري كه اسرائيل و ايران از اتحاد مصر و سوريه (جمهوري عربي متحده‎) احساس مي‎كردند، به‎ توسعه ي روابط سياسي با يكديگر پرداختند و هم از اين رو، در 1337 ش‎. نخستين نماينده ي سياسي اسرائيل وارد تهران شد و يك سال بعد، دفتر سياسي‎ ايران در تل آويو گشايش يافت‎. سر انجام شاه ايران در سال‎هاي پاياني دهه ي 30 ش‎. در مصاحبه با سردبير روزنامه ي كيهان‎، اسرائيل را تلويحاً به رسميت‎ شناخت‎.(31)

با روي كار آمدن هويدا در ايران (نخست وزير) و سفر رئيس ستاد ارتش‎ (عزروايزمن‎) و نخست وزير اسرائيل (لوي اشكول‎) به ايران روابط دو كشور گسترش يافت‎. شاه در 1346 ش‎. از كشورهاي عرب درخواست كرد كه‎ موجوديّت اسرائيل را به رسميّت بشناسند. در 1348 ش‎. شركت نفت ماوراي‎ آسيا براي تأمين نفت مصرفي اسرائيل و صادرات نفت ايران به اروپا، تأسيس‎ شد. در همين سال شاه در مصاحبه با يك  خبرنگار انگليسي‎، آشكارا موجوديّت اسرائيل را پذيرفت‎. افزون بر اين‎، ايران در نزديك شدن مصر به‎ اسرائيل و انعقاد قرارداد كمپ ديويد، سهمي مهم داشته است‎.(32)

همكاري رژيم شاه با اسرائيل با اعتراض روحانيون (مانند آيت‎اللّه كاشاني‎)، مردم، گروه‎هاي سياسي (فدائيان اسلام‎)(33) و فلسطينيان و به‎ ويژه مخالفت آشكار امام خميني‎(قدس سره) رو به رو بود. شناسايي اسرائيل از سوي‎ شاه نيز به واكنش آيت‎اللّه كاشاني‎،(34) شيخ شلتوت (رئيس الازهر مصر) و آيت اللّه بروجردي و قطع رابطه ي مصر با ايران انجاميد. با ورود امام خميني‎(قدس سره) به عرصه ي مبارزه ي سياسي عليه شاه فضاي ضد اسرائيلي در ايران گسترش يافت‎. امام خميني‎(قدس سره) در سخنراني عصر عاشوراي 1342 ش‎. به شاه و اسرائيل‎ يورش برد، در 1343 ش‎. تمام گرفتاري‎هاي ملت ايران را ناشي از اسرائيل‎ خواند، در 1347 ش‎. حكم جواز صرف بخشي از حقوق شرعيه (زكات و صدقات‎) را براي تسليح و مجهز ساختن مجاهدان فلسطين صادر كرد، در 1352 ش‎. از كشورهاي درگير با اسرائيل خواست كه با استواري نبرد با اسرائيل را ادامه دهند و در 1357 ش‎. يكي از علل پيروزي انقلاب اسلامي را حمايت‎هاي بي حد و حصر رژيم پهلوي از اسرائيل دانست‎. شايد از اين رو بوده كه شهيد فتحي شقاقي دبير كل پيشين جنبش جهاد اسلامي فلسطين‎، گفت: «خطرناك‎ترين قضيّه قرن (  مسأله فلسطين‎) در صدر اهتمامات ابر مرد قرن ( امام خميني‎ (قدس سره) ) قرار داشت‎.»(35)

 

فقدان مشروعيت سياسي‎اسرائيل

در آغاز سال 1357 ش‎. نزديك به بيست سال بود(36) كه امام خميني‎(قدس سره)  از نامشروع بودن اسرائيل سخن مي‎گفت‎. ملت ايران نيز بر خلاف خواست‎ رژيم ستم شاهي‎، از اسرائيل و عمّال آن متنفّر بود و تحت زعامت و رهبري‎ امام خميني‎(قدس سره) هر گونه رابطه ي تجاري و سياسي با آن رژيم را حرام و مخالف با اسلام مي‎دانست‎. افزون بر اين‎، ملت ايران‎، اسرائيل را به رسميّت نمي‎شناخت‎ و هيچ حقي نيز براي موجوديّت آن دولت قائل نبود. سرانجام‎، نامشروع‎ دانستن اسرائيل و ديگر مواضع ضد اسرائيلي نهضت اسلامي ايرانيان چنان‎ گسترش يافت كه اين موضوع به يكي از زمينه‎هاي تحقق پيروزي انقلاب مبدّل‎ شد. امام خميني‎(قدس سره) در اين باره فرمود:

«يكي از علل قيام مردم مسلمان ايران عليه شاه‎، حمايت بي‎ دريغ او از اسرائيل غاصب است‎... (بنابراين‎) يكي از جهاتي كه‎ ما را در مقابل شاه قرار داده است‎، كمك او به اسرائيل است‎.»(37)

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اسرائيل در ديدگاه ايرانيان‎، هم‎چنان‎ صهيونيسم كافر، صهيونيست تبهكار، دولت غاصب‎، جرثومه ي فساد و غدّه ي‎ سرطاني بود. از اين رو، كمتر از يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران‎، امام خميني‎(قدس سره) در ديدار با مقامات بلند پايه ي فلسطيني با شعار «امروز ايران‎، فردا فلسطين‎» اولويت سياست خارجي ايران اسلامي را مشخص كرد. امام‎ خميني‎(قدس سره) طرفداري از طرح استقلال و شناسايي اسرائيل را براي مسلمانان‎ يك فاجعه مي‎دانست‎، و مخالفت با آن را فريضه‎اي‎ بزرگ بر مي‎شمرد. آن امام‎ بزرگ از يك سو مسلمانان را به مبارزه عليه اسرائيل فرا مي‎خواند و به صراحت‎ مي‎گفت‎: «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.» و از سويي ديگر، به همه ي‎ كساني كه در پي شناسايي اسرائيل بودند، هشدار مي‎داد كه از تأديب ملت‎ ايران بترسند.(38)

روابط ايران با گروه ها و حركت‎هاي فلسطيني‎، بر پايه مواضع آنها در قبال‎ موجوديت اسرائيل قرار دارد. حمايت ساف در جنگ تحميلي از رژيم عراق و سازمان منافقين‎، اگر چه به كاهش روابط ايران و ساف انجاميد، هيچ گاه منجر به‎ قطع روابط و يا عدم پذيرش ساف به عنوان تنها نماينده ي رسمي مردم فلسطين‎ نشد. اما از هنگامي كه ساف از موضع نامشروع دانستن اسرائيل دست برداشت‎ و شعار مبارزه ي مسلحانه بر ضد اسرائيل را از منشور ملي فلسطين حذف كرد، ديگر ايران‎، آن سازمان را به عنوان تنها نماينده ي فلسطين به رسميّت‎ نمي‎شناسد، و در برابر قيام خود جوش انتفاضه‎، كه بر پايه ي رد موجوديّت‎ اسرائيل شكل گرفته است‎، از همان آغاز مورد حمايت رهبر، دولت و مردم‎ ايران بوده است به گونه‎ كه جهانيان‎، ايران اسلامي را تنها حامي و پيشتيبان‎ راستين آن مي‎دانند.(39)

 

اسلام، تنها راه نجات فلسطين 

تبديل مسأله ي فلسطين از مسأله‎اي‎ كه از طريق ناسيوناليسم و كمونيسم‎ حل شود به مسأله و راه حل‎هاي اسلامي تحولي است، نوين كه در دو دهه اخير پديد آمده است‎. اين تحول ناشي از آن است كه سال‎ها مبارزه ي كشورهاي عرب‎ و سازمان‎هاي فلسطيني در پناه روس‎ها، راه به جايي نبرده و به نجات فلسطين‎ نينجاميده است‎. با مرگ جمال عبدالناصر و فروپاشي شوروي سابق انديشه‎ ي ناسيوناليستي و كمونيستي كارآيي اندك خود را در مبارزه ضد اسرائيلي از دست داد، در حالي كه اسلام توانايي خود را در براندازي حكومت 2500 ساله ي شاهنشاهي ايران و تأسيس حكومت اسلامي به اثبات رساند. بنابراين‎، جنبش‎ فلسطين براي خارج شدن از بن بست مبارزه ي بي فرجام خود، اسلام را تنها ابزار كارآمد دريافته است‎. به عقيده ي شيخ محمد ابوطير از روحانيان برجسته‎ انتفاضه‎، تنها اسلام است كه راهگشاي آزادي فلسطين است‎. جهاد اسلامي‎ فلسطين نيز بر اين باور است كه مسأله ي فلسطين‎، مسأله‎يي‎ اسلامي است‎، نه‎ مسأله‎يي‎ ملي كه تنها مربوط به فلسطينيان باشد و يا مسأله‎ اي‎ عربي كه تنها به‎ اعراب مربوط باشد.(40)

نشانه‎هايي بسيار از تغيير ماهيّت جنبش فلسطيني در دست است كه‎ انتفاضه و شيوه و ويژگي‎هايش‎، يكي از آن‎هاست‎. وابسته نبودن انتفاضه به‎ گروه‎هاي داخلي و كشورهاي خارجي و جايگزيني يك روش همه جانبه ي‎ سياسي‎، نظامي و فرهنگي به جاي روش‎هاي صرفاً مسلحانه يا مسالمت‎آميز، تبديل مساجد به منابع الهام بخش روح اسلامي‎، ثبات و پيوستگي مبارزان‎، گسترش شمار مساجد، توسعه حضور مردم در نمازهاي جمعه و جماعات‎، انتشار مجله‎هاي انقلابي چون الطليعة الاسلامية و حمله ي مكرر به مشروب‎ فروشي‎ها در دو دهه ي اخير، از نشانه‎هاي روي كرد جنبش فلسطين به اسلام‎ است‎. (41)

يكي از رهبران سازمان جهاد اسلامي در اين باره مي‎گويد: «انقلاب ايران‎ بود كه عصر جديدي را پيش روي ما گذاشت و باعث شد كه به مسأله ي فلسطين‎ تنها از زوايه ي خاص اسلام نگاه كنيم‎». از اين رو، آنان امام خميني‎(قدس سره)  را رهبر خود و انقلاب اسلامي را تنها وسيله براي نجات فلسطين مي‎دانند. هاني‎ الحسن‎، نخستين سفير ساف در تهران مي‎گويد: «ما فرزندان يك انقلاب هستيم‎ و رهبرمان يكي است و او امام خميني است‎.» و ياسر عرفات در اين باره‎ مي‎گويد، «به نظر مي‎رسد كه سرنوشت‎، چنين حتم كرده كه بيت‎المقدس به‎ دست مردم غير عرب آزاد شود.»(42) البته اكنون‎، اين دو، مواضع خود را تغيير داده‎اند.

 

بازگشت حيات اسلام به فلسطين

تجديد حيات اسلام در جهان و به ويژه در فلسطين مرهون انقلاب‎ اسلامي است‎. همچنين‎، سهمي توجه برانگيز از تجديد حيات اسلام در فلسطين متأثر از اقدامات جمهوري اسلامي ايران در باره فلسطين است كه‎ پذيرش مقامات بلند پايه ي فلسطيني در روزهاي آغازين پيروزي انقلاب‎ اسلامي‎، تبديل كنسول‎گري اسرائيل به سفارت فلسطين‎، اعطاي لقب‎ سفير(43) به نماينده ساف در ايران‎، اعلام آخرين جمعه ماه مبارك رمضان‎ (44) به عنوان روز جهاني قدس‎، ارائه ي كمك‎هاي مالي و انسان دوستانه‎، حمايت‎ها و پشتيباني‎هاي ديپلماتيك و سياسي از جنبش فلسطين‎، مخالفت با طرح‎هاي‎ سازش و صلح خاورميانه‎، تأسيس صندوق حمايت از مردم فلسطين، بخشي از اين اقدامات به شمار مي‎رود.(45)

انقلاب اسلامي ايران انگيزه ي اصلي خيزش و رستاخيز اسلامي در فلسطين اشغالي‎، به ويژه در نوار غزّه و كرانه باختري رود اردن محسوب‎ مي‎شود. شيخ عبدالعزيز عوده‎، رهبر معنوي جنبش جهاد اسلامي‎، مي‎گويد: «انقلاب (امام‎) خميني، مهم‎ترين و جديدترين تلاش در بيدار سازي اسلامي‎ براي اتحاد ملت‎هاي مسلمان بود.» و نيز برژينسكي‎، مشاور امنيت ملي دولت‎ كارتر مي‎نويسد: «تجديد حيات اسلام بنيادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه‎ و تشنجات ناشي از ايران امام خميني‎، يك مخاطره ي مستمرّ براي منافع ما در منطقه اي كه حيات جهان غرب كاملاً به آن وابسته است‎، ايجاد كرده‎ است‎.»(46)

بنابراين‎، انقلاب اسلامي برداشتي نوين از اسلام و قرآن در جوامع‎ اسلامي و نيز در جامعه ي سنّي مذهب فلسطين پديد آورد؛ چنان كه روند مخالفت با دولت‎هاي فاسد و سركوب‎گر را تشديد كرد، به مبارزه ي آشكار عليه‎ آموزه‎هاي تحميلي ضد ديني دامن زد، تلاش براي تحقق برابري و عدالت‎ اجتماعي را شدت بخشيد، واكنش مسلمانان در برابر غرب و غرب‎زدگي را توسعه داد و يأس و نااميدي سال‎هاي پاياني دهه  70 م‎. / 50ش‎. را از ميان‎ برد. يكي از مهم‎ترين علت‎هاي ناكامي ساف در مبارزات ضد اسرائيلي نيز برخوردار نبودن از درك شرايط نويني بوده است كه انقلاب اسلامي در جهان‎ آفريد. ولي به عكس ساف‎، حركت اسلامي نوين فلسطين‎، شيوه‎هاي انقلاب‎ اسلامي را مبناي مبارزات ضد صهيونيستي خويش قرار داده است‎. شيخ‎ اسعد تميمي‎، از رهبران جنبش فلسطيني‎، بر آن است كه تا زمان انقلاب ايران‎، اسلام از عرصه نبرد اعراب عليه اسرائيل غايب بود و حتي مسلمانان در عرصه ي‎  واژگان‎، مثلاً به جاي واژه ي «جهاد» از واژه‎هايي همچون «نضال‎» (مبارزه‎) و «كفاح‎» (پيكار) بهره مي‎جستند و انقلاب ايران‎، اين حقيقت را كه «اسلام راه‎ حل و جهاد. وسيله ي اصلي است‎» به سرزمين فلسطين رهنمون شد. شيخ عبداللّه شامي‎، چهر ه ي برجسته ي اصول‎گراي فلسطيني مي‎گويد، پيروزي انقلاب‎ اسلامي در ايران اثري ژرف بر انقلاب و بر مردم فلسطين داشته است و پس از آن مردم فلسطين دريافتند كه براي آزادي فلسطين به قرآن و سلاح نيازمندند. اين انديشه‎، نخست در حركت جهاد اسلامي فلسطين راه يافت و سپس همين‎ سازمان بذر آن را در سرزمين فلسطين افشاند.(47)

 

 فلسطين و انقلاب اسلامي

تأثير انقلاب اسلامي بر فلسطين به آنچه گذشت پايان نمي‎يابد، بلكه به‎ موارد ديگري نيز مي‎توان اشاره كرد كه عبارتند از:

1ـ نظام اسلامي‎، كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شكل‎ گرفت‎، به صورت بهترين نمونه و مهم‎ترين خواسته ي سياسي مبارزان مسلمان‎ فلسطيني در آمده است‎. اين مبارزان براي بر پايي حكومت اسلامي‎، به‎ شيوه‎هاي قهرآميز و مسلحانه (مانند جنبش جهاد اسلامي‎) و يا راه‎هاي‎ مسالمت جويانه (چون حماس‎) روي آورده‎اند. البته‎، اين بدان معنا نيست كه‎ همه ي مبارزان فلسطيني آشكارا خواهان حكومت اسلامي‎اند، بلكه برخي از گروهاي فلسطيني در پي اجراي شريعت اسلامي‎اند، نه استقرار حكومت‎ اسلامي‎.

2ـ جنبش اسلامي فلسطين‎، همانند انقلاب اسلامي ايران‎، از مسجد و اماكن ديني سرچشمه مي‎گيرد و به همان جا ختم مي‎شود. حتي دانشجويان‎ انقلابي‎، حركت‎هاي ضد صهيونيستي خود را از مسجدِ دانشگاه‎ها سامان‎ مي‎دهند. بدين‎سان‎، مساجد رونقي تازه ي يافته و اجتماع نمازگزاران در مساجد افزون گشته ومساجد به مركز مخالفت‎هاي ضد اسرائيلي تبديل شده‎اند و از اين رو است كه انتفاضه را «انقلاب مساجد» نيز گفته‎اند(48).

3ـ امروزه پيروان انقلاب اسلامي بر لزوم وحدت همه ي قشرها و مذاهب‎ براي نيل به پيروزي در جنبش اسلامي فلسطين پاي مي‎فشارند. انقلاب‎ اسلامي ايران به پيروي از اسلام ناب محمدي‎(صلي الله عليه وآله) و انتفاضه به تأثير از انقلاب اسلامي‎، وحدت را ابزار كارآمد براي نيل به پيروزي مي‎دانند و از اين‎ رو، بر جنبه‎هاي اختلاف برانگيز پاي نمي‎فشارند. در واقع‎، مسلمانان به‎ توانايي اسلام در بسيج عمومي آگاه شده و به ناكارآيي شيوه‎هاي‎ روشنفكرنمايان غرب زده براي نجات فلسطين پي برده‎اند.

4ـ تولّد و موجوديّت برخي گروه‎هاي مبارز فلسطيني‎، چون جهاد اسلامي و حماس‎، وامدار انقلاب اسلامي است‎. اين گروه‎ها از اخوان‎ المسلمين مصر به دليل ركود، رخوت و موضع انفعالي‎اش جدا شدند، تا با جذب و سازماندهي نويني به مبارزه ي نظامي و سياسي عليه اسرائيل بپردازند. با اين حال‎، اخوان المسلمين فلسطين نيز كه از شيوه اي‎ مسالمت‎جويانه پيروي‎ كرده است‎، به تأثير از انقلاب اسلامي‎، فعّاليت‎هاي فرهنگي‎، ديني و اجتماعي‎ خويش را افزايش داده است‎. (49)

 

پاورقي‎ها

 

1ـ فرهنگ علوم سياسي، آقابخشي‎، ص 170. فرهنگ تاريخي سياسي ايران و خاورميانه‎، علي بابائي‎، ج 1، ص 62. انتفاضه‎؛ حماسه مقاومت فلسطين‎، جميله كديور، ص17.

2-همان.

3ـ در 1921 م‎./1300 ش‎. قيام عليه سلطه انگليس و گسترش صهيونيسم‎ و در 1932م‎./ 1311 ش‎. حركت ضد انگليسي و يهودي شيخ عزالدين قسام و در 1939 م‎./1318 ش‎. قيام حاج امين حسيني‎ روي داد.

4 ـ «انتفاضه; آخرين راه رهايي‎» روزنامه ي اطلاعات‎( 15 تير 1377) ص8.

5ـ انتفاضه و طرح اسلامي معاصر، فتحي ابراهيم شقاقي‎، ص 128.

6ـ همان‎، ص 23 و 24.

7ـ همان‎، ص 86 و 28.«انتفاضه‎؛ آخرين راه رهايي‎»،روزنامه ي اطلاعات‎( 15 تير 1377) ص 8.

8 ـ انتفاضه و طرح اسلامي معاصر، فتحي شقاقي‎، ص 86.

9ـ جبهه نجات ملي فلسطين‎، زامل سعيدي‎، ص 126.

10ـ انتفاضه‎؛ حماسه مقاومت فلسطين‎، كديور، ص 21.

11ـ همان‎، ص‎150 ـ 152.

12- مقصود رنجبر، حزب الله لبنان‎، تصويري ديگر از انقلاب اسلامي‎، هفته نامه پگاه‎ حوزه شماره 121 (18 بهمن 1382) ص 6 - 5.

13 ـ پس از شهادت فتحي شقاقي‎، دكتر رمضان عبداللّه رهبري جنبش را در دست‎ گرفت‎.

14ـ در برخي از منابع‎، تاريخ انشعاب و شكل‎گيري جهاد اسلامي‎، اواخر دهه 50 ش‎./1970 م‎. ذكر شده است‎.

15ـ انتفاضه‎؛ حماسه ي مقاومت فلسطين‎، كديور، ص 152 ـ 153.

16ـ انتفاضه‎؛ «آخرين راه رهايي‎»، روزنامه ي اطلاعات‎( 15 تير 1377)ص 8.

17ـ جنبش‎هاي اسلامي در فلسطين‎، زياد ابو عمرو،ترجمه هادي صبا، ص 66ـ69 و ص 77.

18 ـ جنبش جهاد اسلامي‎، ساف‎ را به عنوان نماينده ي تمام فلسطين نمي‎داند.

19- محمد اسماعيل خدادادي‎، «يهود و انتفاضه از ريشه تا امروز»، هفته‎نامه پگاه حوزه‎، شماره ي 110 (1 آ‎ذر 1382) ص 20 - 17.

20 ـ جنبش‎هاي اسلامي در فلسطين‎، ابو عمرو، ص 66 ـ 69 و 79.

21 ـ انتفاضه و طرح اسلامي معاصر، فتحي شقاقي‎، ص 133 و 137. اسرائيل پايگاه‎ امپرياليسم و حركت‎هاي اسلامي در فلسطين‎، سيد هادي خسرو شاهي‎، ص 150.

22ـ «ديدگاه فرماندهان نظامي رژيم صهيونيستي در باره آينده كرانه باختري و نوار غزه‎». روزنامه ي اطلاعات‎( 17 مرداد 1376) ص 8.

23 ـ «زمينه‎هاي  پذيرش طرح غزه ـ اريجا توسط ساف‎»  روزنامه ي اطلاعات‎(  25 دي‎ 1372) ص 12.

24 ـ همان‎.

25 ـ «انزواي سياسي رژيم صهيونسيتي‎» روزنامه ي اطلاعات‎ (19 فروردين 1367) ص‎ 12. «انتفاضه‎؛ آخرين راه رهايي‎» روزنامه ي اطلاعات‎ 15تير 1377) ص 5.

26 ـ «اظهارات احمد جبرئيل پيرامون قيام در سرزمينهاي اشغالي‎» روزنامه اطلاعات‎ (25 تير 1368) ص 12. روزنامه اطلاعات‎ (28 شهريور 1372) ص آخر.

27 ـ همان‎.

28 ـ همان‎.

29 ـ نهضت‎هاي اسلامي و انقلاب اسلامي ايران‎، كليم صديقي‎، ترجمه ي سيد هادي‎ خسرو شاهي‎، ص 65. فلسطين از ديدگاه امام خميني‎(ره‎)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني‎(ره‎)، ص 201، رويارويي انقلاب اسلامي و آمريكا، جميله كديور، ص 98.

30 ـ شناسايي «دو فاكتور» به معناي شناسايي موقّت است‎.

31 ـ  سياست خارجي ايران در دوران پهلوي‎،  عبدالرضا هوشنگ مهدوي‎،  ص 283، 385،39ه و 442.

32 ـ همان‎، ص 386، ب392، 453.

33 ـ فدائيان اسلام‎، سازماني است كه نواب صفوي مؤسس آن بوده است‎.

34 ـ آيت‎اللّه كاشاني حتي در 1326 ش‎. از مردم براي تظاهرات عليه اسرائيل دعوت‎ كرد و شماره حسابي را براي كمك به مردم فلسطين اختصاص داد.

35 ـ انتفاضه و طرح اسلامي معاصر، فتحي شقاقي‎، ص 105، 111، 116، 119 و120.

36 ـ اشاره به اين سخن امام خميني‎(ره‎) است‎: «من قريب بيست سال است كه به‎ كشورهاي عربي توصيه مي‎كنم كه با هم مجتمع شويد و اين ماده فساد را طرد كنيد.» رك‎: صحيفه ي نور، امام خميني‎(ره‎)، ج 6، ص 116.

37 ـ فلسطين از ديدگاه امام خميني‎(ره‎)، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني‎(ره‎)، ص 1، 38، 43، 45، 97 و 103.

38 ـ همان‎، ص 46، 48، 52، 60، 101، 85، 129، 130 و 175.

39 ـ روابط جمهوري اسلامي با سازمان آزادي بخش فلسطين‎، محمدي‎، ص 19.

40 ـ فلسطين از ديدگاه امام خميني‎ (ره‎)،  مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني‎(ره‎)، ص 197 ـ 204. روزنامه ي اطلاعات‎( 22 آذر 1368). رويارويي انقلاب اسلامي با آمريكا، كديور، ص 114.

41 ـ نهضت‎هاي اسلامي در انقلاب اسلامي‎، صديقي‎، ص 69 ـ 70. روزنامه ي‎ اطلاعات‎ (6 دي 1366. فلسطين از ديدگاه امام خميني‎(ره‎)، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني‎(ره‎)، ص 2ه2.

42 - انتفاضه‎، طرح اسلامي معاصر، فتحي شقاقي‎، ص 123. رويارويي انقلاب اسلامي‎ و آمريكا، كديور، ص 114.

43 ـ اعطاي عنوان «سفير) به نماينده ساف‎، نخستين اقدام سياسي پر سر و صداي ايران‎ در باره فلسطين لقب گرفته است‎.

44 ـ اعلام آخرين جمعه ي ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهاني قدس‎ از سوي امام‎ خميني‎(ره‎) و در نخستين سال موجوديت جمهوري اسلامي تحقق يافت‎.

45 ـ رويارويي انقلاب اسلامي و آمريكا، كديور، ص 97 ـ 103.

46 ـ همان‎، ص 97 ـ 98 و 114.

47 ـ همان‎.

48 - علي اميني‎، انقلاب اسلامي و مسأله فلسطين (تهران‎: نيروي مقاومت بسيج سپاه‎، 1381) ص 34 - 31.

49 ـ در اين بخش‎، علاوه بر منابع قبلي از منابع زير نيز استفاده شده است‎:

الف ـ «انقلاب اسلامي ايران و جنبش‎هاي اسلامي در خاورميانه عربي‎»، حميد احمدي‎، مجموعه مقالات پيرامون جهان سوم‎، ص 17 ـ 157.

ب ـ دستاوردهاي عظيم انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در گستره ي جهان‎، ج 2، سازمان‎ فرهنگ و ارتباطات اسلامي‎، ص 3 ـ 48.

0 نظر